توسط سردبیر در
0

تغییر اندازه فونت:

رحمان حسین زاده

خانه کارگر سنندج

به دنبال قيام بهمن توسط کارگران شاغل تعدادى از فابريکهاى شهر، شرکتها، موسسات دولتى، نانوايى و شهردارى تشکيل شد. خود اين حاصل ارتباط خوبى بود که در بين رهبران رشته هاى مختلف کارگران وجود داشت، هيئت منتخب آن از نمايندگان رشته هاى مختلف کارگرى متشکل در آن بودند. از اقدامات اين تشکل سازماندادن تحصنى براى اخذ حقوق معوقه کارگران شهردارى، ايجاد تعاونى مصرف و صندوق مالى کارگرى است. خانه کارگر براى افزايش دستمزدها، تامين بعضى امکانات رفاهى و ايمنى در محل کارو بيمه درمانى و اجتماعى و گرفتن حقوق معوقه کارگران تلاشهاى موثرى نمود. همچنين ٨ ساعت کار روزانه را معمول نمود و اول مه ٥٨ را فراخوان داد. خانه کارگر در راهپيمايى مردم سنندج به طرف مريوان و در حمايت از کوچ مردم مريوان شرکت نمود. اين تشکل در جريان جنگ سه ماهه اول وقفه اى در فعاليتهايش ايجاد شد اما بعد فعاليتهاى خود را در سال ٥٨ و ٥٩ از سر گرفت.

شوراى کارخانه شاهو

 کارگران به دنبال قيام و با تشکيل مجمع عمومى شوراى کارخانه را اعلام کردند. کنترل کارخانه را به دست گرفتند و اقدامات متعدد ديگرى را در دستور گذاشتند. شوراى شاهو به نسبت تشکلهاى کارگرى ديگر در برابر فشارهاى رژيم دوام بيشترى داشت وتا سال ٦١ فعاليت داشت. در سال ٦١ تعاونى مصرف کارخانه هم تشکيل شد. در اين سال بر اثر فشار رژيم فعاليت شورا تعطيل شد.

سنديکاى کارگران فصلى و پروژه اى سنندج

 اين تشکل حول خواست اشتغال و يا بيمه بيکارى و مطالبه وام بيکارى شکل گرفت. در اولين مجمع عمومى يازده نفر براى رهبرى آن انتخاب شدند. سنديکا اقداماتى را در دستور کار خود گذاشت از جمله براى عده اى از کارگران بيکار شغل پيدا کرد و بقيه وام بيکارى گرفتند. براى دستيابى به اين خواسته ها تظاهرات بر پا نمودند. به طور مداوم به مشکلات کارگران و اوضاع محلات کارگرى و تلاش براى تامين امکانات زيستى بهتر در اين محلات از جمله لوله کشى، آب وبرق و غيره اقدام و مبارزه ميکرد. سنديکا جزو سازماندهندگان ماه مه ٥٨ بود و ازمصادره ارضى زحمتکشان روستا حمايت ميکرد. به دنبال هجوم رژيم به کردستان فعاليتهاى اين تشکل نيز متوقف شد.

سنديکاى خبازان شهر سقز

 سنديکاى خبازان در بهار سال ٥٨ تشکيل و خيلى سريع ٢٠٠ تن از کارگران خباز عضو آن شدند. سنديکا در مجمع عمومى خود ٥ نفر را به عنوان کميته هدايت کننده برگزيد. براى افزايش دستمزد دست به اعتصاب زد. براى برگزارى ماه مه فراخوان صادر نمود و تا سال ٥٩ فعاليت آن ادامه پيداکرد. بعداز وقفه اى در فعاليتهاى خود را از سر گرفت.

خانه کارگر شهر مهاباد

 کارگران فصلى و بيکار اقدام به ايجاد خانه کارگر نمودند. خواست آنها باز شدن شرکتهاى ساختمانى، اشتغال به کار و يا دريافت وام بيکارى بود. براى تحقق خواسته هاى خود در فرماندارى حدود ٤٠٠ نفر متحصن شدند. پنج نفر را به عنوان نماينده خود انتخاب کردند و هيئتى تدارکات تحصن را عهده دار بودند. براى جواب به خواسته هايشان نماينده خمينى و استاندار آذربايجان غربى به مهاباد آمده و اول کارگران را تهديد کردند، اما فايده اى نداشت و بعد توافق کردند که وام بيکارى پرداخت شود. سپس پرداخت آن قطع شد. اينکار با اعتراض جدى کارگران روبرو شد و در متينگ ٤ هزار نفره اى در سالن تربيت بدنى تجمع و راهپيمايى کردند و فرماندارى و اداره کار مهاباد را اشغال کردند. که بعداز مذاکرات مجدد دوباره پرداخت وام بيکارى از سر گرفته شد.

خانه کارگر پيرانشهر

حول خواست تامين شغل و يا وام بيکارى تشکيل شد. براى تحقق خواسته هاى خود اقدامات مبارزاتى جدى در دستور گذاشتند. از جمله براى دريافت وام بيکارى تظاهراتى را سازمان دادند و شعار ميدادند، “اتحاد اتحاد، نان، کار، آزادى” ودر پى آن تحصنى را هم در اين مورد سازمان دادند که موفق شدند وام بيکارى بگيرند. موفق شدند نماينده اى هم در شوراى شهر داشته باشند. دريافت مخارج زندگى براى خانواده هاى کارگرى بى بضاعت و دريافت اجناس به قيمتى ارزان براى کارگران از اقدامات ديگر آنها بود. يکبار جلو مقر حزب دمکرات تجمع اعتراضى برپا کرده و خواستار توضيح آنها در مورد ضبط کمکهاى فرستاده شده براى کارگران شدند.

اتحاديه کارگرى بوکان

در بهار ٥٨ اين اتحاديه هم اساسا توسط کارگران بيکار تشکيل شد خواست آنها اشتغال و يا پرداخت وام بيکارى بود. براى رسيدن به خواست خود در سالن شهردارى تحصنى به مدت چندين روز برپا شد. هيئتى از جانب رژيم تازه به محل تحصن آمد وادعا کرد که آنها به تحريک کمونيستها تحصن کرده اند و نمى خواستند به خواست کارگران جواب دهند که با اعتراص تند متحصنين روبرو شدند. عاقبت موفق به دريافت وام بيکارى شدند. فعاليتهاى اين تشکل نيز به دنبال يورش رژيم به کردستان پايان يافت.

سنديکاى بيکاران شهر بانه

 کارگران حول خواسته هاى بيمه بيکارى و درمانى و ٨ ساعت کار در روز و پرداخت دستمزد براى روزهاى تعطيل متشکل شدند. در مجمع عمومى خود ٥ نفر را به عنوان شوراى رهبرى سنديکا انتخاب کردند. خيلى زود نزديک حدود ٦٠٠ تا ٧٠٠ نفر به عضويت آن در آمدند. حق واگذارى کار به متقاضيان و تعيين شرايط کار را در سطح شهر و اطراف به دست گرفتند و در اين رابطه اقدامات متعددى نمود. از مبارزات کارگران شاغل در بله کى، شرکت يگان و شهردارى و کارگران ساختمانى حمايت کرد. همين موجب شد تعداد زيادى از کارگران شاغل به عضويت آن در آيند. سنديکا با مبارزات خود و برپايى تحصن و اشغال فرماندارى و مخابرات، هيئتى از جانب دولت را به پاى مذاکره کشاند و موفق شد بيمه بيکارى براى بيکاران را تامين کند. راهپيمايى بزرگى را براى مطالباتى چون ٨ ساعتکار در روز، بيمه درمانى، تعطيلى روز جمعه با دستمزد ترتيب داد. کارگران شاغل راه پل و مراکز ديگر در اين تظاهرات شرکت کردند.

اتحاديه کارگران نقده

 اين تشکل نيز براى وام بيکارى و يا حق اشتغال، کارگران را متشکل نمود. و براى اين خواسته ها مبارزه نمود. بر کار توزيع خواروبار در سطح شهر دخالت ميکرد.

کانون بيکاران شهر سردشت

در بهار ٥٨ تشکيل شد و تلاش آن جوابگويى به نياز بيکاران بود. تعدادى از کارگران شاغل هم عضو آن بودند. براى خواسته هاى خود تظاهراتى را برپا کردند. اين تشکل با تهديد حزب دمکرات روبرو شد و دوتن از اعضاى آن براى مدت کوتاهى توسط اين حزب دستگير شدند.

خانه کارگر اشنويه

کارگران بيکار، ساختمانى و کارگران محله سيدآباد خانه کارگر اشنويه را تشکيل دادند مبارزه اصلى آنها عليه بيکارى بود و براى وام بيکارى و يا اشتغال تلاش کردند. اين تشکل موفق شد به مدت دو ماه براى هزار نفر وام بيکارى متحقق کند.

اتحاديه صنعتگر

شروع بحث حول ايجاد اتحاديه صنعتگر از اسفند ١٣٦٤ شروع ميشود. در مناسبات مختلف و به ويژه در محل کار بحث ايجاد تشکل کارگرى متعلق به خود کارگران به طور جدى مطرح بود. کارگران کارگاههاى کوچک از جمله (مکانيکيها، فلزکارها، نجاران. صافکاران و نقاشان و شوفاژکارها …. ) بر سر ايحاد چنين تشکلى تحت نام “دفتر کارگرى” و يا “اتحاديه” توافق داشتند. در فروردين ٦٥ چهارتن از کارگران به اداره کار مراجعه کرده و خواستار به رسميت شناشى تشکل آنها از جانب اداره کار شدند. رئيس اداره کار “اقلامى” با شرط و شروط و اينکه تشکل مذبور بايد زير نظر اداره کار باشد. کارشکنى مينمود. کارگران وقعى به کارشکنيهاى اداره کار نگذاشته و بسيار هوشيارانه اقدامات اداره کار را خنثى نمودند. کارگران اين بار از طريق اداره بيمه وارد شده و با ارائه ليستى از کارگران بيمه شده، توافق آنها را براى ايجاد دفتر تشکلشان اخذ کردند. به اين ترتيب عملا تشکلى ايجاد شد که به “اتحاديه صنعتگر” شناخته شد و اداره کار در مقابل عمل انجام شده قرار گرفت. در مدت کوتاهى ٢٥٠ کارگر عضو اتحاديه شدند. تدارک مراسم ماه مه ٦٥ و سپس ايجاد هيئتهايى از جمله براى رسيدگى به اختلاف کارگر و کارفرما و يا رسيدگى به وضع کار کودکان ٦-٧ ساله در کارگاهها از اقدامات اوليه اين تشکل بود.

اتحاديه صنعتگر تا سال ٦٧ به فعاليت خود ادامه داد. در اين مدت اقدامات معينى را به نفع کارگران به سرانجام رساند. بيمه کردن کارگران، رسيدن به وضعيت کارگاههاى کوچک، ايجاد شرکت تعاونى و پيگيرى سوادآموزى کارگران از مهمترين اين اقدامات بودند. اتحاديه کميته هاى مختلفى در امور ورزش و بهداشت و سوادآموزى بوجود آورد.

اتحاديه صنعتگر و دفتر آنها در عين حال پاتوقى بود که کارگران و رهبران آنها در آن به دور هم جمع ميشدند. تدارک مراسمهاى ماه مه از سال ٦٥ تا ٦٧ اساسا از اين کانال ميگذشت. اتحاديه صنعتگر با دو مشکل روبرو بود. اول: از توجه کردن به طرح بعضى مطالبات کارگرى که امکان طرح و تحقق آنها موجود بود غافل ماند و همين باعث شد، نتواند قدرت بسيج وسيعترى داشته و نيروى بيشترى را حول اهداف و مطالبات خود بسيج کند. دوما و اساسيتر از همان روز اول با فشار کارفرمايان، اداره کار و رژيم جمهورى اسلامى روبرو بود. نزديک به ٣ سال فعاليت اتحاديه دست وپنجه نرم کردن با اين فشارها هم بود. به دنبال ماه مه ٦٧ و شروع موج دستگيرى، تعدادى از دست اندرکاران و فعالين اتحاديه صنعتگر هم دستگير شدند و اين ضربه نهايى را در جهت پايان دادن به عمر اين تشکل نوپا وارد کرد. از نيمه دوم سال ٦٧ اتحاديه صنعتگر نتوانست به فعاليت خود ادامه دهد.

صندوقهاى مالى کارگرى

 همزمان با دوران فعاليت اتحاديه صنعتگر لازمست به عرصه ديگرى از سازمانيابى کارگران در سنندج اشاره شود. در همين دوران صندوقهاى مالى کارگرى که به شکل نيمه مخفى و نيمه علنى فعاليت ميکردند درميان کارگران و خانواده هاى بعضى از محلات کارگرى به وجود آمد. اين صندوقها امکانى بودند که کارگران به يارى هم شرايط سخت معيشتى شان را تخفيف دهند و در عين حال ابزارى بود که تا حدودى نياز آنها را به متحد و متشکل بودن جواب دهد. تعدادى از اين صندوقهاى کارگرى يکسال بعد از اتحاديه صنعتگر هم فعاليت خود را ادامه دادند. اتفاقا در غياب اتحاديه صنعتگر مراسم ماه مه سال ٦٨ توسط فعالين اين صندوقها سازماندهى شد. با ادامه دستگيرى رژيم در سال ٦٨ تعدادى از فعالين اين صندوقها و از جمله کارگر مبارز جانباخته “جمال چراغ ويسى” دستگير شدند و ادامه کارى آنهاهم قطع شد. صندوقهاى کارگرى نيز خود انعکاسى از سير سازمانيابى کارگران در آن سالها بود.

منبع : شماره ۱ نشریه کارگر کمونیست-  شهريور ١٣۷۸، سپتامبر ۱۹۹۹

مقاله توسط سردبیر ویرایش شده است .

اصل مقاله در نشریه کارگر کمونیست می باشد.


دیدگاه خود را بنویسید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: