بنیاد پاک

از تجربیات، مبارزات و سرگذشت فعالیت های خود و دیگر کارگران و رهبران کارگری بگویید، بنویسید و با دیگران به اشتراک بگذارید.
دست به کار شوید

تازه‌ها

آشنایی با قرارداد کار در قانون کار ایران

کانون مدافعان حقوق کارگر فصل دوم قانون کار به تعریف‌ قرارداد کار و شرایط‌ اساسی‌ انعقاد آن‌ و فصل سوم آن به شرایط کار اختصاص دارد  که شامل مواد۷ تا ۶۹ قانون کار میشود. قرارداد کار چیست و شرایط‌ بستن آن‌ چگونه است؟ قرارداد کار عبارتست‌ از قرارداد

شکل‌گیری سندیکا در آفریقای جنوبی

نوشته‌ی: باروخ هیرسون ترجمه: پویان فرد اولین سوسیالیست‌ها در آفریقای جنوبی (به‌هنگام گذار به‌قرن بیستم) غالباً افرادی بودند که ایده‌‌های دگرگونی اجتماعی را از اروپایی‌ها گرفته بودند. آن‌ها یهودی‌های بوندیست Bundists{*2} از روسیه، سوسیال دموکرات‌ها و آنارشیست‌ها از بریتانیا و قاره اروپا، و دیگران از مکان‌های دوری مانند

تجربه کنترل کارگری در شرکت تعاونی موندراگون اسپانیا

واحد تحقیق و پژوهش کانون مدافعان حقوق کارگر “ما از اسپانیای دوران فرانکو صحبت می‌کنیم زمانی که فرانکو باسک را به شدیدترین شکل سرکوب می‌کرد. برای مثال بمباران گرنیکا، در سال ۱۹۳۷( ۷۵ سال پیش . مردم به حاشیه رانده شده بودند، شغل نداشتند، بیکاری بیداد می کرد. شاید

اعتصاب معدنچیان انگلیس (1985-1984)

نوشته استیون ترجمه پویان فرد اعتصاب معد‌ن‌‌چیان در 1985-1984 در تاریخ طبقه‌ی کارگر انگلیس همواره به‌عنوان یک نقطه‌‌ی عطف بسیار مهم به‌یاد خواهد ماند: یک نقطه‌‌ی عطف تاریخی بین سازمان‌های اتحادیه‌ای طبقه‌ی کارگر و دولت (به‌عنوان نماینده‌ی اقلیت ممتاز) در پایان قرن بیستم. صدماتی که طبقه‌ی کارگر و

پربازدیدترین‌ها

آشنایی با قرارداد کار در قانون کار ایران

کانون مدافعان حقوق کارگر

فصل دوم قانون کار به تعریف‌ قرارداد کار و شرایط‌ اساسی‌ انعقاد آن‌ و فصل سوم آن به شرایط کار اختصاص دارد  که شامل مواد۷ تا ۶۹ قانون کار میشود.

قرارداد کار چیست و شرایط‌ بستن آن‌ چگونه است؟

قرارداد کار عبارتست‌ از قرارداد کتبی‌ یا شفاهی‌ که‌ به‌موجب‌ آن‌ کارگر در قبال‌ دریافت‌ حق‌السعی‌، کاری‌ را برای‌ مدت‌ موقت‌ یا مدت‌ غیرموقت‌ برای‌ کارفرما انجام‌ می‌دهد.
در کارهایی‌ که‌ طبیعت‌ آنها جنبه‌ مستمر دارد، در صورتی‌که‌ مدتی‌ در قرارداد ذکر نشود، قرارداد دائمی‌ تلقی‌ می‌شود.
شرایطی که در قرارداد کار ذکر میشود و یا تغییرات‌ بعدی‌ آن‌ در صورتی‌ قابل اجرا خواهد بود که‌ برای‌ کارگر مزایایی‌ کمتر از امتیازات‌ مقرر در این‌ قانون‌ در نظر نگرفته باشد.
هنگام بستن قرارداد کار چه شرایطی را باید رعایت کرد؟
اصل‌ بر صحت‌ کلیه‌ قراردادهای‌ کار است‌، مگر آنکه‌ بطلان‌ آنها در مراجع‌ قانونی‌ به‌ اثبات‌ برسد. تمام قراردادهایی که موضوع آن خلاف قوانین جاری و کار باشد از درجهی اعتبار خارج است، حتا اگر کارگر آن را امضا کرده باشد.
یک قرارداد کار هنگامی از نظر مراجع قانونی معتبر شناخته می شود که موارد زیر در آن آمده باشد:
معین‌ بودن‌ موضوع‌ قرارداد – نوع‌ کار یا حرفه‌ یا وظیفه‌ای‌ که‌ کارگر باید به‌ آن‌ اشتغال‌ یابد.
حقوق یا مزد مبنا و مزایای‌ آن‌ – ساعات‌ کار، تعطیلات‌ و مرخصیها
محل‌ انجام‌ کار – تاریخ‌ انعقاد قرارداد – مدت‌ قرارداد، چنانچه‌ کار برای‌ مدت‌ معین‌ باشد.
موارد دیگری‌ که‌ عرف‌ و عادت‌ شغل‌ یا محل‌، ایجاب‌ نماید
حقوق، دستمزد و مزایای قانونی کارگران چیست؟
در قانون کار آمده است که کارگر در مقابل کارش حق‌السعی‌ دریافت خواهد کرد. از نظر قانون کلیه‌ دریافتهای‌ قانونی‌ که‌ کارگر به‌ اعتبار قرارداد کار اعم‌ از مزد یا حقوق، کمک‌ عائله‌مندی‌، هزینه‌های‌ مسکن‌، خواربار، ایاب‌ و ذهاب‌، مزایای‌ غیرنقدی‌، پاداش‌ افزایش‌ تولید، سود سالانه‌ و نظایر آنها دریافت‌ میکند  حق‌السعی‌ نامیده میشود. و مزد عبارت‌ است‌ از وجوه‌ نقدی‌ یا غیرنقدی‌ و یا مجموع‌ آنها که‌ در مقابل‌ انجام‌ کار به‌ کارگر پرداخت‌ می‌شود.
مزد باید در فواصل‌ زمانی‌ مرتب‌ و در روز غیرتعطیل‌ و ضمن‌ ساعات‌ کار به‌ وجه‌نقد رایج‌ کشور یا با رضایت طرفین‌ به‌وسیلهی‌ چک‌ و براساس‌ قرارداد یا عرف‌ کارگاه‌ پرداخت می شود. که ممکن است در پایان‌ روز یا هفته‌ یا پانزده‌ روز یکبار به‌ نسبت‌ ساعات‌ کار و یا روزهای‌ کارکرد پرداخت شود.
در صورتی که‌ براساس‌ قرارداد یا عرف‌ کارگاه‌، پرداخت‌ مزد به‌صورت‌ ماهانه‌ باشد، این‌ پرداخت‌ باید در آخر ماه‌ صورت‌ گیرد. در این‌ حالت‌ مزد مذکور حقوق نامیده‌ می‌شود. مزایای‌ رفاهی‌ و انگیزه‌ای‌ از قبیل‌ کمک‌ هزینه‌ مسکن‌، خواربار و حق ‌عائله‌مندی‌، پاداش‌ افزایش‌ تولید و سود سالانه‌ جزو مزد محسوب‌ نمی‌شود.
تعطیلات قانونی که کارگر میتواند از آن استفاده کند:
تعطیل‌ یک‌ روز معین‌ در هفته‌ برای کارگران اجباری‌ است‌ و معمولا روز جمعه‌، روز تعطیل‌ هفتگی‌ کارگران‌ که مزد آن باید پرداخت شود. مگر در کارهایی که برحسب‌ نوع‌ یا ضرورت‌ کار و یا توافق‌ طرفین‌، به‌طور مستمر روز دیگری‌ برای‌ تعطیل‌ تعیین‌ شود همان‌ روز در حکم‌ روز تعطیل‌ هفتگی‌ خواهد بود . علاوه‌ بر تعطیلات‌ رسمی‌ کشور، روز کارگر (۱۱ اردیبهشت‌) نیز جزء تعطیلات‌ رسمی‌ کارگران‌ به‌ حساب‌ می‌آید.
در چه مواقعی قرارداد کار تعلیق میشود؟
چنانچه‌ به‌ دلایلی که در زیر خواهد آمد، انجام‌ تعهدات‌ یکی‌ از طرفین‌ موقتاً متوقف‌ شود، قرارداد کار به‌ حال‌ تعلیق‌ در می‌آید و پس‌ از رفع‌ آنها قرارداد کار با احتساب‌ سابقه‌ خدمت‌ (از لحاظ‌ بازنشستگی‌ و افزایش‌ مزد) به‌ حالت‌ اول‌ برمی‌گردد.
در موردی‌ که‌ به‌ واسطه‌ قوه‌ قهریه‌ و یا بروز حوادث‌ غیرقابل‌ پیش‌بینی‌ که‌ وقوع‌ آن‌ از اراده‌ طرفین‌ خارج‌ است‌، تمام‌ یا قسمتی‌ از کارگاه‌ تعطیل‌ شود و انجام‌ تعهدات‌ کارگر یا کارفرما به‌طور موقت‌ غیرممکن‌ گردد. تشخیص‌ موارد فوق با وزارت‌ کار و امور اجتماعی‌ است‌.
قرارداد کارگرانی‌ که‌ مطابق‌ این‌ قانون‌ از مرخصی‌ تحصیلی‌ و یا دیگر مرخصی‌های‌ بدون‌ حقوق یا مزد استفاده‌ می‌کنند، در طول‌ مرخصی‌ و به‌ مدت‌ دو سال‌ به‌حال‌ تعلیق‌ درمی‌آید. مرخصی‌ تحصیلی‌ برای‌ دو سال‌ دیگر قابل‌ تمدید است‌.
قرارداد کارگری‌ که‌ توقیف‌ می‌گردد و توقیف‌ وی‌ منتهی‌ به‌ حکم‌ محکومیت‌ نمی‌شود در مدت‌ توقیف‌ به‌ حال‌ تعلیق‌ درمی‌آید و کارگر پس‌ از رفع‌ توقیف‌ به‌کار خود باز می‌گردد.
در چه مواقعی قرارداد کار تعلیق میشود؟
چنانچه‌ به‌ دلایلی که در زیر خواهد آمد، انجام‌ تعهدات‌ یکی‌ از طرفین‌ موقتاً متوقف‌ شود، قرارداد کار به‌ حال‌ تعلیق‌ در می‌آید و پس‌ از رفع‌ آنها قرارداد کار با احتساب‌ سابقه‌ خدمت‌ (از لحاظ‌ بازنشستگی‌ و افزایش‌ مزد) به‌ حالت‌ اول‌ برمی‌گردد.
– در موردی‌ که‌ به‌ دلیل حوادث‌ غیرقابل‌ پیش‌بینی‌ که‌ وقوع‌ آن‌ از اراده‌ طرفین‌ خارج‌ است‌، تمام‌ یا قسمتی‌ از کارگاه‌ تعطیل‌ شود و انجام‌ تعهدات‌ کارگر یا کارفرما به‌طور موقت‌ غیرممکن‌ گردد. تشخیص‌ موارد فوق با وزارت‌ کار و امور اجتماعی‌ است‌.
– قرارداد کارگرانی‌ که‌ مطابق‌ این‌ قانون‌ از مرخصی‌ تحصیلی‌ و یا دیگر مرخصی‌های‌ بدون‌ حقوق یا مزد استفاده‌ می‌کنند، در طول‌ مرخصی‌ و به‌ مدت‌ دو سال‌ موقتا متوقف میشود. مرخصی‌ تحصیلی‌ برای‌ دو سال‌ دیگر قابل‌ تمدید است‌.
– قرارداد کارگری‌ که‌ توقیف‌ می‌گردد و توقیف‌ وی‌ منتهی‌ به‌ حکم‌ محکومیت‌ نمی‌شود در مدت‌ توقیف‌ به‌ حال‌ تعلیق‌ درمی‌آید و کارگر پس‌ از رفع‌ توقیف‌ به‌کار خود باز می‌گردد.
– چنانچه‌ توقیف‌ کارگر به‌سبب‌ شکایت‌ کارفرما باشد و این‌ توقیف‌ در مراجع‌ حل‌ اختلاف‌ منتهی‌ به‌ حکم‌ محکومیت‌ نگردد، مدت‌ آن‌ جزء سابقه‌ خدمت‌ کارگر محسوب‌ می‌شود و کارفرما مکلف‌ است‌ علاوه‌ بر جبران‌ ضرر و زیان‌ وارده‌ که‌ مطابق‌ حکم‌ دادگاه‌ به‌ کارگر می‌پردازد، مزد و مزایای‌ وی‌ را نیز پرداخت‌ نماید.
– کارفرما مکلف‌ است‌ تا زمانی‌ که‌ تکلیف‌ کارگر از طرف‌ مراجع‌ مذکور مشخص‌ نشده‌ باشد، برای‌ رفع‌ احتیاجات‌ خانواده‌ وی‌، حداقل‌ پنجاه‌ درصد از حقوق ماهیانه‌ او را به‌طور علی‌الحساب‌ به‌ خانواده‌اش‌ پرداخت‌ نماید.
قرارداد کار چگونه خاتمه مییابد؟
فوت‌ کارگر -بازنشستگی‌ کارگر – از کارافتادگی‌ کلی‌ کارگر – انقضاء مدت‌ در قراردادهای‌ کار با مدت‌ موقت‌ و عدم‌ تجدید صریح‌ یا ضمنی‌ آن –  پایان‌ کار در قراردادهایی‌ که‌ مربوط‌ به‌کار معین‌ است‌  – استعفای‌ کارگر.
کارگری‌ که‌ استعفاء می‌کند موظف‌ است‌ یک‌ ماه‌ به‌کار خود ادامه‌ داده‌ و بدواً استعفای‌ خود را کتباً به‌ کارفرما اطلاع‌ دهد و در صورتی‌که‌ حداکثر ظرف‌ مدت‌ ۱۵ روز انصراف‌ خود را کتباً به‌ کارفرما اعلام‌ نماید، استعفای‌ وی‌ منتفی‌ تلقی‌ می‌شود و کارگر موظف‌ است‌ رونوشت‌ استعفا و انصراف‌ از آن‌را به‌ شورای‌ اسلامی‌ کارگاه‌ و یا انجمن‌ صنفی‌ و یا نماینده‌ کارگران‌ تحویل‌ دهد.
جبران‌ خسارت‌ و پرداخت‌ مزایای‌ پایان‌ کار
در صورتیکه‌ بنا به‌ تشخیص‌ هیأت‌ حل‌ اختلاف،‌ کارفرما بانی تعلیق‌ قرارداد کارگر شناخته‌ شود، کارگر استحقاق دریافت‌ خسارت‌ ناشی‌ از تعلیق‌ را خواهد داشت‌ و کارفرما مکلف‌ است‌ کارگر تعلیقی‌ را به‌کار سابق‌ وی‌ بازگرداند.
چنانچه‌ خاتمه‌ قرارداد کار به‌لحاظ‌ از کارافتادگی‌ کلی‌ و یا بازنشستگی‌ کارگر باشد، کارفرما باید براساس‌ آخرین‌ مزد کارگر به‌ نسبت‌ هر سال‌ سابقه‌ خدمت‌ حقوقی‌ به‌ میزان‌ ۳۰ روز مزد به‌ وی‌ پرداخت‌ نماید. این‌ وجه‌ علاوه‌ بر مستمری‌ ازکارافتادگی‌ و یا بازنشستگی‌ کارگر است‌ که‌ توسط‌ سازمان‌ تأمین‌ اجتماعی‌ پرداخت‌ می‌شود.
اگر خاتمه‌ قرارداد کار در نتیجه‌، کاهش‌ تواناییهای‌ جسمی‌ و فکری‌ ناشی‌ از کار کارگر باشد (بنا به‌ تشخیص‌ کمیسیون‌ پزشکی‌ با معرفی‌ شورای‌ اسلامی‌ کار و یا نمایندگان‌ قانونی‌ کارگر) کارفرما مکلف‌ است‌ به‌ نسبت‌ هر سال‌ سابقه‌ خدمت‌، معادل‌ دو ماه‌ آخرین‌ حقوق به‌ وی‌ پرداخت‌ نماید.
آیا میدانید که:
– مدت‌ خدمت‌ نظام‌وظیفه‌ (ضرورت‌، احتیاط‌ و ذخیره‌) جزء سوابق‌ خدمت‌ و کار آنان‌ محسوب‌ می‌شود. در دوران‌ خدمت‌ نظام‌وظیفه‌، قرارداد کار به‌ حالت‌ تعلیق‌ درمی‌آید، ولی‌ کارگر باید حداکثر تا دو ماه‌ پس‌ از پایان‌ خدمت‌ به‌کار سابق‌ خود برگردد و چنانچه‌ شغل‌ وی‌ حذف‌ شده‌ باشد در شغلی‌ مشابه‌ آن‌ به‌کار مشغول‌ می‌شود.
– در پایان‌ کار، کلیهی‌ مطالباتی‌ که‌ ناشی‌ از قرارداد کار و مربوط‌ به‌ دوره‌ اشتغال‌ کارگر در موارد فوق است‌، به‌ کارگر و در صورت‌ فوت‌ او به‌ وارث‌ قانونی‌ وی‌ پرداخت‌ خواهد شد. تا تعیین‌ تکلیف‌ وراث‌ قانونی‌ و انجام‌ مراحل‌ اداری‌ و برقراری‌ مستمری‌ توسط‌ سازمان‌ تأمین‌ اجتماعی‌، این‌ سازمان‌ موظف‌ است‌ نسبت‌ به‌ پراخت‌ حقوق متوفی‌ به‌ میزان‌ آخرین‌ حقوق دریافتی‌، به‌طور علی‌الحساب‌ و به‌ مدت‌ سه‌ ماه‌ به‌ خانوادهی وی‌ اقدام‌ نماید.
– کارگر از لحاظ‌ دریافت‌ حقوق یا مستمری‌های‌ ناشی‌ از فوت‌، بیماری‌، بازنشستگی‌، بیکاری‌، تعلیق‌، ازکارافتادگی‌ کلی‌ و جزئی‌ و یا مقررات‌ حمایتی‌ و شرایط‌ مربوط‌ به‌ آنها تابع‌ قانون‌ تأمین‌ اجتماعی‌ خواهد بود.
– در صورت‌ خاتمه‌ قرارداد کار، کار معین‌ یا مدت‌ موقت‌، کارفرما مکلف‌ است‌ به‌ کارگری‌ که‌ مطابق‌ قرارداد، یک‌ سال‌ یا بیشتر، به‌کار اشتغال‌ داشته‌ است‌ برای‌ هر سال‌ سابقه‌، اعم‌ از متوالی‌ یا متناوب‌ براساس‌ آخرین‌ حقوق مبلغی‌ معادل‌ یک‌ ماه‌ حقوق به‌عنوان‌ مزایای‌ پایان‌ کار به‌ وی‌ پرداخت‌ نماید.
– هرگاه‌ قرارداد کار برای‌ مدت‌ موقت‌ و یا برای‌ انجام‌ کار معین‌، منعقد شده‌ باشد هیچ‌یک‌ از طرفین‌ به‌ تنهایی‌ حق‌ فسخ‌ آن‌را ندارد.
– چنانچه‌ کارگاه‌ بر اثر قوه‌ قهریه‌ (زلزله‌، سیل‌ و امثال‌ اینها) و یا حوادث‌ غیرقابل‌ پیش‌بینی‌ (جنگ‌ و نظایر آن‌) تعطیل‌ گردد و کارگران‌ آن‌ بیکار شوند پس‌ از فعالیت‌ مجدد کارگاه‌، کارفرما مکلف‌ است‌ کارگران‌ بیکار شده‌ را در همان‌ واحد بازسازی‌ شده‌ و مشاغلی‌ که‌ در آن‌ به‌وجود می‌آید به‌کار اصلی‌ بگمارد.
– مطابق با اصل‌ بیست‌ و نهم‌ قانون‌ اساسی‌ و تبصرهی ماده ۳۰ قانون کار دولت‌ باید با استفاده‌ از درآمدهای‌ عمومی‌ و درآمدهای‌ حاصل‌ از مشارکت‌ مردم‌ و نیز از طریق‌ ایجاد صندوق بیمه‌ بیکاری‌ نسبت‌ به‌ تأمین‌ معاش‌ کارگران‌ بیکار شده‌ امکانات‌ لازم‌ را برای‌ اشتغال‌ مجدد آنان‌ فراهم‌ نماید.
– ساعات‌ کار کارگران‌ در شبانه‌روز نباید از ۸ ساعت‌ تجاوز نماید. کارفرما با توافق‌ کارگران‌، نماینده‌ یا نمایندگان‌ قانونی‌ آنان‌ می‌تواند ساعات‌ کار را در بعضی‌ از روزهای‌ هفته‌ کمتر از میزان‌ مقرر و در دیگر روزها اضافه‌ بر این‌ میزان‌ تعیین‌ کند به‌ شرط‌ آنکه‌ مجموع‌ ساعات‌ کار هر هفته‌ از ۴۴ ساعت‌ تجاوز نکند.
– در کارهای‌ سخت‌ و زیان‌آور و زیرزمینی‌ ، ساعات‌ کار نباید از شش‌ ساعت‌ در روز و ۳۶ ساعت‌ در هفته‌ تجاوز نماید.
– کارگرانی‌ که‌ به‌ هر عنوان‌ به‌ این‌ ترتیب‌ روزهای‌ جمعه‌ کار می‌کنند، در مقابل‌ عدم‌ استفاده‌ از تعطیل‌ روز جمعه‌ ۴۰درصد اضافه‌ بر مزد دریافت‌ خواهند کرد.
– مرخصی‌ سالیانه‌ کارگرانی‌ که‌ به‌ کارهای‌ سخت‌ و زیان‌آور اشتغال‌ دارند ۵ هفته‌ می‌باشد. استفاده‌ از این‌ مرخصی‌، حتی‌الامکان‌ در دو نوبت‌ و در پایان‌ هر شش‌ماه‌ کار صورت‌ می‌گیرد.

−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−

‍پی‌نوشت: متن برگرفته از سایت کانون مدافعان حقوق کارگر می باشد.

داستان تشکیل سندیکای هفت تپه در سال 87

کارخانه‌ی نیشکر هفت‌تپه در نزدیکی شهر شوش (استان خوزستان) و در منطقه ی هفت‌تپه‬ قرار دارد و در حدود 50 سال است که کارگران این کارخانه نسل به نسل مشغول تولید‬ ‫شکرهستند. بیش از 20 هزار هکتار زمین بسیار حاصلخیز و ﺁب فراوان برای ﺁبیاری نیزارها‬ ‫و کارخانه ای که محصول کشاورزی را نهایت به شکر تبدیل میکند وضعیت این شرکت را ‫بسیار خاص می کند. تفاله های گارخانه نیشکر نیز مورد استفادﻩ قرار میگیرد و در کارخانه‌ی‬ خوراک دام و تولید کاﻏذ و دستمال کاﻏذی‌سازی از ﺁنها استفادﻩ می‌شود.

سود‬های چشمگیری که به حساب‌های شرکت نیشکر و از ﺁنجا به حسابهای دولتی و خصوصی واریزشدﻩاست. در عوض ﺁنچه نصیب کارگران هفت تپه بوده، زندگی بخور و نمیر، کمر درد و‬ ‫یا از کارافتادگی برای کارگران پیر، قطع دست و انگشتان و تحمل حوادث کارخانه و جان کندن زیر بمباران و موشکباران دوران جنگ بوده است.

‫در سال های اخیر به دلیل واردات گسترده، قیمت شکر در بازار داخل ارزان شد. کارفرمای دولتی کارخانه هفت‌تپه اعلام کرد که دیگر تولید شکر از نظر اقتصادی به صرفه نیست‬ و باید کارخانه تعطیل شود و زمین‌ها‌یش به فروش برسد و در نتیجه همه کارگران هفت‌تپه بیکار‬ شوند. عواقب واگذاری به بخش خصوصی هم مشخص بود: بخش خصوصی تعداد زیادی از کارگران را اخراج می کرد. نهایتا‫ قدرت شان کارگران با کاهش تعداشان کمتر می‌شد، بخش اعظم دستگاﻩها فروخته می شد و از زمین های حاصلخیز استفاده سودآور می شد.

‫در سال های 85 و 86 و 87 در چند مرحله، پرداخت حقوق کارگران را به تعویق انداختند و‬‫ اعلام کردند که داریم ورشکسته می شویم! کارگران هم به‬‫ نپرداختن حقوق های معوقه خود اعتراض می‌کردند. در چند مرحله جلوی ساختمان اداری‬‫تجمع کردند و اعتراض خودشان را اعلام کردند. برخی از کارگران تصور می‌کردند که با‬‫تعویض مدیر شرکت، مشکل حل می شود. اما واقعیت اینطور بود که مدیران شرکت ممکن بود برای مدت کوتاهی جهت ساکت کردن‬ ‫کارگران اقدامی کنند، اما تفاوت زیادی در کل ماجرای تاخیر در پرداخت حقوق و نهایت اخراج کارگران وجود نداشت.‬

‫در سال 86 اعتراض کارگران شدت بیشتری یافت. چند تن از کارگران بازداشت شدند اما کارگران‬‫همچنان، خواهان پرداخت حقوق معوقه‌شان بودند؛ بنابراین اعتراض ادامه یافت. باﻻخرﻩ در‬بهار و تابستان 87 ماجراها شکل تندتری به خود گرفت.‬ ‫کارگران به مقامات مختلف نامه نوشتند که ما گرسنه‌ایم و چرا شش ماﻩ ‬‫پرداخت ِ حقوق ما به تعویق می‌افتد؟ کارگران بعد از مدتی متوجه شدند انتظار همراهی داشتن از مدیران بی فایدﻩ است. کارگران حتی با فرماندار صحبت و نامه نگاری کردند اما فایدﻩ‌ای نکرد.

سرانجام کارگران به این نتیجه رسیدند ‫که برای نشان دادن اعتراض خود به داخل شهر بیایند و راهپیمایی کنند. کارگران به داخل شهر ﺁمدند و شعار دادند «” کارگر هفت‌تپه‫ایم / گرسنه‌ایم گرسنه‌ایم» اما مورد تهاجم‬ ‫نیروی انتظامی قرار گرفتند.‫کارگران هفت‌تپه که تحت فشار اقتصادی شدیدی بودند، جادﻩی بین‌المللی شوش- اهواز را مسدود‬‫کردند و در نتیجه رفت و ﺁمد این محور ِحمل و نقل مختل شد.

در مراحل مختلف ِ اعتراض، به ویژﻩ مواقعی که اعتراضات در بیرون از محیط شرکت بود تعداد ‫زیادﯼ ازهمسران و افراد دیگر خانوادﻩﯼ کارگران در اعتراضات شرکت می‌کردند که کمک بسیار مفیدی در اعتراض کارگری بود. در نتیجهﯼ اعتراض‌ها، کارفرما برنامه خود برای تعطیلی کارخانه را به تعویق انداخت.

‫کارگران هفت‌تپه به دلیل دریافت نکردن چندین ماﻩ دستمزد، در شرایط به شدت سختی به سر می بردند. کارگران از تاریخ 16 اردیبهشت‬ 87 و به مدت بیش از 50 روز اعتصاب کردند و برای اینکه بهانه دست کارفرما ندهند برخی روزها نیمی از کارگران سر کار می ماندند و نیم دیگر به محل ‫تحصن و تجمع میرفتند. در حین تعویض شیفت هم ﺁخرین اخبار و تصمیم‌ها را به‌ ‫شیفت بعدی منتقل می کردند.

در میان کارگران، معمولا چند نفری بودند که در محل تحصن‬‫ صحبت میکردند و معتمد و مورد قبول بقیه بودند و یا اگر مدیری می‌‌‌آمد، ﺁنها از جانب‬‌ ‫کارگران حرف میزدند.‬‫‌ کارگران هفت‌تپه مثل تمام کارگران، نیاز داشتند از طریق تشکلشان خواسته‌ها و مطالباتشان ‬را طرح کنند. از طرفی در طول این سال ها متوجه شدﻩ بودند شورای اسلامی کار نمی تواند‬ ‫پاسخگوی نیاز ﺁنها باشد چرا که افراد شورای اسلامی مطابق قانون باید به مورد تایید کارفرما و ادارﻩ کار می بودند.

در مراحل بعدی اعتراض، کارگران ِهفت‌تپه چند بار تجمع و طی طوماری که به امضای چند‬ ‫هزار کارگر رسیدﻩ بود و به مقامات دولتی و اداری تحویل دادﻩ شدﻩ بود، اعلام کردند شورای‬ ‫اسلامی کار را نمی‌خواهند. ﺁنها همچنین اعلام کردند که می‌خواهند چند نفر از کارگران‬‫ معتمدشان پی‌گیر ایجاد تشکلی دیگرباشند. در میان این چند کارگر ِمعتمد، بحث انجمن صنفی یا سندیکا به عنوان تشکل جایگزین شورای اسلامی کار مطرح بود.

‫کارگران معتمد هفت‌تپه، طی مراحل مختلف گفتگو و نیز چند بار نامه‌نگاری که با مقامات دولتی‫ از جمله ادارﻩ کار شوش و استان کردﻩ بودند، یک بار درخواست تشکیل انجمن صنفی،‬ ‫یک بار سندیکا و یا یک بار ایجاد تشکل ﺁزاد را مطرح کردﻩ بودند و از مقامات‬ دولتی خواسته بودند تا با ﺁنها همکاری کنند که تشکل‌شان را راﻩ بیاندازند؛ از جمله درخواست مجوز و‫ارسال ناﻇر ادارﻩ کار برای مجمع عمومی جهت ایجاد انجمن صنفی در چهارچوب قانون کار‬‫ کردﻩ بودند.

پاسخ مسوولین این بود که این افراد خاص (یعنی کارگران معتمد) حتا اگر‬‫ بخواهند نمایندﻩ شورای اسلامی کار هم بشوند، رد صلاحیت خواهند شد! همچنین اعلام کردند ایجاد هرگونه تشکلی به ‌جز شورای اسلامی کار توسط کارگران ﻏیرقانونی است.‬

‫کارگران معتمد و از طریق ﺁن‌ها بخشی از کارگران هفت تپه متوجه شدند که مقامات دولتی باز ‬هم خواهان برپایی همان تشکل وابسته هستند و نمی‌خواهند نمایندگان مورد اعتماد کارگران‬انتخاب شوند. کارگران معتمد(هیات موسس) نهایتا به این نتیجه رسیدند که با این وضعیت، باید بدون کسب اجازﻩ از مقامات دولتی، تشکل خودشان را ایجاد کنند.‬

‫در پاییز سال 87 و باﻻخرﻩ بعد از بحث‌های متفاوت، هیات موسس، تصمیم گرفتند از میان چند‬‫ اساسنامه ی پیشنهادی از جمله یک اساسنامه ی شورای کارگری و چند اساسنامه ی مربوط به تشکل‌های موجود دیگر، یکی را که مورد قبول و توافق خودشان بود، مدنظر قرار دهند.‬ آ‌ن‌ها روزی را برای مهلت اعلام کاندیداتوری و روزی را هم برای انتخاب نمایندگان کارگری‫ تعیین کردند. ٧٢ کارگر کاندیدا شدند و در روز یکم ﺁبانماﻩ سال ٧٨ انتخابات برگزار شد.

نام‬ تشکل را در اعلامیه‌ی پیش از برگزاری انتخابات، «انجمن صنفی- سندیکایی» گذاشتند که بعد از در مکاتبه‌ها و نیز در میان کارگران به همان نام «سندیکا» معرفی و شناخته شد. زیرا قبلا (پیش از‬‫انقلاب 57)، در این شرکت سندیکای کارگری تاسیس شدﻩ بود و این نام در شرکت و در میان‬ ‫بخشهایی از کارگران سابقه داشت.

در روز انتخابات، علاوﻩ بر صندوق ﺛابت، صندوق سیار‫هم درسراسر نقاط شرکت که بسیار وسیع و بزرگ بود و از جمله در بخش‌های زیادی از زمین‌های وسیع کشاورزی گرداندﻩ و نزد کارگران بردﻩ شد. در شرایط فشار و تهدید و تنها ‫در۴ ساعت، اکثریت کارگران حاضر در یک شیفت کاری(تقریبا 1100 نفر از مجموع حدود1300 کارگر ِ حاضر در شیفت) رای خود را در ۴ صندوق انتخابات ریختند.

مدیر شرکت با ‫نصب اطلاعیه‌های زیادی در سطﺢ شرکت، انتخابات را ﻏیر قانونی اعلام کردﻩ و گفته بود‬ ‫برگزاری و شرکت در این انتخابات موجب برخورد قانونی خواهد شد. همچنین چند تا از‬ماشینهای نیروهای امنیتی در اطراف محیط شرکت گشت می‌زدند اما با ارادﻩی کارگران و به‬خاطر اعتمادی که ﺁنها به کارگران معتمد (هیات موسس تشکل) داشتند به دعوت هیات موسس ‫برای ایجاد تشکلی بدون اجازﻩ و تعیین تکلیف دولت و کارفرما پاسخ مثبت دادﻩ و با شادمانی و‬جرات در انتخابات شرکت کردند. کارگران به ٩ نفر که اکثرشان تقریبا همان کارگران معتمد ‫بودند بیشترین رای را دادند و ﺁنان به عنوان نمایندﻩ و اعضای هیات مدیرﻩ انجمن صنفی-‬‫سندیکایی کارگران نیشکر هفت‌تپه انتخاب کردند.

اگرچه اکثر کارگران به خاطر اعتماد به هیات‬ ‫موسس و نوع تشکلی که ﺁنها پیشنهاد دادﻩ بودند در انتخابات شرکت کردﻩبودند اما از طرفی ‬‫درصدی از کارگران هم دربارﻩی حق و حقوق خود و لزوم ایجاد تشکل تا حدودی ﺁگاهی پیدا ‬‫کردﻩ بودند زیرا در ماه‌های قبل و نیز تا حدودی، بعد از تشکیل سندیکا در میان کارگران ‫برگه هایی توزیع شدﻩ بود که در بارﻩی حق و حقوق کارگران به ﺁنها ﺁموزش می داد.

کارفرما که از این اقدام جدید کارگران، یعنی ایجاد تشکل مستقل بدون تایید خودش ترسیدﻩ‬ بود توسط نیروهای امنیتی اقدام به تهدید نمایندگان کارگران می‌کرد. کارگران هم که قبلا با‬‫ راهپیمایی در شهر و یا مسدود کردن جادﻩ و یا برپایی اعتصاب طوﻻنی و این بار با یک قدم‬ ‫جدی تر و حرکت برای پیگیری مطالباتشان به روش متحدانه و منظم‌تر یعنی اقدام به برپایی‬‫ انتخابات ﺁزاد سندیکا نشان دادﻩ بودند که برای پیگیری حق و حقوقشان‬‫تلاش و مبارزﻩ می‌کنند، مدیران و به طور کلی دولت را هراسان نموده بودند. برای مدتی، دیگر صحبت از فروش کارخانه نمی‌شد. حقوق معوقه کارگران پرداخت‬‫ شد و چند ماﻩ بعد حتی حدود 70 هزار تومان به حقوق کارگران اضافه شد.

تعدادی از کارگران‬ قراردادی استخدام شدند. نمایندگان کارگران، پیگیر اجرای طرح طبقه بندی مشاﻏل بودند که ‬خواست کارگران بود. در مجموع مبارزﻩی کارگران تا حدود زیادی با پیروزی همراﻩ شدﻩ‬ بود، اما کمبودهایی هم داشت که کم‌کم اﺛرات خودش را نشان داد.

‫یکی از مواردی که بسیار مهم و حیاتی بود و به خاطر نداشتن ‬‫تجربه‌ی کافی از آن غفلت شد، برگزاری جلسات ﺁموزشی توسط سندیکا بود. در واقع با وجود تاکید برخی‬‫ از دوستان فعال، تنها یکی دو جلسه‌ی مختصر آموزش سندیکایی برگزار شد و این کلاس‌ها ادامه پیدا نکرد.‬

همچنین کارگران که خواسته‌ی اصلی‌شان در اعتراضات، پرداخت حقوق معوقه بود پس از‬‫دریافت حقوق‌های معوقه، چندان پیگیر گسترش ﻇرفیت‌ها و وﻇایف و امکانات عملی ِ سندیکا نشدند. فعالیت سندیکا تا حدودی منحصر به اقدامات همان چند نفر‬منتخب شدﻩ بود.‬

‫به دلیل مواردی از جمله برخی ارتباطات چند از‬‫اعضای مدیر سندیکا با برخی نهادهای جهانی کارگری و اتلاف وقت و انرژی و سرگرم شدن برخی نمایندگان به آن وقت موثری صرف مساﺋل روز کارگران نمی شد. همچنین به دلیل نداشتن تجربه‌ی قبلی، بخشی از زمان و انرژی نمایندگان‬‫ کارگران صرف مساﺋلی شد که ﺁنها را از بدنه‌ی کارگری دور کرد؛ در صورتی که نیاز بود ﺁنها مراحل بعدی مبارزه برای مطالبات بیشتر، مساﺋل معیشتی و ملموس کارگران را قدم‬‫ به قدم و با همراهی کارگران پیش ببرند. ﻻزم بود بیش از هر کار ‬‫دیگری، با فعالیت خود در میان خود کارگران نشان بدهند که ایجاد تشکل فقط رای ‬‫دادن و یا به قصد کسب یک خواسته(مثلا دستمزد معوقه)نیست؛ بلکه ﻻزم است به صورت متحد و‬‫همراﻩ با ﺁموزش و ارتباط مداوم تشکیلاتی مطالبه های دیگر کارگری را نیز ‬‫پیش برد.

‬ البته این کمبود تنها مربوط به نمایندگان کارگران نبود بلکه در اساس به سطﺢ ﺁگاهی عمومی ‬‫کارگران هم بازمی‌گشت.‬‫ اضافه بر این کمبودها مشکل دیگری هموارﻩ ‬سد راﻩ می‌شد و ﺁن سرکوب نمایندگان کارگران و فضای تهدید و ناامنی فعالیتی و شغلی بود.

چند ماﻩ از تشکیل سندیکا نگذشته بود که در ماﻩهای ﺁخر سال 87 اکثر نمایندگان و اعضای‬‫هیات‌مدیرﻩ سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه بازداشت شدند و بعد ها چند نفر از ﺁنان به نام‫های علی نجاتی، فریدون نیکوفرد، جلیل احمدی، محمد حیدری مهر، رضا رخشان، و قربان‬‫علی‌پور هرکدام به چند ماﻩ زندان محکوم شدند که در سال های بعد در زندان دزفول حکم‬ حبس خود را تحمل کردند. ﺁنها همچنین از کار اخراج شدند. کارفرما بعدها یکی از‬‫نمایندگان کارگران به نام علی نجاتی را بار دیگر و این بار به بهانه‌ای دیگر به یک سال حبس محکوم کرد.‬‫هنگامی که ۵ نفر نمایندﻩی کارگران و اعضای هیات مدیرﻩی سندیکای کارگران نیشکرهفت‌تپه‌ ‬‫در سال ٨٨ زندانی بودند، تعدادی از کارگران هفت‌تپه و البته در سطﺢ باﻻتری، کارگران‬‫‌ جاهای دیگر به خاطر دفاع از مبارزه‌ی کارگران هفت‌تپه و حمایت از کارگران زندانی‌ ‬شروع به جمع ﺁوری کمک مالی برای خانوادﻩهای ﺁنان کردند.

جمع آوری کمک برای خانواده زندانیان پیشروی ‬و تجربه‌ی بزرگی برای جنبش کارگری بود؛ زیرا در مقابل ِ برخی که کمک‌های مالی ‫از منابع ﻏیر شفاف و معمولا ﻏیر کارگری را مد نظر داشتند، افرادی دیگر در جنبش کارگری توانستند این موضوع را عملا جا‬‫ بیاندازند که باید از تعداد زیادی از کارگران و از منابع مالی کارگری، کمک مالی شفاف جمعﺁوری کرد و همین کار را نیز کردند. در موفقیت این کار، علاوﻩ بر‫تلاش فعالین کارگری، فراخوان عمومی و شفاف یکی از کارگران ِزندانی(علی نجاتی) ، خطاب به همه‌ی کارگران، تاﺛیر گذار بود. در فراخوان مالی وی اعلام کردﻩ بود که ﻻزم‬ است به جای نهادها و جریان‌های ﻏیر کارگری، خانوادﻩهای کارگران زندانی توسط عموم ‬کارگران در سراسر کشور، مورد حمایت قرار بگیرند. کارگران و فعالین با این کار ضمن تقابل با روش‌های غیرشفاف و غلط کمک مالی، همچنین به سرمایه‌داری اعلام‬‫ می‌کنند که ما کارگران ِ با اسامی مشخص و اگر چه با مقادیر کم، حاضریم از هم ‬‫طبقه‌ای‌های خودمان دفاع کنیم و این شیوﻩ، تاﺛیر مهمی در حفظ استقلال مالی طبقه کارگری خواهد داشت.‬

‫کارفرما اقدام دیگری برای مقابله با سندیکای کارگران انجام داد. ﺁنها چند ماﻩ بعد از انتخابات ﺁزاد کارگران و برپایی سندیکای کارگری،‫ اقدام به برگزاری انتخابات برای تشکیل مجدد شورای اسلامی کار کردند تا کارگران مورد تایید خود به عنوان نمایندگان کارگران تحمیل کنند و همچنین اعلام کنند که این‬ کارخانه، تشکل کارگری دارد و نیازی به فعالیت سندیکا نیست. جالب اینجاست که از حدود4000 کارگر و با وجود حمایت مدیران و مقامات اداری-امنیتی ، تنها عدﻩی اندکی از کارگران در انتخابات شورای اسلامی کار شرکت کردند.‬

*************************************************

پی‌نوشت:‌ متن برگرفته از سایت کمیته هماهنگی است و توسط سردبیر ویرایش و خلاصه شده است.

 

آموزش اعتصاب کارگری

کمیته انتشارات بنیاد پاک

تعریف اعتصاب

عملی آگاهانه از جانب کارگران است که با دست کشیدن از کار و متوقف کردن تولید، خواسته های خویش را از کارفرما می طلبند.

اعتصاب ، مهمترین وسیله کارگر برای مبارزه در جهت اهدافش می باشد ؛ چون اولا سودی که به جیب کارفرما می رود ، بیش از هر چیز به طور مستقیم نتیجه کار و فعالیت کارگر است ، هیچ ابزار تولیدی به تنهایی و بدون حضور کارگر قادر به ایجاد سرمایه نیست. بنابرین اعتصاب قبل از هر چیز سرمایه دار را از سود ناشی از تولید محروم می سازد. ثانیا اعتصاب جامعه را هم از کار و حرکت می اندازد. در هر جامعه ای چیزی مهمتر از تولید نیست و جامعه با اعتصاب و در نتیجه آن توقف تولید فلج می شود.

مخصوصا اگر اعتصاب در مراکز تولید مهم مانند برخی کارخانجات  زیربنایی ، صنایع بسیار سود آور یا سیستم حمل و نقل کشور، صورت پذیرد ؛ با توقف تولید کالا و خدمات در چنین مراکزی تمام جامعه دچار بحران می شود.

به عنوان مثال با توقف کار معلمان و تعطیلی مدارس اتفاق بزرگی نمی افتد، اما با تعطیلی برخی کارخانه ها  و توقف تولیدات اساسی و مهم، همه جامعه فلج می شود. از تولیدات مهم در ایران می توان به عنوان مثال از تولید نفت در مراکز استخراج نفت و تولید خدمات حمل و نقل شهر تهران نام برد.

اهمیت طبقه کارگر و قدرت او از همین ناشی می شود که تولید نیاز اساسی هر جامعه است  و کارگر تنها طبقه ای است که می تواند تولید را به راحتی و فقط با کارنکردن متوقف کند.

 با توقف  تولید بیش ترین صدمه به کارفرماها ، صاحبان ماشین آلات ،  مراکز تولید و کارخانه ها که سود اصلی تولید به جیب آن ها می رود ، وارد می شود.

 بنابراین طبقه کارگر باید از این ابزار بی نظیر خود که «اعتصاب» نام دارد در جهت قدرتمند شدن و گرفتن حقوق اساسی خویش استفاده کند ، چنانچه از ابتدای پیدایش خود تا کنون نیز استفاده کرده است.

آیا اعتصاب همیشه پیروز می شود؟

اعتصاب وقتی پیروز می شود و یا حداقل می توان به نتایج آن امیدوار بود که کارگران به حد مشخصی از آگاهی و اتحاد طبقاتی رسیده باشند و بر اساس این آگاهی و انسجام ، اعتصاب را به پیروزی برسانند .

در محیط ها و مراکزی که روابط کارگران بسیار ابتدایی است و دارای همبستگی و اتحاد حتی  در شکل حداقل آن نیستند ، اعتصاب حتی در صورت شکل گرفتن محکوم به شکست است .

بنابراین مهمترین زمینه و بستر یک اعتصاب ، وجود اتحاد و تشکل (حداقل در شکل های ابتدایی) میان کارگران است. این وظیفه ابتدایی رهبران آگاه طبقه کارگر در هر مرکز تولیدی است.

انواع  اعتصاب برحسب گستردگی و اهداف

الف)اعتصاب محلی

این نوع  اعتصاب در یک مرکز تولید با هدف دفاع از حقوق کارگران همان جا اتفاق می افتد و  در صورت یپروزی منافع کوتاه مدت کارگران همان مرکز تولید را تامین خواهد کرد.گر چه حتی پیروزی اعتصاب کارگران یک مرکز تولید باعث قدرتمند تر شدن کلیت طبقه کارگر است.

برخی از هدف های اعتصاب های محلی عبارتند از:

1- تامین وسایل ایمنی مناسب از جانب کارفرما.

2- تامین امکانات بهداشتی و محیط سالم و بهداشتی جهت کارگران.

3- افزایش دستمزد ، عیدی و اضافه کار.

4- کاهش ساعت کار هفتگی.

5- بهبود وضعیت تغذیه در محیط کار(شامل صبحانه ، نهار ،شام ، چای و شیر)

4-اهداف پایه ای کارگران که شامل حقوق اساسی مانند حق تشکل، حق آزادی بیان و غیره است.

اگر چه ممکن است رسیدن به این اهداف در یک اعتصاب محلی امکان پذیر نباشد ، اما اعلام آن ها به همه گیر شدن و جاافتادن این اهداف در بین توده کارگران کمک نموده ، توقعات کارگران را بالا برده و در درازمدت باعث اتحاد طبقه کارگر حول حقوق اساسی خود می گردد.

ب) اعتصاب سراسری

این نوع اعتصاب توسط کارگران یک «صنف» یا همه مراکز تولید کشور ، در سراسر یا بخش بزرگی از کشور و با هدف دفاع از خواست های سراسری و مشترک کارگران شکل می گیرد.

به عنوان مثال اعتصاب کارگران فلزکار یا اعتصاب کارگران نفت در سال 57 و در حین انقلاب ایران.

برخی از مهمترین اهداف اعتصاب های سراسری عبارتند از:

1-سرنگونی حکومت یا دولت حاکم.

2-تغییر قوانین حاکم بر تولید مانند قانون کار یا قوانین تامین اجتماعی.

3- دفاع از خواست ها و اهداف رفاهی – اقتضادی یک صنف سراسری از کارگران. مثل دفاع از خواست های صنف فلزکاران در سراسر کشور.

4- پیگیری و مطالبه خواست های سراسری کارگران ، مانند حق تشکل ، حق آزادی بیان ، حق اعتصاب و اعتراض کارگری و ….

5-افزایش حداقل دستمزد سراسری کارگران (مصوب دولت).

6-دفاع سراسری از کارگران تحت ستم در مراکز تولیدی دیگر.(همبستگی با دیگر کارگران).

الزامات اعتصاب سراسری

کلیاتی که درباره اهداف اعتصاب ، «کمیته رهبران اعتصاب» ، نمایندگان کارگران و غیره در مورد اعتصاب های محلی و در سطح یک مرکز تولیدی عنوان می شود ، درباره یک اعتصاب سراسری نیز صدق می کند .

با این تفاوت که در یک اعتصاب سراسری از هر منطقه یا استان نمایندگانی در«کمیته رهبران اعتصاب» و نیز «نمایندگان کارگران اعتصابی» حضور دارد.

اعتصاب های سراسری باشکوه ترین جلوه  اتحاد و همبستگی طبقاتی و موثرترین امر در پیشبرد اهداف طبقه کارگر و قدرت گیری این طبقه مقابل سرمایه داران و کارفرمایان هستند.

ایجاد اعتصاب های سراسری نیازمند ایجاد تشکل های کارگران به شکل سراسری در مراکز تولید مورد نظر است.

 رهبری اعتصاب

«کمیته رهبران اعتصاب»

 افرادی که در محل تولید، رهبران آگاه کارگران هستند و برنامه ریزی و سازمان دهی اعتصاب از شروع تا انتها را به  شکل غیر رسمی و مخفی برعهده دارند، «کمیته رهبران اعتصاب» خوانده می شوند.

«کمیته رهبران اعتصاب»، کارگرانی هستند که در زمینه فعالیت کارگری دارای تجربه یا آموزش کافی می باشند. این کمیته در این بحث معادل و مساوی «کمیته رهبران کارگری» هستند.

 برای آگاهی بیش تر به بخش «کمیته رهبران کارگری» در فصل طبقه کارگر و تشکیلات از همین کتاب مراجعه کنید.

مذاکره با کارفرما و رهبری علنی و رسمی اعتصاب ، با نمایندگان مورد اعتماد ، محبوب و منتخب کارگران است که بهتر است از «کمیته رهبران اعتصاب» نیز چند نفری در این جمع حضور داشته باشند. در ادامه توضیح بیش تری در این زمینه خواهیم داد.

وظایف «کمیته رهبران اعتصاب»

 1) تعیین اهداف اعتصاب

قبل از اعتصاب اهداف آن باید برای رهبرانش روشن باشد که به عنوان مثال هدف از اعتصاب تغییر قانون کار است یا افزایش حقوق و مزایا و موارد دیگر. مطابق با هدفی که تعیین می گردد، برنامه و نقشه اعتصاب متفاوت خواهد بود.

«کمیته رهبران اعتصاب» باید قبل از اعتصاب ، هدف یا اهداف را تصویب و درباره ضرورت و نیاز پیگیری اهداف و خواست های مشخص بحث های لازم را انجام دهد.

«کمیته رهبران اعتصاب» ، قبل از تعیین و تصویب اهداف ؛ باید سه لیست زیر را تهیه کنند:

1- لیستی از تمام نیازها و خواست های مشخص کارگران و تعیین اولویت آن ها.

خواست های کارگران متعدد هستند اما در هر زمان خاص برخی از آن ها بر حسب ضرورت اولویت و ضرورت بیشتری دارند.

2- لیستی از سود و زیان احتمالی کارگران ،  یعنی چیزهایی را که در صورت رسیدن به خواست های خود به دست می آورند و چیز هایی که احتمالا از دست می دهند، تهیه کنند. این کار به کمیته رهبران کمک می کند تا قبل از اعتصاب اطلاعات خوبی برای تصمیم گیری داشته باشند.

3- لیستی از زیان و سود احتمالی کارفرما و چیزهایی که کارفرما در صورت تن دادن به خواسته های کارگران از دست می دهد یا احتمالا به دست می آورد ، تهیه کنند. این کار به کمیته رهبران کمک می کند تا قبل از اعتصاب عکس العمل کارفرما مقابل اعتصاب را پیش بینی کنند و قدرتمند و حساب شده تر ظاهر شوند.

کمیته رهبران اعتصاب ، بر اساس جمع بندی این سه لیست و در نظر گرفتن دو اصل حداکثر فایده برای کارگران و بیش ترین احتمال نتیجه گیری ، اهداف اعتصاب را مشخص می کنند.  

دو نکته مهم در تعیین اهداف :

الف-بررسی امکان پذیری اهداف

کلیدی ترین نکته در تعیین اهداف یک اعتصاب ، بررسی احتمال نتیجه گرفتن آن ها است.

اهدافی باید انتخاب شود که دست یافتن به آن ها با توجه به شرایط و میزان قدرت کارگران و طرف مقابل ممکن و شدنی باشد.

به همین دلیل رهبران اعتصاب باید شناخت بسیار کاملی از شرایط و قدرت کارگران و طرف مقابل (کارفرما) داشته باشند.

با داشتن این شناخت ، کمیته رهبران اعتصاب باید کلیه اهداف ممکن را روی کاغذ بیاورند و به آن ها از نظر احتمال نتیجه گیری نمره دهند و سرانجام اهدافی را که شدنی تر است ، انتخاب کنند.

ب- کلی  نبودن اهداف

اهداف  باید  مشخص و مصداقی باشند ، طوری که یک تصور مشخص مادی از آن ها داشت و نتوان تعبیرها و تفسیرهای مختلفی از اهداف ارائه داد.

 انتخاب اهداف کلی و مبهم در یک اعتصاب عملا باعث سردرگمی کارگران در کسب نتیجه شده و دست کارفرما را برای تفسیر اهداف اعتصاب به نفع خود در مذاکره باز می کند.

علاوه بر این پذیرش خواست های «کلی» و «نامشخص» از طرف کارفرما کار سخت و هزینه بری نیست ، چون اگر کارفرما ، مسائل کلی و مبهم را به عنوان توافق بپذیرد، در اجرای آن نیز دستش باز است و تفسیرهای مطابق با منفعت خویش ارائه خواهد داد.

به عنوان مثال «بهداشت کامل در محیط کارخانه» یک شعار کلی و مبهم است. تعبیرها و تصورهای خیلی متفاوتی از عبارت «بهداشت کامل» می توان داشت.

برخلاف بالا به عنوان مثال ، «نصب سیستم تهویه مناسب در سالن» ،«نصب ظرف مایع دستشویی در کارخانه» و «احداث 4 واحد حمام جهت کارگران» اهداف مشخصی هستند که در ذهن کارگران و کارفرما تصوری یکسان ایجاد می کنند و در عین حال در راستای بهداشت کارگران تعریف شده اند.

کارفرما اگر خواست «بهداشت کامل در محیط کارخانه» را بپذیرد ، برای اجرای آن می تواند با ارائه تفسیرهای مختلف تا مدت ها جلوی کارگران بایستد و ادعا کند که:«بهداشت در این کارخانه خیلی خوب و کامل هم هست و شما کارگران بی خودی بهانه می آورید.» ، یا با چند اقدام کوچک و نمایشی ادعای اجرای «بهداشت کامل در محیط کارخانه» را داشته باشد.

اما کارفرمایی که خواست «احداث 4 واحد حمام جهت کارگران» را قبول می کند ، بدقولی  برایش سخت است و برای عدم اجرای این توافق مشخص بهانه کم تری دارد.

2) پیش بینی و برنامه ریزی برای تمام اتفاقات ممکن در زمان اعتصاب

قبل از شروع هر اعتصاب باید برنامه ریزی تمام مراحل آن از شروع تا پیروزی توسط کمیته رهبران اعتصاب تهیه شود.

پس از شروع  اعتصاب ، تصمیماتی که رهبران اعتصاب در مقابل اتفاقات می گیرند ، در تعیین سرنوشت اعتصاب و شکست و پیروزی آن تعیین کننده است.

بنابراین رهبران اعتصاب باید بتوانند از قبل اتفاقاتی که در حین اعتصاب امکان و احتمال وقوعشان می رود را پیش بینی کنند و برای مقابله با آن ها آمادگی لازم را باشند. یعنی قبل از شروع اعتصاب  برنامه ریزی لازم برای اتفاقات محتمل در زمان اعتصاب را داشته باشند.

این پیش بینی وآمادگی وقتی امکان دارد که همان سه لیستی که در بحث تعیین اهداف اعتصاب گفتیم به بهترین شکلی آماده شود و توسط کمیته رهبران مورد بررسی قرار گیرد.

مهمترین مسئله در پیش بینی حوادث اعتصاب این است که ما بتوانیم واکنش احتمالی کارفرما و پلیس در مقابل اعتصاب را در مراحل مختلف پیش بینی کنیم.

مخصوصا این مستلزم آن است که بدانیم طرف مقابل با قبول کردن خواست های اعتصاب  دقیقا چه منافعی را از دست خواهد داد؟ (بررسی لیست سوم در بخش تعیین اهداف اعتصاب) و بنابراین برای از دست ندادن این منافع احتمالا به انجام چه فعالیت هایی در مقابل کارگران اعتصابی دست خواهد زد؟

3)تشکیل «گروه تبلیغ» اعتصاب

بدون گفتگو با توده کارگران کارخانه و قانع کردن آن ها ، اعتصاب موفقی شکل نمی گیرد.

 به همین منظور باید از طرف رهبران اعتصاب ، گروهی غیر رسمی از کارگران موافق اعتصاب («گروه تبلیغ») شکل گیرد که با همه کارگران درباره لزوم و ضرورت اعتصاب صحبت کرده و باعث مشارکت و همدلی آن ها با اهداف اعتصاب گردد.

 بهتر است که از هر بخش یک مرکز تولید ، نماینده ای در گروه تبلیغ باشد، تا به تبلیغ درباره اهداف اعتصاب برای رفقای همکارش بپردازد و موافقت کارگران بخش خود را به برگزاری اعتصاب جذب کند.

به خاطر مسائل امنیتی دلیلی بر حضور تمام اعضای «کمیته رهبران اعتصاب» در «گروه تبلیغ» نیست ، چون لازم و ضروری است که «کمیته رهبران اعتصاب» برای کارگران و کارفرما ناشناخته باقی بمانند.

به عنوان مثال در کارخانه ای که 200 نفر کارگر مشغول به کارند ، 10 نفر به عنوان «گروه تبلیغ» می توانند هر یک با 20 نفر ، درباره اینکه چرا و برای چه اهدافی برگزاری اعتصاب لازم و ضروری شده است ؛ صحبت کنند و به اندازه توان خود ، نظر کارگران را به ضرورت اعتصاب جلب کنند ؛ چون بدون تایید و همراهی اکثریت قابل قبول کارگران یک مرکز تولید شروع اعتصاب بدون معنا است.

بعد از شروع کار تبلیغی میان کارگران و قبل از شروع اعتصاب ، باید «گروه تبلیغ» و رهبران اعتصاب در جلسه مشترکی به جمع بندی مفیدی از نظرات و پیشنهادات کارگران درباره اعتصاب برسند و درباره جو کلی مرکز تولید در صورت شروع اعتصاب به شناخت درستی برسند.

«گروه تبلیغ» باید براساس گفتگو با کارگران بخش های مختلف بفهمند که تا چه اندازه با اهداف اعتصاب موافقند و همراهی می کنند. سپس جمع بندی نظرات کارگران درباره اعتصاب از طرف «گروه تبلیغ» به کمیته رهبران کارگری ارائه می شود تا بر اساس آن برنامه ریزی دقیق اعتصاب انجام پذیرد.

فعالیت های «گروه تبلیغ» بعد از شروع اعتصاب به پایان نمی رسد، بلکه تبلیغ مداوم اهداف اعتصاب و و دفاع از تصمیمات نمایندگان تا روز آخر اعتصاب و حتی بعد از آن برعهده «گروه تبلیغ» می باشد. تبلیغات مستمر ، تضمین کننده تداوم اعتصاب میان کارگران و دلسرد نشدن آن ها ازرسیدن به اهداف تعیین شده است.

افشای کارگران اعتصاب شکن که با کارفرما همکاری می کنند و تشویق کارگرانی که به علت تبلیغات کارفرما دلسرد شده اند ، فعالیت هر روزه «گروه تبلیغ» در جریان اعتصاب است.

آن چه تا اینجا گفتیم مربوط به وظایف گروه تبلیغ داخل مراکز تولید است. «گروه تبلیغ» وظیفه جلب همبستگی و اعلام حمایت کارگران مراکز دیگر تولید و خبررسانی و تبلیغ رسانه ای اعتصاب را نیز برعهده دارد که در بخش های دیگر مورد بحث قرار خواهد گرفت.

نقش کارگران متخصص در اعتصاب

کارگران متخصص و فنی (مانند تکنسین ها و مهندسان در کارخانه ها) می توانند نقش بسیار مهمی در پیشبرد و موفقیت اعتصاب ایفا کنند . چرا که نقش آن ها در تولید تعیین کننده تر است و در صورت اعتصاب به راحتی و سرعت قابل جایگزینی توسط کارفرما نمی باشد.

همراه شدن این بخش از طبقه کارگر  به معنی تعطیل شدن بخش های تخصصی تر و حیاتی تر ِ تولید می باشد و اعتصاب کارگران متخصص نقش مهمی در تسلیم شدن کارفرما دارد. بنابراین تبلیغ میان آن ها و جذبشان به اهداف اعتصاب از وظایف ضروری و در اولویت  «گروه تبلیغ» است.

4) تشکیل « نمایندگان کارگران اعتصابی»

از همان روز نخست اعتصاب ، برای رسیدن به اهداف اعتصاب نیاز به مذاکره با کارفرما است.

 در ابتدای اعتصاب ، باید اهداف و خواست های مشخص کارگران در بیانیه ابتدایی به کارفرما ابلاغ شود . در ادامه اعتصاب که کارفرما برای مذاکره با کارگران تقاضا می کند؛ باید کسانی درباره اهداف اعتصاب و به عنوان نمایندگان کارگران با نمایندگان سرمایه (کارفرماها)  پای میز مذاکره بنشینند.

در هر مرکز تولید دو وضعیت برای نمایندگی کارگران در اعتصاب امکان پذیر است:

الف- کارگران مرکز تولید یک تشکل علنی و مستقل کارگری مانند سندیکا یا شورا دارند که اکثر کارگران عضو آن هستند و اعتصاب با فراخوان و رهبری همان تشکل کارگری شروع شده است. در چنین حالتی «کمیته اجرایی» شورا یا «هیات مدیره» سندیکا به عنوان رهبران تشکل موجود کارگری ، نمایندگی کارگران را در جریان مذاکره با کارفرما بر عهده می گیرند.

ب- کارگران مرکز تولید فاقد هر گونه تشکل مستقل و علنی کارگری هستند و یا حداکثر تنها دارای تشکل ابتدایی «مجمع عمومی» در محل تولید می باشند.

در چنین حالتی کارگران مرکز تولید مجبور به انتخاب نمایندگان خود برای اعتصاب پیش رو و مذاکره با کارفرما هستند . ما در ادامه درباره همین وضعیت دوم یعنی عدم وجود تشکل علنی کارگری در مرکز تولید صحبت خواهیم کرد.

«نمایندگان کارگران اعتصابی» ، نباید همان «کمیته رهبران اعتصاب»  باشند چرا که :

اولا-  یکی بودن این دو نهاد باعث لو رفتن «کمیته رهبران اعتصاب» نزد کارفرما و پلیس خواهد شد و بعدها با اخراج یا دستگیری رهبران موثر کارگری دست به پیشگیری درباره وقوع هر اعتصاب دیگری خواهند زد .در حالی که «کمیته رهبران اعتصاب» جمعی غیررسمی و غیرعلنی  است و موظف به حفظ  هویت مخفی خود می باشد.

ثانیا- «نمایندگان کارگران اعتصابی» باید مشروعیت خود را از رای مستقیم کارگران بدست آورده باشند تا بتوانند با قدرت از طرف کلیه کارگران اظهار نظر کنند و تصمیم بگیرند.

برای انتخاب نمایندگان روش های زیر وجود دارد:

1- مجمع عمومی مرکز تولید با حضور تمام کارگران برگزار شود و در یک انتخابات آزاد و دموکراتیک نمایندگان کارگران اعتصابی بر اساس اکتساب رای بیش تر انتخاب شوند.

2- هر بخش و واحدی از مرکز تولید به تناسب تعداد کارگران شاغل در آن ، نماینده یا نمایندگانی را انتخاب و به جمع نمایندگان کارگران بفرستد. یعنی در هر بخش از مرکز تولید جداگانه یک مجمع عمومی برگزار شود.

 به عنوان مثال در کارخانه ای  شامل  سالن A با 900 کارگر و سالن B با 300 کارگران ، تعداد نمایندگان سالن A  سه برابر سالن B  می باشد.

در حالت 2  کارگران اعتصابی هر بخش کسی را که بیش از همه به او اعتماد  دارند و می دانند به  اهداف اعتصاب معتقد است ، از میان خود بر می گزینند.

 حتما  یکی دو نفر از«کمیته رهبران اعتصاب» باید با توافق قبلی بین خودشان، برای انتخابات کاندید شوند و تلاش کنند تا با کسب آرای کارگران یکی از نمایندگان کارگران اعتصابی باشند. چون  حضور رهبران با تجربه کارگری در جمع «نمایندگان کارگران اعتصابی» برای چانه زنی و مذاکره با کارفرما ضروری است.

قبل از هرگونه مذاکره با کارفرما ، «نمایندگان کارگران اعتصابی» باید جلسه ای درباره مذاکره برگزار کنند و در آن حالت های اتفاقی ممکن در مذاکره با کارفرما را بررسی کنند و برای جوابگویی به پیشنهادات ممکن و مختلفی از جانب کارفرما به توافق قبلی برسند تا در جریان مذاکره با کارفرما تا حد امکان هم فکر و متحد باشند.

نکته خیلی مهم این که نمایندگان کارگران در همان جلسه مذاکره ، مقابل پیشنهادهای کارفرما جواب قطعی ارائه نکنند ، بلکه از کارفرما برای جواب به پیشنهادها مهلت بخواهند.

بعد از مذاکره ، نمایندگان کارگران طی جلسه داخلی و بین خود ، درباره جوابی که باید به کارفرما بدهند به توافق می رسند و نتیجه مذاکره را به کارفرما و کارگران با ذکر دلایل اعلام خواهند کرد.

از اولین جلسه با کارفرما تا پایان اعتصاب، رهبری اعتصاب ، هر گونه مذاکره رسمی و  تصمیم گیری درباره چگونگی اتمام اعتصاب برعهده نمایندگان کارگران است و همه کارگران اعتصابی موظف به اجرای تصمیمات نمایندگان خود هستند.

بسیار مهم است که کارگران بدانند، کسانی که به عنوان «نمایندگان کارگران اعتصابی» با  کارفرما مذاکره می کنند، مورد اعتماد ما و تنها مرجع رسمی تصمیم گیری درباره اعتصاب هستند و ما باید به هر تصمیمی که درباره اعتصاب می گیرند ، احترام بگذاریم و آن را قبول کنیم .

چنانچه از عملکرد نمایندگان خود در اعتصاب خاصی ناراضی هستیم ، می توانیم در اعتصاب های آینده اشخاص دیگری را به عنوان نماینده خود انتخاب و معرفی کنیم ؛ اما بی اعتبار کردن نمایندگان کارگران و تصمیمات آن ها توسط برخی کارگران ، بی اعتبار کردن «خود به دست خود» است و هیچ فایده ای جز بی اعتمادی ، دلسردی و شکست اعتصاب های بعدی ندارد، با وجود این که حق کارگران برای نقد منصفانه عملکرد نمایندگان و رهبران بعد از اتمام قطعی اعتصاب محفوظ است و اتفاقا باید از آن استقبال کرد.

5) صدور بیانیه ابتدایی اعتصاب 

در ابتدای هر اعتصاب بیانیه یا قطعنامه ای توسط کارگران اعتصابی صادر می شود. این بیانیه می تواند توسط «کمیته رهبران کارگری» یا «نمایندگان کارگران اعتصابی» نوشته شود ولی باید حتما در اولین مجمع عمومی پس از اعتصاب به تصویب اکثریت کارگران برسد.

 کارکرد های مشخص بیانیه ابتدایی به شرح زیر می باشد .

الف- بیان دقیق و مشخص اهداف و خواست های کارگران اعتصابی برای آگاهی و اطلاع کارگران ، کارفرما و مردم آن منطقه.

ب-  درخواست برای حمایت طبقه کارگر و مردم منطقه به منظور ایجاد همبستگی کارگری.

ج- تثبیت اهداف اعتصاب به منظور پیشگیری و مقابله با انحراف از اهداف در حین برگزاری اعتصاب.

به عنوان نمونه در متن زیر بیانیه ابتدایی اعتصاب کارگران نساجی کردستان در سال 84 را می خوانیم :

«بیانیه کارگران اعتصابی نساجی کردستان- سنندج

ما کارگران نساجی نسبت به تعرضات و تظلمات آشکاری که 15 سال کار سخت و زیان آور و طاقت فرسای تولید به ما تحمیل نموده اند و مدیران بی توجه به خواست ما کارگران و مکاتبات و توصیه های بازرسان کار و بهداشت فقط در فکر انبوه سرمایه و تولید خود بوده اند و در نتیجه برای ما کارگران مریضی و فقر و فلاکت، 300 نفر همکار بیمار ناشی از کار، چندین متوفی و صدها اخراج بوده است.

و امسال باز هم برای کردن خون ما در شیشه دست به تعرضات جدیتری میزنند. قرار دادهای خود تنظیمی مغایر قوانین کار به ما امضا میکنند. و اگر عده ای از همکاران ما معترض میشوند بلافاصله از کارخانه اخراج میگردند و به ما و همکاران میگویند که ما کار و تولید شما را نمیخواهیم. گناه ما کارگران چیست که در دست مدیران مستبد،‌ فاقد تخصص و تحصیل گرفتار شده ایم؟ از روی عمد کارخانه را به سراشیبی سقوط سوق میدهند.

ما عزل مدیران شرکت و جایگزینی مدیران توانا و کارآمد را از متولیان نساجیهای کشور خواستاریم. در غیر اینصورت اجرای ماده 143 قانون کار از مدیران کل اداره کار و امور اجتماعی تقاضامندیم و خواستار مطالبات محق خود هستیم:

1- برچیده نمودن انواع قرارداد خود تنظیمی و غیر قانونی کارفرماها و انعقاد قرارداد دائم.

2- اجرای طرح طبقه بندی مشاغل  و پرداخت مابه التفاوت طرح به تمامی کارگران.

3- پرداخت حق افزایش تولید سالها و ماههای معوقه به کارگران.

4- برگرداندن 18 میلیون تومان سرمایه کارگران در تعاونی اعتبار که مدیر اداری مالی مدت یکسال آن را برداشت نموده است.

5- انجام معاینات دوره ای برای تمام کارگران و مداوای کارگران بیمار

6- رعایت بهداشت محیط کار، ایجاد حفاظ و ایمنی برای دستگاه ها و ماشین ها، کاهش آلودگی گرد و غبار و سرو صدا در سالن تولید و امکانات بهداشتی.

کارگران اعتصابی کارخانجات نساجی کردستان

مورخ: 2/7/84.»

6) مقابله با تهدید های کارفرما

در مقابله با اعتصاب ، اولین اقدامی که به ذهن کارفرما می رسد، تهدید کارگران است.

تهدیدهای کارفرما انواع مختلفی  دارد . نمونه هایی از آن ها ، تهدید به اخراج ، تهدید به عدم تمدید قرارداد و تهدید به دخالت پلیس و غیره است. سیاست کارگری در مقابل تهدیدهای کارفرما چیست؟  اعتنا نکردن ؟ تسلیم شدن ؟ کدامیک ؟ هیچکدام.

هیچ فرمول مشخص و از قبلی برای این سوال وجود ندارد. کمیته رهبران اعتصاب ، وظیفه دارد تهدیدهای کارفرما را مورد بررسی قرار دهد و مشخص کند که آیا فلان تهدید مشخص از جانب کارفرما عملی و شدنی است یا غیر عملی و تنها یک بلوف تبلیغاتی برای ترساندن کارگران است.

اگر تهدیدی مطلقا غیر عملی و بلوف است ، باید غیر عملی و پوچ بودن این تهدید با دلایل کافی از طرف گروه تبلیغ یا طی بیانیه نمایندگان اعتصاب برای بقیه کارگران روشن و مشخص گردد.

 به عنوان مثال کارفرمایی که حین اعتصاب تهدید می کند تمام کارگران فنی (تکنسین) بخش مهمی را اخراج می کند ، بلوف زده است ؛ چون اخراج کارگرانی که اصول ماشین آلات را یاد گرفته اند و گره گشای مشکلات فنی هستند و جایگزین کردن آن ها با تعدادی کارگر ناآشنا با ماشین آلات ، اختلال بزرگی در تولید ایجاد خواهد کرد که این به صلاح کارفرما نیست ؛ مخصوصا اگر آن مرکز تولید حال و وضع مناسبی مقابل رقبای خود نداشته باشد.

در حالتی که تهدید کارفرما شدنی است ، باید کاملا بررسی گردد که اولا این تهدید مشخص تا چه اندازه قابل اجرا است و ثانیا روش های خنثی کردن عملی  این تهدید و ناکارآمد کردنش کدام است؟ تصمیم گیری رهبران اعتصاب بر اساس این دو اصل کلی صورت می گیرد و نتیجه که سیاست عملی کارگران مقابل تهدیدهای کارفرما است ، برای کارگران توضیح داده می شود. وظیفه رهبران ، نمایندگان کارگران اعتصابی و به دنبال آن ها «گروه تبلیغ» ، شرح دلایل تصمیم گیری ها ، همراه کردن بدنه کارگران با خود و جواب دادن به سوال های کارگران است.

7) مقابله با فشارهای داخل و خارج محل تولید

الف) فعالیت افراد اعتصاب شکن میان کارگران

کارگران مخالف اعتصاب و به عبارتی «اعتصاب شکن» دو دسته اند.

دسته اول کارگرانی هستند که با اعتصاب موافق نیستند و با آن همراهی نمی کنند و برای این کار نظرات شخصی و صنفی خود را دارند.

سیاست درست کارگری در مقابل دسته اول ، برخورد دوستانه با آن ها و تلاش برای همراه کردن شان با کارگران اعتصابی است.

دسته دوم کارگرانی هستند که به صورت فعال با کارفرما همکاری و با ایجاد شک و تردید نسبت به اهداف و نتایج اعتصاب ، کارگران دیگر را از صفوف اعتصاب خارج می کنند. این ها در واقع به طور آگاهانه و براساس منافع حقیر شخصی به طبقه کارگر خیانت می کنند.

در مقابل گروه دوم باید سیاست افشای این دسته از کارگران را در پیش گرفت و به همه کارگران گفت که این ها کسانی هستند که به خاطر پول ناچیزی تمام منافع کارگری خودشان و بقیه را فروخته اند. ابن افشاگری باید توسط «گروه تبلیغ» و در سراسر کارخانه شکل بگیرد. از هر نوع درگیری و زدوخورد با این دسته از کارگران حتی در صورت تمایل خودشان باید اجتناب و پرهیز کرد.

ب) رفتار با نهادهای قانونی وابسته نظیر انجمن اسلامی ، شورای اسلامی و بسیج کارگری.

باید با اعضای این تشکل ها جدا از مسئله عضویت شان و به عنوان یک کارگر صحبت کرد و آن ها را به همراهی اعتصاب دعوت کرد ، اما با خود تشکل ها دلیلی به مذاکره نیست.

مذاکره با کارفرما و تصمیم گیری درباره اعتصاب با «نمایندگان کارگران اعتصابی» است و ربطی به این تشکل ها ندارد.

این تشکل ها می توانند با اعتصاب موافق یا مخالف باشند. در صورتی که این تشکل ها به صورت فعال و به نفع کارفرما وارد عرصه تبلیغ علیه اعتصاب شوند ، باید توسط رهبران کارگران و«گروه تبلیغ» به عنوان تشکل های مدافع سرمایه و کارفرما ، افشا شوند و به اعضایشان فراخوان خروج از این تشکل ها را داد.

ج) فشار پلیس سیاسی ( اطلاعات) روی رهبران و نمایندگان اعتصاب

از طرف دولت و پلیس تحت امرش ، اعتصاب در اغلب موارد اقدامی غیر قانونی و ضد امنیتی است. به همین دلیل گاهی وقت ها عوامل پلیس سیاسی (اطلاعات) به نفع  کارفرما و در جهت شکست اعتصاب وارد عمل می شوند و رهبران اعتصاب را به دستگیری و دادگاهی شدن تهدید می نمایند.

به عنوان طبقه کارگر و سازندگان دنیای نوین ، اعتصاب ، حق قانونی ، بی قید و شرط و  بدیهی ماست .هیچ کس حتی مقام های امنیتی و پلیس حق بازداشتن ما از اعتصاب را ندارند.

سیاست درست در مقابل تهدیدهای پلیس سیاسی علیه رهبران اعتصابی ، بیان این نکته به آن ها است که ما کارگر هستیم و حقوق مان را می خواهیم و این کارفرما است که با سلب حقوقمان ، امنیت ما را به هم زده است.

اگر امنیت جامعه مهم است که ما کارگران اکثریت جامعه را تشکیل می دهیم و صلاح امنیت خود را بهتر از هر کسی می دانیم. غیر از توضیح و دفاع از اهداف اعتصاب ، در مقابل  روسای پلیس و پلیس سیاسی کار بیش تری نباید کرد.

تجربه کارگران سراسر دنیا ثابت کرده است که پلیس ، حامی سرمایه دار و کارفرما است و جز حفظ امنیت سرمایه وظیفه  دیگری بر عهده ندارد. بنابراین نباید انتظار بیهوده تغییر دیدگاه پلیس و ایجاد عدالت پلیسی در نظام و دولت سرمایه داری را داشت. بلکه باید در مقابل تهدید های پلیس چاره اندیشید و مقابله کرد.

در مورد تهدید به دستگیری رهبران و نمایندگان کارگران اعتصابی ، نکته اساسی این است که دستگیری بیش تر در زمان اعتصاب اهمیت و موضوعیت دارد و پس از اتمام اعتصاب  احتمال دستگیری به شدت کاهش می یابد.

باید شرایطی ایجاد کرد که رهبران و نمایندگان کارگران در طول زمان اعتصاب در محل های شناخته شده خویش(مثلا منزل شخصی) نباشند و در مکان های امن به سر برند و حین رفت و آمد به محل تولید اصول امنیتی مناسب برای دستگیرنشدن را به کار برند. در هر مورد مشخص ، رعایت این موارد و ایجاد امنیت برای نمایندگان کارگران به تدبیر رهبران اعتصاب بستگی دارد.

در صورتی که حین برگزاری اعتصاب ، پلیس موفق به دستگیری تعدادی از رهبران یا نمایندگان اعتصاب شود، اولا باید عده ای جایگزین دستگیرشدگان شوند و ثانیا «کمیته دفاع از رهبران مرکز تولید» که در ادامه شرح وظایف اش می آید ، کار خود را شروع کند.

تبدیل شدن نمایندگان کارگران اعتصابی (رهبران اعتصاب) به چهره های شناخته شده و محبوب جامعه می تواند تا حدی مصونیت آن ها در برابر دستگیری ها را افزایش دهد.

دستگیری یک رهبر گمنام کارگری که نهایتا برای کارگران یک مرکز تولید شناخته شده است ، راحت تر از دستگیری یک رهبر شناخته شده و محبوب اجتماعی- کارگری است . این کار نیاز به کار رسانه ای و تبلیغاتی دارد که در بخش اعتصاب در رسانه ها به آن پرداخته ایم.

8) مذاکره با کارفرما           

مذاکره کارگران و کارفرما ، مذاکره دو حریف با منافع متضاد است . چنین مذاکره ای حتما بازنده و برنده ای دارد و هیچ وقت با رضایت کامل دو طرف به پایان نخواهد رسید.

بازنده و برنده چنین مذاکراتی نیز معنی نسبی دارد.یعنی ممکن است شما در تحقق برخی از اهداف اعتصاب برنده و در مورد برخی دیگر از خواسته ها  بازنده شوید.

1- نمایندگان کارگران در مذاکره با کارفرما ، باید خواست ها و اهداف مشخص و روشن اعتصاب  را بیان و طی مذاکره بر آن پافشاری کنند. نمایندگان باید سعی کنند که مذاکره خیلی روشن و فقط با موضوع خواست ها و منافع کارگران ادامه پیدا کند.

 از منحرف شدن مذاکره به مواضع حاشیه ای ، فرعی و مسائل گذشته باید جلوگیری کرد.

2-در حین مذاکره یا در پایان آن ممکن است به لیستی از توافق ها و وعده های مطرح شده از طرف کارفرما برسید. اولا هیچ وقت نباید به تعهدات و توافق های شفاهی بسنده کرد. هر توافقی باید توسط طرفین به شکل کتبی صورتجلسه و امضا گردد.ثانیا شکل توافق ها نباید کلی و نامشخص باشد . از به کار بردن عباراتی که تفسیرهای مختلفی می تواند داشته باشد جلوگیری کنید . توافق ها باید شفاف و مشخص باشد ، به طوری که راه را برای تفسیر و تعبیر های بعدی مسدود کرد.

3- از شخصی شدن مسائل و بحث بر سر عمل فلان کارگر یا کارفرما جلوگیری کنید و بر سر اشخاص بحث نکنید ؛ بلکه به طور کلی بر سر منافع مشخص کارگران با طرف مقابل مذاکره نمایید.

4- حین مذاکره خود را جای کارفرما قرار دهید و بررسی کنید ؛ علت اینکه بر فلان مسئله و موضع خود تاکید می کند؛ چیست؟ از خود بپرسید چرا کارفرما چنین مطلبی را می گوید یا چنین پیشنهادی را می دهد؟ حتی از نمایندگان کارفرما علت بیان مواضع شان را بپرسید. این به شما کمک می کند تا به شناخت بهتری از خواست ها و منافع کارفرما برسید و در ادامه مذاکره موفق تر باشید.

5- به شما در حین مذاکره از طرف کارفرما پیشنهاداتی می شود که باید درباره هر پیشنهاد تصمیم مشخص و عاقلانه ای گرفت. آری یا خیر؟ درباره هر پیشنهاد مشخص کارفرما ، یک لیست سود و یک لیست زیان تهیه کنید تا تصمیم گیری تان اصولی و راحت شود.

اول- لیست پذیرفتن پیشنهاد: در این لیست بررسی کنید که در صورت قبول کردن فلان پیشنهاد کارفرما به طور مشخص  چه منافعی بدست می آورید و در مقابل چه منافعی را از دست خواهید داد.

دوم- لیست ردکردن پیشنهاد:در این لیست بررسی کنید که در صورت ردکردن فلان پیشنهاد کارفرما به طور مشخص  چه منافعی را بدست می آورید و در مقابل چه منافعی را از دست خواهید داد.

بر اساس جمع بندی این دو لیست و اینکه کفه ترازو در مورد قبول یا رد هر پیشنهاد به نفع یا ضرر کارگران است ، می توانید به طور علمی درباره پیشنهاد کارفرما تصمیم گیری کنید.

9) اعلام فرصت مشخص به کارفرما و تعیین مرحله بعدی مبارزه

اگر در یک اعتصاب مراحل مبارزه مشخص نباشد و تنها به اعتصاب تا پیروزی تاکید شده باشد ، ادامه یافتن اعتصاب در دراز مدت باعث خستگی و کاهش روحیه کارگران خواهد شد .

بنابراین باید زمان مشخصی برای رسیدن کارگران به اهداف خویش تعیین گردد و در صورت گذشت آن زمان یا مرحله بعدی مبارزه مشخص گردد و یا اعتصاب پایان پذیرد.

یکی از مسائلی که در پیشبرد اعتصاب و جلوگیری از فرسایشی شدن آن موثر است ، اعلام فرصت مشخص به کارفرما جهت تن دادن به خواسته های کارگران و تعیین مرحله بعدی مبارزه درصورت مقاومت کارفرما است . به چنین عملی «اولتیماتوم» دادن می گویند.

مرحله بعدی چنین مبارزاتی استفاده از روش های دیگر اعتراض در کنار تداوم اعتصاب است. مثلا مرحله بعدی مبارزه می تواند این باشد که در حین ادامه دادن اعتصاب از راهپیمایی یا بستن جاده هم استفاده شود.

مثالی از یک اولتیماتوم:«در صورتی که حقوق عقب مانده ما کارگران اعتصابی تا روز دوشنبه پرداخت نگردد ، دست به تظاهرات در سطح شهر خواهیم زد»

در اولتیماتوم فوق درخواست کارگران از کارفرما ، دریافت حقوق عقب مانده است و تا روز دوشنبه به کارفرما فرصت داده شده است ، مرحله بعدی مبارزه در صورت عدم موافقت کارفرما ، تظاهرات در سطح شهر عنوان شده است.

در انتخاب مرحله بعدی مبارزه باید دقت فراوان داشت چرا که مرحله بعدی مبارزه باید قابل اجرا باشد یعنی اولا با توجه به برآورد قدرت کارگران و طرف مقابل (کارفرما و پلیس) ممکن و قابل برنامه ریزی باشد و ثانیا اتفاقات آن به طور واقعی قابل پیش بینی و کنترل توسط رهبران کارگری باشد و الا به شکست کارگران در رسیدن به اهداف خویش و حتی دلسردی و ناامیدی کارگران می انجامد.

اقدامات مختلفی را می توان به عنوان مرحله بعدی مبارزه پیش رو گذاشت. بنابراین برای انتخاب هر یک علاوه بر امکان پذیری آن ها ، تاثیرشان از جهت تسلیم شدن کارفرما را باید بررسی و اولویت بندی کرد.

مثلا اگر به لحاظ تناسب قوا و شرایط موجود ؛ قدرت انجام دو اقدام مشخص «بستن جاده شهرک صنعتی» و «تجمع مقابل فرمانداری» را به عنوان مرحله بعدی مبارزه داریم و در عین حال اتفاقات و پیشامدهای احتمالی هر دو را پیش بینی کرده ایم و برای مقابله با آن ها  راه حل داریم ،«بستن جاده شهرک صنعتی» را به خاطر تاثیر و فشار بیشتری که بر کارفرما وارد خواهد کرد ؛ انتخاب خواهیم کرد.

البته مورد فوق فقط یک مثال بود. مسلما اقدامات خیلی متنوعی را می توان به عنوان مرحله بعدی یک مبارزه انتخاب کرد که این مسئله تا حد زیادی به خلاقیت رهبران کارگری نیز وابسته است.

حتی وقتی اعتصاب به دلیل تسلیم شدن کارفرما در مقابل خواست های کارگران به پایان می رسد، نمایندگان کارگران باید فرصتی را برای کارفرما جهت عمل به وعده هایش تعیین کنند اعلام کنند که در صورت بدقولی کارفرما اعتصاب دیگری شروع خواهد شد.

10)گزارش دهی مستقیم به کارگران

یکی از ابزار کارفرما جهت شکستن روحیه کارگران اعتصابی ایجاد شایعه در بین کارگران به منظور جنگ روانی است . به عنوان مثال شایعه می کنند که نمایندگان سازش کرده اند، یا فلان رهبر کارگری از کارفرما رشوه گرفته است یا در مدت مذاکرات چنین و چنان گفته شده  است.

شایعه می تواند با ایجاد تفرقه و دلسردی میان کارگران هر اعتصابی را به شکست بکشاند . بهترین شیوه مقابله با شایعه ، شفاف سازی و گزارش دهی مستقیم به کارگران است.

همه حقایق یک اعتصاب و جزییات مذاکره با کارفرما باید شفاف و مشخص به اطلاع کارگران برسد. بهترین و سرراست ترین ابزار اطلاع رسانی ، تشکیل مجمع عمومی کارگران در مرکز تولید است.  چنین مجامعی علاوه بر تمام فواید آن نقش یک کلاس آموزشی را برای کارگران دارد و باعث مشارکت مستقیم کارگران در روند اعتصاب می شود.

 موارد زیر دستور کار  مجمع عمومی های اعتصاب است :

1-انتخاب نمایندگان و عزل و نصب آن ها.

2-گزارش مشروح مذاکرات نمایندگان با کارفرما و پیشنهادهای رد و بدل شده.

3-تصویب بیانیه های اعتصاب توسط اکثریت جمع کارگران.

4-به رای گذاشتن تصمیمات اصلی یک اعتصاب مانند زمان پایان اعتصاب و پذیرفتن یا نپذیرفتن فلان پیشنهاد مهم کارفرما.

5-شنیدن راه حل های پیشنهادی کارگران از طرف نمایندگان آن ها.

6-ایجاد تریبون جهت نقد نمایندگان از طرف کارگران.

7-انتخاب هیات مدیره صندوق اعتصاب ، تصویب قوانین آن و ارائه گزارش مالی صندوق.

11) پایان اعتصاب

اعتصاب که به پایان می رسد ، اولین وظیفه رهبران اعتصاب (نمایندگان) جمع بندی نقاط ضعف و قدرت اعتصاب ، لیست کردن آن ها و بیان شان در مجمع عمومی کارگران و نیز شنیدن نظرات کارگران درباره اعتصاب است.

هر اعتصابی یکی از نتایج زیر را دارد:

1- پیروزی اعتصاب : وقتی کارگران به تمام یا بخشی از خواست ها و اهدافی که در ابتدای اعتصاب تعیین نموده اند ؛ برسند، اعتصاب پیروز شده است و باید برای این پیروزی جشن گرفت. یک اعتصاب موفق معمولا در انتهای یکی از مذاکره های با کارفرما و با امضای تعهداتی از طرف هر دو سمت ماجرا به پایان می رسد.

در این حالت باید طی بیانیه ای :

1- پایان اعتصاب را اعلام کرد.

2-توافق های مذاکره را در لیستی کامل نوشت و به اطلاع همه کارگران رساند.

3- به کارگران آن مرکز تولید و تمام طبقه کارگر پیروزی اعتصاب را تبریک گفت.

4- از همه کسانی که در مدت  اعتصاب حمایت کردند یا پیام همبستگی فرستادند ، تشکر کرد.

در صورتی که اعتصاب به بخشی از اهداف خود نرسیده است می توان در بیانیه پایانی مهلتی در مورد خواست های برطرف نشده کارگران برای کارفرما تعیین کرد. تصمیم گیری درباره شیوه و شکل مهلت دادن بهتر است بر عهده مجمع عمومی کارگران باشد.

همه می دانیم پیروزی در یک اعتصاب پایان راه نیست و باز انبوهی از خواست های کارگری وجود دارند ، که باید برایشان کوشید. پیروزی هر اعتصاب به معنی قدرت بیش تر کارگران و ضعف بیش تر سرمایه دار است . از این قدرت و روحیه باید برای برنامه ریزی اعتصاب بعدی استفاده کرد. این وظیفه کمیته رهبران کارگری است.

2- عقب نشینی موقت کارگران: وقتی کارگران موفق نشوند ، حتی به  بخشی از اهدافی که در ابتدای اعتصاب خود تعیین کرده اند؛ برسند و با تصمیم گیری نمایندگان کارگران به اعتصاب خود پایان داده و پیگیری منافع و خواست های خود را به زمان و اعتصابی دیگر موکول کنند ، در این حالت کارگران به طور موقت عقب نشینی کرده اند.

3- شکست: وقتی که کارگران علاوه بر نرسیدن به اهداف مورد نظر اعتصاب ؛ برخی از منافعی را که قبلا از آن برخوردار بوده اند، از دست بدهند و یا اعتصاب نه با تصمیم نمایندگان کارگران بلکه با فشار و قدرت کارفرما و تسلیم شدن کارگران به اتمام رسد ، اعتصاب شکست خورده است.

اعتصاب باید با تصمیم نمایندگان یا مجمع عمومی کارگران و بر اساس ابتکار عمل آن ها و در موضع قدرت و در صورت لزوم با عقب نشینی تاکتیکی و موقتی به پایان رسد .

چون اگر اعتصاب بر اساس ضعف کارگران ، قدرت کارفرما و به شکل تحمیل شده به کارگران  پایان پذیرد ، شکست تمامی کارگران است و تلاش  برای ایجاد اعتصاب های آینده را سخت و کارگران را مایوس و ناامید می کند.

اقدام های ضروری در صورت شکست یا عقب نشینی

اولا- کمیته رهبران کارگری وظیفه دارد تا تمام جزییات اعتصاب از تعیین هدف ،شیوه مذاکره ، تصمیم گیری ها ، شرایط و زمان اعتصاب را مورد بررسی موشکافانه قرار داده و بر اساس آن تحلیلی درباره علل شکست یا عقب نشیینی موقت کارگران ارائه دهد.

ثانیا-«گروه تبلیغ» بر اساس تحلیل رهبران کارگری ، نزد کارگران هر بخش رفته و علل شکست و یا عقب نشینی تاکتیکی را برای همه کارگران مفصلا شرح دهند و آن ها را از بهت و حیرت شکست خارج سازند.

«گروه تبلیغ» علاوه بر توضیح علل عدم موفقیت ، در کارگران ایجاد امید کنند که مبارزه بر سر منافع کارگری پایان نگرفته است و در زمان دیگر و با برنامه ریزی بهتر پیروزی امکان پذیر و شدنی است.

و در پایان «کمیته رهبران کارگری» برنامه ریزی خود را برای اعتصابی دیگر در فرصتی مناسب تر از سر گیرد چرا که مبارزه هرگز به آخر راه خود نرسیده است.

12) حفظ دستاوردهای اعتصاب

هر اعتصابی که در رسیدن به اهداف خود پیروز می شود ، پایان نیافته است ؛ بلکه دور تازه ای از مبازره شروع  شده است که تلاشی برای حفظ دستاوردهای اعتصاب است .

از فردای اعتصاب ، سرمایه دار که شکست مشخصی خورده و بخشی از منافع خود را به دلیل پیروزی اعتصاب واگذار نموده است ، تلاش خواهد کرد تا اوضاع را مانند قبل از اعتصاب کند و منافع از دست رفته را بازگرداند.

علاوه بر آن تجربه ثابت کرده است که هیچ تضمینی برای اجرای تعهدات کارفرما وجود ندارد و بارها بعد از پیروزی در یک اعتصاب و قبول خواست کارگران (حتی به شکل کتبی و رسمی) کارفرما همه قول و قرارها را زیر پا گذاشته و به کارگران دهن کجی کرده است .

بعد از یک اعتصاب پیروزمند مبارزه ای برای پیگیری تعهدات و اجبار کارفرما به انجام آن ها شروع می شود که تنها با برنامه ریزی رهبران ، استفاده از فشار کارگران و تهدید به اعتصاب مجدد به نتیجه خواهد رسید.

در چنین شرایطی وظیفه «کمیته رهبران کارگران» مقابله با برنامه های کارفرما و سرمایه دار برای بازگشت به شرایط گذشته است. علاوه بر این «گروه تبلیغ» اعتصاب ، باید اهمیت دستاوردهای اعتصاب و لزوم حفظ آن ها ، پیگیری مداوم تعهدات و روش های مقابله با توطئه های کارفرما را میان کارگران همواره ترویج و تبلیغ کند.

13)حمایت از رهبران و نمایندگان اعتصاب مقابل دستگیری و اخراج

نمایندگان علنی کارگران،پس از اعتصاب و کمیته رهبران در صورت شناسایی توسط کارفرما یا پلیس سیاسی ، ممکن است با خطراتی از قبیل دستگیری یا اخراج از کارخانه مواجه شوند .

اشخاصی که رهبری یک اعتصاب کارگری را قبول کرده و پای خطراتش ایستاده اند ، شایسته گرمترین حمایت ها از جانب کارگران هستند. اما این حمایت ها باید پیشگیرانه و قبل از هر اتفاقی در نظر گرفته شوند.

در مقابل اخراج و دستگیری رهبران و نمایندگان کارگران اعتصابی نباید کوتاه آمد و هر اقدامی از این دست را با اعتصاب و اعتراضی جانانه پاسخ داد.

باید دست از کار کشید و در توضیح هدف اعتصاب گفت « تا زمانی که که رهبران ما آزاد نشوند و دوباره بر سرکار خود برنگردند ، اعتصاب ادامه خواهد داشت»

باید از اقدامات اعتراضی دیگر مانند تجمع و راهپیمایی در داخل شهرها ، برای آزادی و لغو اخراج رهبران کارگری استفاده کرد. و همچنین همبستگی بخش های مختلف طبقه کارگر در حمایت از رهبران کارگری اخراجی یا زندانی را جلب کرد و آن ها را نیز به اعتراض و اعتصاب در دفاع از رهبران کارگری فراخواند.

اما در کنار مبارزه برای آزادی و لغو اخراج ، تاسیس و ایجاد نهادهای زیر در دفاع از رهبران کارگری ضروری به نظر می رسد.

الف) تشکیل«کمیته دفاع از رهبران کارگری»

پس از دستگیری و یا اخراج یک رهبر کارگری ، اولین کسانی که لطمه می خورند ، خانواده اش هستند. به  همین دلیل کمیته ای رسمی ، علنی و به شکل داوطلبانه ، متشکل از کارگران در محل تولید و قبل از اعتصاب باید شکل گیرد.

وظیفه «کمیته دفاع از رهبران کارگری» ، دفاع از رهبران و نمایندگان اعتصاب و خانواده هایشان در مقابل فشارهای وارده و کاهش اثرات بدی است که اخراج یا دستگیری احتمالی رهبران کارگری بر آن ها و خانواده هایشان وارد می سازد.

ب) تشکیل «صندوق اعتصاب» 

اولین اقدام «کمیته دفاع» این است که صندوقی به نام «صندوق اعتصاب» را در محل تولید تشکیل دهد. اداره صندوق اعتصاب و تعیین سیاست های مالی اش برعهده «هیات مدیره صندوق» می باشد که در مجمع عمومی کارگران و با رای مستقیم کارگران برگزیده می شوند و توسط مجمع کارگران قابل برکناری و حسابرسی می باشند.

 کارگران می توانند در مجمع عمومی خود دو نفر را به عنوان بازرس هیات مدیره انتخاب کنند تا به طور مستقل و از طرف کارگران وظیفه بررسی صورت حساب های مالی صندوق را برعهده گیرند.

منبع مالی «صندوق اعتصاب» کمک های داوطلبانه کارگران و مردم است و وظایف آن به ترتیب اولویت به شرح زیر می باشد :

1- کمک مالی به خانواده های کارگران اخراجی و زندانی.

2- تامین مالی امور تبلیغی و رسانه ای اعتصاب.

3-اعطای وام به کارگران نیازمند که در این مورد برای ایجاد نظم و رضایت باید ضوابط مشخصی را جهت اولویت بندی اعطای وام تدوین کرد و در مجمع عمومی  کارگران به تصویب رساند.

به عنوان مثال اگر کارگر A مجرد باشد و کارگر B  متاهل بدون فرزند باشد و کارگر   C متاهل با دو فرزند باشد ، در دریافت وام کارگر C بر کارگر B  و کارگر B بر کارگر A اولویت دارد و اگر چند مورد یکسان باشند که تنها یکی از آن ها وام دریافت کند ، می توان از شیوه قرعه کشی برای اعطای وام استفاده کرد.

جهت جمع آوری پول صندوق ، بهتر آن است که در مجمع عمومی کارگران پولی ماهیانه از طرف هر کارگر برای پرداخت به صندوق ( هر کس به اندازه توانش ) تهعد و اعلام شود و در سر ماه هر کس پولی را که تعهد کرده ، بپردازد.

 تصور کنید که در کارخانه ای با 300 نفر کارگر دو تن از رهبران کارگران اخراج شوند. کافی است تنها هر کارگر 2000 تومان از حقوق ماهیانه خود را( و نه حتی پس انداز) را به صندوق اعتصاب بپردازد. در این صورت می توان به دو خانواده حداقل ماهی 300 هزار تومان پرداخت کرد. ادامه کار صندوق و پرداخت پول به رهبران اخراجی کارگران تا زمانی که آن ها کار جدیدی پیدا کنند، باید ادامه پیدا کند. لازم است تا علاوه بر کمک های مستقیم کارگران ،  شماره حسابی جهت صندوق در بانک افتتاح و فراخوان داده شود تا مردم علاقمند به اعتصاب کمک های خود را به این حساب واریز کنند.

در مقدار پول پرداختی ، وضعیت مالی هر کارگر اخراجی نیز باید مورد بررسی «کمیته دفاع» قرار گیرد و طبق آن پول پرداخت شود . در این زمینه می توان دستورالعملی برای پرداخت تدوین کرد. مثلا به رهبر کارگری که مجرد است کم تر از متاهل ، و آنکه حق بیمه بیکاری دریافت نمی کند ، بیش تر از آنکه دریافت می کند ، پول از صندوق اعتصاب تعلق می گیرد.

قابل ذکر است که صندوق اعتصاب بر خلاف اسمش فقط به دوران اعتصاب تعلق ندارد و بعد از اعتصاب هم مورد نیاز کارگران جهت حمایت مالی از یکدیگر است.

علاوه بر این، وجود همیشگی صندوق اعتصاب، کارگران را به دور خویش متشکل و متحد ساخته و شرایط را برای اعتصاب بعدی آسان تر می سازد.

اعتصاب  و جامعه

بدون شک پیروزی اعتصاب در دوران اخیر بیش از گذشته به استفاده طبقه کارگر از همه ابزارهای قدرت اجتماعی خود بستگی دارد. سرمایه داران برای سرکوب اعتصاب  از ارتش، پلیس ، دادگاه ، رادیو تلویزیون ، رسانه ها و هر وسیله ای که بتوانند بهره می گیرند.

چرا ما کارگران از همه امکانات ، توانایی و قدرت اجتماعی خود استفاده نکنیم؟

الف-اعتصاب و خانواده ها

اعضای خانواده و مخصوصا همسران کارگران به عنوان هم سرنوشت اصلی کارگران می توانند نقش مهمی در افزایش قدرت کارگران و پیروزی اعتصاب داشته باشند.

خانواده ها می توانند صدای اعتراض و اعتصاب را به بیرون از مراکز تولید ببرند و در جامعه انعکاس دهند و می توانند رسانه ای برای کارگران اعتصابی در سطح جامعه باشند.

بخشی از فعالیت هایی که خانواده ها می توانند انجام دهند عبارت اند از :

1- مراجعه به مردم و کارگران مراکز تولید دیگر و جلب حمایت و همبستگی مردمی و کارگری از اعتصاب.

2- تشکیل دادن تجمع های اعتراضی در مقابل مرکز تولید در زمان اعتصاب.

3- تجمع در مقابل ادارات دولتی نظیر اداره کار، فرمانداری و غیره در دفاع از اعتصاب و لزوم رسیدن کارگران به اهداف خود.

4- انتشار بیانیه با امضای همسران کارگران در دفاع از اعتصاب.

5- تهیه تومار پارچه ای در حمایت از اعتصاب و گرفتن امضا از مردم شهر و کارگران دیگر مراکز تولید به منظور جلب حمایت و اطلاع رسانی.

ب-جلب همبستگی بخش های دیگر کارگری و دیگر اقشار جامعه

ایده آل ما این است  که وقتی اعتصابی رخ می دهد کارگران در دیگر مراکز تولید در حمایت از رفقای اعتصابی خود اعتصاب کنند و دست از کار بکشند ، چرا که همه از یک طبقه و هم سرنوشت هستیم. اما چنین اتحادی نیاز به آگاهی و سازمان دهی عمیق طبقاتی دارد.

قبل از رسیدن به چنین مرحله ای از رشد طبقاتی ،اعلام همبستگی کارگری در شکل «انتشار بیانیه در حمایت از اعتصاب»، انتظاری است که کارگران اعتصابی از رفقای کارگر خود دارند. اما جلب این همبستگی هم با دست روی دست گذاشتن انجام نمی پذیرد.

1- بخشی از اعضای خانواده ها یا برخی از اعضای «گروه تبلیغ» می توانند به نزد کارگران مراکز دیگر تولید بروند ، لزوم اعلام حمایت و همبستگی آن ها از رفقای اعتصابی شان را یادآور شوند و از آن ها بخواهند که در حمایت از کارگران اعتصابی بیانیه ای صادر کنند.

2- رهبران کارگری در مراکز دیگر تولید با آگاهی یافتن از وقوع یک اعتصاب ، فراخوان تشکیل «مجمع عمومی» را بدهند و در همان جا موضوع ضرورت دفاع از کارگران اعتصابی را مطرح کرده و در مجمع عمومی بیانیه دفاع از کارگران اعتصابی را تصویب و منتشر نمایند.

3- صرفنظر کردن از همبستگی بین المللی کارگران ، محدود کردن جنبش کارگری به مرزهای داخل است. باید بتوانیم اعلام همبستگی تشکل های کارگری خارج از مرزها را در حمایت از اعتصاب جلب کنیم و نقش آن ها را دست کم نگیریم.

اعلام همبستگی بین المللی در دیگر نقاط جهان نتایج زیر را در بر دارد :

1- محدود نمودن قدرت سرکوب دولتی علیه کارگران اعتصابی و رهبران کارگری.

2- بالابردن روحیه کارگران اعتصابی.

3- پیشبرد آگاهی طبقاتی : ما کارگران هر جای جهان که باشیم ، یک طبقه هم سرنوشت و متحد هستیم. اما همبستگی بین المللی کارگران این مسئله را به طور عملی اثبات می کند و نقش بزرگی در ارتقای آگاهی طبقاتی کارگران اعتصابی خواهد داشت .

در این زمینه تاکنون کمپین های وسیعی در دفاع از کارگران ایران در سطح بین المللى صورت گرفته است و صدها سندیکای بزرگ در سراسر جهان خواهان برسمیت شناخته شدن خواسته های  کارگران ایران شده اند . تجربه این حرکات بین المللی موجود است.

ج- اعتصاب در رسانه ها

دولت های سرمایه داری در سراسر جهان همواره کوشیده اند تا اخبار اعتصاب های وتجمعات کارگری سانسور شده و به گوش بقیه کارگران و مردم محروم نرسد، چرا که از قدرت و حقانیت ما کارگران همیشه وحشت داشته اند .

اکثریت مردم هر شهری  با شنیدن خبر اعتصاب با کارگران احساس همدلی می کنند و در بسیاری از مواقع به کمک کارگران می آیند.

آگاهی مردم شهر و حمایتشان احتمال حمله پلیسی- نظامی به کارگران اعتصابی را پایین آورده و اعمال سرکوب را برای دولت دشوار می کند.

 به عنوان نمونه در اعتصاب کارگران نساجی بهشهر ، مردم شهر وقتی از اعتصاب کارگران با خبر شدند با راهپیمایی توده ای خویش با کارگران اعلام همبستگی و از آن ها حمایت کردند.

بنابراین اخبار اعتصاب باید به شکل وسیع در داخل شهر و فراتر از آن در ایران و سراسر جهان انعکاس بیابد . بخش عمده ای از جلب حمایت و همبستگی برای اعتصاب به خبر رسانی گسترده و درست ما بستگی دارد.

مثلا اگر اعتصاب کارگران ذوب آهن اصفهان در جریان است ، باید خبر آن از طریق سایت های خبری ، رادیو و تلویزیون های ماهواره ای و نشریات دانشجویی در سطح منطقه اصفهان ، ایران و فراتر از آن در سراسر جهان منتشر شود.

سازماندهی کار رسانه ای و خبر رسانی در سطح کشوری و بین المللی بر عهده «گروه تبلیغ» اعتصاب است . می دانیم که در زمینه خبررسانی اعتصاب هر قدر کار انجام شود باز هم کم است .بنابراین خانواده ها هم می توانند ، جداگانه دست به کار شوند و بخشی از فعالیت رسانه ای و تبلیغی اعتصاب را برعهده بگیرند.

 خبر رسانی و فعالیت رسانه ای درباره اعتصاب ، می تواند شامل موارد زیر باشد:

1- پخش گسترده بیانیه ابتدایی اعتصاب در شهر و منطقه و در صورت امکان انعکاس بیانیه در رسانه های محلی و شهری.

2- مصاحبه نمایندگان کارگران اعتصابی با رسانه های داخلی و خارجی و بیان اهداف و اخبار تحولات اعتصاب. لازم به توضیح است که نمایندگان کارگران می توانند شخصی را از بین خود به عنوان سخنگوی رسمی کارگران اعتصابی انتخاب کنند که مصاحبه ها و بیان رسمی تصمیمات کارگران اعتصابی از جانب او در رسانه ها صورت پذیرد.

3-معرفی نمایندگان کارگران اعتصابی با عکس و اسم  در رسانه ها و سایت ها و تبدیل شدن آن ها به چهره های مطرح جامعه.

4- گزارش روزانه اعتصاب و بیانیه های کارگران در سایت رسمی یا وبلاگ خبری مخصوص اعتصاب. ایجاد سایت  یا وبلاگ رسمی برای انتشار اخبار و بیانیه های اعتصاب از وظایف مستقیم گروه تبلیغ است.

5- نشر بیانیه های اعلام همبستگی و حمایت از اعتصاب در سایت رسمی اعتصاب و سایت های دیگر خبری.

شرح و تحلیل چند اعتصاب کارگری

- اعتصاب کارگران نساجی کردستان- زمستان 83

با اعلام اخراج 6  نفر از کارگران نساجی کردستان از طرف کارفرما ، کارگران دست از کار می کشند و در تمام شیفت ها به جای کار در کارخانه تحصن می کنند.

از ابتدای اعتصاب کارفرما تمایل خود را برای برگشتن کارگران به سر کار نشان می دهد اما کارگران که می دانند این یک وعده موقتی برای از بردن اعتصاب و بعد اجرای مرحله به مرحله سیاست های ضد کارگری است با اتمام اعتصاب خود موافقت نمی کنند و خواست های خود را به شرح زیر اعلام می کنند.

1- بازگشت به کار6 کارگر اخراجی و توقف اخراج

2- لغو کامل قرارداد کار موقت

3- فراهم کردن محیط کاری کاملا بهداشتی و ایمن

4- ایجاد سلف سرویس، سالن غذاخوری بهداشتی و دادن یک وعده غذای گرم

5- لغو قوانین کمیته انضباطی

6- اجرای کامل طرح طبقه بندی مشاغل

7- احترام گذاشتن به حرمت و شخصیت کارگر در محیط کار

با اعلام خواسته های کارگران مبارزه جدیدی شروع می شود و اعتصاب اهداف خود را علنی اعلام می کند.

علاوه بر مدیریت و کارفرما ، پلیس ، اداره اطلاعات ، استانداری و تمام نهادهای سرکوبگر دولتی علیه کارگران و برای اتمام اعتصاب وارد عمل می شوند.

سیاست آنان سانسور خبری اعتصاب و سکوت  و بی اعتنایی در مقابل خواست های کارگران است .

با تداوم اعتصاب  کارگران ، روزنامه نگاران محلی با نمایندگان کارگران مصاحبه می کنند و سانسور خبری می شکند.

 کارفرما برای ایجاد تفرقه بخشی از کارگران را که به عنوان بسیج و جانباز در کارخانه استخدام شده اند ، از میان کارگران جدا می کند و با وعده های پوچ از آنان می خواهد صف خود را از کارگران اعتصابی جدا کنند و اعتصاب شکن شوند که این دسته از کارگران به رفقای خود خیانت نمی کنند و به صفوف متحد اعتصاب بر می گردند.

با ناتوانی کارفرما این بار پلیس سیاسی وارد عمل می شود. یکی از نمایندگان موثر اعتصاب به نام «شیث امانی» بارها به اطلاعات احضار می شود و با اتهام کار سیاسی و ارتباط با خارج از کشور برای اتمام اعتصاب تحت فشار و تهدید قرار می گیرد و حتی به اتهام اقدام علیه امنیت کشور(یا همان اقدام علیه امنیت سرمایه داران) به دادگاه احضار می شود.

از «شیث امانی» خواسته می شود که به عنوان نماینده کارگران اعتصابی طی اطلاعیه ای اعتصاب را به پایان برساند و از کارگران بخواهد به سر کار خود برگردند.

مدیریت و اداره اطلاعات حتی بقیه کارگران را نیز تحت فشار قرار می دهند و از آنان می خواهند تا به سر کار خود بر گردند که با اتحاد کارگران مواجه می شوند.

در زمستان سرد آن سال ، مدیریت برای ایجاد فشار بر کارگران ، سیستم گرمایی سالن کارخانه را از کار می اندازد که با تهدید کارگران مبنی بر اشغال ساختمان مدیریت کارخانه مواجه شده و از این اقدام صرفنظر می کند.

 6 کارگر اخراجی در جلو کارخانه متحصن می شوند و با روشن کردن آتش خود را گرم می کنند.

اعتصاب کارگران نساجی ، حمایت مردم شهر سنندج را به همراه دارد. کارگران دیگر مراکز تولید مانند کارخانه نساجی شاهو، کارخانه آلومنیوم کار ، دانشجویان ، فرهنگیان  و مردم برخی محلات سنندج با نوشتن تومار و دیدار با کارگران و خانواده هایشان حمایت خود را از اعتصاب اعلام می دارند.

بخشی از مردم و طبقه کارگر شهر سقز نیز با امضای تومار و ارسال هیاتی پیام حمایت و همبستگی را به کارگران اعتصابی می رسانند.

 در هفته دوم اعتصاب، اعلام همبستگی با کارگران اعتصابی جنبه ای بین المللی به خود می گیرد. به عنوان مثال فدراسیون اتحادیه های کارگری نفت و انرژی و معادن نروژ با 4 میلیون عضو طی نامه ای به رییس جمهور ایران خاتمی چنین می نویسند:« …حمله شما به کارگران ایران حمله به کل طبقه کارگر جهانی و حقوق بشراست. ما از شما میخواهیم که به حقوق کارگران احترام بگذارید و به خواستهای کارگران نساجی کردستان را پاسخ دهید…»

 با ادامه اعتصاب برای ایجاد فشار بر کارگران اعتصابی ، حقوق آن ماه پرداخت نمی شود.

علاوه بر این مدیران نساجی در میان کارگران اعلام می کنند که اعتصاب بی فایده است چرا که کارخانه تا آخر سال ورشکسته و تعطیل است و مطمئنا همه اخراج خواهید شد.

کارفرما با اعلام این مسئله قصد ایجاد تردید میان کارگران را دارد تا بعد از اعتصاب و در انتهای سال با هر کارگری بر سر مبلغ بازخرید به توافق جداگانه برسد.این فکر در بین تعدادی از کارگران شکل می گیرد که حالا که قرار است اخراج شویم اعتصاب بی فایده است و بهتر است ، خواهان 6 ماه حقوق برای هر سال و به نسبت سنوات خدمت از کارفرما شویم.

نمایندگان کارگران با کارگران صحبت می کنند ، مانع از ایجاد چنین تردیدهایی می شوند و  بر ادامه اعتصاب تا رسیدن به خواسته ها پافشاری می کنند.

کارگران بارها تقاضای مذاکره با کارفرما و اداره کار را می کنند ، اما با بی اعتنایی آن ها مواجه می شوند. سرانجام با پافشاری کارگران ،  در روز 16 ام اعتصاب با درخواست مدیریت و اداره کار و دیگر نهادهای دولتی برای مذاکره مواجه می شوند.

در ابتدای مذاکره ، کارفرما نمایندگان کارگران را به رسمیت نمی شناسد و خواهان نمایندگان  از هر شیفت کاری می شود که با مقاومت کارگران سرانجام مذاکره با شرکت  نمایندگان کارگران و تعدادی  از کارگران هر شیفت کاری برگزار می شود.

همزمان با مذاکره کارگران فعلی کارخانه و بخشی از کارگران اخراجی گذشته جلوی اداره کار تجمع می کنند.

مذاکره با پیروزی نسبی کارگران و طی مصوبات زیر به پایان  می رسد:

1- قراردادهای موقت 89 روزه به 6 ماه تغییر می کند.

2- صلاحیت اخراج کارگران به کمیسیونی واگذار می شود که نمایندگان کارگران هم در آن وجود دارند.

3- به کارگران اخراجی معادل 3 ماه حقوق برای هر سال سنوات خدمت پرداخت می شود.

4- حقوق گرو گرفته شده ماه قبل توسط کارفرما فوری پرداخت می شود.

5- بقیه خواستهای کارگران به وعده تشکیل کمیسیون ها و قول مدیرکل اداره کار و غیره موکول می گردد.

تحلیل اعتصاب زمستان 83

اعتصاب از نظر نتیجه یک اعتصاب پیروز است. هر چند که کارگران نتوانستند مانع از اخراج 6 نفر از همکاران خود شوند اما تبدیل قرارداد 89 روزه به 6 ماه با توجه به شرایط رو به ورشکستگی کارخانه یک پیروزی برای کارگران و موجب امنیت نسبی شغلی است.

همچنین در بند 2 توافقات ، صلاحیت تصمیم گیری اخراج کارگران تا حدی به موافقت نمایندگان کارگران در کمیسیون وابسته شده است که یک پیروزی در جهت کنترل کارگری بر تولید و کارخانه است . مبارزه برای کنترل کارگران بر خرید مواد اولیه ، تولید و فروش مراحل بعدی مبارزه است که باید توسط رهبران کارگری و طی اعتصاب های بعدی دنبال شود.

بررسی اهداف اعتصاب کارخانه نساجی

تعیین اهداف اولیه اعتصاب در بیانیه ابتدایی بسیار مهم است و نقش حیاتی در سرنوشت اعتصاب دارد .همان طور که قبلا اشاره کردیم ،  اهداف اعتصاب باید کاملا مصداقی ، عینی ، جزیی و غیر قابل تفسیر و تعبیر باشد.

 بند 1 اهداف اعتصاب ، «بازگشت به کار6 کارگر اخراجی و توقف اخراج» است ؛ همان چیزی که اعتصاب به بهانه آن شکل گرفته است . این هدف گذاری  کاملا مطلوب و مصداقی است . چون هدف خیالی و دوراز دسترس نیست و می توان به دستیابی اش امید داشت.

کارگران در پایان اعتصاب ، گر چه مانع از اخراج 6 کارگر مورد نظر نشدند ، اما با تبدیل قراردها از 89 روز به شش ماه حداقل به طور موقت باعث توقف اخراج شدند و با ایجاد امنیت شغلی بالاتر ، زمینه را برای اعتراض و اعتصاب های بعدی مناسب تر کردند.

همچنین با تعهد کارفرما به پرداخت  3 ماه حقوق برای هر سال سنوات خدمت ، تا حد زیادی مشکل مالی کارگران اخراجی برطرف شد.

بند 2 اهداف  یعنی «لغو کامل قرارداد کار موقت» ، خواسته عمومی و سراسری کارگران ایران است. می دانیم که قراردادهای موقت مشکل ریشه ای کارگران است و اخراج و ناامنی شغلی نیز از نتایج این قانون است.

 اما تحقق چنین هدفی به تحرک و اعتصاب سراسری کارگران و مخصوصا اعتصاب کارگران در صنایع کلیدی بستگی دارد و در یک اعتصاب محلی دست نایافتنی است.

اهداف یک اعتصاب قبل از هر چیز باید دست یافتنی و شدنی باشند. لغو قوانین ضد کارگری و از جمله  لغو قرارداد های موقت می تواند موضوع و هدف اعتصاب سراسری یا اعتصاب صنایع کلیدی باشد.

بند3 اهداف «فراهم کردن محیط کاری کاملا بهداشتی و ایمن» می باشد. همه می دانیم در مراکز تولید ایران تنها چیزی که اهمیت ندارد ، جان ، سلامت و بهداشت کارگر است. اما  این گونه هدف گذاری مناسب نیست چرا که :

اول- در کارخانه ای که سطح بهداشت کار بسیار پایین است ، رسیدن به یک محیط کاری کاملا بهداشتی و ایمن آن هم در پایان یک اعتصاب ، تخیلی و شعاری است.

دوم- هدف بسیار کلی بیان شده است و شکل مصداقی و مشخص ندارد.

تعریف یک محیط کاملا بهداشتی و ایمن چیست؟ ما که در کارخانه ای حداقل های یک محیط بهداشتی و ایمن را نداریم ، چگونه می توانیم با فقط یک اعتصاب و تعیین هدفی کلی و مبهم ، کارفرما را مجبور به پذیرش خواسته خود کنیم .

کارگران اگر از ابتدا به جای چنین هدفی ، به عنوان مثال «خرید سیستم تهویه مناسب برای سالن های کارخانه» را مطرح و بر آن پافشاری می کردند ، در پایان اعتصاب یک پیروزی و دستاورد در زمینه بهداشت محیط کار داشتند.

جالب این جاست که همین کارگران در اعتصاب بعدی خود (مهر و آبان 84 )،«انجام معاینات دوره ای برای تمام کارگران و مداوای کارگران بیمار» و « رعایت بهداشت محیط کار، ایجاد حفاظ و ایمنی برای دستگاهها و ماشینها، کاهش آلودگی گرد و غبار و سرو صدا در سالن تولید و امکانات بهداشتی» را از کارفرما خواستار شده بودند که گام مثبتی در جهت تعیین اهداف مصداقی و مشخص است.

بند 4 اهداف کارگران «ایجاد سلف سرویس، سالن غذاخوری بهداشتی و دادن یک وعده غذای گرم» بود که متاسفانه در پایان اعتصاب کارگران نتوانستند از کارفرما تعهدی مبنی بر انجام آن بگیرند. اما تعیین این هدف که کاملا مصداقی ، مشخص و غیر قابل تفسیر است ، دلیلی بر درایت و درک بالای رهبران کارگری  کارخانه نساجی کردستان است.

بند5 اهداف کارگران «لغو قوانین کمیته انضباطی» است ،  در حالی که بهتر بود «انحلال کمیته انضباطی» به عنوان هدف اعتصاب مطرح گردد. چون مشکل ما با قوانین کمیته های انظباطی در مراکز تولید نیست ، بلکه کمیته انضباطی اساسا نهادی در اختیار کارفرمایان  برای ایجاد سرکوب و خفقان در محیط های کارگری است.

کمیته انضباطی ابزار کارفرما برای سرکوب و کنترل کارگران ناراضی و غیردلخواه است. باید این ابزار را نابود و منحل کرد و یا کنترل آن را از کارفرما گرفت و به شورا یا سندیکای کارگران واگذار کرد ، نه اینکه با قوانین جدید شکل جدیدتری از سرکوب را تجربه کرد.

بند 6 اهداف ، «اجرای کامل طرح طبقه بندی مشاغل» است که اعتصاب کارگران در این مورد موفق نبود ، اما تصمیم رهبران کارگران در تعیین این هدف مشخص و عینی ، درست  و پذیرفتنی است.

بند 7 اهداف ، « احترام گذاشتن به حرمت و شخصیت کارگر در محیط کار» است. همان مشکل  بند 3 اینجا نیز وارد است چون عبارت «حرمت و شخصیت کارگر در محیط کار»  بسیار کلی و مبهم است و برداشت ها و تفسیر های مختلفی می توان از آن ارائه داد .

بهتر بود تا به جای آن خواسته ای  مشخص و مصداقی در راستای حرمت کارگر تعیین و در اعتصاب پیگیری می شد.

به عنوان مثال «عدم تفتیش بدنی کارگران هنگام خروج از کارخانه» (که در بعضی از مراکز تولید مرسوم است) می تواند به عنوان یک هدف مصداقی در راستای حرمت و شخصیت کارگر مطرح گردد.

- اعتصاب کارگران نساجی کردستان- مهر و آبان 84

مهر ماه 84 ، کارگران نساجی کردستان در اعتراض به اخراج  ۳۷ نفر از همکاران شان که قرارداد موقت شان به پایان رسیده بود، دست به اعتصاب زدند.

تمام بخش های کارخانه شامل سالن ریسندگی، سالن بافندگی، پرسنل فنی کارخانه (برق کار، مکانیک و تاسیسات ) (مجموعا ۴۰۷ نفر) دست از کار کشیدند و طی بیانیه ای خواست های خود را به اطلاع کارفرما رساندند .

کارگران در ابتدا با بی اعتنایی و عدم جوابگویی کارفرما مواجه شدند. کارفرما باز هم از نیروی پلیس و اطلاعات برای برخورد با کارگران و خاموشی اعتصاب کمک گرفت و  اعتصاب با سانسور خبری رسانه های دولتی مواجه شد. اطلاعات و پلیس تهیه هرگونه خبر و گزارش درباره اعتصاب را ممنوع کردند.

سانسور خبری مانع از رسیدن صدای کارگران به گوش طبقه کارگر و مردم شد و متاسفانه تلاش چندانی از طرف کارگران و خانواده هایشان برای شکستن سانسور و خبر رسانی در سطح جامعه نشد.

 تنها ابزار کارگران نساجی کردستان اتحاد و انسجامی بود که در تجربه سه اعتصاب قبل از این بدست آورده بودند.

نیروهای امنیتی برای شکستن اتحاد کارگران از هر ابزاری بهره گرفتند. شخصی به نام کریمی (مسئول خانه کارگر سنندج ) با بد گویی و دروغ پردازی سعی کرد تا  کارگران را تحریک و به نماینگانشان بدبین سازد.

 مدیریت نیز با دادن وعده به تعدادی از کارگران عضو بسیج  آن ها را تحریک به اعتصاب شکنی و بازگشت به کار کرد. اطلاعات سنندج بارها نمایندگان کارگران و خانواده های شان را تهدید کرد و طی بازجویی و احضارهای مکرر آن ها را به عنوان مسئولین اعتصاب و طبق معمول با اتهام وابستگی به نیروهای برانداز خارج کشور تهدید کرد.

هیچ یک از این سنگ اندازی ها مانع اعتصاب کارگران نشد. این چهارمین اعتصاب کارگران بود و آن ها با  این ترفند ها آشنا بودند.

چون کارخانه متعلق به بنیاد جانبازان بود، نمایندگان کارگران برای بیان خواست های اعتصاب راهی تهران شدند تا با صاحبان اصلی کارخانه به مذاکره بنشینند که البته این مذاکره به نتیجه خاصی نرسید.

دو نفر به نمایندگی از بنیاد جانبازان(مالک کارخانه) برای بررسی وضعیت به سنندج آمدند و در جلسه ای با حضور «سپهر» معاون سیاسی امنیتی وقت استان ، صدیق کریمی رییس خانه کارگر وقت ، نمایندگان وزارت اطلاعات و چند تن از کارگران و نمایندگان آن ها ، کارگران را تهدید به گرفتن خسارت کردند و آن ها را مقصر ضررهای اخیر کارخانه اعلام نمودند.

مذاکرات مکرر نمایندگان کارگران با کارفرما ، استانداری و اطلاعات بی نتیجه ماند و کارگران تنها با وعده های شفاهی و بی ارزش از طرف کارفرما روبرو شدند. بنابراین اعتصاب کماکان ادامه یافت.

نمایندگان کارگران در عین حال فهمیدند که ادامه اعتصاب به این شکل فرسایشی است  و تعیین مرحله بعدی مبارزه و حرکتی جدید ضروری است. در مجمع عمومی روز سه شنبه ۸ آبان ۸۴ ، با رای اکثریت کارگران ، تصمیم به راهپیمایی از کارخانه تا استانداری  و تحصن در مقابل استانداری گرفته شد.

اطلاعات سنندج با استفاده از نیروی مسلح  و با وعده حل مشکلات کارگران (بعد از حدود یک کیلومتر راهپیمایی) کارگران را به کارخانه برگرداند.

همان روز باز هم مذاکره ای بین نمایندگان کارگران و نمایندگان اطلاعات و پلیس (بدون حضور کارفرما) برگزار شد که به وعده های شفاهی و درخواست اتمام اعتصاب انجامید.

نمایندگان کارگران با هشیاری این وعده های دروغین و «سرخرمن» را قبول نکرده و بر ادامه اعتصاب پافشاری نمودند.

لازم به ذکر است که طی دو ماه اعتصاب ، کارفرما حتی ریالی حقوق به کارگران نپرداخت  تا با ایجاد گرسنگی و فشار بر کارگران ، اعتصاب را به شکست بکشاند، اما کارگران علی رغم عدم دریافت سه ماه از حقوقشان ایستادگی کردند.

نیروهای امنیتی هر روز فشار و تهدید بیش تری را بر نمایندگان کارگران وارد می کردند. علاوه بر این بارها از نیروهای بسیجی برای شکستن اعتصاب و بکار انداختن دستگاه ها استفاده کردند ، ولی اتحاد درخشان کارگران مانع از شکست اعتصاب شد.

 ۲۸ آبان ۸۴، کارگران بار دیگر در جلسه مجمع عمومی خود تصمیم به راهپیمایی و تحصن در مقابل استانداری گرفتند ، که این بار با ۱۳۸ کارگر کارخانه نساجی شاهو که ماه هاست حقوق نگرفته اند ، تصمیم به همراهی رفقای کارگر خود در راهپیمایی گرفتند.

 از 7 صبح همان روز ، اطلاعات سنندج با استفاده از نیروی مسلح پلیس هر دو کارخانه را محاصره کردند و مانع از راهپیمایی و رسیدن صدای کارگران به مردم شدند.

 نیرو انتظامی و اطلاعات خطاب به کارگران گفتند: «آن هایی که می خواهند کار کنند ، صفشان را از بقیه جدا کنند، تا ما کسانی را که کار نمی کنند، یا تکلیف شان را روشن کنیم و یا اینکه به نحوی دیگر با آن ها برخورد کنیم.»

۷ نفر از کارگران اعتصاب شکن بسیجی از صفوف کارگران جدا شدند و دستگاه های بافندگی را استارت  زدند. کماکان تا عصر همان روز  کارخانه در محاصره بود.

باز هم مذاکره ای 2 ساعته با حضور نمایندگانی از استانداری، اطلاعات ،  کارفرما،  اداره کار و  کارگران برگزارشد. این بار طبق توافق های رسمی و کتبی بین طرفین اعتصاب پایان یافت و  کارگران بر سر کار برگشتند. توافق های صورت گرفته حاکی از پیروزی نسبی  کارگران بی دفاع و گرسنه ، (اما متحد) در مقابل دهها نیروی سرکوب گر بود.

در توافق نامه، مطالبات کارگران به شرح زیر به رسمیت شناخته شد:

-کارفرما موظف است که قراردادهای قبلی را فسخ و قراردادهای جدید را با اجرای کامل طرح طبقه بندی مشاغل تنظیم نماید.

- ۳۷ کارگر اخراجی به میان کارگران و سر کارشان باز گردند.

- کارفرما پذیرفت که بیمه و مزایای روزهای اعتصاب کارگران را تمام و کمال پرداخت نماید.

- هزینه مداوای کارگران بیمار برعهده کارفرما نهاده شد.

- کارفرما متعهد شد مبلغ ۱۸ میلیون تومان که طی ۸ ماه به صندوق وام کارگران واریز نکرده بود را بلافاصله پرداخت نماید.

- کارفرما موظف به پرداخت بدون مهلت یک ماه حقوق معوقه کارگران گردید. (حقوق شهریور ماه).

- کارفرما متعهد شد که یک ماه حقوق روزهای اعتصاب را پرداخت نماید.

- مابقی حقوق ایام اعتصاب را کارگران باید از طریق مراجع قانونی (دادگاه و اداره کار) پی گیری کنند.

-کارفرما متعهد شد که بهداشت و ایمنی دستگاه های کارخانه را تامین کرده و جهت کاهش گرد و غبار موجود در کارخانه سیستم های تهویه را به روز و مجهز کند.

تحلیل اعتصاب آبان 84

اعتصاب در اعتراض به اخراج از کارگران شکل گرفت و در پایان اعتصاب 37 کارگر اخراجی به سر کار خود برگشتند و علاوه بر آن کارفرما در موارد متعددی تسلیم خواست کارگران شد. این یک اعتصاب موفق است چرا که به هدف اصلی خود و برخی اهداف جانبی رسیده است.

یکی از نکات قوت این اعتصاب زیرکی نمایندگان کارگران درعدم قبول قول و قرارهای شفاهی طی مذاکرات مکرر است.

اگر چه روی قرارهای کتبی کارفرما هم نمی توان حساب باز کرد ، اما رسمی کردن قول و قرارها ، دست کارگران را برای اعتراض در صورت عدم پایبندی طرف مقابل باز می کند.

بعد از رسمی شدن توافق ها می توان یقه کارفرما را چسبید و اجرای بند به بند نتایج را درخواست کرد و کارگران را برای اجرای آن متحد نمود.

نکته قوت دیگر این اعتصاب تصمیم کارگران به رساندن فریاد خود به گوش جامعه و راهپیمایی در سطح شهر است .

سرمایه داری به طور کاملا آگاهانه ای محل کارخانه ها را دور از شهرها و داخل شهرک های صنعتی متمرکز کرده است ، تا کارگران را به مرکز تولید محدود سازد و مانع از اجتماعی و شهری شدن اعتراض های کارگری شود. باید حصار کارخانه ها را شکست و به میان مردم آمد.

اگر چه در این مورد کارگران با محاصره پلیس و تحمیل سرنیزه موفق به راهپیمایی نشدند؛ اما بر اساس تجربه همین اعتصاب ، تصمیم برای راهپیمایی ، در ایجاد فشار روی دولت و در نتیجه قبول درخواست های کارگران بسیار موثر و سرنوشت ساز بوده است.

 همچنین کارگران با اعلام راهپیمایی به بقیه طبقه کارگر آموزش دادند که هرگز نباید در درون مراکز تولید محدود و محصور بمانیم و خیابان های شهرها به ما نیز تعلق دارد.

بررسی اهداف اعتصاب

قبل از هر چیز بیان این نکته ضروری است که گرچه هر اعتصابی با اهداف و خواست های متنوع شروع می شود ، اما روی یک یا دو خواسته مشخص تمرکز بیش تری دارد و بقیه اهداف نیز بهتر است تا با توجه به اهداف اصلی و مرتبط با آن ها تنظیم شود. تمرکز در تعیین اهداف در نتیجه دهی اعتصاب موثر و تعیین کننده است.

 اعتصاب مورد بحث ما هم به طور مشخص روی برگشتن کارگران اخراجی  و تغییر سیستم قراردادها تمرکز داشته است.

در بند 1 بیانیه ابتدایی اعتصاب ، کارگران خواستار«برچیده نمودن انواع قرارداد خود تنظیمی و غیر قانونی کارفرماها و انعقاد قرارداد دائم» شده اند، که جمع بندی دو خواسته است .

در مورد برچیدن قراردادهای غیر قانونی به نظر می رسد که کارگران تا حدی موفق بوده اند چرا که کارفرما در پایان اعتصاب به « فسخ قراردادهای قبلی و انعقاد قراردادهای جدید با رعایت طرح طبقه بندی مشاغل» ملزم شده است .

اما انعقاد قرارداد دائم که معادل در خواست «لغو قرارداد های موقت کار» است و در اعتصاب قبلی همین کارگران نیز مطرح شده بود ، یکی از خواسته های اساسی کارگران ایران است که تنها با برگزاری اعتصاب های سراسری قابل دست یابی است.

بند 2 اهداف «اجرای طرح طبقه بندی مشاغل و پرداخت مابه التفاوت طرح به تمامی کارگران» بوده است که کارگران در پایان اعتصاب در «اجرای طرح طبقه بندی مشاغل» موفق بوده اند ، اما مبارزه ای دیگر برای دریافت «مابه التفاوت طرح» لازم  است.

بند 3 اهداف یعنی «پرداخت حق افزایش تولید سالها و ماه های معوقه به کارگران» بسیار درست مطرح شده است . در واقع دزدی از «حق افزایش تولید» شغل شریف کارفرمایان در اکثر مراکز تولید است . به عنوان مثال بارها در ایران خودرو برای نپرداختن همین «حق افزایش تولید» اعتصاب شده است.

اعتصاب مورد نظر در این زمینه موفق نبوده است و چنین هدفی نیاز به اعتصاب های دیگر با تمرکز روی این خواست مشخص دارد.

بند 4 اهداف یعنی «برگرداندن 18 میلیون تومان سرمایه کارگران در تعاونی اعتبار…» به درستی تعیین شده است و اعتصاب کارگران در برگشت فوری این مبلغ موفق بوده است.

بند5 اهداف کارگران «انجام معاینات دوره ای برای تمام کارگران و مداوای کارگران بیمار» در پایان اعتصاب با پذیرفتن پرداخت هزینه مداوای کارگران بیمار از کارفرما تا حدی محقق شده است و این یک پیروزی مشخص است که باید اجرای آن پیگیری شود. در عین حال می توان در اعتصاب های بعدی بر« انجام معاینات دوره ای کارگران» کماکان پافشاری کرد.

 بند 6 اهداف «رعایت بهداشت محیط کار، ایجاد حفاظ و ایمنی برای دستگاهها و ماشینها، کاهش آلودگی گرد و غبار و سرو صدا در سالن تولید و امکانات بهداشتی» ترکیبی از چند خواسته مختلف بهداشتی است.

«رعایت بهداشت کار» خیلی کلی و نامشخص است ، اما « ایجاد حفاظ و ایمنی برای دستگاهها» خواسته ای مشخص است و حتی براساس همین قوانین موجود ، قابل پیگیری در مراجع قضایی و اداره کار است.

«کاهش آلودگی گرد و غبار و سرو صدا در سالن تولید» باز یک خواسته کلی و غیر مصداقی است که تفسیرهای مختلفی از آن می توان ارائه داد. در سالن نساجی سر وصدا و آلودگی زیاد است اما  درخواست کاهش آن نیاز ارائه راهکار مشخص و مصداقی دارد.

 به عنوان مثال شیوه کاهش آلودگی گرد و غبار، «نصب سیستم تهویه مناسب» و راهکار کاهش صدا،«ارائه گوشی های استاندارد به کارگران» است و چه بهتر بود تا این اهداف مشخص و کاربردی جای آن هدف کلی را در بیانیه کارگران می گرفت.

 نهایتا در پایان این اعتصاب کارفرما متعهد به «تامین بهداشت و ایمنی دستگاه های کارخانه و تجهیز و به روز کردن سیستم های تهویه» شده است.

«تامین بهداشت و ایمنی دستگاهها» یک عبارت کلی است و می توان پیش بینی کرد که کارفرما برای اجرای آن هزار و یک بهانه و تقسیر ارائه کند ، چون تعریف مشخص و الزام آوری از تامین بهداشت و ایمنی دستگاه ها نشده است. اما به «روز کردن سیستم تهویه» تعهد مشخصی  است که پیگیری کارگران را برای اجرای آن راحت تر می کند.

موخره :

ممکن است سوالی در ذهن خواننده ایجاد شود که ، «چرا تنها به این دو تجربه از نساجی کردستان قناعت شده است و اعتصاب های دیگر کارگری که تعداد آن ها فراوان است ، مورد تحلیل و بررسی قرار نگرفته است؟

کمبود منابعی که اعتصاب های کارگری را به شکل کامل و با جزییات بیان کند ، مشکل اصلی و تلخ  نویسنده در نگارش این فصل از کتاب بوده است.

متاسفانه رهبران و فعالین کارگری ایران،علاقه چندانی به نوشتن و بیان تجربیات و خاطرات مبارزه خود ندارند و این عیب بسیار بسیار بزرگی است.

با اهمال و تنبلی رهبران کارگری در نگارش خاطرات و تجربه اعتصاب های ، نسل فعلی و آینده طبقه کارگر ایران از داشتن تجربیات و آموزش های بسیار مفید درباره مبارزه و اعتصاب کارگری محروم می شوند.

جزئیات هر اعتصاب و نتایج آن ، منبع بسیار ارزشمندی برای ما فراهم می آورد که اشتباهات را دوباره تکرار نکنیم و از شیوه ها و تاکتیک های درست و موثر درس بگیریم.

داستان یک اعتصاب ممکن است از ده ها مقاله آموزشی درباره اعتصاب و مبارزه کارگری مفید تر و آموزنده تر باشد.

در پایان این فصل چاره ای ندارم ، جز اینکه از رهبران کارگری پیشکسوت و فعلی طبقه کارگر ، ملتمسانه در خواست کنم که « رفقای عزیز، بنویسید!خواهش می کنم تجربیات و خاطرات خود را بنویسید و ما را از آن محروم نسازید».

 ———————————————————————————————-

متن توسط سردبیر ویرایش شده است .

متن برگرفته از فصل هفتم کتاب “الفبای مبارزه کارگری” منتشر شده توسط بنیاد پژوهشی – آموزشی کارگران (بنیاد پاک) است.

 

آموزش مبازره سندیکایی

کمیته انتشارات بنیاد پاک

تعریف سندیکا

سندیکا تشکلی انتخابی از جانب کارگران است که با هدف دفاع از حقوق صنفی (اقتصادی- رفاهی) کارگران و نمایندگی کردن آن ها مقابل کارفرما شکل می گیرد.

ضرورت و کارکردهای سندیکا

سندیکا چه فوایدی دارد و کارکردش چیست؟ سندیکا قبل از هر چیز یک تشکل وحدت بخش است و کارگران را از چند دستگی و انفراد نجات می دهد . سندیکا ضروری است، به این دلیل ساده  که تشکل و اتحاد کارگران لازم است.

 کارگران نمی توانند و نباید هر یک به تنهایی خواست ها و نیازهای صنفی خود را از کارفرما طلب کنند. بنابراین باید نمایندگانی باشند که از جانب کارگران پای میز مذاکره با کارفرما نشسته  و خواست های آنان را پیگیری کنند. این کارگران می توانند هیات مدیره منتخب کارگران در تشکل سندیکایی باشند.

جایی که سندیکای کارگران موجود و فعال است ، آنچه «نمایندگان کارگران اعتصابی» می نامیم ، در واقع همان هیات مدیره منتخب سندیکای کارگران هستند.

کارکردهایی که به طور مشخص می توان درباره یک سندیکا عنوان کرد موارد ذیل می باشند:

1- دفاع از منافع کارگران

سندیکا بنا بر کارکرد خود مدافع و پیگیر منافع مادی-معنوی ، حقوق و خواست های  کارگران می باشد. بخشی از این خواست ها و منافع موارد ذیل می باشد:

1- بهبود شرایط  کار ومحیط  تولید ، که مواردی مانند بهبود شرایط ایمنی ، بهداشت محیط ، تغذیه مناسب حین کار و کاهش ساعات کار روزانه را شامل می شود.

2- بهبود امور رفاهی کارگران که مسائلی مانند افزایش دستمزد و دریافت بخشی از سود تولید در قالب پاداش را شامل می شود.

3- مقابله با مشکلات حرفه‌ای کارگران و سازمان دهی مبارزه برای آن ها به عنوان مثال مقابله با اخراج سازی ها ، افزایش اجباری ساعت کار و …..

4- دفاع از بخش های دیگر طبقه کارگر و پیگیری اهداف و منافع سراسری کارگران.

کارگران یک طبقه بین المللی هستند و  بخش های مختلف این طبقه منافع مشترکی با همدیگر دارند. دفاع از کارگران مراکز دیگر تولید وظیفه طبقاتی ماست.

 هر کارگری که اخراج می شود یا از داشتن تشکل محروم می شود ، رفیق هم سرنوشت و هم طبقه ماست و سرنوشت او مستقیم یا غیر مستقیم ما را مورد تاثیر خود قرار می دهد .

موضوع مذاکره سندیکا و کارفرما

برای دفاع از حقوق و منافع کارگران ، سندیکا به نمایندگی از کارگران با کارفرما یا نمایندگان او  مذاکره می نماید.

سندیکا طی مذاکـرات خود با کارفرما و نمایندگانش ، خواست ها و اهداف کارگران را پیگیری می کند. در این مذاکره ها برای مسائل زیر تعیین تکلیف می شود.

الف)‌ ‌تعیین ضوابط و مقررات محیط کار در جهت حل مشکلات کارگران. ‌

ب)‌ ‌تأمین مشارکت طرفین مذاکره در حل مشکلات موجود. ‌ ‌

ج)‌ توافق طرفین بر ایجاد شرایطی مشخص در سطح کارگاه ، حرفه یا صنعت در جهت حل مشکلات کارگران.‌

2-دفاع از حق داشتن تشکل کارگری و سندیکا

بدون داشتن آزادی فعالیت متشکل در قالب سندیکا و دیگر انواع تشکل هیچ گونه چشم اندازی برای احقاق حقوق کارگری وجود ندارد. کارگری که تشکل ندارد ، در دفاع از منافع خود ، از مهمترین ابزار و وسیله اش محروم است.

بر اساس مقاوله نامه ها و توصیه نامه های مصوب سازمان  بین المللی کار و منشور جهانی حقوق سندیکایی کارگری ،  داشتن سندیکا و هرگونه تشکل ، حق اساسی و مسلم کارگران است. دفاع از حق تشکل برای عموم کارگران و تبلیغ این حق از وظایف پایه ای هر سندیکای کارگری است.

3- آموزش کارگران

فعالیت در قالب سندیکا برای هر کارگری به منزله آموزش اتحاد و تشکل است. ما کارگران با فعالیت در سندیکا  به طور عینی و واقعی ، بیش از قبل می فهمیم که طبقه ای با منافع مشترک و یکسان هستیم.

اما علاوه بر آگاهی طبقاتی که با فعالیت در سندیکا عمیق تر می شود ، سندیکا بهتر است تا مدرسه ای  برای آموزش حقوق کارگری و شیوه فعالیت تشکیلاتی داشته باشد و در قالب کلاس های درس کادرهای سندیکای خود را آموزش دهد.

همچنین می توان کمیسیون یا کمیته ای تخصصی برای آموزش کارگری در اساسنامه تعریف و آن را در سندیکا ایجاد نمود تا برای آموزش سندیکایی کارگران به شکل دقیق برنامه ریزی شود.

آموزش های سندیکایی شامل موارد زیر می باشد :

1) آموزش حقوق کارگری

2) آموزش رهبری اعتصاب

3)آموزش اصول مناظره با کارفرما

اصول تشکیلات سندیکا   

الف- سندیکا سازمانی دموکراتیک است.  

سندیکاها ، سازمان دموکراتیک طبقه کارگر است .  به این معنی که اولا تمام رهبران سندیکا به طور مستقیم با رای کارگران انتخاب و عزل می شوند و ثانیا تمام اعضای سندیکا در تصمیم گیری ،  اجرای تصمیمات و نظارت بر حسن اجرای آن ها مشارکت فعال دارند.

این مشارکت علاوه بر بالابردن سطح آگاهی و همبستگی کارگران، در پیشبرد مبارزات کارگری موثر و مفید است.

رهبران سندیکا (هیات مدیره) که منتخب کارگران هستند خود را در مقابل کارگران مسئول و پاسخگو می بینند و منافع و خواست های آن ها را نمایندگی می کنند و کارگران به خاطر مشارکت در تصمیم گیری و امور اجرایی ، سندیکا را به عنوان تشکل واقعی خود می شناسند.

ب- سندیکا یک تشکل صنفی و رشته ای است.

سازماندهی سندیکا به طور معمول صنفی و رشته ای است به این معنی که هر سندیکا برای دفاع از یک صنف یا رشته خاص از کارگران تاسیس می شود.

به عنوان مثال سندیکای فلزکاران برای دفاع از منافع صنفی کارگران فلزکار ، و سندیکای کفاشان برای دفاع از منافع صنفی کارگران کفاش تشکیل می شود.

البته سندیکا می تواند برای دفاع از کارگران یک مرکز تولید تشکیل شود ، اما سندیکا عمدتا تشکلی رشته ای و صنفی به حساب می آید .

ج- مجمع عمومی بالاترین مرجع تصمیم گیری است.

مجمع عمومی بالاترین نهاد تصمیم گیری در سندیکا است . مجمع عمومی ، جمع همه کارگران عضو سندیکا برای  انتخاب رهبران و سیاست های کلی سندیکا است.

علاوه بر این تعیین جهت گیری ها ، تدوین ، تصویب و اصلاح اساسنامه و نظارت بر حسن اجرای آن ها و نیز انتخاب نمایندگان ، انتخاب و عزل هیاتهای رهبری ، کمیسیون های اجرایی ، اداری ، حقوقی و دیگر نهادهای وابسته از جمله اختیارات مجمع عمومی است .

تصویب شدن سیاست های کلی مبارزه کارگران در مجمع عمومی سندیکا مانع از تبدیل سندیکا شدن به یک سازمان اداری جدا از کارگر شده و علاوه بر مشارکت مستقیم کارگران در تصمیم گیری های اساسی باعث تقویت دموکراسی در سندیکا می شود.

چرا که رهبری سندیکا نیز باید بر اساس سیاست ها و جهت گیری های تصویب شده در مجمع عمومی فعالیت خود را پیگیری کند و به آن ها پاسخگو باشد.

علاوه بر این مجمع عمومی با انتخاب و عزل «بازرس مجمع عمومی» بر فعالیت رهبران سندیکا(هیات مدیره) نظارت می کند تا مطابق با سیاست های تصویب شده در مجمع و اساسنامه سندیکا باشد.

 بررسی و تصویب تراز مالی سندیکا، تصویب میزان حق عضویت ، اظهار نظردرباره قراردادهای جمعی ، تصمیم گیری درباره پیوستن سندیکا به اتحادیه های سراسری یا بین المللی نیز از جمله وظایف و اختیارات مجمع عمومی سندیکا می باشد.

د – اساسنامه قانون حاکم بر روابط سندیکایی است.

اساسنامه یک سندیکا ، مجموعه قوانین اساسی ، جهت ایجاد اتحادی روشمند و تشکیلاتی میان کارگران یک مرکز تولیدی است . به نحوی که :

بین اعضای سندیکا همبستگی و روابط نزدیک ایجاد می کند و کارگران عضو را در تصمیم گیری ها و  تعیین خط مشی و فعالیت سندیکایی مشارکت می دهد.

اساسنامه سندیکا تضمین کننده  دموکراسی کارگری و مشارکت کارگران در امور سندیکا است.

چرا که بر اساس اساسنامه  تمام نهادهای تصمیم گیرنده و روسای آن با رای مستقیم کارگران انتخاب می شوند و کارگران با انتخاب بازرس بر دفاتر ، اوراق و اسناد مالی و امور سندیکا نظارت می کنند. حتی تصویب و هر گونه تغییر در همین اساسنامه هم با رای اکثریت کارگران  در مجمع عمومی سندیکا صورت می گیرد و مشروعیت می یابد.

 اساسنامه بر اساس اصول دموکراسی ، به کارگران اجازه دخالت مستقیم در راه و روش سندیکا و انتخاب  رهبرانی لایق و آگاه می دهد.

برای آگاهی و شناخت اصول یک اساسنامه سندیکایی می توانید به «اساسنامه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه» مندرج در سایت همان سندیکا مراجعه کنید.

اساسنامه سندیکای شرکت واحد، برای تمام کارگران آموزنده است و می تواند به عنوان یک منبع و مرجع جهت شروع  فعالیت سندیکایی مورد استفاده قرار گیرد.

ه- «هیات مدیره» نهاد رهبری سندیکا است .

«هیات مدیره» سندیکا با رای مستقیم اعضا در مجمع عمومی انتخاب می شود و وظیفه رهبری و هدایت سندیکای کارگران را بر عهده دارد.

وظایف و اختیارات «هیات مدیره» در اساسنامه سندیکا مشخص شده است. هیات مدیره باید در مقابل «مجمع عمومی» سندیکا پاسخگو و قابل عزل باشد.

هیات مدیره از بین خود شخصی را به عنوان «رییس هیات مدیره» برای اداره و برگزاری منظم جلسات هیات مدیره انتخاب می کند.

وظایف و اختیارات «هیات مدیره» سندیکا

1- تصمیم گیری مبارزات کارگری در راستای حفظ حقوق و خواست های اعضای خود و در چهارچوب سیاست های  مصوب در مجمع عمومی سندیکا.

2- نمایندگی کردن کارگران عضو در هر گونه اعتصاب و اعتراض کارگری.

3- انعقاد قراردادهای کار دسته جمعی به نمایندگی از اعضای سندیکا با کارفرمایان.

4- برنامه ریزی و برگزاری مجمع عمومی سندیکا.

5- انتخاب رییس و نایب رییس هیات مدیره سندیکا.

6- پیشنهاد میزان حق عضویت اعضا به مجمع عمومی سندیکا.

7- تشکیل کمیسیون ها ، کمیته های تخصصی و تعاونی ها درچهارچوب اساسنامه سندیکا.

8- تدوین و تصویب تمام آیین نامه های داخلی مانند آیین نامه کمیسیسون ها و کمیته ها.

9-  پاسخگویی در مقابل اعتراض کارگران به عدم رعایت حقوق شان.

10- مدیریت امور مالی سندیکا از قبیل افتتاح حساب و ارائه تراز نامه مالی به مجمع عمومی.

11- اداره امور سندیکا از طریق استخدام افراد.

12- سازماندهی مراسم های کارگری.

13- تدوین و تصویب بیانیه های سندیکا.

14- انتشار نشریه سندیکا.

و- بازرسان نهاد نظارتی سندیکا هستند .

مجمع عمومی سندیکا ، تعدادی از اعضا را به عنوان بازرس های  مجمع عمومی انتخاب می کند تا بر فعالیت های هیات مدیره و دیگر نهادهای رهبری بر اساس رعایت و پیروی از اساسنامه سندیکا نظارت کافی داشته باشند.

بازرسان از طرف همه اعضای سندیکا ، وظیفه نظارت بر مدیریت سندیکا را بر عهده می گیرند و از طرف اعضا و در مجمع عمومی قابل نصب و عزل می باشند.

وظایف و اختیارات بازرسان سندیکا :

1- نظارت بر رعایت اصول اساسنامه توسط هیات مدیره و دیگر نهاد های رهبری سندیکا.

2- نظارت  و رسیدگی دفاتر و حساب ها و تهیه گزارش مالی سندیکا برای مجمع عمومی.

3- تهیه گزارش از فعالیت های نظارتی خود و ارائه آن به مجمع عمومی.

4- رسیدگی به اعتراض و شکایت اعضا و تهیه گزارش در صورت لزوم.

5- اقدام به دعوت و برگزاری مجمع عمومی در صورت لزوم و برطبق اساسنامه.
ی- مشارکت کارگران در رهبری سندیکا از طریق کمیسیون ها و کمیته های تحصصی است.

برای سازماندهی مشارکت کارگران و به منظور استفاده بهینه از توانایی کارگران در امور سندیکایی ، کمیسیون ها و کمیته های تخصصی توسط هیات مدیره و در چهارچوب اساسنامه شکل می گیرند.

معمولا هر عضو «هیات مدیره» ، ریاست یکی از کمیسیون یا کمیته ها را برعهده می گیرد و  بقیه اعضای کمیسیون اعضایی از سندیکا هستند که بر اساس علاقه و استعداد ، داوطلب حضور در کمیسیون مشخص شده اند.

کمیسیون ها و کمیته ها  باعث می شوند تا رهبری کارگران در مسائل و امور متفاوت آن ها به شکل تخصصی و هدفمند پیگیری شود چرا که هر کمیسیون فقط به موضوع خاص خود می پردازد و وقت کافی جهت رسیدگی و موشکافی مسائل پیرامون یک موضوع را خواهد داشت.

به عنوان مثال در اساسنامه سندیکای کارگران شرکت واحد ، کمیسیون ها و کمیته های زیر تعریف شده اند:

1-کمیسیون حقوقی 2- کمیسیون حل اختلاف 3- کمیسیون بررسی و تدوین آیین نامه
4- کمیسیون تشکیلات 5- کمیسیون تبلیغات 6- کمیسیون تدارکات و پشتیبانی
7- کمیسیون فرهنگی 8- کمیسیون رفاهی و ورزشی 9 – کمیسیون آموزش
10- کمیته بررسی مسائل صنفی رانندگان 11- کمیته بررسی مسایل ضنفی تعمیرکاران و خدمات
12- کمیته بررسی مسائل صنفی کارکنان دفتری و کنترل خطوط 13- صندوق همیاری 14- کمیسیون بازرسی و بهداشت و درمان ، بهداشت و ایمنی محیط کار

با نگاهی به لیست بالا در می یابیم که در سندیکای کارگران شرکت واحد ، کمیسیون ها برای امور کلی سندیکا و کمیته ها برای امور ویژه کارگری مثل امور مربوط به کارگران یک بخش، سازماندهی شده اند. هر سندیکا بنابر شرایط تولیدی خود و بر حسب ضرورت ، می تواند کمیسیون ها و کمیته های متفاوت و مخصوص خود را داشته باشد.

زمینه سازی برای تاسیس سندیکا

سازمان دهی کارگران یک مرکز تولیدی برای ایجاد یک سندیکا وظیفه رهبران کارگری در همان مرکز است . مشکلات خاصی بر سر ایجاد سندیکا نیز در شرایط فعلی ایران وجود دارد.

- جمهوری اسلامی هر تشکل مستقل کارگری و از جمله سندیکا را غیر قانونی می داند و بارها رهبران سندیکایی را دستگیر و زندانی کرده است.

- سالها حاکمیت اختناق وسرکوب این رژیم باعث شده تا اکثریت کارگران هیچ گونه شناختی از سندیکا ، ساختار ها و فوایدی که برای کارگران دارد ، نداشته باشند.

بنابراین رهبران کارگری باید اولا مقابل جمهوری اسلامی و کارفرما قرار بگیرند و سیاست های سرکوب پلیسی را حنثی کنند و ثانیا با فعالیت تبلیغی موثر کارگران مرکز تولید را با مفهوم  سندیکا ، ساختار تشکیلاتی آن  و فواید وجودش آشنا کنند.

چنین اقداماتی از عهده رهبران منفرد بر نمی آید. رهبران آگاه کارگران برای پیشبرد اهداف خود و ایجاد سندیکا باید در «کمیته رهبران کارگری» که قبلا توضیح دادیم ، متشکل شوند.

«کمیته رهبران کارگری» برای تاسیس سندیکا نیازمند زمینه سازی در موارد زیر می باشد :

1- نوشتن اساسنامه سندیکا

اگر چه تصویب رسمی اساسنامه سندیکا و بحث بر سر چند و چون آن در مجمع عمومی اولیه سندیکا شکل می گیرد ، اما قبل از آن باید اساسنامه اولیه سندیکا با صرف وقت کافی و توجه به تمام نکات لازم نوشته شود تا در مجمع عمومی به شکل سرراست و سریع تر آن را مورد بررسی و تصویب نهایی قرار داد.

نکته مهم در نوشتن اساسنامه این است که تمام روابط و موازین تشکیلاتی به طور شفاف مشخص شده باشد به نحوی که نتوان از مواد و تبصره های آن تفاسیر و تعبیرهای مختلفی ارائه داد.

یک اساسنامه دقیق و غیر قابل تفسیر ، تضمین کننده  نظم تشکیلاتی در سندیکا یا هر تشکل دیگر کارگری است.

مراجعه به اساسنامه سندیکای کارگران شرکت واحد و کارگران دیگر نقاط جهان برای نوشتن اساسنامه هر سندیکا می تواند مفید و راهگشا باشد.

«کمیته رهبران کارگری» می تواند نقشی موثری در نوشتن اساسنامه سندیکا ایفا کند و حتی می تواند گروه مشخصی از رهبران کارگری را به عنوان هیات موسس سندیکا ، مسئول تدوین اساسنامه و تعیین چهارچوب های اصلی آن کنند.

2- تشکیل «گروه تبلیغ» سندیکا

با هدایت و برنامه ریزی «کمیته رهبران کارگری» ، از هر بخش یک واحد تولیدی ، کسانی در«گروه تبلیغ» متشکل می شوند تا کارگران را در محل کار با ضرورت تشکیل سندیکا و اهداف آن آشنا کنند و با جدیت و پیگیری کارگران را به عضویت وشرکت فعالینه در اولین مجمع عمومی سندیکا تشویق کنند.

برای تبلیغ می توان در بین کارگران جزواتی درباره ضرورت و کارکردهای سندیکا منتشر و پخش کرد که شامل اساسنامه ابتدایی سندیکا نیز باشد.

اما به هر حال تبلیغات به شکل شفاهی و رودررو در اولویت است و مفید تر می باشد. کسانی که برای «گروه تبلیغ» انتخاب می شوند ، باید شناخت کاملی از سندیکا و کارکردهای آن داشته باشند و بتوانند به سوال های مختلف کارگران در این زمینه پاسخ دهند.

اطلاع رسانی و تبلیغ درباره زمان و محل برگزاری مجمع عمومی نیز از وظایف «گروه تبلیغ» سندیکا  می باشد.

3- برگزاری اولین مجمع عمومی سندیکا

زمان برگزاری مجمع عمومی سندیکا به عملکرد گروه تبلیغ و گزارش آن ها از میزان گرایش کارگران به سندیکا بستگی دارد.

هر یک از اعضای «گروه تبلیغ» باید بداند که در صورت اعلام برگزاری مجمع تقریبا چه تعداد از کارگران بخش مربوط به او در مجمع عمومی سندیکا شرکت خواهند کرد .

در جلسه «کمیته رهبران کارگری» باید گزارش اعضای «گروه تبلیغ» درباره گرایش و آمادگی کارگران هر بخش جهت شرکت در مجمع عمومی سندیکا مورد جمع بندی قرار گیرد و براساس آن تصمیم برگزاری مجمع عمومی یا ادامه روند تبلیغ گرفته شود.

در صورتی که شرایط مرکز تولید برای برگزاری مجمع عمومی آماده باشد ، «کمیته رهبران کارگری» باید برنامه برگزاری مجمع عمومی را طراحی کند و با استفاده از «گروه تبلیغ» زمان و مکان برگزاری آن را به اطلاع همه کارگران برساند.

برای برگزاری مجمع عمومی سندیکا چند نکته حائز اهمیت می باشد:

1- برگزاری اولین مجمع عمومی سندیکا بسیار مهم است . چرا که اولا کارفرما و پلیس حساسیت بیش تری روی اولین مجمع عمومی دارند و سعی خواهند کرد تا با جلوگیری از برگزاری آن سندیکا را در نطفه خفه کنند و ثانیا برگزاری موفق اولین مجمع عمومی ، تصویب اساسنامه و انتخاب هیات مدیره و بازرسین ، سندیکا را رسمیت خواهد داد و کارفرما و پلیس مقابل عمل انجام شده قرار خواهند گرفت.

2- مکان مجمع عمومی بهتر است محلی با ظرفیت کافی و داخل مرکز تولید باشد و امکان بستن درب ها و جلوگیری از نفوذ و دخالت پلیس فراهم باشد.

مثلا در یک کارخانه ، محل مجمع عمومی می تواند یکی از سالن های به اندازه کافی بزرگ  کارخانه باشد و پس از شروع مجمع درب های سالن برای جلوگیری از دخالت پلیس بسته شود.

3- زمان برگزاری مجمع عمومی وقتی باید باشد حتی المقدور هیچ کارگری مشغول به کار نباشد و در عین حال بیش ترین تعداد کارگران در محل تولید حضور داشته باشند و روز تعطیلی نباشد.

به عنوان مثال بلافاصله بعد از اتمام یک روز کاری می تواند زمان مناسبی برای برگزاری مجمع عمومی باشد.

4- زمان مجمع عمومی قبل از اعلام باید محرمانه باشد و تنها «کمیته رهبران کارگری» از آن مطلع باشند . در عین حال گروه تبلیغ ، گروه انتظامات و هیات رییسه برای برگزاری آن آماده باشند و جزییات برنامه مجمع را بدون اطلاع از زمان دقیق آن بدانند.

زمان و مکان برگزاری مجمع عمومی باید حداکثر یک روز قبل از مجمع عمومی به اطلاع کارگران برسد تا پلیس و کارفرما زمان مناسب و کافی برای برنامه ریزی اخلال در مجمع عمومی و سرکوب آن را نداشته باشند.

حتی در شرایط خاص که احتمال سرکوب پلیسی و به هم خوردن مجمع عمومی بالا است در صورت امکان می توان زمان و مکان مجمع را همان روز برگزاری اعلام کرد، به شرطی که ذهن کارگران و گروه های دست اندرکار برای برگزاری آن آماده باشد.

5- «کمیته رهبران کارگری»  باید افرادی را به عنوان «گروه انتظامات» و با دست بند مشخص برای حفظ نظم محل مجمع و نگهبانی در محل درب ورودی سالن انتخاب کند تا مانع از تشنج آفرینی احتمالی از طرف اجیر شدگان کارفرما شوند.

6- «کمیته رهبران کارگری» یا هیات موسس سندیکا ، باید چند نفر از کادرهای کارگر را به عنوان هیات رییسه انتخاب کنند تا جلسه مجمع عمومی را اداره کنند.

هیات رییسه مجمع عمومی از آن جایی که شمارش و اعلام نتایج آرای کارگران را برعهده دارند ، باید از کسانی باشند که تصمیمی به کاندید شدن جهت هیات رییسه و بازرسان سندیکا را ندارند.

هیات رییسه باید حداقل  10 روز قبل از مجمع عمومی از کارگرانی که قصد نامزدی انتخابات هیات رییسه و بازرسین سندیکا را دارند نام نویسی کنند.

7- «کمیته رهبران کارگری» باید برای شروع ، اتمام ، تصمیمات و رای گیری های مجمع عمومی برنامه زمان بندی  شده و دقیقی طراحی کند و هیات رییسه و گروه انتظامات را برای اجرای منظم برنامه توجیه و هماهنگ کند.

8- هر چه مدت برگزاری مجمع عمومی کوتاه تر باشد ، امکان برای دخالت پلیس و کارفرما کاهش می یابد .  برنامه ریزی «کمیته رهبران کارگری» باید در جهت کاهش زمان اولین مجمع عمومی باشد.

به همین منظور باید حدود یک هفته  قبل از مجمع عمومی ، اسامی نامزدهای انتخابات هیات مدیره ، بازرسین و نیز متن اساسنامه سندیکا برای رایزنی و بررسی در یک نشریه منتشر شود و توسط «گروه تبلیغ» به دست همه کارگران برسد.

9- در صورتی که پلیس با هدف جلوگیری و اخلال وارد مجمع عمومی شود ، به نحوی که قطعا شروع یا ادامه مجمع عمومی امکان پذیر نباشد یا در صورت ادامه باعث درگیری بین کارگران و پلیس شود ، هیات رییسه باید اتمام جلسه مجمع عمومی را اعلام کند و از کارگران بخواهد ، بدون هیچ درگیری و شعار محل مجمع عمومی را ترک نمایند تا در وقت دیگری مجمع برگزار شود.

«گروه انتظامات» در چنین شرایطی وظیفه دارد از هر گونه تنش و درگیری با پلیس بپرهیزد و با سازمان دهی خروج کارگران از مجمع عمومی ، مانع دستگیری کارگران و رهبرانشان توسط پلیس شود.

10- در صورت دستگیری برخی کارگران یا اخراجشان توسط کارفرما به دلیل شرکت در مجمع عمومی، «کمیته رهبران کارگری» از همان لحظه اعتصابی را با هدف آزادی یا لغو اخراج رفقای کارگر سازمان دهی و هدایت خواهد کرد.

سندیکای سراسری یا «اتحادیه»

سندیکاها در سیر تکاملی خود و پس از تشکیل در مناطق مختلف ، معمولا به شکل سراسری و به نام «اتحادیه» سازماندهی می شوند.

«اتحادیه» از اتحاد سندیکا های یک صنف در ابعاد سراسری شکل می گیرد. وقتی یک سندیکا  از صنفی مشخص درشهرها ، مناطق و استان های مختلف ایجاد می شوند، از اتحاد سندیکای منطقه ها و استان ها اتحادیه شکل می گیرد.

به عنوان مثال اتحادیه فلزکاران از اتحاد سندیکای های فلزکاران استان های مختلف مانند تهران و خراسان ، آذربایجان و …شکل می گیرد.

 اساسنامه و ساختار تشکیلاتی اتحادیه مشابه سندیکاهای زیر مجموعه خود است و هر سندیکا برای اتحادیه نمایندگانی را انتخاب کرده و به مجمع عمومی اتحادیه می فرستد.

اتحادیه ها می توانند شکل استانی داشته باشند و از اتحاد سندیکا های صنفی شهرها تشکیل شوند و در سطح بالاتر مجمع عمومی اتحادیه های سراسری با حضور نمایندگان اتحادیه های استانی تشکیل شوند.

مثلا اتحادیه کفاشان استان تهران از اتحاد سندیکای کفاشان کرج و تهران و ورامین تشکیل شود  و این هر اتحادیه استانی نمایندگانی را برای حضور در مجمع عمومی اتحادیه سراسری کارگران کفاش انتخاب و ارسال کند.

آیا سندیکا به تنهایی برای تمام خواست های طبقه کارگر کافی است؟

سندیکا بدون شک تشکلی مفید برای حل و رفع مشکلات رفاهی و صنفی کارگران است . مبارزه اقتصادى در قالب سندیکا آگاهى و همبستگى کارگران را افزایش می دهد و باعث به وجود آمدن تشکل‌هاى طبقاتى مانند ، صندوق‌هاى کمک متقابل، کمیسیون‌ها و اتحادیه های کارگری (سندیکای سراسری) می شود.

اما مبارزه اقتصادى ، شکل خاصی از مبارزه است و مبارزه طبقاتی در شکل صنفی و رفاهی خلاصه نمی شود. مبارزه اقتصادی تلاشی در جهت تغییر تناسب قوا بین کارگر و سرمایه دار به منظور رسیدن کارگر به رفاه نسبتا بهتر در چهارجوب همین سیستم سرمایه داری موجود است و چنین مبارزه ای کلیت سیستم سرمایه داری را به چالش نمی گیرد.

مبارزه اقتصادى به تنهایی لطمه ای بر اساس سرمایه‌دارى – یعنی مالکیت خصوصى بر ابزار تولید- ، وارد نمى‌کند و تضمین کننده سقوط دولت سرمایه داری و قدرت گیری کارگران در عرصه سیاسی جامعه نیست . این مبارزه بهره کشی را نابود نمی کند بلکه شکل های آن را قابل تحمل تر و محدودتر می کند.

بیان این که همه مشکلات طبقه کارگر در پیگیری خواست های اقتصادی و صنفی مانند افزایش دستمزد ، بهداشت مناسب و … خلاصه و حل خواهد شد ، یک نگاه صرفا اقتصادی و ساده انگارانه است.

سرکوب و بهره کشی طبقه کارگر فقط در شکل اقتصادی آن خلاصه نمی شود، بلکه دولت سیاسى طبقه سرمایه دار ، دستگاه ادارى ، آموزشی ، رسانه ای- تبلیغاتی ، دادگسترى ، ارتش‏ و پلیس‏ همه و همه نهادهایی برای تضنین امنیت سرمایه داری و استمرار بهرکشی اقتصادی هستند.

بسیاری از مشکلات  کارگران از جنس مسائل عمومی جامعه و غیررفاهی است و ریشه های سیاسی و اجتماعی داشته و به جهت گیری طبقاتی دولت برمی گردد.

این که دولت حاکم در خدمت منافع چه طبقه ای است در تعیین جهت گیری ها و سیاست های  آموزشی ، بهداشتی و تامین اجتماعی ، سالمندان و به طور کلی تمام جزئیات زندگی طبقه کارگر تاثیر مستقیم و بی واسطه دارد. بنابراین برای طبقه ما این مسئله که دولت و قدرت سیاسی در خدمت و اختیار چه طبقه ای است ، اهمیت حیاتی دارد.

وجود سندیکا برای خواست های رفاهی کارگران بسیار مفید است اما در شکل تعریف شده اش توانایی تغییر سیاست های دولت سرمایه داری در جهت احقاق تمام  منافع کارگری را ندارد.

پیگیری حقوق صنفی کارگران توسط سندیکا شدنی و مطلوب است ، اما تلاش برای ایجاد دولت برخواسته از منافع طبقه کارگر یا همان «دولت کارگری» چیزی نیست که با تکیه بر سندیکا و مبارزه صنفی بتوان به آن رسید. زمینه سازی ایجاد یک «دولت کارگری» نیازمند تلاش طبقه کارگر در همه ابعاد یک مبارزه سیاسی- اجتماعی است ، چنین مبارزه ای ، برعهده سازمان ها و احزاب سیاسی انقلابی کارگران است.

 ———————————————————————————————-

متن توسط سردبیر ویرایش شده است .

متن برگرفته از فصل چهارم کتاب “الفبای مبارزه کارگری” منتشر شده توسط بنیاد پژوهشی – آموزشی کارگران (بنیاد پاک) است.

 

کتابخانه

از ایستادگی تا پیروزی: سرگذشت دو اعتصاب معدنکاران سنگ‌آهن بافق

اعتصاب پیروزمند کارگران معدن سنگ‌آهن بافق (اعتصاب اول: از اردیبهشت تا تیر ۱۳۹۳) و (اعتصاب دوم: مرداد و شهریور ۱۳۹۳) از اعتصاب‌های مهم تاریخ کارگری ایران در سال‌های اخیر است. اعتصاب چهل‌روزه کارگران معدن بافق از طولانی‌ترین اعتصاب‌های پس از انقلاب 57 بوده و بر خلاف اعتصاب‌های سالهای

آموزش قانون کار به زبان ساده

ضرورت آگاهی کارگران از حقوق قانونی خویش بر هیچ فعال کارگری پوشیده نیست. تشکیل کلاس‌های آموزش قانون کار می تواند و باید در دستور کار فعالین کارگری در مراکز تولید قرار گیرد. از این آگاهی می توان برای تلاش جهت تغییر قانون کار و گسترش مبارزه کارگری بهره برد. متن پیش رو، نخستین بار به سال 1385 در شماره 53 نشریه «نامه» چاپ تهران منتشر شد که این بار توسط بنیاد پاک بر روی اینترنت قرار می‌گیرد. قطعا متن به همه زوایای قانون کار نمی‌پردازد ولی خلاصه‌ای از موارد مهم این قانون را در بردارد. در آینده بنیاد پاک تلاش خواهد کرد که بخش‌های مختلف و مهم قانون کار را مورد بررسی و به ویژه نقد قرار دهد. این متن می‌تواند به عنوان جزوه‌ای مفید و مختصر در اختیار همه کارگران قرار گیرد.

تاریخ شفاهی شورای کارگران نفت

زنده یاد یدالله خسروشاهی، از بنیانگذاران اصلی سندیکای کارگران صنعت نفت و از سازماندهان مبارزات کارگران این رشته در دهه 50 خورشیدی بود . وی که به دلیل لو رفتن نقشش در توزیع ادبیات انقلابی پالایشگاه تهران ، در سال 1353 توسط ساواک شاه دستگیر شد ، تا سال 1357 زندانی بود. با شروع جنبش انقلابی و آزادی یدالله خسروشاهی ، او از رهبران اعتصاب سراسری صنایع نفت کشور در پاییز سال 1357 بود که تا سرنگونی حکومت سلطنتی ادامه یافت. در سال 1360 ، با شکست قطعی جنبش انقلابی وی نیز به همراه بسیاری از کارگران مبارز دستگیر و این بار توسط رژیم نوپای جمهوری اسلامی زندانی شد. یدالله پس از آزادی از زندان در سال 1365 ، ایران را برای همیشه ترک کرد و در 15 بهمن 1388 در لندن درگذشت و به خاک سپرده شد.

پیش از درگذشت یدالله خسروشاهی ، در سال 1386 محمد فتاحی مجری تلویزیون پرتو در مصاحبه ای به گفتگو با خسروشاهی نشست . در طی هشت جلسه مصاحبه ، یدالله به تاریخ مبارزات کارگران نفت از سال 1349 تا 1360 پرداخت و زوایای مهمی از این مبارزات و قدرت طبقاتی کارگران نفت را روشن ساخت.

بنیاد پاک تصمیم گرفت تا این مجموعه مصاحبه ها را به طور کتبی پیاده و هر قسمت را جداگانه در سایت بنیاد منتشر سازد. پس از اتمام کار بر آن شدیم تا متن کامل آن را به صورت کتابی الکترونیکی در اختیار طبقه کارگر قرار دهیم تا از این تجربیات ارزشمند بهره ببرند.

الفبای مبارزه کارگری

در جهانی که سرمایه داری سرکوب را به تکنولوژی ارتقا داده است و پلیس را در دانشکده های نظامی آموزش دقیق می دهد ، کارگران باید بیش از گذشته به دانش مبارزه تجهیز شوند. این ضرورت ساده و حیاتی اعضای کمیته انتشارات بنیاد پاک را به نوشتن این کتاب واداشت.

کتاب الفبای مبارزه کارگری مشتمل بر سیزده فصل است که به تشریح تاکتیک و تکنیک های مبارزه کارگری در عرصه های مختلف می پردازد.

قطعا کتاب نقایص بسیار دارد که باید توسط رهبران و فعالین کارگری گوشزد شود. این کتاب باید هر سال اصلاح شود، ارتقا یابد و ویرایش جدید آن منتشر گردد. بنابراین پیشاپیش از نظر تمام منتقدین استقبال می کنیم و دستشان را می فشاریم.



همه نوشته​ها

آشنایی با قرارداد کار در قانون کار ایران

توسط سردبیر در

کانون مدافعان حقوق کارگر فصل دوم قانون کار به تعریف‌ قرارداد کار و شرایط‌ اساسی‌ انعقاد آن‌ و فصل سوم آن به شرایط کار اختصاص دارد  که شامل مواد۷ تا ۶۹ قانون کار میشود. قرارداد کار چیست و شرایط‌ بستن آن‌ چگونه است؟ قرارداد کار عبارتست‌ از قرارداد کتبی‌ یا شفاهی‌ که‌ به‌موجب‌ آن‌ کارگر در قبال‌ دریافت‌ حق‌السعی‌، کاری‌ را برای‌ مدت‌ موقت‌ یا مدت‌ غیرموقت‌ برای‌ کارفرما انجام‌ می‌دهد. در کارهایی‌ که‌ طبیعت‌ آنها جنبه‌ مستمر دارد، در صورتی‌که‌ مدتی‌ در قرارداد ذکر نشود، قرارداد دائمی‌ تلقی‌ می‌شود. شرایطی که در قرارداد کار ذکر میشود و یا تغییرات‌

خواندن را ادامه دهید


شکل‌گیری سندیکا در آفریقای جنوبی

توسط سردبیر در

نوشته‌ی: باروخ هیرسون ترجمه: پویان فرد اولین سوسیالیست‌ها در آفریقای جنوبی (به‌هنگام گذار به‌قرن بیستم) غالباً افرادی بودند که ایده‌‌های دگرگونی اجتماعی را از اروپایی‌ها گرفته بودند. آن‌ها یهودی‌های بوندیست Bundists{*2} از روسیه، سوسیال دموکرات‌ها و آنارشیست‌ها از بریتانیا و قاره اروپا، و دیگران از مکان‌های دوری مانند نیوزیلند و استرالیا آمده بودند[1]. چنین به‌نظر می‌رسد که انتقال محافل [و ایده‌های] سوسیالیستی از «خارج» به‌گروه‌های محلیِ گسترده‌تر در آفریقای جنوبی به‌طور جدی مورد بررسی قرار نگرفته است؛ و خاطرات محدود (و یا اسناد دیگرِ) موجودْ فقط فعالیتِ نخستین گروه‌های سوسیالیست را مورد بحث قرار داده‌اند. در نهایت، هنگامی که گروه‌بندی‌های

خواندن را ادامه دهید


تجربه کنترل کارگری در شرکت تعاونی موندراگون اسپانیا

توسط سردبیر در

واحد تحقیق و پژوهش کانون مدافعان حقوق کارگر “ما از اسپانیای دوران فرانکو صحبت می‌کنیم زمانی که فرانکو باسک را به شدیدترین شکل سرکوب می‌کرد. برای مثال بمباران گرنیکا، در سال ۱۹۳۷( ۷۵ سال پیش . مردم به حاشیه رانده شده بودند، شغل نداشتند، بیکاری بیداد می کرد. شاید این نوع از مشکلات به ما امکان همکاری و همبستگی و همبستگی بیشتر را داد. شاید این بحران‌ها و مشکلات اقتصادی و سیاسی از ویژگی‌ها‌یی است که به مردم اجازه ایجاد پروژه‌ها‌ی مشترکی مانند موندراگون را می‌دهد… تعاونی موندراگون بهشت نیست و ما فرشته نیستیم. نه ما مردمی عادی هستیم.” نماینده مجتمع

خواندن را ادامه دهید


اعتصاب معدنچیان انگلیس (1985-1984)

توسط سردبیر در

نوشته استیون ترجمه پویان فرد اعتصاب معد‌ن‌‌چیان در 1985-1984 در تاریخ طبقه‌ی کارگر انگلیس همواره به‌عنوان یک نقطه‌‌ی عطف بسیار مهم به‌یاد خواهد ماند: یک نقطه‌‌ی عطف تاریخی بین سازمان‌های اتحادیه‌ای طبقه‌ی کارگر و دولت (به‌عنوان نماینده‌ی اقلیت ممتاز) در پایان قرن بیستم. صدماتی که طبقه‌ی کارگر و سازمان‌های کارگری انگلیس به‌عنوان یک مجموعه،‌ از پسِ شکست معدن‌چیان متحمل شدند، تا آن‌جا سنگین بود که هنوز هم تلاش برای بازسازی این صدمات، همانند بازسازی شهرهایی‌که معادن ذغال در آن قرار داشتند، ادامه دارد. اگر قرار براین است‌که نهادهای طبقه‌ی کارگر و هم‌چنین [آرایش مبارزاتی] این طبقه به‌مثابه‌ی یک کلیت بازسازی

خواندن را ادامه دهید


اعتصاب کارگران راه آهن مکزیک علیه خصوصی سازی

توسط سردبیر در

دان لا بوتز ترجمه هاله صفرزاده در ماه‌های فوریه و مارس سال جاری میلادی، کارگران راه آهن مکزیک با از خود‌گذشتگی، در برابر نیروهای جهانی‌سازی و نئولیبرالیسم ایستادند و برای حفظ شغل خود، قرارداد دسته‌جمعی، دستمزد و بهبود شرایط کار دست به اقداماتی جدی زدند. مطابق با سیاست بانک جهانی برای ترویج خصوصی سازی در سراسر جهان، دولت مکزیک در جریان خصوصی‌سازی‌های جدید، راه‌آهن ملی مکزیک (FERRNONALES) را به کنسرسیومی واگذار کرد که شامل چنین شرکت چند‌ملیتی امریکایی و مکزیکی است که با نام” اتحادیه صنایع جنوبی اقیانوس آرام ،کانزاس‌سیتی” مشغول به فعالیت هستند. گوستاوو لوپز، عضو هیئت مدیره اجرایی

خواندن را ادامه دهید


شورای هماهنگی کارگران جاده کرج از 1358 تا 1360

توسط سردبیر در

هاله صفرزاده پس از سرنگونی رژیم سلطنتی، بسیاری از صاحبان کارخانه‌ها و مراکز تولید همراه با نقدینگی این مراکز به خارج ازکشور فرار کردند. کارخانه‌ها تعطیل شده بودند و خیل عظیمی از کارگران بیکار و بدون دستمزد مانده بودند. در چنین شرایطی پس از بهمن 57، در بسیاری از این کارخانه‌ها شوراهای کارگری تشکیل شد. این کارخانه‌ها برای مدتی مدیریت کارخانه را به عهده گرفته و تولید را از سر گرفتند. مدیرانی که از طرف بنیاد مستضعفان یا صنایع ملی برای مدیریت این واحدهای تولیدی انتخاب می‌شدند، بی‌تجربه بودند و به گفته‌ی کارگران برای آنان علی‌السویه بود که کارخانه کار

خواندن را ادامه دهید


نقش زنان در اعتصاب ماه مه 1308 کارگران شرکت نفت

توسط سردبیر در

نوشته:‌کانون مدافعان حقوق کارگر کمی حقوق و دست­مزد شرایط دشواری برای زندگی و معیشت کارگران و خانوادههایشان ایجاد میکند. همسران کارگران در کنار شوهرانشان تمام این دشواریها را به دوش کشیده و میکشند و هیچ کجا هم زحمات آنان به چشم نمیآید. آن زمان که کارگری اعتصاب میکند، اخراج میشود، زندان میرود… او زندگی خود و فرزندانش را در این ماههای بیکاری و بی حقوقی به تنهایی به دوش میکشد. در بسیاری موارد دوشادوش همسرش در اعتصابات شرکت میکند و حتا پیشاپیش او. در تاریخ مکتوب مبارزات کارگری در ایران و شاید جهان کم­تر نشانی از این زنان مییابیم. یوسف

خواندن را ادامه دهید