توسط سردبیر در
0

تغییر اندازه فونت:

پذیرفتن شورای متحده مرکزی ایران به عضویت فدراسیون سندیکاهای جهان

در ژوئیه سال 1945 شورای متحد مرکزی ایران دعوتنامه ای از کمیسیون تشکیلات فدراسیون سندیکای جهانی برای شرکت در کنگره جهانی اتحادیه ها در شهر پاریس دریافت کرد. حکومت صدرالاشراف نمایندگان انتخابی شورای متحده را بازداشت نمود و در عوض یوسف افتخاری و تاج بخش را به عنوان نمایندگان اتحادیه های ایران به پاریس فرستاد.
کنگره پاریس با وجود اصرار والتر سیسترین نمانیده انگلستان در قبولاندن این نمایندگان، دو نفر نامبرده را به رسمیت نشناخت و قرار شد پس از تحقیقات در ایران ماهیت قضیه روشن گردد. پس از توقیف نمایندگان اصلی شورای متحده مرکزی به فوریت از طرف شورا  ایرج اسکندری که وکیل مجلس بود و مصونیت پارلمانی داشت به ریاست هیئت نمایندگی شورای متحده مرکزی به کنگره پاریس اعزام شد. این هیئت در روز آخر کنگره به پاریس رسید و مورد قبول کنگره واقع شد.
در سال 1946 لوئی سایان دبیر کل فدراسیون سندیکای جهانی با ماموریت کمیته اجرائیه برای بازدید وضع حقیقی اتحادیه های کارگری به ایران آمد و از شهرهای تهران، اصفهان، تبریز، چالوس و غیره بازدید کرد. هشتاد هزار کارگر ورود لوئی سایان به تهران را به وی تبریک گفتند. در اصفهان و تبریز تمام شهر تعطیل شد و استقبال بی نظیری از لوئی سایان به عمل آمد.
لوئی سایان از مشاهده نهضت کارگری ایران طی مقاله ای برای جراید ظفر، رهبر، جبهه و ایران ما (مرداد 1325) چنین نوشت:
“وظیفه اساسی و نیروی متحده فدراسیون سندیکای جهانی دفاع از آزادی های کارگران و حقوق ملی مردم ستم کشیده در تمام دنیا می باشد. در میان این نیروی متحده فدراسیون سندیکای جهانی، نیروی شورای متحده مرکزی اتحادیه های کارگران و زحمتکشان ایران مقام شایسته خود را دارا میباشد زیرا اگر چه این تشکیلات یکی از جوان ترین سازمان های عضو فداسیون سندیکای جهانی است ولی شورای متحده مرکزی با 300 هزار عضو خود از لحاظ فعالیت و تصمیم بر بسیاری از اعضای دیگر فدراسیون حق مقدم دارد.”
لوئی سایان پس از ملاقات با نخست وزیر وقت (قوام السلطنه) پیامی به وسیله دبیر کل برای شورای متحده مرکزی و زحمتکشان ایران فرستاد.
این پیام در حقیقت به رسمیت شناختن شورای متحده مرکزی بود. پس از چندی شورای متحده مرکزی در جلسه هیات اجرایی فدراسیون سندیکای جهانی -برگزار شده در واشنگتن (سپتامبر 1946)- رسما به عضویت فدراسیون سندیکای جهانی در آمد و دبیر کل شورای متحده مرکزی به عضویت شورای کل فدراسیون سندیکا پذیرفته شد. متن تلگراف ارسالی از واشنگتن در ذیل آورده شده است.

تلگراف از واشنگتن
واشنگتن
آقای رضا روستا، دبیر مسئول شورای متحده مرکزی اتحادیه های کارگران و زحمتکشان ایران، کمیته اجرایی به اتفاق آراء الحاق شورای متحده مرکزی اتحادیه های کارگران و زحمتکشان ایران را به فدراسیون سندیکای جهانی تایید کرده است و شما را به عنوان عضو شورای عمومی فدراسیون سندیکای جهانی پذیرفته است. خواهشمند است گزارش رسمی از نتیجه تحقیقاتی که قرار بود دولت درباره حوادث آبادان به عمل آورد ارسال دارید، زیرا سند مزبور پانزدهم اکتبر در پاریس مورد احتیاج است.
دبیر کل فدراسیون سندیکای جهانی
لوئی سایان

پس از انتشار این تلگراف، صدها نامه تلگراف تبریک از طرف اتحادیه های کارگری و حتی اتحادیه کارفرمایان به شورای متحده مرکزی ارسال شد و پیروزی ای را که نصیب کارگران ایران شده بود، تبریک گفتند.
در کنگره دوم برگزار شده در میلان ایتالیا ، رضا روستا غیابا به عضویت کمیته اجرائیه انتخاب شد.
شورای متحده مرکزی کارگران و زحمتکشان ایران که در اثر مبارزه سرسخت کارگران و زحمتکشان کشور به وجود آمده بود و به عضویت بزرگترین سازمان کارگری جهان در آمد .
در سال 1945 سید ضیاءالدین طباطبائی رهبر حزب اراده ملی و نماینده مجلس و غلامحسین ابتهاج شهردار تهران به عنوان اهانت و افترا علیه دبیر شورای متحده مرکزی و صاحب امتیاز روزنامه ظفر به دادگاه اقامه دعوا کردند ولی بسیاری از مردم و مخصوصا کارگران به حمایت از دبیر شورای متحده مرکزی تجمع و اعتراض نمودند و بر اثر پشتیبانی کارگران و دفاع وکلای نامی، دادگاه قرار منع تعقیب صادر کرد و بدین طریق در این مبارزه پیروزی دیگری نصیب زحمتکشان ایران گردید.
در ساعت 10 ، روز 17 اردیبهشت سال 1324 نسبت به شکایت سیدضیاء و ابتهاج شهردار از آقای رضا رسا معروف به روستا مدیر روزنامه ظفر جلسه دادرسی در شعبه 6 دادگاه شهرستان (دادگاه حنحه) به ریاست آقای شریفی اقدس با حضور آقای رستگار دادیار دادسرای تهران و آقایان ایرج اسکندری، ابوالفضل لسانی، فریدون منو، علینقی حکمی و عبداله نوائی وکلای مدافع تشکیل و عده ای از آزادیخواهان و مدیران جرائد، نویسندگان و نمایندگان مجلس که در تمام سرسراها و محوطه جلوی کاخ و سالن دادگاه دیده می شدند، تشکیل شد.
پس از رسمیت یافتن دادگاه و قرائت دادخواست های شاکیان از طرف رئیس دادگاه و انجام تشریفات مقدماتی و خواستن توضیحات از طرف آقای شریفی از آقای روستا و دادن تذکرات قانونی از طرف آقایان ایرج اسکندری و ابوالفضل لسانی به دادگاه، در ساعت یازده و نیم اجازه صحبت به آقای لسانی یکی از وکلای مدافع داده شد.
دفاع آقای لسانی که بخشی از آن درباره کودتای سیدضیاء و رضاخان میرپنج بود ، چندین ساعت طول کشید.
برای تقویت و پشتیبانی از مدیر روزنامه ظفر توماری به امضای چندین هزار نفر از قشرهای مختلف مردم از جمله کارگران، استادان و دبیران دانشگاه و مدارس، مدیران ، نویسندگان و روزنامه نگاران نشریات ، بانوان، دکتران و پزشکان، مهندسین، روشنفکران و غیره به دادگاه رسید.
ضمنا چندین هزار نفر از کارگران در محوطه و خیابانهای مجاور دادگاه اجتماع نموده و منتظر نتیجه و رای دادگاه بوده و ابراز احساسات می کردند.
از بهار سال 1946 به رهبری شورای متحده مرکزی اعتصاب هایی برای تصویب قانون کار شروع شد. اعتراض ها و اعتصابات کارگران نفت آغاجاری و سایر مناطق خوزستان و کرمانشاه منجر به این گردید که حکومت قوام السلطنه با شرکت نمایندگان شورای متحده مرکزی لایحه قانون کار را تنظیم نمود و نمایندگانی برای دادن مواعد به آقاجاری اعزام کرد. کمیسیونی که اعزام شد به ریاست امید و شرکت نماینده شورای متحده مرکزی (جودت) بود. در لایحه قانون کار ساعت کار هفتگی 48 ساعت، برای کار اضافی 25 درصد بیشتر دستمزد پیش بینی میشد، مرخصی هفتگی و سالانه (14 روز در سال) با پرداخت دستمزد، تعطیل اول ماه مه، شناسائی رسمی اتحادیه ها، تشکیل کمیسیون داوری در موسسات با شرکت نمایندگان اتحادیه ها نیز در نظر گرفته شده بود.
در بهار سال 1946 بر اثر فعالیت شورای متحده مرکزی کارگران مناطق نفت خیز کشور به کمک حسین تربیت و مهدی هاشم نجفی به صورت سازمان متشکلی در آمدند و از شرکت سابق نفت انگلیس و ایران در خواست اجرای قانون کار را نمودند. ولی شرکت نفت از اجرای آن خودداری می نمود. کارگران نفت برای عملی ساختن خواستهای خود روز 14 ژوئیه 1946 دست به اعتصاب زدند. در این اعتصاب در حدود 100 هزار نفر شرکت کردند. شرکت نفت برای درهم شکستن اراده کارگران عشایر را مسلح کرد و با خرید رهبران آنها مسلحانه علیه کارگران نفت به هجوم پرداخت. در نتیجه این هجوم 46 نفر کشته و 150 نفر زحمی شدند.
پس از این عمل وحشیانه بنا به ابتکار و فشار شورای متحده مرکزی دولت قوام السلطنه مجبور شد که کمیسیونی برای رسیدگی به آبادان گسیل دارد. در کمیسیون نامبرده معاون نخست وزیر، رادمنش و جودت نمایندگان شورای متحده عضویت داشتند. شرکت نفت سابق پس از مذاکره با نمایندگان کمیسیون قول داد که قانون کار را درباره کارگران نفت اجرا نماید. نماینده دولت نیز قول داد که نظم را در مناطق نفت خیز بر قرار کند. پس از این قرار کارگران اعتصابی روز 16 ژوئیه کار را از نو آغاز نمودند.
بعد از این اعتصاب شرکت نفت کارگران را مجبور می نمود که از اتحادیه های کارگری خارج شوند. بیش از 5000 نفر از فعالان اتحادیه ای که دستور شرکت را اجرا ننمودند از کار برکنار شدند و همچنین 50 نفر از کارگران هندی که در اعتصاب شرکت کرده بودند از ایران تبعید گردیدند. شرکت نفت علاوه بر فشار و استفاده از نیروی پلیس دولتی، خود نیز به کمک یوسف افتخاری دست به تشکیل اتحادیه ای قلابی زد تا بتواند کارگران را از شورای متحده مرکزی ایران دور نماید و نیروی شورای متحده را ضعیف کند.
دولتهای ایران مخصوصا دولت قوام السلطنه به انواع تحریکات علیه رهبری شورای متحده مرکزی دست می زد. در رادیو و مطبوعات دولتی روستا را متهم می کرد که دارای میلیونها اموال منقول و غیر منقول بوده و در بانک های داخلی و خارجی سپرده های کلان دارد و گویا وی همواره در کاباره ها و بارها به کیف و عیش و نوش مشغول است.
رویتر خبرگزاری انگلستان خبر داد که گنجینه بزرگ و میلیونها پول در اختیار روستا قرار گرفته است که با آن کارگران را راضی نگه دارد. در جواب این تهمت ها روستا اعلامیه و اعلانی در روزنامه فرشته آزادی (که موقتا به جای ظفر منتشر می شد) منتشر کرد که مفاد آن این است:
“اینجانب به دولت آقای قوام السلطنه و وزیر کارش آرامش وکالت و اختیار تام می دهم که هرگونه اموال منقول و غیر منقول و هر مبلغ پول در بانک های خارجه و داخله داشته باشم به نفع دولت و حزب دموکراتش ضبط و تصرف نماید، به استثنای دو اطاق اجاره ای و یک میز و شش صندلی.”
جرائد تهران مفاد این اعلامیه را در صفحات اول خود منتشر کردند و روزنامه ایران در سر مقاله خود تحت عنوان “روستا دار و ندار خود را به دولت قوام السلطنه بخشیده است” توضیحات مفصلی در این باره داد.
دولت قوام در بحبوحه و شدت مبارزات کارگران در موقع اشغال کلوبها از طرف پلیس و ژاندارمری و وزارت کار به وسیله پاره ای افراد منتصب به فراکسیون خلیل ملکی و غیره، مستقیما به وسیله آقای حبیب نفیسی که در آن زمان معاون وزارت کار بود به روستا پیشنهاد کرد که به خرج دولت به اروپا جهت تفریح یا تحصیل برود ولی وی این پیشنهاد را رد کرد و اظهار داشت مادامیکه کارگر و مبارزه اش ادامه دارد من به هیچ قیمتی ایران و کارگران را ترک نخواهم کرد.
از اواسط دسامبر سال 1946 که حمله نیروهای دولتی به آذربایجان و کردستان آغاز گردید، فشار و هجوم پلیس و ژاندارم در سرتاسر ایران علیه اتحادیه های کارگری، سازمانهای حزبی و دموکراتیک نیز شروع شد.
در همین دوره یعنی در آستانه ورود لوئی سایان به ایران حکومت قوام السلطنه اتحادیه سندیکاهای کارگری ایران (اسکی) را تشکیل داد و کارگران را به زور وادار به ورود به این اتحادیه دولتی نمود. در اواخر دسامبر سال 1946 و اوایل 1947 حمله نیروهای دولتی ایران به سازمانهای کارگری شدت یافت. ژاندارم های دولت قوام السلطنه به راهنمایی آرامش وزیر کار به اتفاق پلیس و اوباش به کلوبهای شورای متحده مرکزی و خانه های اتحادیه کارگری هجوم بردند ولی به مقاومت سخت کارگران محافظ کلوب ها برخورد کردند. مثلا کلوب مرکزی شورای متحده و کلوب بنام روستا سه مرتبه دست به دست گردید و کارگران چوب به دست با نهایت شهامت از خانه ی خود دفاع نمودند.
در این مبارزات سازمان جوانان حزب توده ایران به رهبری شرمینی با کارگران کمک و همراهی می نمود. بالاخره ژاندارمها و پلیس و افراد اسکی به رهبری وزارت کار متفقا به کارگران حمله ور شدند و استقامت دلیرانه کارگران را در هم شکسته و کلوبهای کارگران را در تهران اشغال نمودند. در شهرستان ها نیز کلوب های شورای متحده مرکزی یکی پس از دیگری به تصرف اشغالگران اوباش و پلیس در آمدند.
در کلوب شورای متحده مرکزی که دبیرخانه مرکزی نیز بود ، پلیس ایران و آرامش وزیر کار قوام السلطنه به نام شورای متحده انتخابات قلابی راه انداخت. در این انتخابات شورای متحده مرکزی از افرادی مانند روستا که نامطلوب برای دولت ایران بودند “تصفیه” گردیدند. ولی کارگران ایران این انتخابات قلابی را رد کرد و پشتیبانی خود را با تطاهرات و میتینگ و نامه نگاری از شورای متحده مرکزی و روستا ابراز داشت و نقشه قوام السلطنه و آرامش کاملا فاش گردید.
در همین اوان کمپانی نفت انگلیس و ایران به وسیله فاتح سعی در انشعاب شورای متحده مرکزی و نهضت کارگری ایران داشت. چون از وجود یوسف افتخاری برای انشعاب در نهضت کارگری ایران نتوانست بهره ای حاصل نماید (به مناسبت شهرت بد و ضد کارگریش) لذا فاتح محرمانه متوسل به حسین جودت یکی از دبیران شورای متحده مرکزی گردید و به وی به طور رسمی ولی سری پیشنهاد کرد: “ما همه جور به شما کمک مادی و معنوی می نمائیم، شما بروید در خوزستان، شهر آبادان اتحادیه کارگران نفت را به نام شورای متحده مرکزی اداره نمائید. فقط با شورای متحده مرکزی و دبیر مسئول آن رابطه خودتان را ببرید و خودتان مستقلا به نام شورا عمل نمائید. در ظاهر به نام شورای متحده ولی در باطن مستقل باشید” . جودت این مذاکره محرمانه را به رهبری شورای متحده مرکزی گزارش داد و در نتیجه این تلاش کمپانی نفت ایران و انگلیس به جائی نرسید و پیشنهاد تفرقه اندازی کمپانی رد گردید.
شرکت نفت مجددا یوسف افتخاری را برای این کار یعنی برای تفرقه بین اتحادیه کارگران نفت به آبادان فرستاد ولی وی توفیقی به دست نیاورد و کارگران نفت نسبت به شورای متحده مرکزی وفادار ماندند.
روش خصمانه ای که دولت علیه سازمانهای کارگری ایران اتخاذ نموده بود سبب شد که فدراسیون سندیکای جهانی مسئله ایران را مورد بررسی قرار دهد و به موجب تقاضای شورای متحده مرکزی برای رسیدگی به وضع کارگران کمیسیونی به ایران فرستاده شود. در آوریل سال 1947 کمیسیون فدراسیون سندیکائی جهانی متشکل از نمایندگان اتحادیه ای اتحاد شوروی، انگلستان و فرانسه به رهبری مصطفی العریس وارد ایران شد.
چندی قبل از ورود کمیسیون اعزامی فدراسیون سندیکای جهانی، مهندس خسرو هدایت متصدی راه آهن، به کارگران راه آهن که برای اضافه دستمزد در دپو و انبار کالا میتینگی تشکیل داده بودند، دستور تیراندازی داد که در نتیجه یک نفر کارگر مقتول و چندین نفر مجروح گردیدند.
در اثر این حادثه خونین و برای اعتراض به این جنایت کارگران راه آهن مخصوصا در شمال دست به اعتصاب اعتراض آمیز زدند. یوسف افتخاری و صمد حکمی که آن وقت در یکی از ایستگاه های شمال مشغول کار بود بر ضد اعتصاب قیام کردند، ولی موفق به جلوگیری از اعتصاب نشدند و اعتصاب 24 ساعت پیروزمندانه در سرتاسر راه آهن شمال ادامه یافت.
در فرودگاه مهرآباد نمایندگان اتحادیه های دولتی (اسکی) و نمایندگان دولت مانع استقبال نمایندگان شورای متحده مرکزی از نمایندگان فدراسیون سندیکای جهانی شدند. مهمانداری هیئت نمایندگی را دولت خود به عهده گرفت و خواجه نوری مامور پذیرائی از آنان گردید. ولی اعضای کمیسیون در برخورد با کارگران تهران، آبادان، اصفهان، رشت و سایر نقاط کشور پی بردند که شورای متحده مرکزی مرکز واقعی و انتخابی سازمانهای اتحادیه ای ایران است. کارپران حمایت خود را از اتحدیه مرکزی طی قطعنامه هایی نشان دادند که برای نمونه یکی از آنها در ادامهآورده شده است.
قطع نامه (مندرجه در فرشته آزادی مورخ 11 اسفند 1331)
ما امضاء کنندگان زیر کارگران معدن زیر آب که در اثر دسائس شوم خوانین مازندران به جرم فعالیت برای بهبودی وضع رقت بار کارگران پس از مدتی زندانی شدن اکنون در تهران در حال تبعید به سر می بریم ورود نمایندگان فدراسیون سندیکای جهانی را به عموم کارگران ایران مخصوصا کارگران مازندران که عده ای از آنها در زندان به سر می برند، تبریک گفته و امیدواریم نمایندگان فدراسیون سندیکای جهانی برای مشاهده اوضاع اسف آور کارگران و زندانیان بیگناه شمال و مطالبی که به وسیله هیئت حاکمه در باره سازمان کارگری در شمال به عمل آمده به مازندران عزیمت نموده و مشاهدات خود را به سمع عموم کارگران و زحمتکشان دنیا برسانند. اینک با تصویب قطعنامه زیر تقاضای خود را به سمع هیئت اعزامی فدراسیون سندیکای جهانی میرسانیم:
1. ما زحمات طاقت فرسا و فعالیت های رضا روستا دبیر مسئول شورای متحده مرکزی را در باره متشکل نمودن طبقه کارگر تایید و تقدیر مینمائیم.
2. ما نسبت به شورای متحده مرکزی مانند همیشه وفادار بوده و شورای متحده مرکزی را یگانه تشکیلات کارگری ایران میشناسیم.
3. ما آزادی تشکیلات کارگری را در سرتاسر ایران خواستاریم.
4. ما نسبت به تضیقاتی که از طرف سندیکای دولتی و حزب وابسته به آن به شورای متحده مرکزی و احزاب آزادیخواه اعمال می گردد ابراز تنفر نموده و به این قبیل عملیات فاشیستی شدیدا اعتراض می نمائیم.
زنده باد فدراسیون سندیکای جهانی ستاد اردوی زحمتکشان جهان
زنده باد هیئت اعزامی سندیکای جهانی
زنده باد شورای متحده مرکزی یگانه سازمان کارگری ایران
(کارگران زیرآب)

کمیسیون فدراسیون سندیکای جهانی در مدت اقامت خود بیش از 500 نامه از تشکل های کارگری و فعالان اتحادیه ها دریافت نمود که همه آنها حاکی از پشتیبانی از شورای متحده مرکزی بود.
در موقع توقف کمیسیون در ایران فرماندار نظامی حسب الامر دولت و دربار فرمان توقیف روستا را صادر نمود. روستا مدتی مخفی بود تا برحسب تصمیم کمیته مرکزی حزب توده به وسیله دو نفر از اعضای حزب به فرماندار نظامی خود را معرفی کرده و توقیف شد.
این عمل موجب شد که رئیس کمیسیون علت بازداشت را از وزیر کار آن زمان احمد آرامش جویا شود. وی در پاسخ اظهار داشت که دبیر شورا در سوء قصدی علیه دولت شرکت داشته است و اتهامات و نسبتهای جعلی و دروغ  در روزنامه های آن روز درباره این موضوع منتشر کرد.
زحمتکشان و مدیران جراید و اکثر مردم ایران اعم از زن و مرد، جوان و پیر در همه شهرها و نواحی به وسیله تظاهرات و ارسال نامه ها و تلگراف ها به دولت قوام السلطنه در باره این توقیف غیر قانونی اعتراض کردند. العریس رئیس کمیسیون اعزامی فدراسیون و نیز اتحادیه های کشورهای انگلستان و غیره و حتی خود فدراسیون سندیکای جهانی به وسیله لوئی سایان دبیر کل در این اعتراضات شرکت کردند و آزادی بدون شرط روستا را خواستار شدند.
علت اصلی توقیف دبیر کل و سایر فعالان شورای متحده مرکزی پشتیبانی اکثر کارگران و جلوگیری از فعالیت سازمان واقعی کارگران ایران بود. بی پایگی شکایت وزیر کار به حدی بود که در دادگاه دولتی، دادستان نتوانست هیچ مدرک قانع کننده ای علیه دبیر کل شورای متحده مرکزی ارائه دهد و مجبور شد روستا را در 17 نوامبر 1947 با ضمانت یک میلیون ریال آزاد کند.

در سال 1948 کارگران ایران دوباره تجمیع نیروهای خود را آغاز نمودند و در اول ماه مه 1948 با تظاهرات عظیمی که در تهران و سایر شهرها برگزار شد نیروی کارگری دوباره نشان داده شد. دولت که از احیای مجدد سازمانهای کارگری و سیاسی ناراحت بود نقشه غیر قانونی نمودن آنها را تنظیم کرد.
چهارم فوریه 1949 (15 بهمن 1327) در دانشگاه تهران به شاه تیراندازی شد. سوء قصد کننده واقعی جابه جا کشته شد و لایحه غیر قانونی کردن حزب توده ایران، شورای متحده مرکزی و سایر سازمانهای دموکراتیک به دست اقبال و وزیر کشور آن روز به مجلس تسلیم گشت و بلافاصله از تصویب گذرانده شد.
به این ترتیب دولت ایران توانست قانون ضد کارگری را به موقع اجرا بگذارد. پس از تصویب قانون نام برده صدها نفر از فعالان و رهبران حزب توده ایران و شورای متحده مرکزی بازداشت و محاکمه شدند. دوازده نفر از رهبران حزب توده ایران و از آن جمله پنج نفر از رهبران شورای متحده مرکزی و روستا غیابا به اعدام محکوم شدند.
پیروزی سال 1949 موقت بود. از سال 1950 مبارزات ملی که محتوای اساسی آن علیه شرکت نفت سابق انگلیس و ایران بود ، رفته رفته شکل  گرفت. لایحه “الحاق نفت” که توسط گلشائیان وزیر دارائی ایران و گس نماینده شرکت نفت امضاء شده بود و می بایست از تصویب مجلس بگذرد، افکار عمومی ایران را علیه آن برانگیخته بود. لایحه الحاقی قرارداد نفتی 1933 را که در دوران دیکتاتوری رضاشاه به ایران تحمیل شده بود، قانونی می کرد و منابع نفتی ایران را باز هم برای مدت طولانی در دست انحصارهای نفتی انگلیس قرار می داد.
باید خاطر نشان ساخت که پیروزیهای جنبش های ملی چین، اندونزی، هندوستان و تعدای از کشورهای دیگر نیز به مبارزان ایران الهام فراوانی بخشید. اعتلای جنبش کارگری ایران موجب شد که در اواخر سال 1950 سازمان اسکی انحلال خود را رسما اعلام نماید و سازمان دیگری به نام امکا عملا از بین رفت و سازمان های وابسته به شورای متحده که غیر قانونی بودند در خفا فعالیت خود را توسعه دادند. اعتلای جنبش کارگری نقش اساسی را در ملی کردن صنعت نفت در دوران زمامداری مصدق نقش مهمی بازی نمود. مجلس ایران و حکومت مصدق توانست از پشتیبانی کامل زحمتکشان ایران برخوردار گردد و در اواخر اسفند 1329 قانون ملی شدن صنعت نفت را به تصویب رسانده و در طول سال 1330 (1951) عملا آن را به مورد اجرا بگذارد.
در فاصله سالهای 1953- 1950 جنبش اتحادیه ای و اعتصاب های کارگری رونق خود را از سرگرفت. در آوریل 1950 کارگران شاهی دست به اعتصاب زدند. در این اعتصاب که منجر به زد و خورد با پلیس مسلح گردید 7 نفر کارگر کشته و 53 نفر زخمی شدند.
اعتصاب شاهی و کشتار وحشیانه کارگران از طرف نیروهای دولتی سرآغاز دوران جدیدی در جنبش کارگری ایران بود.
در ماههای مارس و آوریل و مه 1951 اعتصاب عظیم کارگران نفت جنوب آغاز گردید. کارگران و دانشجویان سایر شهرهای ایران از این اعتصاب کاملا پشتیبانی نمودند. در آوریل همان سال نیروهای دولتی به کارگران بی سلاح بندر معشور حمله نمودند و 8 نفر از آنان را به قتل رسانیدند. کارگران آبادان که به پشتیبانی از کارگران بندر معشور و اعتراض نسبت به قتل کارگران دست به اعتصاب زده بودند نیز مورد هجوم نیروهای دولتی و ارتجاعی قرار گرفتند و 22 نفرشان کشته شدند.
اعتصاب خونین چهل هزار نفری نفت گران آبادان در پشتیبانی اعتصاب بندر معشور و آغاجاری شکل گرفت. این اعتصاب عظیم نفطه تحولی در تاریخ مبارزات کارگران ایران بوجود آورد.
سربازان نیروی دریائی حاضر نشدند به روی برادران کارگر خود شلیک کنند. بعد دولت سربازان کُرد و لُر را وارد معرکه کرد و به فرمان شاه بخشی که خود را به کمپانی نفت فروخته بودند به کارگران شلیک کردند و در نتیجه عده ای مقتول شدند.
با وجود این تیراندازی و شلیک، نه غرش تانک و نه صفیر مسلسل ها کاری از پیش نبردند و تظاهرات کارگران آبادان یک ساعت و نیم طول کشید.
در متینگ همبستگی کارگران اصفهان در اثر شلیک پلیس کارگری به نام حسن حیدرپور کشته شد و برای تدفین این کارگر شهید همه خیابانهای اصفهان پر از تظاهر کنندگان بود و بر سر مزار این کارگر شصت هزار نفر میتینگ دادند.
در یکشنبه اول اردیبهشت 1330 دانشجویان و دانش آموزان تهران به اتفاق کارگران، برای همبستگی تعطیل کردند و تظاهرات کردند.
در رشت هم برای همبستگی اعتصاب کردند و به تظاهرات پرداختند که در نتیجه یک نفر کشته و عده زیادی مجروح شدند. در میتینگ های همبستگی کارگران معادن شمشک و اتحادیه های تهران، قم، کاشان، قصرشیرین، اصفهان، گیلان و سایر نقاط کارگران شرکت کردند و این اعتصابات مدت یک ماه طول کشید. بالاخره اعتصاب خونین کارگران نفت معشور و آبادان با شرایط خوب و پیروزمندانه خاتمه یافت (در 26 فروردین 1330)، ( از روزنامه مجعر).
در سال 1951 در اعتصاب کارگران نفت، بیش از 50 هزار نفر و در تظاهرات ضد امپریالیستی بیش از 700 هزار نفر شرکت نمودند .و همین اعتصاب ها و تظاهرات سبب شد که مجلس در تابستان همان سال قانون ملی شدن صنعت نفت را اجراء نماید و از شرکت ساپو خلع ید به عمل آورد و کارشناسان انگلیسی را از موسسات نفتی اخراج نماید.
در ژوئیه سال 1951 در تظاهرات عظیمی که به مناسبت ورود هریمان به تهران تشکیل شده بود، ده ها هزار کارگر و زحمتکش شرکت داشتند. این نمایشات علیه مداخله امریکا در کارهای داخلی ایران به ویژه مسئله نفت بود. در حین اعتراض های ضد امریکایی به دستور سرلشکر زاهدی وزیر کشور کابینه وقت، نیروهای انتظامی به سوی تظاهر کنندگان تیراندازی کردند و در نتیجه عده زیادی کشته و زخمی شدند. این عمل زاهدی موجب هیجان و اعتراض عمومی گردید و در نتیجه رئیس دولت مجبور شد وی را از کابینه اخراج نماید.
در فاصله سالهای 52- 1951 و تا نیمه سال 1953 موقع نخست وزیری محمد مصدق سازمانهای نیمه علنی و علنی اتحادیه های کارگری توسعه زیادی یافتند. تنها در تهران 25 اتحادیه علنی به وجود آمده بودند. در همین موقع برای وحدت اتحادیه ها، کنفرانسی در تهران تشکیل گردید که بیش از 400 نفر نماینده در آن شرکت نمودند. کنفرانس مرکز واحدی به نام “شورای هماهنگی عمل کارگران” انتخاب نمود که علنی فعالیت می کرد. این سازمان و تمام سازمانهای مخفی و علنی، همه تحت رهبری شورای متحده مرکزی که غیر قانونی بود، فعالیت می نمودند.
تحت رهبری شورای متحده مرکزی اعتصاب های بزرگی در سمنان، اصفهان، تهران و شهرهای دیگر ایران در بهبود وضع زندگی و آزادیهای دموکراتیک به وقوع پیوست که همه آنها و همچنین اوج نهضت دموکراتیک بیش از پیش موجب وحشت امپریالیست ها می شد.
نهضت دمکراتیک ایران در سال های 1953- 1951 از چهار چوب ایران خارج شده بود و بر روی کشورهای خاورمیانه و نزدیک تاثیر مثبتی نمود. این تاثیر مثبت زحمتکشان کشورهای این منطقه را به جنبش های ملی جلب کرد و موضع انحصارهای نفتی را به خطر انداخت . چنین وضعی سبب شد که انگلیس و امریکا بطور موقت دست از رقابت به خاطر منابع نفتی خاورمیانه و نزدیک بردارند و مسئله نفت را به نفع انحصارهای بزرگ حل کنند.
کودتای 28 مرداد 1332 (19 اوت 1953) به کمک ارتش و اوباش چماق به دست علیه حکومت مصدق به مورد اجرا گذاشته شد. در حین اجرای مرحله اول کودتا شاه از ایران فرار کرد و مستشاران نظامی امریکا با کمک ارتش، ژاندارمری، پلیس و اوباشان پس از درهم شکستن نیروهای دموکراتیک، سرلشکر زاهدی را به نخست وزیری رساندند و با دست شاه-زاهدی و امینی صنعت نفت ملی شده را پس از قتل و اعدام عده ای از افسران و اعضای حزب توده ایران و اعدام وزیر خارجه حکومت مصدق (حسین فاطمی) دو مرتبه به انحصارهای نفتی واگذار کردند. سازمان های دموکراتیک و اتحادیه های کارگری را تار و مار کردند و ایران را عضو پیمان های نظامی (اول پیمان بغداد، بعد سنتو)  نمودند.
در سال 1954 سازمان های افسری حزب  توده کشف شد و دهها نفر از افسران تیرباران گردیدند و صدها نفر به زندان انداخته شدند. رژیم کودتا با این عمل افکار عمومی را تا حدود زیادی از مسئله نفت منحرف ساخت و آن را در مجلس فرمایشی به نفع دولت های خارجی حل کرد و در سال 1955 ایران را عضو پیمان بغداد نمود.

لیکن رژیم کودتا به این هم اکتفا ننمود و پس از انقلاب 14 ژوئیه 1958 عراق و سرنگونی رژیم ملک فیصل دوم و دیکتاتوری نوری سعید، پیمان دو جانبه نظامی با امریکا منعقد ساخته و  ایران را تبدیل به پایگاه نظامی و استراتژیکی امریکا نمود.

راه توده 164 28.01.2008
و
راه توده 165 04.02.2008

 


نوشتن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *