توسط سردبیر در
0

تغییر اندازه فونت:

مهرنوش شفیعی

شغل پرستاری در سوئد همانند تمام نقاط جهان شغلی عمدتا زنانه است . این مسئله بدین معناست که اولا دستمزدها پایین است، ثانیا زنان بخاطر اشتغال همزمان به کار خانگی ومسولیت کودکان وساختار پدر سالار جامعه از پیشرفت در عرصه کار بدرجات زیادی محرومند. اگر مسئله نئولیبرالیسم را به حرص همیشگی سرمایه برای سود بیشتر اضافه کنیم ، وضعیت پرستاران وبطور کلی کارگران خدمات درمانی مشخص تر میشود . حمله به رفاه نسبی موجود که در اثر مبارزات طولانی کارگران کشورهای اصطلاحا پیشرفته سرمایه داری معمول شده بود علاوه بر کل طبقه کارگر بیشتر از میان زنان قربانی می گیرد.

در سال 2008 بدنبال وخیم تر شدن اوضاع کارگران در کل اروپا از جمله سوئد اعتراضات پراکنده در بین کارکنان خدمات درمانی هم اوج گرفت . مبارزه پرستاران در سوئد نیز بر این بستر شکل گرفت . حرکت چشمگیری که از میان اعتراضات سر بر آورد بنام« شورش دستمزد ها» معروف شد .

این حرکت خارج از اتحادیه اگر چه سازماندهی لازم را نداشت اما خواسته های کارگران را منعکس میکرد و بسرعت رشد کرد . خواسته های این حرکت افزایش مبلغ ثابت 5000 کرون به دستمزد ها و افزایش حداقل دستمزد تا مرز 23000 کرون بود . حربه آنها در مقابله با سرمایه تهدید به استعفای دسته جمعی بود.

 دراین فاصله و بموازات این حرکت ، اتحادیه خدمات درمانی با کارفرما وارد مذاکره شده و با قبول ضمنی شرایط کارفرما به کنگره اتحادیه اش آمد . علیرغم اینکه شرکت کنندگان در کنگره اتحادیه همه نمایندگان اتحادیه در محل کار بودند ، اما به خاطر موج وسیع اعتراضات در بین کارگران، کنگره به درخواست رهبران اتحادیه رای منفی داد . بدنبال این فشار از پایین اتحادیه ناچار بود روش دیگری را برگزیند واعتصاب کارگران خدمات درمانی اعلام شد. بدرستی گفته میشود که شورش پرستاران خارج از اتحادیه باعث شد که سندیکا به پای اعتصاب برود .

در این رابطه به چند نکته مهم باید توجه نمود. اول آنکه اعتصاب اگر چه حربه ای کلاسیک در مبارزه طبقه کارگر است و همچنان در مبارزات کارگری دارای نقشی اساسی است ، اما عملکرد یک اعتصاب را باید در شرایط مشخص ارزیابی کرد . دیگر آنکه وسائل انتخاب شده باید بتوانند کارفرما را در معرض خسارتی تهدید کننده قرار دهند تا او را وادار به قبول شرایط کارگران بکنند .

اعتصاب پرستاران سوئد این دو مشخصه توامان را نداشت . لذا حربه ای موثر نبود . علت این عدم تاثیر اولا رهبری آن بود که توسط کسانی پیش می رفت که بنا را بر سازش گذاشته بودند و تعداد کسانی که در نهایت به اعتصاب در آمدند تنها 5000 نفر از کل 90000 نفری اعضا اتحادیه بودند. دوم آن که  دستمزد اعتصابیون از صندوق اتحادیه باید پرداخت شود و لاجرم هزینه ای بر کارفرما تحمیل نمی کند و میزان پایداری را به مقدار پول در صندوق گره می زند. سوم آن که شغل خدمات درمانی به خاطر سرو کارش با جان وسلامتی انسانها بطور کامل نمی تواند تعطیل شود وکارفرما تلاش میکند افکار عمومی را درمقابل پرستاران قرار دهد .از این رو زمان در این امر از اهمیت بسیاری برخوردار است .

 در طول اعتصاب کارگرانی که شامل اعتصاب نمی شوند ، اجبارا با حجم زیادتر کار روبرو می شوند .درمانهای به تعویق افتاده نیز بر دوش پرستاران تلنبار میشود وبه حجم کار بعد از اعتصاب افزوده می شود و…. .

همانطور که می بینیم تداوم این اعتصاب نه تنها منفعت کار فرما را بطور کلی به خطر نمی اندازد بلکه با طولانی شدنش به کارفرما کمک می کند تا از یکسو بوسیله مطبوعات زرخرید خود افکار عمومی را بر علیه کارگران بسیج کند و از سوی دیگر مبلغ هنگفتی بعنوان دستمزد ایام اعتصاب که توسط اتحادیه پرداخت می شود به جیب خود سرازیر کند.

این حالت در تمام مراکز تولیدی صدق نمی کند ، اما در این مورد مشخص صادق بود. به این دلایل باید این مسئله را اضافه کرد که اعتصاب خارج از چهارچوب سندیکا (اتحادیه) مشمول دستمزد ماهانه نمی شود. به همین خاطر «شورش دستمزد ها» حربه خود را استعفای جمعی قرار داده بود تا هرچه سریعتر ودر گرماگرم همدلی آغاز مبارزه، کارفرما را با بحرانی بزرگ روبرو کند. کاری که در فنلاند نتیجه بخش بود.

معنای اعلام اعتصاب از سوی اتحادیه که در شرایطی دیگر می توانست عملی رادیکال تر معنا شود در اینجا تنها توانست شورش خارج از اتحادیه را مهار کند. نتیجه شش هفته اعتصاب دست آخر آن بود که اساسا پیشنهاد کارفرما مبنی بر فقط نیم در صد اضافه دستمزد موضوع سازش قرارگیرد. کاری که بدون اعتصاب ودر همان قدمهای اول مذاکرات هم ممکن بود .

اعلام اعتصاب که در ابتدا از جانب برخی رادیکال شدن اتحادیه تحت فشار اعتراضات کارگران تلقی می شد در واقع ترس از حرکت خارج از اتحادیه بود که تنها ظرف چند روز به دهها هزار نفر بالغ شده بود . راهی بود برای شکست حرکت های رادیکال ودر دست گرفتن مهار جنبش خارج از اتحادیه.

اعتراض سرکوب شده کارگران خود را به شکل سرخوردگی و یاس توام با افسردگی در محیط های کار نشان  داد. امیدواریهای اولیه که موجب نشاط و شوق فراوانی در کارگران این عرصه شده بود بدل به خشم ونارضایتی از اتحادیه و کارفرما شده است. جنبش خارج از اتحادیه نتوانست بدیلی برای اتحادیه ایجاد کند . کسانی که پیشرو این حرکت بودند چشم اندازی بیشتر از یک اعتراض نداشتند.

 مجموع این شرایط ، شکستی فاحش را نصیب کارگران خدمات سوئد نمود که در بین معترضین «شکست قرن» نامیده می شود، با این همه اما در بین معترضین خارج از اتحادیه کماکان اعتراض های پراکنده ادامه یافت.

2008/06/02

متن توسط سردبیر ویرایش شده است .

اصل متن در سایت افق روشن موجود می باشد .


دیدگاه خود را بنویسید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: