توسط سردبیر در
0

تغییر اندازه فونت:

دوستان کارگر ، آنچه که  تقدیم می گردد روند تشکیل و فعالیت ” اتحادیه کارگران صنعتگر ” در  شهر سنندج به سال 1364 تا 1367 در مصاحبه‌ای با ابراهیم وکیلی یکی از فعالین دیرین جنبش کارگری و یکی از اعضای موسس” اتحادیه کارگران صنعتگر”  می باشد . کوتاه این که ، وی در سال 1341 در خانواده ای کارگر ی در سنندج متولد شد.  در سال 57 در جریان قیام مردم ایران علیه رژیم شاه شرکت نمود و از همان سال با  مبارزات سیاسی آشنا ، و در رابطه با مبارزات کارگری در سال 67 دستگیر و زندانی گردید. وی آخرین بار  به اتهام شرکت در اعتصاب ریسندگی پر ریس سنندج در سال 85 بازداشت گردید . با توجه به اینکه ایجاد تشکل کارگری یکی از مباحث جنبش کارگری است ، ضروری دانسته شد که با وی در راستای ایجاد تشکل های کارگری در سال 64 گفتگو ئی را داشته باشم تا با انتقال این تجارب  در راستای منافع طبقاتی کارگران مفید واقع گردد.

بهزاد سهرابی . ابراهیم عزیز، قبل از هر چیز از حضور شما ،در این نشست دوستانه، بی نهایت سپاس گزارم.

 ابرهیم و کیلی . من هم از شما کمال تشکر را دارم.

سهرابی . همانطور که آگاهید، جنبش کارگری با توجه به قدمت مبارزاتی خود تا کنون تجاربی را پیش رو داشته  که متاسفانه به دلائل  متعددی از جمله عدم امکانات رسانه ای، انتقال این تجارب به نحو مطلوبی صورت نگرفته است . اگر اجازه دهید ، می خواهم در مورد چگونگی ایجاد اولین تشکل کارگری که به نیرو ی کارگران در سنندج تشکیل شده بود  و  کاملا در عرصه مناسبات کارگر ی اکتیو و دخالتگر بود ،بحث را شروع کنم . بی شک انتقال تجارب شما در این زمینه مفید واقع می گردد.  سوال من اینست  ؛ از چه تاریخی شما این کار را در دستور کار گذاشتید و  هم چنین روند تشکیل ایجاد این تشکل و  چگو  نگی انتخاب نام آن به عنوان ” اتحادیه کارگران صنعتگر “، و چگونگی فعالیت دوستان برای تشکیل اتحادیه و همچنین ارتباط گیری شما با کارگران و خانواده ها ی کارگری  و حضور شما در محلات کارگری در شهر سنندج چگونه بود ؟ در این موارد لطفا  توضیح  دهید.

ابراهیم وکیلی. در بهار سال 1364 با چند نفر از دوستان کارگر و فعالین کارگری بنا به نیاز ، و بعد از بحث و مجادله های فراوان به این نتیجه رسیدیم که با توجه به وضعیت موجود باید انرژی خود را در ایجاد متشکل کردن خود و دیگر  کارگران در صفی واحد بکار اندازیم . تصمیم گرفته شد ، اما چگونه ؟این سوالی بود که بواسطه عدم تجربه کاری در زمینه ایجاد تشکل های کارگری ، به عنوان نقطه شروع ، جواب آن بر دوستان نمایان نبود. بعد از تحقیق و بر رسی در این زمینه ،به این نتیجه رسیدیم  که حتمآ با یکی از سندیکا های کارگری  در شهر ارتباط بر قرار کنیم و با توجه به تجربه قدم اول را برداریم. دراین راه از طریقی با سندیکا ی کارگران خیاط ارتباط بر قرار کردیم . بعد از ارتباط با دوستان خیاط تصمیم گرفته شد که باتوجه به امکانات ، کار خود را در این رابطه ادامه دهیم و با حضور در میان کارگران مکانیک نیروی لازمه را بدست بیاوریم . بعد از چند ماه  ارتباط گرفتن با چندین نفر از کارگران مکانیک تجمعی را با حضور کارگران مکانیک اعلام کردیم و در یکی از کوچه های خیابان سیروس در شهر سنندج جمع شدیم. با استفاده از میز و نیمکت های یکی از مدارس سعی کردیم تا حدی ، راحتی  شرکت کنتدگان را فراهم  آورده و هم ، رسمیتی نسبی به تجمع داده باشیم. در این جلسه تعداد 40 الی 60 نفر شرکت کرده بودند. چند نفر از کارفرمایان بدلیل بی اطلاعی از ماهیت این جلسه در آنجا حضور داشته  بودند  که بعد از اینکه از ماهیت و کارکرد جلسه مطلع شدند با تهدید و توهین جلسه را ترک کردند.

بحث در باره موقعیت طبقه کارگر و نقش تعیین کننده این طبقه و همچنین ضرورت ایجاد تشکل کارگری به نیروی کارگران صورت گرفت. بعد از آن چند نفر از کارگران تعیین شدند که به اداره کار ، مرا جعه تا بتوانندبا گرفتن مجوز رسمی در قالب  تشکل کارگری  “سندیکا کارگران مکانیک” موانع موجود را برای فعالیت رسمی این تشکل بر دارند. اما همانطوز که انتظار می رفت بعد از چندین بار مراجعه به اداره کار و بحث و جدل های جدی در این رابطه ، اداره کار تحت هیچ عنوانی زیر بار  به رسمیت شناختن  “سندیکا ی کارگران مکانیک” نرفت و اظهار داشت تنها در قالب شورای اسلامی حاضر به همکاری است.ما اعلام نمودیم ،که علیرغم نظر اداره کار اعلام موجودیت کرده ، و  با تعیین محل دفتر ، فعالیت  رسمی خود را شروع خواهیم کرد ، که بلافاصله با مخالفت اداره کار مواجه شدیم و با تهدید و بیان   این که ما مسئله را به مراجع امنیتی اطلاع خواهیم داد ، می خواستند با ایجاد ارعاب ما را از تصمیم گرفته شده منصرف نمایند.

دوستان فعال ما با حمایت سندیکای کارگران خیاط همچنان در میان کارگران به فعالیت خود ادامه دادند. در این مرحله از کار ، ما با مشکل دیگری بر خورد کردیم؛ کارگرانی با مشاغلی جدا از شغل مکانیکی خواستار شرکت  حضور در این تشکل را داشتند از قبیل ، کارگران ریخته گر ، تراشکار، نقاش ،و.. در حالی که ما خواستار تشکیل  سندیکای کارگران مکانیک بودیم . در این ارتباط تصمیم گرفتیم که اسم تشکل را از سندیکای کارگران مکانیک به کارگران ” فلز کار ” تغییر بدهیم . دوستان هر روز با دیدی وسیعتر نسبت به قبل و با شهامتی بی همتا به فعالیت می پرداختند.  .

مشکل دیگری که  پیش رو وجود داشت، جلب اعتماد کارگرانی  بود که باید باور می داشتند که این یک تشکل مستقل و جدای از احزاب  می باشد که کار خود را ادامه میدهد. که این با جو سیاسی موجود  به دلیل اوضاع وقت منطقه ( کردستان) بسیار مشکل بود. دوستان روز ها و شبها ، بی وقفه در محله های کارگری مشغول به فعالیت شدندکه این امر باعث شده بود تا رابطه بسیار عمیقی بین دوستان بوحود آید تا جائی که  رابطه ها به صورت روابط خانوادگی  تبدیل شد ، و همین  فعالیت در محلات کارگری باعث شد که دوستان کارگر دیگری ازمشاغلی غیر از اصناف ذکر شده ، حتی کارگران ساختمانی جذب این تشکل شوند، تا جائی که دوستان مجبور شدند تا درحوز ه کار” سندیکای کارگران فلز کار”  تحدید نظر کنند و با مضمونی کلی  بخش وسیعی از کارگران شهر را  مخاطب قرار دهند؛که بعد ازبحث ها ی فراوان و شور و شوق با دوستان کارگر ، به این نتیجه رسیدیم که تشکل مذبور در قالب یک  اتحادیه که تمامی کارگران را در بر  گیرد تشکیل دهیم . از طرفی اداره کار حتی از پذیرفتن ما به عنوان یک سندیکا سر باز میزد تا چه رسد به یک اتحادیه به نام “اتحادیه کارگران صنعتگر” . تصمیم گرفتیم که در برابر تهدیدات اداره کار و دیگر مراکز با توجه به نیروی کارگران ، عقب نشینی نکنیم و با دائر کردن دفتر اتحادیه  موجودیت خود را راسما اعلام نمائیم.

 اولین دفتر اتحادیه در یکی از کوچه ها ی خیابان سیروس بود. بعدا در یکی از مراکز پر تردد شهر سنندج در مکانی به اسم پاساژ عزتی در طبقه اول محلی را برای دفتر اتحادیه اجاره گرفتیم و با کمک دوستان به تهیه میز و صندلی ، فایل و نیمکت و… پرداختیم. در اواخر تابستان و با نصب تابلوی “اتحادیه کارگران صنعتگر “و تهیه مهر و آرم اتحادیه ( طرح آرم اتحادیه شامل یک چرخ دنده بود که در وسط آن دستی به صورت اتحاد  طراحی ودر دور  چرخ دنده نام اتحادیه نوشته شده بود ) که  طراحی آن رایکی از دوستان فعال انجام داده بود آماده و بدین وسیله رسما کار “اتحادیه کارگران صنعتگر” شروع شد.

دفتر اتحادیه از ساعت 4 بعداز ظهر ، مکان جمع شدن دوستان کارگر بود. از تمامی صنوف به اتحادیه مراجعه می شد و هر روز دوستان تازه  و پر انرژی ای به جمع ما اضافه می شدند تا جائی که اکثر بعد از ظهر ها دفتر اتحادیه  که حدودا 30 متر مربع وسعت داشت جوابگوی حضور دوستان نبود.   چند نفر از کارگران از طرف اتحادیه به اداره کار فشار آورده بودند تا این اداره ،  اتحادیه را به رسمیت بشناسد. اداره کار به خاطر حضور کارگران و وسعت کار اتحادیه ناچار شد بپذیرد ، تا لیست بیمه کارگرانی که در کارگاه ها مشغول به کاربودند را بعد از تائید “اتحادیه کارگران صنعتگر” و ممهور به مهر این اتحادیه، تحویل سازمان تامین اجتماعی شود ، که در غیراینصورت ، لیست بیمه از نظراداره کار فاقد اعتبار بود. چرا که  ما آمار کارگران  در کارگاه ها ی مختلف را داشتیم و کارفرمایان از بیمه کردن کارگران سر باز میزدند .ما به عنوان اتحادیه در این رابطه با اداره کاردرگیر شده بودیم که اداره کار رسما تائید اسامی کارگران شاغل د رمراکز کا رگری را بعهده ما گذاشت تا ما بتوانیم به این طریق  بر لیست بیمه نظارت داشته باشیم.

این  یک دست آورد بسیار مهمی برای اتحادیه بود  . به چند دلیل ، اول اینکه اداره کار با این اقدام هر چند غیر رسمی مجبور شده بودکه ما را به رسمیت بشناسد و دوم اینکه با اهرمی که به دست آورده بودیم توان ارتباط گیری و فضای مناسبی را در محیط کار کارگران برای ما بیشتر از گذشته شده بود و همچنین با این توانمندی در راستای بیمه کردن کارگران شاغل تلاش میکردیم .

زمستان  سال 1365 باتوجه به وضعیت کار فصلی کارگران و اوقات فراغت بیشتری که داشتند همیشه دفتر اتحادیه از حضور دوستان  کارگر سود می برد. اکثر اوقات این حضور  با بحث در مورد مسائل و مشکلات کارگری و روند رو به رشد این مبارزات  و گفتگو در مورد روند کاراتحادیه تبادل نظر می شد.

سهرابی.تا آنجا که حضور ذهن دارم یکی از کار های با اهمیت و پر حوصله دوستان کارگر متشکل در اتحادیه کارگران صنعتگر ، حضور در محلات کارگری و ایجاد روابط خانوادگی و دادن آموزش های  لازم از جمله گذاشتن کلاس های سواد آموزی در این محلات بود ، اگر می شود در این رابطه توضیحات لازم را باز گو نمائید.

وکیلی. در ارتباط با هر چه عمیق تر کردن روابط کارگران پیشرو با  دیگر کارگران ، اقدام جالبی در دستور کار قرار گرفته شد. تعداد زیادی از دوستان در رابطه با تعمیرات مسکن و… بصورت دوستانه به کمک کارگران می رفتند و در تعمیر  مسکن آنان  همکار ی می کردند . تعداد ی دیگر در رابطه با معضل بی سوادی دست به کار شدند و به این صورت شبانه با دائر کردن کلاسهای خانوادگی به امر آموزش سواد می پرداختند. در این کلاس ها  خانواده های کارگری ( همسران و دیگر افراد بی سواد ) حضور داشتند .دلیل شبانه بودن آن این بود که هم فضای دوستانه تری بر ارتباط حاکم می شد و هم به خاطر این بود که کارگران در روز مشغول کارکردن بودند و وقت لازم برا ی این کار   وجود نداشت. این امر باعث پیوند عمیق و همچنین با سواد شدن تعدادی قابل توجه از دوستان بی سواد شده بود.

 سهرابی. به یاد دارم در سال 1365 توسط اتحادیه  کارگران صنعتگر و دیگر دوستان کارگر مراسم روز جهانی کارگر ( اول ماه مه ) در سالن کارخانه پوشاک سنندج بر گزار شد. اگر می شود در این مورد و چگونگی بر گزاری این مراسم توضیح دهید.

وکیلی. برگزاری اول ماه مه ( روز حهانی کارگر ) سال 1365 کار خانه پوشاک سنندج با تلاش و پیگیری چندین نفر از دوستان در اتحادیه کارگران صنعتگر و سندیکا ی خیاطان سنندج و چندین نفر از فعالین کارخانه پوشاک سنندج بر گزار شد.  قبل از  بر گزاری مراسم چندین نفر از کارگران پوشاک ، خیاط ، فلز کار  به نمایندگی از کارگران  به اداره کار  مراجعه  کردند . بعد از رفت و آمد های مکرر موفق به اخذ مجوز و برگزاری این مراسم در فضای سربسته شدند. که در نهایت سالن تجمع کارخانه پوشاک سنندج برای  برگزاری مراسم  تعیین گردید.

مراسم راس ساعت 4 بعد ازظهر با حضور قابل تو جه ای از کارگران آغاز شد .  فضای سالن با نوای آهنگ های شاد   و همچنین پلا کادر های نصب شده در گرامی داشت روز 11 اردیبهشت  جلوه  خاصی به خود گرفته بود. مراسم با گرامی داشت  یاد جانباختگان آغازشد. در ادامه چند نفر از کارگران به سخنرانی و بحث در باره مسائل کارگری پرداختند که با تشویق کارگران رو برو شد. در میان بر نامه بخشی به نام تریبون آزاد گنجانده شده بود که با حضور یکی از کارگران و صحبت های بسیار قابل فهم و اساسی در ارتباط با جنگ ایران و عراق و مسائل و مشکلاتی که به واسطه همین جنگ گریبان گیر کارگران  شده بود ارائه شد. وی در ادامه به این نکته اشاره نمود که این جنگ به صورت منبع در آمدی برای عده ای قلیل تبدیل شده که به یمن این جنگ ثروت بیشماری را به دست آورده اند ، اما در عوض کشتار ، فقر وفلاکت ما کارگران را بیشتر و روز به روز جیب ما کارگران  خالی می شود.  که این گفته ها با تشویق  غیر قابل توصیفی رو برو شد، به حدی که  تا دقایقی کنترل بر نامه غیر ممکن بود . این مراسم  که به مدت 2 ساعت ادامه داشت  با  پذیرائی  از  مهمانان  خاتمه یافت.

سهرابی.  بله ، یاد آوری این گونه خاطرات جدای از تجارب خاص خود  یک نوع احساسی را زنده و فضای آن دوران دوباره تداعی می شود . می خواهم در باره بر گزار ی مراسم  اول ماه مه سال 1366 هر چه را که لازم میدانی  و آنچه را که به یاد داری  برای خوانندگان بیان کنید .

ابراهیم وکیلی .یکی از مباحث ما چگونگی بر گزاری روز جهانی کارگر ( اول مه)  سال 1366 بود. به همین  منظور یک ماه قبل از برگزاری  اول ماه مه  ،کمیته ای  برای بر گزاری این روز تشکیل شد.

تیم های مختلفی سازماندهی شده بود . کارگران بر اساس وظائف تعیین شده در محل کار و زندگی در رابطه با روز جهانی کارگر  و اهمیت بر گزار ی این روز و سد و موانع پیش رو  ، کار تبلیغ  و ترویج را در دستور کار گذاشتند و به این ترتیب کار های اولیه شروع شد.

جمعی  دیگر از کارگران در ارتباط با تهیه وسا ئل مورد نیاز ، از قبیل میز ، صندلی ، شیرینی  امکانات صوتی و تصویری و… وظائفی را بر عهده گرفته بودند.

تعدادی  دیگر از کارگران در زمینه کار ها ی هنری از قیبل اجرای  نمایشنامه  ،  دست به کار شده و با یکی از دوستان ( یادش گرامی  باد) که در زمینه کار تئاتر  فعالیت می کرد  کار خود را شروع کردند. تمرین کار  تئاتر در دفتر اتحادیه صورت می گرفت . مضمون  این نمایش مشکلات کارگری در محیط کار بود که توسط یکی از کارگران نوشته و آماده شده بود. حجم کار و فشردگی کار به حدی زیاد بود که نیاز بود دفتر اتحادیه صبح ها هم باز باشد . به این منظور یکی از کارگران بیکار به عنوان منشی با حقوقی در حد توان اتحادیه  که از حق عضویت کارگران فراهم می آمد ، موظف شد  که صبح ها  در دفتر اتحادیه حضور داشته  تا کار هائی از قبیل تائید لیست بیمه ( که قبلا توضیح آن داده شد) صدور کارت عضویت ، ثیت نام اعضای جدید  و… را بعمل آورد.

اعضای رسمی اتحادیه روز به روز بیشتر می شد . دلیل آن حضور دوستان در ارتباط با تبلیغ و کار مستقیم در رابطه با برگزاری اول ماه مه بود. در فروردین سال 1366 چند نفر از کارگران  جهت در یافت مجوز بر گزاری مراسم اول ماه مه و مکانی مناسب برا ی این رو ز به اداره کار سنندج  مراجعه کردند، اما همانطور که انتظار می رفت با جواب منفی و تهدید اداره کار مواجه شده بودند. بر این اساس ما مصمم بودیم که این روز را بر گزار کنیم.

در این ارتباط بعد از بحث و مجادله های فراوان  تصمیم گرفته شد که روز جهانی کارگر ، اول ماه  مه ، در همان مکان دفتر اتحادیه یعنی در پاساژ عزتی وافع در چهار راه شهدا ( فرح سابق) بر گزار شود.دوهفته قبل از اول  ماه مه ، پر کارترین و پر مشغله ترین اوقات اتحادیه بود ، به نحوی که بعد از تعطیلی دفتر اتحادیه ، از ساعت 10 شب در منزل دوستان کارگر تا پاسی از شب جلسات کمیته بر گزار کننده اول ماه مه در جریان بود.

 بر نامه ریزی صورت گرفت و بر نامه ها مشخص ، و تعیین شد.  که ؛ تاریخچه اول مه ، مسائل و مشکلات کارگری در ایران ، اجرای نمایشنامه ،  موقعیت اتحادیه کارگران صنعتگر را شامل می شد.

روز اول ماه مه ( 11 اردیبهشت سال 1366 ) از صبح  در محل دفتر اتحادیه در پاساز عزتی  ،جوش و خروش دوستان کارگر فضائی غیر از روز های دیگر را بوجود آورده بود . کارگران در چیدن میز وصندلی و تزئین سالن دست به کار شدند. پلا کادر هائی در رابطه با این روز نصب و شعار” کارگران جهان متحد شوید “ فصای سالن را عوض کرده بود .

مراسم از ساعت 3 بعدازظهر با حضور کارگران و خانواده های آنان یا یک دقیقه سکوت به یاد تمام جان باختگان  و فعالین کارگری آغاز و سخنرانی در باره تاریخچه این روز ارائه شد. بعد از آن گروه نمایش کار خود را ارائه داد. این نمایش که توسط کارگران عضو اتحادیه آماده شده بود ، به مشکلات کارگران در محیط کار پرداخته، که با استقبال حاضرین رو بروشد. بعد از آن در رابطه با مشکلات و مطالبات کارگری  مباحثی ارائه شد.  بعد از اجرای این بر نامه ها توسط گروه پذیرائی ، از مهمانان با شیرینی پذیرائی به عمل آمد. آخرین سخنران که من بودم در مورد نقش و جایگاه اتحادیه صنعتگران و ضرورت تشکل   کارگری و معضلات  موجود مطالبی را بیان کردم.

 سهرابی.  واقعا مراسم باشکوه و در نوع خود با توجه به شرایط دهه ی 60 ، بی سابقه و کم نظیر بود . ما شاهد حضور صد ها نفر از کارگران و خانواده ها ی کارگری در این مراسم بودیم. مباحثی که آن روز ارائه شد ،با استقبال بی نظیری رو به رو گردید و جدای از آن،اراده دوستان بر این مسئله بود که  با توجه به ممانعت اداره کار و تهدید های پلیسی این روز گرامی داشته شد . ابراهیم  عزیز ، بعد از سخنرانی شما  که آخرین سخنران بودید به یاد دارم که یک دفعه سالن به خاطر دادن شعار هائی خاص به هم ریخت ، اگر ممکن است در این رابطه  توضیح دهید.

وکیلی . بله ؛ بعد از سخنرانی من مراسم ، با شکوه  خاصی داشت پیش می رفت. که با تحریک یکی از شرکت کنندگان و دادن شعار های بسیار تند، فضای موجود مراسم اول ماه مه ، از روال عادی خود خارج و تبدیل به یک حرکت اعتراضی شد. دوستان انتظامات که با بستن بازو بند بر روی بازوی خود مشخص شده بودندو وظیفه ایجاد نظم را در مراسم به عهده داشتند، با تمامی توان خود نتوانستند که فضای موجود را به روال عادی بر گردانند . شرکت کنندگان  با شعار های ضد دولتی مکان مراسم را به سمت خیابان چهار راه شهدا ترک کردندو اوضاع کاملا از کنترل ما خارج شد.حدود یک ربع ساعت این تجمع در چها ر راه شهدا و نزدیک پاساژ عزتی ادامه داشت و بعد از آن شرکت کنندگان متفرق شدند.

سهرابی. لطفا در مورد بازتاب مراسم روز جهانی کارگردر شهر سنندج ، و همچنین مسائلی که  در حین بر گزار ی مراسم  ، بعد از سر دادن شعار هائی که  در آن روز  داده شد ، و باعث حرکت اعتراضی در  چهار راه شهدا گردید و عواقبی که این حرکت در رابطه با اتحادیه  بوجود آورد  توضیح دهید.

وکیلی . مراسم اول ماه مه سال 66 کاملا فضای شهر را دگرگون ساخت و به بحث مردم بویژه کارگران شهر تبدیل شده بود. از سوئی دیگر  پلیس ، با به دست گرفتن بهانه حرکات ضد امنیتی ،در مکان پاساژ در حین بر گزاری مراسم ، این اعتراض را دست آویز خودکردند .متاسفانه عمل نا سنجیده و عدم درک شرایط زمانی و مکانی ،باعث تعطیلی دفتر  “اتحادیه کارگران صنعتگر ” شد. جدای از این با تحت تعقیب قرار دادن اعضای کمیته بر گزاری اول ماه مه ، فضای علنی کاری را برای فعالین کارگری کاملا از بین برد.در این رابطه ارتباطات  علنی دوستان کارگر به ارتباط مخفی تبدیل شده و جلسات و تجمع فعالین کارگری از دفتر اتحادیه به محل سکونت و منازل کارگران کشانده شد. مدت فعالیت و عمر اتحادیه در شرایط مخفی به مدت یک سال دیگر به صورت کجدار و مریز ، تا اول ماه مه سال 1367 ادامه یافت. بعد از پایان مراسم اول مه 67 که در دبیرستان رازی واقع در خیابان وکیل بر گزار شد فعالیت اتحادیه کاملا سرکوب و از بین رفت و همانطور که خود اطلاع دارید بعد از بر گزاری مراسم سال 67 ما و اکثر دوستان  دیگر دستگیر و زندانی شدیم.

سهرابی.  جدای از موانع و ارعاب های  پلیسی ، مشکلاتی که هم اکنون هم پیش روی جنبش کارگری و تشکل ها ی کارگری  است را چگونه ارزیابی می کنید؟

وکیلی . اگر تشکلی چون اتحادیه کارگران صنعتگر در آن مقطع  ، با توجه به موارد ذکر شده   به منافع طبقاتی  خود بیشتر آگاه می بود ، این تشکل می توانست ،بعد از 23 سال امروز  ، منسجم و بسیار قدر تمند به عنوان یک وزنه طبقاتی در مناسبات اجتماعی در دفاع از خواستهای طبقاتی کارگران  ،در دفاع از منافع خود ، توان مفابله را داشت و  امروز به جای برگزاری ده ها نفری در اول ماه مه  ، نه تنها با توانمندی حضور می داشت ، بلکه جنبش کارگری می توانست با قدرت و پشتیبانی نیرو ی متحد خود امروز قدرتمند تر از گذشته ، در مقابل سر مایه  ایستادگی کند. امروز جنبش کارگری قدم هائی را برداشته است. باید از تجارب گذشته در راستای دفاع از مبارزه طبقاتی استفاده کرد. کارگران وتشکل های کارگری باید بر اساس نیاز و منافع طبقه کارگر به ادامه کاری خود بیاندیشند و در هر شرایطی باید منافع جنبش کارگری در اولویت قرار گیرد.کارگران و فعا لین و پیشروان کارگر ی باید با هوشیاری از نفوذ تشکل ها و جریانات کارگر نما (خانه کارگر و…)  و اشخاص و جریاناتی که بر روی گرده کارگر سوار می شوند و می خواهند در راستای منافع و افکار حقیر و تنگ و تاریک خود به دنبال چیزی جدا از منافع طبقاتی ، از طبقه کارگر استفاده ابزاری بکنند، و در کل، با نفوذ  تمامی   نهاد های  ضد کارگری در حنبش کارگری، باید با تمام توان  و هوشیاری جلو گیری بعمل آورده شود  ،اگر بلا فاصله با  مشاهده این خطر دست بکار نشویم   و از نفوذ تمامی جریانات غیر کارگری جلوگیری نکنیم ، فاجعه پشت فاجعه تکرار خواهد شد. بی شک کارگران باید در ایجاد تشکل های  طبقاتی گام بر داشته و نهایتا  کارگران  خود در پروسه مبارزه ای  آگاهانه و بنا به ضرورت و با توجه به شرایط لازم ، باید حزب خاص خود را ایجاد نمایند تا  سازمان یافته شده در برابر سرمایه ایستادگی کنند.

سهرابی .  شما کاملا به نکاتی  اشاره کردید که امروز جنبش کارگری به انحاء مختلف با آن دست به گریبان است . به راستی باید کارگران و پیشروان کارگری با بررسی دقیق  شرایط و معضلات جنبش کارگری ، اول اینکه ؛ باید با نفوذ تمامی اعوان و انصار سرمایه دار ی از هر رنگ و لباسی مبارزه کنند . بی شک پیش شرط مبارزه کارگران ، اتحاد طبقاتی در راستای منافع طبقه ، به مثابه طبقه جهانی می باشد. باید بنای تشکل  ها ای را پایه ریزی کرد که خود کارگران ازپائین ترین سطوح آن  در تمامی عرصه های گوناگون آن تشکل حضور داشته و نقش آفرین  و دخالتگر باشند.  اگر ماکارگران  به افق و دورنمای منافع  طبقاتی خود آگاه نباشیم، بر اساس فاکتور های متعدد ، به سر منزل مقصود  نخواهیم رسید.  و  دیگر آنکه ؛ من هم با شما ، هم  عقیده هستم که کارگران باید در زمان و شرایط خاص  ، ایجاد حزب کارگری را  با نیرو خود کارگران و با توانمندی طبقاتی  در دستور کار خود  بگذارد . آنچه مسلم است منافع جنبش کارگری  در هر زمانی دراولویت خاص خود قرار دارد .در آخر این گفتگوی صمیمانه ازحضور  شما تشکر می کنم و امید است  که تجارب شما و دیگر پیشروان کارگری برای ادامه  مبارزه طبقاتی مثمر ثمر واقع شود . به امید آگاهی روز افزون جنبش کارگری و حضور میلیونی کارگران در مبارزه با تمامی مناسبات استثمارگرانه سرمایه داری.

وکیلی . من هم از شما  تشکر میکنم. امید وارم که شاهد رشد و آگاهی طبقاتی جنبش کارگری باشیم.

منبع : سایت کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل های کارگری .

متن ویرایش شده است.

اصل مطلب تحت نام  اتحادیه کارگران صنعتگر ،آغازی پر شور، پایانی …؟ در سایت کمیته هماهنگی قاب دسترسی می باشد.


دیدگاه خود را بنویسید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: