توسط سردبیر در
0

تغییر اندازه فونت:

داوود رضوی

سالها بود که رانندگان شرکت واحد اتوبوسرانی از ابتدایی ترین حقوق و مزایا خود محروم بودند و کمترین مزد را در مقابل بیشترین کار دریافت می کردند. به صراحت میتوان گفت هیچ مزایایی جز حداقل حقوق دریافتی نداشتنند و حتی دریافتی پول ناهار ماهانه شان برابر با قیمت یک عدد ساندویچ بود .

هیچ امید و روزنه ای جهت مسکن وجود نداشت و میتوان گفت نود درصد کارگران بخصوص رانندگان مستاجر بودند. آن هم در حاشیه و شهرهای اطراف تهران . با توجه به اینکه رانندگان در الودگی  شدیدهوا کار می کنند اما از مزایای شیر روزانه محروم بودند  و یا حتی لباس کار نداشتند و با لباس شخصی خودشان باید کار می کردند.

به اجبار باید هم رانندگی می کردند و هم کار کمک راننده را انجام میدادند و در اصل دو نوع کار انجام میدادند و یک حقوق دریافت می کردند. در صورت ضرورت هیچ وام وکمکی از طرف کارفرما برایشان در نظر گرفته نشده بود . با اتوبوسهای از رده خارج باید کار می کردند که بارها شاهد بودیم بعلت پایان عمر مفید اتوبوسها رانندگان هزینه های سنگینی را پرداخت کردند که چندین مورد هم منجر به مرگ رانندگان شد .

 اداره حقوقی فعالی وجود نداشت و رانندگان از مزایای واقعی مددکاری و امکانات پزشکی محروم بودند .در واقع تمام این کاستی ها و بی توجهی به مشکلات کارگران زمانی بود که شوراهای اسلامی کار که تحت پوشش خانه کارگرو بازوی کار فرما بودند، نفش نماینده کارگر را در شرکت واحد بازی می کردندکه البته هنوز هم همینطور است  و روزانه بابت این نمایندگی دوزاده ساعت حقوق میگیرند و اکثرا هم با حقوق و مزایا بالا بازنشته میشوند و کارفرما بخاطر خوش خدمتی بعد از بازنشتگی هم از آنها استفاده میکند.

در واقع اعتصاب دوم از نظر برخی زود هنگام بود ولی از نظر ما بسیار ضروری و کار ساز بود، لذا در خواست اکثریت رانندگان  بود و اهمیت موضوع در واقع حمایت رانندگان از نمایندگان سندیکایی بود  که در آن زمان  در زندان بودند از جمله رییس هیت مدیره منصور اسانلو و چند تن از اعضا.

تا قبل از اعتصاب نه تنها هیچ کدام از در خواستهای به حق رانندگان تحقق نیافته بود بلکه  مذاکراتی که با قالیباف شهردار تهران و مدیر عامل وقت شرکت واحد  که توسط اعضای هیئت مدیره سندیکا جهت بهبود شرایط کار و اوضاع معیشتی رانندگان صورت گرفته بود، هیچکدام تحقق نیافته وحتی از ادامه روند مذاکرات هم جلوگیری می کردند.

در اصل همه چیز را منکر شده و نمایندگان واقعی رانندگان در سندیکا را که برای اولین بار بعد از بیست سال با رای کارگران انتخاب شده بودند را به رسمیت نمی شناختند. البته حق هم داشتنند چون سالها آنها برای کارگران نماینده انتخاب می کردند .

به همین دلیل نمایندگان سندیکای شرکت واحد را نتوانستنند تحمل کنند و بعد از تقریبا هیجده ماه تلاش شبانه روزی اعضای هیئت مدیره سندیکا و اعضای سندیکا میخواستنند به کارگران بگویند که ما شخصا مشکلات شما را حل خواهیم کرد و در واقع اقای قالیباف بارها این مطلب را تکرار کردند و مدیر عامل وقت شرکت واحد هم به تبعیت از شهردار همان حرفها را تکرار کردند .

اعضای هیئت مدیره سندیکا هم تمام این وقایع را به مجمع هفتگی که در محل سندیکا برگزار میشد گزارش کردند و در نتیجه مجمع هم برای آزادی رییس هیئت مدیره زندانی و بی توجهی به خواستهای خودشان در خواست اعتصاب دوم را کردند که در جلسه هیئت مدیره مطرح گردید . اکثریت بالای هیئت مدیره رای به اعتصاب داد . با اعلام اعتصاب ، از طرف شهردار و مدیر عامل ملاقاتی را جهت مذاکره با ما ترتیب دادند ولی هدفشان فقط متوقف کردن اعتصاب بود ، بدون اینکه حاضر باشند کوچتکرین امتیازی بدهند و بیشتر تطمیع و تهدید بود که تیم مذاکره کننده به هیچ عنوان تسلیم تهدیدها و تطمیع ها نشد و بلافاصله بعد از مذاکرات اعضای هیئت مدیره توسط وزرات اطلاعات احضار و بازداشت شدند.

از آنجایی که  اطلاعیه اعتصاب سندیکا در بین رانندگان در سطح وسیعی توزیع شده بود ، رانندگان با توجه به اینکه اکثر نمایندگانشان در زندان بودند با قاطعیت اعتصاب دوم را در روز هشتم بهمن سال 1384انجام دادند که با برخورد شدید مامورین امنیتی و انتظامی روبرو شد و منجر به دستیگری صدها نفر از رانندگان شد و حدود سیصد نفر از کار اخراج شدند.

با این همه این فشارها باعث نشد که رانندگان از خواسته هایشان عقب نشینی کنند و تمام آن ها در بازجویی هایشان خواستار مطالباتشان بودند و همین در خواستها باعث شد که مسئولین توجه جدی ای به مطالبات رانندگان شرکت واحد کنند و جلسات مکرری در استانداری و شهرداری و شورای تامین استان گذاشته شد که این خود از اهمیت اعتصاب دوم بود.

 هر چند که رییس هیئت مدیره آزاد نشد و نایب رییس سندیکا آقای مددی و تعداد دیگر از اعضای هیئت مدیره هم به زندان محکوم شدند ولی بخش قابل توجه ای از مطالبات رانندگان که در سی سال گذشته هیچ توجه ای به آنها نشده بود ، برآورده شد.

اهمیت دیگر اعتصاب دوم ، جهانی شدن سندیکای شرکت واحد بود که به عضویت ITFدر آمده و از حمایتهای جهانی کارگران برخوردار گردید .امروز تقریبا تمامی اعضای سندیکا از طریق احکام قانونی و حمایتهای جهانی توانسته اند به کار خود بازگردند .تنها چند نفر کماکان اخراجی هستند که بزودی شاهد شاغل شدن آن ها نیز خواهیم بود.

 در حال حاضر ابراهیم مددی نایب رییس هیئت مدیره و رضا شهابی عضو هیئت مدیره هنوز در زندان هستنند و منصور اسانلو هم با ضمانت آزاد میباشد. اعضای سندیکا همچنان دست از تلاش برای احقاق حقوق رانندگان نکشیده اند. با توجه به اینکه جامعه در شرایط امنیتی و پلیسی بسر میبرد و قدرت هر گونه فعالیتی از تشکل های مستقل سلب شده ولی اعضای هیئت مدیره و اعضای سندیکا همچنان پی گیر مطالبات رانندگان هستنند که مطالبات قابل توجه ای هم در این مدت کوتاه که بکار بازگشته اند بدست آورده اند. هر چند هنوز راه زیادی تا شرایط مطلوب باقی مانده است که با تحقق ازادی تشکلهای مستقل کارگری و سندیکا ها قابل دسترسی خواهد بود .

توضیح  : داوود رضوی عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه است .

————————————————————————————————————————-

پی نوشت  : بنیاد پاک امیدوار است که جزییات بیشتری درباره این اعتصاب توسط داوود رضوی یا دیگر کارگران شرکت واحد نوشته شود و مورد تحلیل قرار گیرد.

متن توسط سردبیر ویرایش شده است .

اصل متن در سایت سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه  موجود است.


دیدگاه خود را بنویسید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: