توسط سردبیر در
0

تغییر اندازه فونت:

هاله صفرزاده

مقدمه
فیلیپین یكی از كشورهایی است كه به خوبی در آن می توان مشاهده كرد چگونه سرمایه داری از ابتدای بوجود آمدن، با سلطه بر كشورهای دیگر و غارت منابع آنان بزرگ و بزرگتر شده است. استعمار، هجوم و اشغال نظامی و به دنبال آن سیاست های اقتصادی سرمایه داری و نولیبرالیسم در مسیری 500 ساله (از سال 1519 كه كشتی ماژلان به دنبال ادویه، در جزایر فیلیپین لنگر انداخت تا كنون ) صدمات بسیار جدی به این كشور و مردم آن وارد كرده است.
فیلیپین از سال 1598 تا 1898 مستعمره اسپانیا بود و از زمان حمله امریكا به فیلیپین در سال۱۸۹۹تا به امروز شاهد حضور نظامی امریكا بوده است. فیلیپین منطقه ای است که نیروهای امریكا در جنگ جهانی اول و دوم و حمله به ویتنام از آن استفاده کردند. شاید امریكا در سال۱۹۹۱، در ظاهر پایگاه های نظامی خود را برچیده باشد، اما هنوز پایگاه های صحرایی خود را حفظ كرده و ارتش و نیروهای سرکوبگر فیلیپینی را تعلیم می دهد. در بستر چنین فضایی رشد نیروی های ضدامپریالیست و ضداستعمار جزء جدایی ناپذیری از مبارزات جامعه مدنی فیلیپین است تا جایی که این مبارزات آزادی بخش در تمام بخش ها و به خصوص جنبش كارگری تأثیر داشته است.(2)
جهانی سازی وگسترش اقتصاد نئولیبرالی مکتب شیکاگوی میلتون فریدمن جز رشد فقر، زاغه نشینی، نبود بهداشت، محروم شدن بسیاری از کودکان از تحصیل و بی آیندگی دانشجویان فارغ التحصیل از دانشگاه های فیلیپین، نتیجه‌ای نداشته است. فاصله ی طبقاتی به شكاف طبقاتی تبدیل و مردم فیلیپین نیز مانند سایر كشورهای جهان به درصد بسیار کوچک میلیونرها و اکثریت وسیعی از فقرا تقسیم شده اند. این شكاف به حدی است كه نه فقرا حق دارند به محله های پول‌دارها بروند و نه پول‌دارها جرأت رفت و آمد در مناطق فقیرنشین را دارند. اكنون درآمد سرانه در فیلیپین3500دلار و تولید ناخالص داخلی آن 351 میلیارد دلار است. بیش از 50 درصد کل دارایی های كشور در کنترل 15 خانواده است.
اولین نطفه های سیاست های نئولیبرالی در فیلیپین با سیاست های اقتصادی مارگارت تاچر و رونالد ریگان مبنی بر بازار آزاد، خصوصی سازی، از بین بردن هر چه بیشتر تعرفه گمرکی و پایین آوردن دستمزد در دهه هشتاد میلادی آغاز شد. مالیات ورود كالا از 43 درصد در سال 1980، به بیست وپنج درصد در سال 1986 كاهش یافت تا جایی که در اوایل دهه 90 واردات فیلیپین 307 درصد افزایش پیدا کرد.(3) همه ی اینها درحالی است كه با وجود وسعت کم، منابع قابل ملاحظه‌ ی نیکل، کبالت، نقره، طلا، نمک، مس در آنجا وجود دارد.
تصویب و اجرای قانون 8748 مناطق آزاد تجاری، از سال 1995به بعد، دست انحصارات خارجی را برای كسب سود بیشتر در جامعه فیلیپین باز گذاشت. طبق آمار رسمی سال 2010، در فیلیپین 200 منطقه آزاد تجاری فعالیت اقتصادی می کنند که بیشتردر مرکز و جنوب فیلیپین متمركزند. (4) در چند دهه اخیر نظریه 3 P (Public Private Partnership ) به معنی مشاركت خدمات عمومی- خصوصی در تمامی دنیا نفوذ پیدا كرده، در فیلیپین نیز ریشه دوانده است تا جایی كه دولت برای جذب سرمایه خارجی از بهداشت تا آب مورد استفاده مردم را نیز به شركت های خصوصی واگذار كرده است.(5)
دولت با تصویب قانون 8178 مالیات بر واردات مواد کشاورزی را لغو كرد. قانون 8179 به سرمایه گذاران خارجی اجازه می دهد تا صد درصد در نهادهای اقتصادی کوچک تا 5 میلیون پزوز سرمایه گذاری كنند. در قانون قبلی این میزان 20 میلیون پزوز بود كه به معنی این است كه آنها می توانند نهادهای اقتصادی متوسط با حدود 50 کارگر تاسیس كنند. قانون 8180 اجازه می دهد که خارجی ها بتوانند در بخش نفتی سرمایه گذاری کنند. مطابق قانون 8181 مالیات بر مصرف حذف شد. همچنین قانون به شركت های خارجی اجازه می دهد بانک تاسیس كنند، زمین را برای استفاده 25 تا 50 سال اجاره كنند و معادن جدید را برای استخراج در اختیار بگیرند. (6) تمامی موارد ذکر شده با دخالت مستقیم سازمان تجارت جهانی، بین‌المللی پول و در ازای میلیون ها بدهی به این نهادهای بین‌المللی است. مطابق گزارشاتی که در رابطه با خصوصی سازی های فیلیپین منتشر شده، این قوانین در اوایل دهه دو هزار ، سی درصد حقوق بگیران را به زیر خط فقر کشاند.
بدترین نوع استثمار در مناطق آزاد تجاری وجود دارد. این مناطق بیشتر شبیه پایگاه های نظامی هستند تا کارگاه های تولیدی. در آنجا نه قانون کار وجود دارد، نه حداقل حقوق پرداخت می شود و نه به مسایل ایمنی کارگر رسیدگی می شود. هر گونه مبادله ای آزاد است. منطق حاکم بر محیط کار، تولید بیشتر با کمترین هزینه است. لباس، لوازم الكترونیكی، دارو، محصولات و ابزار کشاورزی و وسایل انبارداری از جمله تولیدات این مناطق است. گاه تا صد درصد این واحدها در مالکیت شركت های بزرگ خارجی است. هر چند در سال های اخیر بسیاری از كارگاه های تولید لباس در مناطق آزاد تجاری فیلیپین به خاطراستفاده از نیروی کار ارزان تر به کامبوج، ویتنام و چین منتقل شده اند. (7)
بسیاری از اقتصاددانان در دهه 1960 فیلیپین را از لحاظ اقتصادی مترقی ترین كشور در جنوب شرق آسیا می دانستند، اما فیلیپین اکنون با بدهی‌های کلان مواجه است و در دو دهه گذشته هیچ پیشرفت اقتصادی نداشته است. فیلیپین، یکی از بالاترین نرخ های بیکاری را (حدود 20درصد) در آسیا دارد. 30درصد از نیروی كار فیلیپین دارای مشاغل كاذب در بخش غیررسمی و بیش از 40 درصد از خانوارها فاقد سرپناه مناسب و مواد غذایی كافی هستند. كشوری كه از صادركنندگان برنج بود، در حال حاضر واردکننده برنج و مواد غذایی شده است.
خصوصی سازی، کاهش شدید خدمات آموزش عمومی، بهداشتی و پزشكی و افزایش مالیات، فقرا و اقشار پایین طبقه متوسط را تحت تاثیر قرار داده است. بازپرداخت بدهی های خارجی فیلیپین در سال 2005 بیش از 30 درصد از بودجه كشور را شامل می شد. كارگران بسیاری كه نمی توانند شاهد گرسنگی خانواده خود باشند، حاضر شده اند به عراق رفته و كارهای پست و جزئی را برای ارتش امریكا انجام دهند.
در یک نگاه کلی، در طول تاریخ چهل سال گذشته، جامعه فیلیپین با سرکوب عریان نظامی و اقتصادی روبرو بوده است که از یک طرف کشتار بسیاری از فعالان اجتماعی، آوارگی صدها هزار فعال مدنی و مهاجرت ده درصد نیروی کار به خارج از فیلیپین را به همراه داشته و از سوی دیگر وضعیت اقتصادی نابسامانی را به جا گذاشته که توان رقابت با دیگر کشورهای همجوار را ندارد. بالا رفتن قیمت مواد سوختی جامعه فیلیپین را با بحران روبرو کرده است.
اینها مشخصه هایی است كه سبب شده بوش در طول سفرش به فیلیپین در اکتبر 2003، از این كشور به عنوان “مدل دموکراسی” برای بازسازی عراق نام ببرد!!!

نیروی كار در فیلیپین

تقریبا نیمی از نیروی کار موجود در فیلیپین (چهل میلیون نفر) در بخش كشاورزی مشغول به كار هستند. محصول عمده این بخش، برنج است. الوار و چوب نیز از دیگر محصولات این بخش هستند که صدمات جدی به جنگل های این كشور زده است. از صنایع بزرگ دیگر می‌توان به صنایع نساجی، مواد غذایی، داروسازی، تاسیسات برق و صنایع دستی اشاره کرد. بخش گردشگری (بیشتر توریسم جنسی) هم نقش مهمی در رونق اقتصاد فیلیپین دارد. اقتصاد فیلیپین به شدت وابسته به ارز خارجی است که هر کارگر فیلیپینی ساکن خارج از کشور برای خانواده خود می‌فرستد.
در سال 1994 جمعیت فیلیپین تقریباً 70 میلیون نفر بود، این رقم در سال 2011 به حدود 102 میلیون رسید. رشد سریع جمعیت و بیکاری تا حدی است که ۶۰ درصد از مردم از گرسنگی رنج می برند و حدود ۴۰ درصد زیر خط فقر زندگی می کنند. دستمزد دریافتی كه بین سه تا هفت دلار در روز است، كفاف ابتدایی ترین امکانات زندگی را هم نمی دهد و بسیاری از محرومان مجبورند در سه شغل متفاوت مشغول به كار باشند. اكثر آنان در بخش غیر بومی و غیررسمی مشغول به كارهستند و كارهایی مانند حمل بار با سه چرخه، مسافرکشی با ماشین ، دستفروشی، کشاورزی، کارهای خطرناک و بدون ایمنی کار و … را انجام می دهند. اكثر قراردادهای كار 90روزه است. بسیاری از شرکای کمپانی های خارجی در فیلیپین مانند شرکت های ژاپنی، امریكایی ، کره جنوبی و (8) چینی از کارگران موقت استفاده می كنند و بسیاری از این كارگران با واردات کالاهای ارزان تر روسی و چینی، مدام در خطر اخراج و بیكاری هستند.
میانگین تعداد کودکان در هر خانواده پنج تن است، البته خانواده‌هایی با 11 تا 24 کودک نیز مشاهده می شود. همانطور که اغلب رخ می‌دهد، یک مرد صاحب دو ، سه یا حتی چهار همسر است و از هر همسر‌ تعداد پنج فرزند دارد که از هیچ کدام حمایت نمی‌کند.
نینوتچکا روسکا، روزنامه نگار و فمینیست فیلیپینی این مساله را ناشی از میراث قدرتمند هجوم، اشغال و استعمار می داند. به نظر او فئودالیسم افراطی کلیسای کاتولیک با ریشه اسپانیایی كه حکم می‌کند افراد، به ویژه زنان، نمی‌توانند بدن خود را، مخصوصا در رابطه با تولید مثل کنترل نمایند؛ همینطور سرمایه‌داری افراطی ایالات متحده که همه چیز حتی افراد و به ویژه زنان را به کالا تبدیل می‌کند در تداوم این روند موثر است. (9)
افزایش در رشد جمعیت با افزایش خرید و فروش افراد، به ویژه زنان، هم در بازار کارگری بین‌المللی و هم در بازارهای جنسی همراه است.

زنان کارگر

اکثریت کارگران فیلیپین را مردان تشکیل می دهند اما از سال های آخر قرن بیستم بر تعداد زنان کارگر افزوده شده است. اغلب زنان به صورت روزمزد و کوتاه مدت استخدام می شوند. کارفرماها ابتدا آنان را به مدت ۶۵ روز استخدام می کنند اما در صورت رضایت از کار، مدت خدمات آنها سه ماه دیگر تمدید می شود و این روند گاهی تا چند سال ادامه دارد. (10)
زنان 62 درصد از نیروی کار غیررسمی در فیلیپین را تشکیل می دهند. بیشتر این زنان به دستفروشی، فروش غذاهای آماده و خدمات مشغولند. در فیلیپین 14 درصد خانواده ها توسط زنان سرپرستی می شود و تنها 10 درصد از اعتبارات رسمی به زنان تخصیص می یابد. اگرچه عضویت زنان در اتحادیه های كارگری طی دهه گذشته از 39 درصد به بیش از 43 درصد افزایش یافته، اما آنان هنوز در سطح رهبری اتحادیه فعالیت ندارند.(11)

كودكان كار

در چنین شرایط نابسامان اقتصادی، بالا بودن میزان زاد و ولد، سبب شده كه تعداد كودكان كار افزایش یابد. این نكته ای است كه مدیرهیات رئیسه مركز بهداشت و ایمنی حرفه‌ای فیلیپین به آن اذعان دارد. وی بهره كشی و استثمار به شكل پرداخت دستمزدهای بسیار پائین و ساعات كار طولانی و همچنین بیمه نكردن كودكان كار را از مشكلات این كودكان به شمار می آورد. كار كودكان و نوجوانان، همواره با ریسك بالایی از خطرات و حوادث، عامل ترك تحصیل بسیاری از این كودكان است. (12)
در فیلیپین در سال 1994 قانون منع کار کودکان تصویب شده است اما مانند بسیاری از کشورهای منطقه هنوز هزاران کودک خیابانی وجود دارند و ده درصد تن فروشان کودکان هستند. در 15 سال گذشته نهادهای زنان در مبارزه در این عرصه نقش مهمی داشته اند. (13)

روسپیگری توریسم جنسی

نمی توان به كار كودكان و زنان در فلیپین اشاره كرد و از روسپی گری حرفی به میان نیاورد. روسپیگری میراثی به جا مانده از استعمار اسپانیا و اشغال نظامی امریكا است. آمارهای تخمینی از وجود 300 هزار زن و 75 هزار روسپی خردسال در فیلیپین خبر می‌دهند. در گزارش دیگری آمده است از حدود 200 هزار کودک خیابانی فیلیپین، 60 هزار نفر آنها به تن فروشی نیز می‌پردازند. برخی بررسی‌ها نشان می دهد كه طی یک سال یک کودک روسپی” خدمات جنسی”اش را به ۲۰۰۰ نفر می فروشد. (14)
تا قبل ازورود اسپانیایی ها، تن فروشی در فیلیپین ناشناخته بود و هیچ واژه بومی برای آن وجود نداشت. در فیلیپین از لفظ”پوتا”(روسپی) استفاده می شود كه كلمه ای اسپانیایی است. در سال 1900 سرشماری نشان می دهد که در شهر مانیل تنها 11 زن تن فروشی می کردند که چهار تن از آنان خارجی بودند.
در فیلیپین “تفریح و سرگرمی”!؟ کانال عمده‌ی فحشاست و مقامات حکومتی از صادرکنندگان زنان و استثمارگران جنسی داخل کشور حمایت می‌کنند. علاوه بر این، تایید و حمایت دولت از برنامه ی Rو R برای نیروی دریایی امریكا، سبب ایجاد نوعی سیستم فحشای ویژه نظامیان شده است. در اوایل 1900 به واسطه حضور ارتش ایالات متحده روسپی گری در مقیاسی وسیع پایه گذاری و سازماندهی شد. ارتش ایالات متحده قانونی را به تصویب رساند که براساس آن “خانه های فساد” جهت “محافظت” از گروهان امریكایی در مقابل بیماری های مقاربتی تأسیس شد. در اواخر سال 1940، ارتش ایالات متحده به پایگاه کلارک ایر فرمان داد تا برای سرگرمی گروهان تعداد ده خانه فساد تأسیس نمایند و از کشورهای مجاور زنانی را در اختیار سربازان امریكایی قرار دهند. ( مانند شهر فرشتگان در پامپانگا).
در طی جنگ ویتنام، یک مرکز “استراحت و سرگرمی” برای گروهان امریكایی طراحی شد و روزانه 10.000 سرباز امریكایی در این مركز سرگرم استراحت و خوشگذرانی بودند. تعدادی از زنان فیلیپینی (حدود 7000نفر) نیز به سایر پایگاه های امریكا در اوکیناوا و کره جنوبی فرستاده شدند. مالك درصد وسیعی از این گونه تأسیسات، گروهان ها، مقام های امریكایی و یا نیروهای پیشین ارتش ایالات متحده هستند. با پشتیبانی بانک جهانی از سیاست دولت فیلیپین در رابطه با توسعه “گردشگری”!؟ و نیاز به پرداخت وام های کلان جهت تأسیس زیرساخت ها برای “گردشگری”، تصمیم ساده دولت این بود که زنان فیلیپین را به فروش برسانند. البته کلیسای کاتولیک در این رابطه هیچ چیز نگفت و یا خیلی کم بدان پرداخت.(15)
تا سال ۱۹۹۲ پنجاه هزار کودک بی پدر به دنیا آمدند كه زنان روسپی فیلیپینی موفق به سقط کردن آن ها نشده بودند. اغلب این کودکان بار دیگر به چرخه توریسم جنسی بازگردانده می شوند و یا به گروه های قاچاق انسان فروخته می شوند. بر اساس آمار بانک جهانی، فیلیپین یکی از ده کشوری است که دارای بیشترین مادران نوجوان است، علی رغم غیرقانونی بودن سقط جنین، در فیلیپین سالانه 500.000 سقط جنین صورت گرفته است.
همه ی اینها در حالی است كه تن فروشی در فیلیپین غیرقانونی است.

كارگران مهاجر

سیاست اقتصادی نولیبرالیستی سبب شد كه نزدیک به ده میلیون کارگر خارج از كشور كار كنند. حدود دو میلیون شهروند فیلیپینی در کشورهای حوزه خلیج فارس کار می کنند. نزدیک به بیست تا صد هزار زن و کودک در کشورهای عربی به تن فروشی وادار شده‌اند (16) یا به عنوان مستخدم به انجام کارهای خانگی مشغولند.
فیلیپین یک چهارم از نیروی ناوگان بازرگانی دنیا را داراست. این افراد در هر نوعی از کشتی خدمت می‌کنند، از کشتی‌های سفری گرفته تا تانکرهای نفت. فیلیپینی‌های مهاجر سالانه از كاركردشان حدود 20 میلیارد دلار به کشورشان می‌فرستند.
در این میان تعداد زنان کارگر مهاجر افزایش یافته و بیش از مردان شده است. زنان فیلیپینی سالانه بین 6 تا 7 میلیارد دلار پول به خانه می فرستند، یعنی تقریبا نصف هزینه ملی آن کشور. نسبت زنان کارگر مهاجر به مردان در فیلیپین 12 به 1 است.
فقط دولتمردان فیلیپین نیستند كه از حاصل كار كارگران مهاجر سود می برند، این کارگران برای قاچاقچیان، آژانس‌های مسافرتی، خطوط هواپیمایی، دستفروشان و حتی سفارت‌ها و … درآمد و ثروت تولید می‌کنند. برای مثال، سفارت ایالات متحده در مانیل برای هر فرم صدور ویزا مبلغ 100 دلار دریافت می‌كند. تعداد یک میلیون از این فرم ها تكمیل شده است و این یعنی 100 میلیون دلار ناقابل از یك تردد ظاهرا قانونی. (17)
شرایط كار این كارگران و به خصوص زنان كارگر مهاجر در همه جای دنیا تقریبا شبیه است و استثمار شدیدی را متحمل می شوند. گزارش های بسیاری از وضعیت این كارگران تا به حال منتشر شده است. در اكثر موارد پاسپورت و مدارك این كارگران توسط كارفرمایانشان ضبط می شود. دستمزدهای آنان بسیار اندك در حد 120 تا 200 دلار در ماه است. شرایط كار آنان بسیار دشوار ، ساعات كار بسیار طولانی ، محل های سكونت نامناسب و با حداقل امكانات زندگی همراه با ضرب و شتم و خشونت جنسی است.
“لیزا یكی از60 خدمتکار خانگی است که به کنسولگری فیلیپین در امارات متحده عربی در دوبی پناهنده شده است. او عنوان می كند که خانواده صاحب کارش او را ابله صدا می کردند، مجبورش می کردند تا پاسی از شب گذشته کار کند، تا دو ساعت بعد از نیمه شب پاهای آنها را ماساژ بدهد و راس ساعت شش صبح هم صبحانه شان را آماده کند. با این همه پس از شش ماه کار، لیزا هیچ حقوقی دریافت نکرد. به گفته سرکنسول فیلیپین از حدود دویست هزار فیلیپینی که در امارات مشغول به کارند، حدود سی و شش هزار نفر آنها خدمه خانگی هستند.” (18)
بسیاری از این زنان گول خورده اند.
” یک زن فیلیپینی که از ترس کارفرمای عراقی ، خود را تنها با نام کوچک کیکای معرفی کرد، گفت که او و یک زن جوان دیگر تصور می کردند برای کار در یک رستوران با دستمزد ماهی 600 دلار به کردستان می روند که جایی نزدیک یونان است. او گفت: در فیلیپین به ما گفتند قرارداد در دوبی بسته می شود. در دوبی مامور آژانس گفت قرارداد در فرودگاه است. در فرودگاه چمدان های ما را قاپیدند و زیر دستگاه گذاشتند و سر ما داد زدند که بروید، قراردادتان در کردستان است. ما قاطی کرده بودیم و نمی دانستیم باید چه بکنیم.
در سلیمانیه یک مامور از آژانس کاریابی ما را در فرودگاه ملاقات کرد. او اسلحه داشت و با ماموران اداره مهاجرت و پلیس دوست بود. آنها پاسپورت های ما را گرفتند و به خانه ای بردند. ما بسیار ترسیده بودیم و نمی دانستیم آنها چه می گویند. سپس زنی با قراردادی آمد که نشان می داد در ازای کار در هتل ماهی 200 دلار به ما می دهند و اگر آنجا را ترک كنیم باید دوهزار دلار برای پس گرفتن پاسپورت بدهیم.
آنها گرسنه و سرمازده، در حالی که در سرمای زمستان تنها یک تی شرت به تن داشتند، قرارداد را امضا کردند. حقوق او معادل بهره ی وامی ست که برای آمدن به آنجا گرفته و به آژانس پرداخت کرده؛ جایی که بعدها فهمید بخشی از عراق است. “(19)
این شرایط دشوار سبب شده كه تشكل هایی در دفاع از حقوق این كارگران مهاجر بوجود آید و اعتراضاتی نیز انجام شده است. به عنوان مثال در در تاریخ 12 اكتبر 2007 زنان خدمتکار خانگی فیلیپینی در هنگ کنگ علیه سیاست های دولت تظاهرات كردند.
كمیته ی دفاع از كارگران فیلیپینی یكی از این تشكل هاست. آقای پری سوری از کمیته دفاع از کارگران در کنفرانس “کسی غیر قانونی نیست” در دفاع از حق شهروندی مهاجرین در کانادا گفت: در فیلیپین دولت بعد از دولت، ما كارگران مهاجر را قهرمانان ملی نام می گذارند، بدون اینکه هیچگاه کار جدی در دفاع از حقوقمان انجام دهند۰ با ورود ما به بازار نیروی کار در کشورهای مختلف ما از قهرمانان ملی کشورمان به بردگان بی مزد تبدیل می شویم.
پری اشاره کرد: وضعیت زنانی كه برای خدمات خانگی از فیلیپین در سایر کشورها و از جمله کانادا مشغول به كار هستند بسیار وحشتناک است۰ موارد زیادی بوده که به این زنان توهین، تحقیر و تجاوز شده است۰ البته کمیته ما به سهم خود تا حال چندین نفر از این كارگران را از دست کارفرماهای متجاوز نجات داده است۰ این زنان کارگر مجبور می شوند که با صاحبخانه ها قراردادی سه ساله ببندند و طی این سه سال باید حاضر شوند به هر کاری تن دهند۰ شما تصور کنید در جایی که کار می کنید باید همانجا هم بخوابید، استراحت کنید و در تمام طول شبانه روز هر وقت صاحبخانه خواست باید مشغول به کار شوید۰ شرایط زندگی هزاران کارگر فیلیپینی در این کشور را می شود فقط با زندان ها مقایسه کرد و تازه متاسفانه دولت کانادا در دادن اقامت به این مهاجرین نهایت سختگیری را می کند و بسیاری را بعد از اتمام قراردادشان اخراج می کند.”(20)

قانون کار فیلیپین

از سال 1996 به بعد ، برای بازگذاشتن دست دولت و کارفرما ، قانون كار فیلیپین تغییرات اساسی داشته است. در قانون كار فیلیپین ، کار دائم، پروژه ای ، نیمه وقت ، کار منعطف با شرایط آزمایشی وجود دارد . مشاغلی هم وجود دارد که در بخش خصوصی حقوق بیشتر می پردازند. ساعت كار چهل و هشت ساعت در هفته است. قرارداد کار متناسب با شرایط کارفرما بسته می‌شود. کارگران باید روزهای تعطیل عمومی حقوق دریافت کنند.
تغییرات قانون كار اضافه کاری ، حق تشکل و قرارداد رسمی را زیر سؤال برده است تا جایی که هر نوع مبارزه دسته جمعی با اخراج روبرو می‌شود.
هنوز برخی مواد كه به نفع كارگران است، در قانون كار باقی مانده است، مانند لغو کار کودکان، غیرقانونی بودن اخراج زنان باردار(ماده 136)و آزار جنسی در محیط کار(فصل سوم ماده 7877)، حداقل حقوق و پرداخت حقوق یک ماه بیشتر در سال (ماده 102)، عدم تبعیض در استخدام (قانون 112) تا حق تشکل سازمان جهانی کار قطعنامه 87 ، ولی قوانین دست کارفرما را چنان بازگذاشته (21) که کمتر کارگری با این وضعیت اقتصادی توان پیمودن راه در اداره کار را دارد، هرچند از لحاظ حقوقی در قانون در ارتباط با اخراج قوانینی هم باقی مانده باشد، استفاده از این قوانین در دادگاه های كار در فیلیپین هم مانند بسیاری از کشورها، گاه سال ها طول می كشد.(22)
یكی دیگر از نواقص قانون كار فیلیپین، نبود ماده حمایتی از كارگران مهاجر است. سالانه 450 هزار دانشجو از دانشگاه ها فارغ التحصیل می‌شوند که بخش عمده آنها به کارگران مهاجری تبدیل می‌شوند که برای کار به کشورهای خلیج فارس، اروپا، هنگ کنگ، استرالیا، نیوزلند و کانادا می‌روند و با وجود داشتن تخصص در بسیاری از موارد در مشاغل بسیار پایین‌ كار می کنند. این کارگران برای شکایت از کارفرما در خارج از فیلیپین، حتی در مواردی كه کمپانی مادر در فیلیپین باشد، حمایت قانونی ندارند.

جنبش كارگری فیلیپین و مسایل آن

تاریخ جنبش کارگری فیلیپین تلفیقی از جنبش دهقانی و جنبش کمونیستی است. اولین نهاد دمکراتیک کارگری فیلیپین در سال 1902 تاسیس شد(23) و دومین نهاد در سال 1930 توسط حزب کمونیست فیلیپین و حزب سوسیالیست فیلیپین پایه گذاری شد كه طرفدار شوروی بودند. این دو حزب در زمان جنگ با ژاپن با هم یکی شدند. بسیاری از فعالان کمونیست فیلیپین، در دهه سی در زندان های امریكایی ها در فیلیپین اسیر بودند. (24)
در دهه چهل میلادی، تأثیر جنبش دهقانی بر روی جنبش کمونیستی بسیار بود . وضعیت بد معیشتی روستائیان در رادیکال کردن مبارزات کارگری تاثیر به سزایی داشت. با وجود این كه دولت برای كاهش درگیری های کارگری، رفرم هایی انجام داده و روند حل اختلافات کارگران با كارفرمایانشان بهتر شده بود، ولی شرایط سیاسی موجود در جامعه جلوی هرگونه سازش مابین دولت و جریانات چپ را می گرفت در زمان جنگ جهانی دوم، جنبش دهقانی به قیام انقلابی دهه چهل پیوست و کمونیست ها توانستند اولین نهاد کارگری را پایه گذاری کنند كه به جنبش اشتراکی کارگری معروف شد. (25) جنبش اشتراكی كارگری متأسفانه زیاد دوام نیاورد و با یک انشعاب، دو نهادِ ائتلاف کنفدراسیون کارگری و فدراسیون ملی کارگران از دل آن بیرون آمد.(26)
از سال 1950 جریانات کمونیستی ممنوع شد و بسیاری از رهبران آن دستگیر شدند. تا دهه شصت یکی از خواست های اساسی نهادهای کارگری، کم کردن دخالت دولت و لغو قانون 875 مصوب سال 1953 بود كه به قانون واگنر معروف شده بود. طبق این قانون كه بر گرفته از قانون امریكا است، سندیکاهای کارگری باید متعهد شوند که برای سندیکا حق ثبت بپردازند. در اساسنامه ی سندیكا هم آمده که نمایندگان باید قسم بخورند ضد کمونیست هستند و یك نسخه از گردش مالی سالانه سندیكا را به دولت بدهند.
بعد از اصلاحات ارضی سال 1963 جنبش کمونیستی توانست فعالیت های خود را گسترش دهد و نیروهای تازه‌ای را عضوگیری کند، ولی در سال 1972 با حکومت نظامی مارکوس و لغو حق اعتصاب و سرکوب بسیار وسیع کمونیست ها، عملاً جنبش کارگری با شکست روبرو شد و در این زمان بود که دولت توانست نهادهای كارگری دولتی را گسترش دهد و حتی پای کنوانسیون های سازمان جهانی کار را، با تكیه به این نهادهای وابسته به خود امضا كند. مارکوس اتحادیه کنگره فیلیپین(TUCP )را، به مثابه ی تشکیلات توده ای در درون کارگران به منظور حمایت از دیکتاتوری به وجود آورد.
جنبش سندیکایی در فیلیپین بسیار تکه‌تکه، جدا از هم و پیچیده است. هشت کنفدراسیون سراسری و ۱۶۴ فدراسیون ملی و کشوری دارد که ۱۴ هزار شعبه سندیکایی دارند و بیش از ۹۴۰۰ تشکل مستقل سندیکایی کارگری به ثبت رسیده است. تشكل هایی مانند جنبش اول ماه میKMU، فدراسیون کارگران آزاد FFW، مرکز کارگری لاگاس منگاگوا LMLC و اتحادیه کنگره فیلیپینTUCP .
برخلاف رشد کمی نیروی کار، تعداد اعضای نهادهای کارگری رو به كاهش است. فقط ۲۲۰ هزار کارگر با قراردادهای دستجمعی مشغول به كار هستند. دلیل آن تغییر قوانین است تا جایی که از چهل میلیون نیروی کار تنها در حدود ۵.۶ درصد در سندیکاها عضو هستند. حق عضویت در سندیكاها بسیار کم است و جواب گوی نیازهای مالی سندیکاها نیست.
سه نوع تشکل كارگری در فیلیپین وجود دارد: دولتی، مدیریتی و مستقل با گرایشات چپ.

تشکل كارگری مدیریتی نهادی است كه از بالا و با توافق کارفرما در وزارت کار ثبت می‌شود و سندیکا نام دارد ولی در اصل هیچ گونه فعالیت موثری برای کارگران انجام نمی دهد، نه شکایتی می کند و نه برای افزایش دستمزد اقدامی انجام می دهد. این نوع نهادها به سندیکاهای کاتولیک معروف هستند و در واقع فقط برای جلوگیری از رشد سندیکای واقعی، این نهاد را بوجود می آورند. فرق آن با تشکل دولتی این است که تشکل دولتی در اصل ابزار سرکوب دولت در محیط کار است و تا آنجا پیش می‌رود که از هر نوع حرکت اعتراضی جلوگیری می کند . نهادهای مدیریتی یکی از اصلی‌ترین ناقضان حقوق کارگران فیلیپین هستند.(27)
در بالا اشاره ی مختصری به تشکل کارگری دولتی، كارفرمایی داشتیم. در ادامه به بررسی بخش مستقل این جنبش می پردازیم و با سه گرایش از بخش مستقل بیشتر آشنا می شویم. لازم به ذكر است كه اتحادیه های مستقل مخالف مداخله امپریالیستی و سلطه امریكا و ژاپن، هم چنین موسساتی مثل صندوق بین المللی پول، بانک جهانی و … هستند. در بیشتر مواقع تشکل های مستقل با نهادهای رسمی كارگری همکاری ندارند و اکثر قریب به اتفاق آن‌ها در مراکز تجاری مانیل، شهرهای بزرگ و در مناطق مرزی و مناطق آزاد تجاری فعالیت می کنند.

جنبش اول ماه می KMU

 KMU كه به جنبش اول مه ترجمه می شود، در اول مه 1980، در دوران دیکتاتوری مارکوس تاسیس شد. این هفتمین تشکیلات اتحادیه ای بود که در آن زمان 35 هزار نفر عضو را تحت پوشش قراردادهای دسته جمعی قرار می داد، به علاوه 15 هزار نفر نیز بدون قرارداد دسته جمعی عضو این تشكل بودند. پس از ده سال، این جنبش توانست در اول ماه می 1989 برای افزایش 25 پزوز به حقوق کارگران بیست هزار نفر را به خیابان بیاورد و اعضای این اتحادیه به 350 هزار عضو زیر پوشش قراردادهای دسته جمعی و 400 هزار کارگر دیگر بدون پوشش قراردادهای دسته جمعی رسید.(28)
کریسپین بلترانCrispin Beltran، رهبر KMU به دستور اکینو در سال 1986 از زندان آزاد شد و از طرف حزب بیان در انتخابات کاندید شد و در سال 2001 به نمایندگی مجلس رسید(29) وی در معرفی برنامه های این نهاد چنین گفته است:
“مهم ترین ملاحظه ای را که باید در نظر داشت خصوصیت صلح جویانه و پارلمانی مبارزه ماست: ما استفاده از خشونت را برای دستیابی به اهداف مان رد کرده ایم، ما قانون اساسی جمهوری فیلیپین را راهنمای خود قرار داده و بارها وفاداری خود را به پرچم و قانون اساسی اعلام کرده ایم.”(28)
تعداد قابل توجهی از تشکل ها و رهبران درون KMU از جناح راست به KMU آمده اند. سه تا از 11 فدراسیونی که اکنون عضو هستند، در اوایل فعالیت شان تشکلی زرد محسوب می شدند. لااقل یکی از رهبران رده بالای جنبش اول ماه می، رهبر محلی در اتحادیه TUCP بوده است .
کیم سایپیس، (تئوریسین جنبش اول ماه مه) یک افسر سابق امریكای در جنگ ویتنام است و در امریكا زندگی و در دانشگاه تدریس می کند. او ضدامپریالیست و مائوئیست درجه یک است. کیم از زمان بازگشت خودش از جنگ ویتنام به امریكا به یکی از مبلغان جدی مبارزه با کشورگشایی امریكا تبدیل شد. او تمامی روش هایی را افشا می کند که معروف به جنگ نرم هستند و معتقد است در نظام سرمایه داری، برای امریكا، حمایت و همبستگی بدون چشمداشت معنا ندارد، حتی در نهادهای کارگری ای که بیشتر ابزاری برای دولت های سرمایه داری هستند. این دیدگاه خط بین‌المللی جنبش کارگری فیلیپین را نمایان می کند.
جنبش اول ماه می سعی می کند در چند عرصه فعالیتش را در جنبش کارگری فیلیپین پیش ببرد: آموزش های کارگری و جلب حمایت وسیع بین المللی برای کمک به جنبش کارگری فیلیپین كه شامل موارد زیر می شوند:
– کارهای حقوقی
– نوشتن شکایات کارگری به بخش آزادی های تشکل سازمان جهانی کار
– فراهم کردن امکانات برای کمیته های تحقیق فیلیپین، چه در زمینه
آزادی فعالین کارگری که در زندان هستند و یا گرفتن خسارت برای خانواده های كه ترور شده اند، حق خواهی برای کشته شدگان و مجازات عامرین آن
– آوردن هیات های تحقیق به مراکزتجارت اقتصادی آزاد در فیلیپین که قانون کار در آن رعایت نمی شود
– آوردن هیات برای آموزش حقوق کارگری به کارگران
– سازماندهی سمینار و کنفرانس کارگری در فیلیپین
– ترتیب دادن کمپین های زیادی در مورد رعایت ایمنی کار ، باز گرداندن کارگران اخراجی، وضعیت سرمایه گذاری کمپانی های و معادن بین المللی در فیلیپین تا خروج نیروهای امریكای از فیلیپین(30)
چون زبان انگلیسی همانند زبان مادری در فیلیپین رایج است، فعالان جنبش اول ماه توانسته اند در سازمان جهانی کار بسیاری از موارد قانونی و نوشتن شکایات را خودشان انجام بدهند و از حمایت خوب بین‌المللی برخوردار شوند.
جنبش اول ماه می در مناطق آزاد تجاری بسیار فعال است و از طریق مشاوره و آموزش توانسته حق و حقوق کارگران را بالا ببرد ولی به خاطر تاکتیک های بسیار رادیکال، همیشه زیر ذره‌بین قرار دارد و در مناطق روستایی و کوهستانی که معادن زیادی در آنجا وجود دارد، هم نیرو دارند. فعالان آن در مناطق روستایی به خاطر فعالیت های مسلحانه همیشه با اتهام ِحمایت از جنبش چریکی روبرو هستند و تعدادی از اعضا و حتی وکلای شان برای این جرایم در زندان بسر می برند. جنبش اول ماه می بارها تکذیب کرده که بخشی از جبهه حزب کمونیست فیلیپین است. تعدادی از رهبران KMU به اتهام “خرابکاری” دستگیر و بازداشت شده اند.
کریسپین بلتوان مسئول KMU در این مورد چنین گفته است:” این مساله واقعیت ندارد: حزب کمونیست فیلیپین برنامه خودش را دارد. بخش قابل توجهی از آن شبیه برنامه ماست، اما در مجموع با برنامه ی ما متفاوت است.”(28)
در بین فدراسیون های گوناگون KMU طیفی از سیاست های گوناگون وجود دارد. اتحادیه های عضو از این حق برخوردارند که از شرکت در حرکت های اعتراضی بزرگKMU امتناع کنند، هر چند امتناع به طور واضح تشویق نمی شود. (31)

حزب عمل شهروندی(32)

این حزب که به اکبایان معروف است در سال 1998 تاسیس شد. این حزب توسط كسانی تاسیس شده است كه از جنبش اول ماه می انشعاب كرده اند. این انشعاب بعد از اعتراضات میدان تی آن من چین شکل گرفت. در رهبری جنبش اول ماه می، بر سر محكوم كردن دولت چین اختلاف وجود داشت. رهبری تن به این حرکت نداد و تعداد بسیاری را از این نهاد اخراج کرد و حتی در تمامی اسناد، نام دبیر کل مؤسس جنبش اول ماه می را حذف کرد.(33)
بسیاری از کارگری و فدراسیون های کارگری جهانی از اعضای این حزب هستند. آنان در اساسنامه، خودشان را سوسیال دمکرات، سوسیال فیمنیست و طرفدار دمکراسی مشارکتی معرفی می کنند. در طول چهار انتخابات گذشته توانسته اند تعداد نمایندگانشان را در مجلس از یک نماینده با 377 هزار رای در سال 2001 ، به دو نماینده با بیش از یک میلیون رأی در سال 2010 برسانند. کنگره ملی عالی ترین نهاد تصمیم گیری آن است که هر سه سال یکبار برگزار می شود. نحوه ی سازماندهی آنان تقسیمات حوزه ای است با 12 بخش ، هر بخش دارای شش شعبه و هر شعبه دارای سه عضو است.
جریانات دمکرات و سوسیالسیتی همانند اکبایان که افرادی مانند والدن بلو بنیان گذار مرکز جهان جنوبی و نماینده مجلس پایه گذار آن هستند، گرایشات ضد امریكائی دارند. والدن بلودر کتاب معمای تسلط می نویسد: “نتایج فاجعه بار حمله تروریستی یازده سپتامبرزیاد است ولی از یاد نبریم که این حمله بدترین عمل تروریستی در تاریخ امریكا نیست آن طوری که رسانه‌های گروهی قلمداد می کنند که بیش از سه هزار کشته بر جای گذاشت، ما نباید فراموش کنیم که حمله اتمی امریكا به هیروشیما و ناكازاکی 210000 کشته به جا گذاشت که اکثر آن‌ها مردم عادی بودند”و…

ائتلاف مترقی کارگری(34)

بخش سوم تشکل های مستقل کارگری ائتلاف مترقی کارگری است. ائتلاف مترقی کارگری نهادی است كه در سال 1996 شكل گرفت و فعالیتش را بر روی كارگرانی متركز كرده است كه در بخش غیرصنعتی كار می كنند. كارگران نیمه وقت، قراردادی، بخش مواد غذایی، كاركنان و كارگران هتل ها و….
بخش عمده ای از اعضای آن جوانان هستند، زیرا آنها معتقدند كه باید با كسانی كار كرد كه پتانسیل كار جمعی داشته باشند. در شرایط پلیسی كه هر فعالی توسط نهادهای امنیتی با زدن برچسب كمونیست، مورد آزار و اذیت قرارمی گیرد، اگر نیروها آمادگی مبارزه را نداشته باشند به سختی می توان امر سازماندهی را پیش برد.
ائتلاف مترقی کارگری سعی می كند با نهادهای كارگری جهانی مثل كنفدراسیون مواد غذایی ارتباط بگیرد و سیاست های ضد كارگری دولت فیلیپین را افشا كند(1) و همزمان از افشای سیاست های امپریالیستی دول اروپایی نیز كوتاهی نمی كند. چرا كه نهادهای اروپایی،آسیایی(ASEM ) در دو دهه ی گذشته با حمایت های سیاسی شان از هر گونه تغییر دموكراتیك در جامعه ی فیلیپین جلوگیری كرده اند. این نهاد از دل شورای ملل آسیای جنوب شرقی (ASEAN ) بیرون آمده است. (35)
یكی از مهمترین فعالیت های این نهاد در اول ماه می 2012 بود كه توانست با كمك 4 نهاد كارگری دیگر، هزار نفر را به خیابان بیاورد.(36)

جنبش دهقانان فیلیپین( KMP) (37)

جنبش دهقانان فیلیپین بخش دهقانی جنبش اول ماه می است و سال 2012 بیست و پنجمین سالگرد تاسیس آن است كه بیش از یك میلیون و سیصد هزار عضو در 65 ایالت و 15 منطقه دارد.
ك ام پی معتقد است برای تحقق چشم اندازها و اهدافش و همچنین حمایت از حقوق و منافع دهقانان، باید از اشكال مختلف و موثر مبارزه استفاده كند و این مبارزات را در ارتباط با سایر جنبش ها، سازمان های كارگری و بخش های دیگر جامعه و هم چنین در پیوند با جنبش های بین المللی می داند و خواهان همبستگی و حمایت از مبارزات دهقانان و مردم جهان علیه امپریالیسم است. این نهاد با شبكه ی آسیایی جنبش دهقانان ارتباط نزدیكی دارد كه در سراسر آسیا فعالیت می كند.
ك ام. پی همچنین پروژه هایی برای ارتقا سلامت، بهداشت، امدادرسانی و همچنین تاسیس سازمان های اقتصادی برای دهقانان دارد. كی ام پی، به عنوان یک جنبش شبه نظامی دهقانان واقعی، اصلاحات ارضی واقعی و صنعتی ملی را پایه و اساس توسعه اقتصادی می داند و معتقد است تنها در کشوری مستقل از سلطه خارجی و اشغال نظامی، حقوق سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مردم قابل دسترسی است. از سایر اهداف این نهاد می توان به موارد زیر اشاره كرد:
تامین رفاه و خدمات عمومی برای تمامی مردم
حمایت از ماهیگیران كوچك
تامین حقوق كامل زنان و رفع تمام اشکال تبعیض، استثمار و ظلم و ستم علیه زنان و کودکان
احترام به حقوق بومیان و حق تعیین سرنوشت مردمان بومی
مزد مناسب و منصفانه برای كارگران كشاورزی در حدی كه زندگی مناسبی برای آنان تامین شود
استفاده از علوم و فن آوری های جدید برای ترویج كشاورزی پایدار و حفاظت از محیط زیست
كی ام پی سازماندهی و كار آموزشی مستمر در میان دهقانان را شرط لازم برای ایجاد یك سازمان دموكراتیك توده ای قوی می داند.(38)

آموزش كارگران

آموزش در جنبش كارگری فیلیپین جایگاه مهمی دارد. تمام تشكل های مستقل كارگری در این زمینه فعال هستند. مرکز همیاری کارگری(39) با حمایت مالی اتحادیه های کارگری جهانی در امر آموزش و دفاع حقوقی کارگران کار می کند و کارگاه های آموزشی درمورد لزوم اعتصاب و بازگرداندن کارگر اخراجی و … برگزار می كند. این مرکز توانسته از محل کلیسا برای آموزش های کارگری صورت رایگان استفاده کند.
نقش کلیساها در مبارزات کارگری فیلیپین موضوع مهمی است. اکثریت مردم فیلیپین کاتولیک هستند و در تمام یک قرن گذشته توانسته اند کلیساها را در کنار خود داشته باشند. كلیساها از بزرگترین اعتصاب کارگری سال 1975كه در کارخانه های مانیل برپا شد، حمایت كردند. از دل همین حمایت کلیساها ، در سال 1980 جنبش اول ماه می، بوجود آمد. بسیاری از جلسات آموزشی جنبش اول ماه می در مناطق آزاد تجاری نیز در کلیساها برگزار می شود.(40)
جنبش اول ماه می نیز روی برنامه های آموزشی تاكید زیاد دارد. برنامه آموزشی KMU شامل سه دوره متفاوت است. دوره ی اول دوره ی یک روزه کوتاهی است که آموزش پایه ای عملی در رابطه با اعتصاب به کارگران ارائه می دهد. در این دوره کارگران با حقوق و مسئولیت های اتحادیه ای و مختصر اقتصاد سیاسی آشنا می شوند و مفاهیم ارزش اضافی ، امپریالیسم روشن می شود.
در دوره ی سه روزه، موارد بالا با جزئیات بیش تری مطرح می شود و کارگران مشکلاتِ کار را مورد بحث قرار می دهند. تفاوت اتحادیه های مستقل و اتحادیه های زرد مشخص می شود. تاریخ جنبش کارگری فیلیپین و تلاش هایی كه برای گسترش اتحادیه واقعی انجام شده و همچنین. طبقه کارگر و چگونگی پیوند با مبارزه برای آزادی ملی نیز مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.
دوره ی سوم، اساسا بخشی از دوره ی دوم، است، اما این دوره پیشرفته تر است و چگونگی اتحاد با نیروهای سیاسی مختلفی را در بر می گیرد که برای ایجاد حکومت ملی می جنگند. نیروهایی مانند دهقانان، کارگران، ماهی گیران، زنان، فقیران حاشیه شهر، محصلان…
این دوره ها به طور رسمی در انستیتوی آموزشی و تحقیقات جهانی کارگری در مانیل رشد پیدا کرد که یک تشکیلات اساسا کلیسائی به شمار میرود. این دوره ها ابتدا در محل كار و اعتصاب برپا می شود و سپس اعضا به انستیتویی در مانیل فرستاده شده و پس از گذراندن این دوره ها دوباره به کارخانه برگردانده می شوند و بعد هم تلاش بر این است تا جایی که لازم باشد آموزش آن ها تكمیل شود.
این مراکز آموزشی در سرتاسر کشور تاسیس شده است. هر فدراسیون KMU و همین طور معتمدان محلی هم یک بخش آموزشی دارند، هدف آن ها آماده و قابل دسترس ساختن اطلاعات برای کارگران است.
در بعضی مناطق نیز برنامه های آموزشی مستقلی به وجود آمده است، مثل انستیتوی ویسایا برای تحقیقات و آموزش اتحادیه ای که به اتحادیه های موجود در منطقه دییایاز سرویس می دهد.
این آموزش ها کارگران را بیرون از محل کار هم دور هم جمع می کند و این امکان را می دهد که در رابطه با خواسته ها و چگونگی رسیدن به اهداف شان فکر و بحث کنند. هم چنین این دوره های آموزشی این فرصت را فراهم می کند که با نظرات یكدیگر آشنا شوند.
این کلاس ها کارگران را تشویق می کنند که دوره های خاص خود را نیز بوجود آورند. به عنوان مثال اتحادیه ی کارگران IGMC كه محصولات آن صادر می شود، در منطقه ی باتان برای کارگرانش کلاسی در باره ی روابط سرمایه داری تولید در شرکت شان بر پا کرد و در طی جریان‌ آن به این پرسش های كلیدی پاسخ داده شد كه چرا تولید به این شکل ترتیب داده شده است؟ کمپانی تلاش دارد چه کار کند؟ اتحادیه برای تقویت خودش چه می تواند انجام دهد؟ و… (28)
اتحادیه های کارگری بیشترین نیرویشان را در حاشیه مناطق آزاد تجاری می گذارند.در این مناطق گاه ماه ها طول می کشد تا بتوان اعتماد کسی را جلب کرد و از وضعیت محیط کار خبری گرفت، زیرا خوابگاه کارگران نیز در خود منطقه است و تنها امكان ارتباط گیری با كارگران زمانی است که کارگران برای خرید هفتگی به شهرک های نزدیک محیط کار می آیند. این شرایط دشواری كار آموزش را چند برابر می كند.

رابطه تشكل های كارگری با
تشکل های بخش های دیگر جامعه

در فیلیپین، به جز تشكل های كارگری می توان تشكل های دهقانان، ماهی گیران، زنان، فقرای حاشیه شهر و محصلان را نیز مشاهده كرد كه نیازهای ویژه ی آن بخش از مردم را نمایندگی می کنند. میان این تشكل ها ارتباط مناسبی وجود دارد كه به آنها امكان فعالیت های مشترك را می دهد. اعتصاب عمومی یا مردمی یكی از این تاكتیك هاست كه به اسم ولگانگ معروف شده است.
این نوع اعتصاب ها بسیار قوی تر از اعتصاب عمومی در کشورهای صنعتی است. در یک اعتصاب مردمی كارگران هم اعتصاب می كنند، به علاوه، تمام حمل و نقل متوقف می شود، همه ی مغازه ها و دکان ها بسته می شوند، تمامی اعضای جامعه به قصد جلوگیری از کار، باریکادهایی ایجاد می کنند تا وسایل نقلیه خصوصی که به کار ادامه می دهند، متوقف شوند و یا مانع کسانی شوند که می خواهند اعتصاب کارگران را بشكنند.
اولین اعتصاب مردمی در شهر داراتر در میندانائو در سال 1984 اتفاق افتاد. عمده ترین فعالیت های اقتصادی در نتیجه ی عمل هماهنگ شده ی مردم در پاسخ به درنده خوئی و عملیات افزایش یابنده ی نظامی در این جزیره، از کار افتاد. دو اعتصاب مردمی در دو جزیره دیگر، در طول سال های 1985 برپا شد که در اعتراض به نظامی شدن این جزایر بود. سومین اعتصاب مردمی با موفقیت همراه بود تا حدی که فرماندار نظامی جزیره، از رهبران اعتصاب خواست که به آن پایان دهند، اما آن ها اعلام كردند:”وقتی به تمام هدف های مان رسیدیم به اعتصاب پایان می دهیم. این اعتصاب مردمی سه روز طول کشید.
چگونه این تاکتیک رشد پیدا کرده است؟ در جریان اعتراضات صنفی كارگری ، تشكل های زنان، كشاورزان و …، رهبران این تشکل ها دریافتند که تلاش آنان در پیروزی برای خواسته های ویژه شان دست آورد ناچیزی دارد. از این رو طی مذاكراتی تلاش كردند كه به راهكار مشتركی برسند. نتیجه ی تلاش های آن ها، اعتصابات عمومی بود که سازماندهی آن بسیار مشکل است، اما وقتی آغاز می شود به طور غیر قابل باوری قدرت خود را به نمایش می گذارد.
جنبش اول ماه می، در چارچوب یک اتحاد ملی به نام بایان، یا اتحادیه جدید میهن پرستان متشکل شدند. بایان، که به معنی خلق یا سرزمین است در سطح ملی متشکل شده و در بیش تر مناطق شهری در سراسر کشور دارد.
اعتصاب مردمی قابل توجه دیگری در استان باتان در مخالفت با ساخت نیروگاه اتمی در سال 1985 رخ داد. این نیروگاه در دامنه ی آتشفشان و در منطقه ی زلزله خیز ساخته شده بود و هدف از ساختن آن رساندن برق به پایگاه های امریكایی و به منطقه ی صادراتی در ماری ولز بود. این اعتصاب با چندین تظاهرات بزرگ آغاز شد. بزرگ ترین آن یك اعتصاب سه روزه بود. فعالیت 8 شهر به حالت توقف درآمد. تمام بانک ها، مغازه ها، مدارس، وسایل حمل و نقل عمومی، مشاغل خصوصی و ادارات دولتی بسته شد. حتی قایق های ماهی گیری در بنادر محلی، از رفتن به دریا امتناع کردند. کارگران مناطق صنعتی آزاد تجاری، مناطقی که کارخانجات چندملیتی در آن قرار دارد، دو روز بیرون آمده و راهپیمائی کرده و به اعتصاب پیوستند. کارگران تمام راه هائی را مسدود کردند که به نیروگاه منتهی می شد و با ماشین های نظامی درگیر شدند.
اعتصاب دیگری در ماه اگوست 1987 در پاسخ به افزایش قیمت نفت توسط دولت آغاز شد. این اعتصاب، بیش از 95 درصد کشور را به حالت تعطیل درآورد و تنها با توسل به کودتا توانستند به آن خاتمه دهند. پس از اعلام برنامه برای اعتصاب مردمی دیگر و قبل از این که آن اعتصاب بتواند در دسامبر 1989 شروع شود، کودتای بعدی شكل گرفت.(28)

مبارزات اجتماعی و ضد امریكایی و جنبش چریكی و تاثیر آن بر جنبش كارگری و رابطه ی آن با كارگران و..

جنبش چریکی فیلیپین با سابقه بیش از شش دهه ، در بخش نظامی حزب کمونیست در فیلیپین در دهه چهل میلادی فعالیت اش را آغاز کرد. (41)
سپس ارتش خلق نو از سال 1969 در بخش‌های جنوبی فیلیپین شروع به فعالیت کرد. هر چند در یک دهه ی گذشته فعالیت نظامی آن‌ها کم شده اما همانند جریانات نپال در جنبش اجتماعی فعال هستند. این جنبش در اوایل دهه هشتاد 25000 نیروی رزمنده داشته كه در دهه گذشته به 5000 نفر رسیده اند. نمی توان گفت نیروی ارتش خلق در جریانات کارگری علناً وجود دارند، چرا که فعالیت آن‌ها در نهادهای کارگری برای فعالان کارگری خطر امنیتی بوجود می آورد و رژیم تا به حال بسیاری از آنها را به همین اتهام در زندان نگه داشته است. گاه نیز نزدیکی نظری بسیاری از فعالان کارگری به آن ها برایشان دردسر ساز بوده است. در مناطق کوهستانی و کشاورزی جریانات متمایل به گرایشات چریکی در سازماندهی کارگری نقش دارند و در بخش معادن توانسته اند جلوی سواستفاده شرکت های چند ملیتی از کارگران را بگیرند، شركت هایی كه با سرمایه کم معادن مس، آلومینیوم، روی و طلا را غارت می کنند و سودهای كلانی از این وضعیت نابسامان اقتصادی می برند.

رابطه كنفدراسیون های بین المللی با جنبش كارگری فیلیپین

بسیاری از کنفدراسیون های کارگری اروپایی و حتی مركز امریكایی همبستگی كارگری (سولیداریته سنتر) هم در فیلیپین فعال هستند ولی هیچ کدام از این نهادها نمی توانند تأثیری در روند مبارزات کارگری فیلیپین داشته باشند چرا که گستردگی و پیچیدگی جامعه فیلیپین و نقش جریانات کمونیستی اجازه نمی دهد هیچ کنفدراسیونی از این آب گل آلود ماهی بگیرد. وجود این نهادها به همراه دفتر سازمان جهانی کار امکان سرکوب بیشتر جنبش کارگری را از دولت گرفته است.
پروژه اصلی سولیداریته سنتر در فیلیپین مبارزه با تجارت زنان و کودکان است كه این یک پروژه منطقه ای است و از اندونزی شروع می‌شود و تا بحرین ادامه دارد .(42)
طرح اصلی این پروژه از ILO است و بسیاری از کشورهای اروپایی نیز در این نوع پروژه ها همکاری می کنند.
ولی بزرگترین بخش فعالیت های بین‌المللی در رابطه با فیلیپین از طرف کشورهای اسکاندیناویی است. به طور مشخص اتحادیه های فنلاند، دانمارک و اکثر فدراسیون های جهانی یا دفتر دارند و یا پروژه، مانند فدراسیون جهانی کارگران ساختمانی، فدراسیون جهانی مواد غذایی، فدراسیون جهانی حمل و نقل فدراسیون جهانی پتروشیمی .(43)

نحوه مقابله دولت فیلیپین با جنبش رو به اعتلای كارگری

در طول سال های 2000 تا 2006، در دوره زمامدارای آرویا ، رشد مبارزات کارگری علیه سیاست های اقتصادی آن چنان پیش رفت که دولت دست به سرکوب های وسیعی زد.
اخراج فعالان و به زندان انداختن آنها از متداول ترین روش ها برای كنترل اعتراضات كارگری بود. ادگار بیلیون رئیس سندیکای راه آهن در اوایل دهه 2000، برای مبارزه با خصوصی سازی اخراج شد و پرونده اش تا سال 2008 در دادگاه باز بود. حتی زمانی که دادگاه رأی به بازگشت او داد، راه آهن از پذیرفتن او به محیط کار جلوگیری کرد. او در تمامی سال هایی که بیکار بود، از اولین ساعت باز شدن ایستگاه راه آهن با تهیه و فروش ساندویج به کارگران راه آهن به معاش خود ادامه می داد و یکی از شناخته شده ترین فعالین کارگری آسیا است که در ساختن جنبش کارگری این كشور نقش به سزایی داشته است.(44)
طبق اسناد موجود بیش از چهار صد نفر از فعالین كارگری مفقود و یا کشته شدند. این جوخه های مرگ از طرف دولت امریكا حمایت می شدند. جیمز پتراس در گزارش مفصلی به آن پرداخته است.
در این گزارش آمده است یکی از این قتل عام ها در اواخر ماه نوامبر 2005 رخ داد، زمانی که 47 دهقانان و نمایندگان حقوقی آن ها یك نشست عمومی داشتند توسط سربازان محاصره و دراین حمله 9 دهقانان كشته ، 18 نفر ناپدید و تعداد بیشتری دستگیری شدند. قربانیان از اعضای انجمن ملی کشاورزان، نانوگرم و همچنین رهبران Igorot، Agta و مورو بودند. مانند تمام موارد دیگر، هیچ یک از عاملان آن مجازات نشدند و هیچ گزارش رسمی در این مورد منتشر نشد…
کارگران و رهبران کارگری، بزرگترین گروه این قربانیان ترور (حداقل 18) را تشكیل می دهند كه از اعضای فدراسیون ملی کار، جنبش ماه مه اول، کانون صنفی کارگری نستله ، فدراسیون Negros از کارگران قند، از رهبران دو اتحادیه ی کارمندان شرکت برق و اتوبوس رانی بودند. فیلیپین از سال 2003 ، پس از عراق دومین کشور خطرناک برای روزنامه نگاران شناخته شده است. (45)

نقد جنبش كارگری فیلیپین

در بالا تا حدودی جنبش کارگری فیلیپین، از ابتدای برقراری حکومت نظامی تا برپایی دیکتاتوری اقتصادی بررسی شد. نگاه های متعصبانه، خودمحورگرایانه و فرقه گرایی یكی از آفت های جنبش كارگری و اصولا هر جنبش اجتماعی است. جنبش کارگری فیلیپین نیز این قاعده مستثنی نیست و بیش از سه دهه گرفتار آن بوده است و اگر درایت بسیاری از رهبران کارگری فیلیپین نبود، شاید خسارت جبران ناپذیری به جنبش کارگری فیلیپین می زد. با اینکه رژیم اریویا به درستی از این درگیری ها آگاه است و توانسته از آن بسیار استفاده کند، اما هوشیاری نهادهای درگیرسبب شده كه تا حد امکان از بیشتر شدن این ضربات به جنبش کارگری جلوگیری شود.
بیست سال دیكتاتوری و فضای بسته و ساختار فرهنگی تشکل های سیاسی غیرعلنی كه متناسب با این شرایط فعالیت می كردند، بر مبارزات جنبش کارگری فیلیپین سایه افكنده است. اكنون در این دوره که فضای اجتماعی و سیاسی در فیلیپین باز شده و امكان فعالیت های علنی فراهم شده است، اجتماعی و كارگری هنوز هم نمی توانند از آن حصار فرهنگی نظم نظامی خارج شوند. شاید بهتر باشد چنین گفته شود كه اعتمادی به ادامه ی چنین شرایطی ندارد، اعتمادی كه لازمه تغییر شیوه های كار است . بخشی از این فعالان سیاسی آن دوره که مهاجرت کرده‌اند، هنوز با جنبش کارگری فیلیپین در ارتباط هستند و بر یاران خود تأثیر می گذارند، هر دو بخش به یکدیگر اعتماد دارند و با کمک های مادی و تبلیغاتی، همبستگی شان را حفظ کرده‌اند و این گسست بسیار سخت است، به خصوص كه از پشتوانه ی ایدئولوژیكی برخوردار است.
نهادهای مستقل کارگری در فیلیپین از درون نهادهای سیاسی دوران سرکوب شکل گرفتند. بسیاری از موسسین نهادهای کارگری سابقه فعالیت در تشکل هایی را دارند که گاه از جریانات چریکی می آیند. اینها نمی توانند به هم انتقاد كنند چرا که باید به نقد ایدئولوژیكی نظرات هم بپردازند. در این صورت دیدگاه نظری و وابستگی های سیاسی شان مشخص می شود. این موضوعی است كه پیچیدگی کار را دو چندان می کند. این مساله به حدی مهم و حیاتی است كه بسیاری از فعالان به خاطر نگرانی از وضعیت شان، محترمانه از مبارزات کارگری کناره گیری کردند.
جنبش اول ماه می در زمینه های زیادی موفق عمل كرده و رشد زیادی داشته است، اما گاهی در برخورد با نهادهای دیگر فرقه گرایانه عمل می كند و در مقالات منتشره در سایت شان با نهادهای دیگر بعضا غیردوستانه برخورد می كند. هر چند جنبش اول ماه می در جامعه به رادیکالیزم چپ در عرصه کارگری معروف است، اما در عین حال سیاست پارلمانتاریزم و شرکت در انتخابات و فعالیت های قانونی را پذیرفته ، هر چند هیچ‌گاه این گروه مورد قبول دولت قرار نگرفته است. به همین جهت نتوانسته روابط درستی با دیگر نهادها بدست آورد چرا که نقدش در اساس بر تاکتیک آن‌ها بوده نه استراتژی و در عمل خودش تا حد زیادی در رابطه با دولت راست روانه عمل کرده است.
اختلاف میان گروه های كارگری زیاد است و این مساله باعث شده تا سرمایه داری و نهادهای قدرت بیشترین استفاده را از آن ببرند. در برخی زمینه ها این اختلافات بسیار شدید می شوند مثلا حزب کمونیست فیلیپین که رابطه بسیار نزدیکی با جنبش اول ماه می‌دارد در اطلاعیه ای ترک کشور یا مرگ را برای والدن بالو رهبر حزب بایان خواستار می‌شود (حزب بایان از متحدین جنبش اول ماه مه است) و این اختلاف در حدی جدی شد كه در این رابطه چپ جهانی دخالت کرد و این خواست حزب کمونیست فلیپین را محکوم كرد.(46)
جنبش اول ماه می با تاسیس چندین نهاد غیردولتی در حاشیه ی خود و گرفتن کمک مالی بین المللی برای فعالیت هایش از طریق آنان ، کمک این نهادها را جدا از فعالیت خودش نشان می دهد، اما بعضا به ارتباطات بین‌المللی سایر گروه ها انگ وابستگی می زند و بعضا دیگران را با انگ هایی مانند رفرمیست و غیره تخریب می كند. این شیوه ی برخورد سبب شده كه نسل جوان از فعالیت منسجم دوری کند . بسیاری از نهادها و اتحادیه های كارگری مستقل بادرایت عمل كرده و با سكوت از كنار این نهاد و برخوردهای فرقه گرایانه KMU می گذرند و به جای صرف انرژی برای توضیح به دیگران و اثبات خود، در عمل نهادشان را معرفی می کنند.
نسل جدید مبارزان کارگری با نسل دیروز مبارزان کارگری جامعه فیلیپین دیگر آن چنان همدلی ندارند و برایشان مهم نیست که جنبش اول ماه می و یاران خارج از کشور آنها چگونه عمل‌کردشان را بررسی می کنند. این نسل جدید مبارزان در بخش مواد غذایی، کشاورزی، دستفروشان و کارکنان هتل به کار کارگری می پردازند و در چند سال گذشته بسیار پرکار بوده و چه در عرصه آموزش و چه در عرصه متشکل کردن کارگران و پیشرفت هایی داشته اند كه مهم ترین دستاورد آن‌ها در بخش کارگران غیربومی است.
نهاد اول ماه می نمی تواند تغییراتی را ببیند که در سطح جامعه رخ داده است. آنها نمی خواهند بپذیرند که در جایگاه رهبری نیستند و باید قالب های جدیدی برای فعالیت در نظر بگیرند.
جنبش اول ماه می با حمایت بی چون و چرا از چین و سکوت در مقابل سرکوب جنبش دانشجویی میدان تیان آن من، بسیاری از نیروهای صادق خود را از دست داد و بعد از این همه سال، هنوز هم نتوانسته از این بختک بگریزد.
اگر جنبش اول ماه می با مشی مدل چینی مبارزه کارگری مرزبندی کند و بپذیرد که امروز چین به عنوان کشوری سرمایه داری در استثمار کارگران و نیروی کار ارزانش ید طولایی دارد و اقتصاد بسیاری از کشورها را با نابودی روبرو کرده است و همچنین با برخورد به گذشته خود، به نقد عمل‌کردش در رابطه با دیگر نهادهای کارگری و احزاب سیاسی بپردازد و از فرقه گرایی فاصله بگیرد، می تواند فضای سالمی را در جنبش كارگری بوجود بیاورد .

پیچیدگی نیروی کار و بخش های متفاوت جنبش کارگری فیلیپین امروز متشکل کردن نیروی كار را بسیار سخت کرده است زیرا شرایط اجتماعی جامعه، کارکرد سیاست های غیرانسانی بازار آزاد و فشار کار بیش از حد برای كسب حداقل درآمد، مزدبگیران را هر روز از هم دور می کند. در چنین شرایطی تشكل های فعال كارگری مختلف باید بپذیرند كه نمی توانند به تنهایی با بخش عظیم کارگرانی ارتباط بگیرند که امروز در شهرهای بزرگ زندگی می کنند و آنان را سازماندهی كنند و این كه هم آهنگی بیشتر میان گروه های مختلف كارگری ضروری است.

—————
زیرنویس ها:
1-آشنایی با فیلیپین : وسعت جمهوری فیلیپین 300 هزار کیلومتر مربع است . فیلیپین مجمع‌الجزایری است متشکل از 7 هزار جزیره که تنها 11 جزیره آن مسكونی است. اغلب نقاط این کشور نیز کوهستانی و زلزله خیز است. فیلیپین بالاترین ترین میزان نرخ تولد در آسیا را دارا است. برخی از پیش بینی‌ها نیز حاکی از آن است که طی سه دهه به احتمال زیاد جمعیت این کشور 2 برابر خواهد شد. فیلیپین دوازدهمین کشور پرجمعیت دنیا میباشد.
فیلیپین به مدت سه دهه مستعمره اسپانیا بوده است و نام خود را از یکی از پادشاهان اسپانیا در قرن شانزدهم گرفته است. این پادشاه فیلیپ دوم نام داشت. در اوائل قرن بیستم و پس از شکست اسپانیا از امریكا، فیلیپین برای مدت چند دهه توسط امریكا اداره می‌شد. اشغال فیلیپین توسط امریكا تاثیرات متفاوتی بر روی فرهنگ و زندگی مردم داشته است.
مردم به زبان های فیلیپینی و انگلیسی صحبت می كنند و مسیحیت و اسلام از مذاهب رایج در این كشور است. نزدیک به دو پنجم مردم فیلیپین در شهرهای بزرگ مانند مانیل که امکانات شهرنشینی بالای دارد زندگی می کنند و مابقی در شهرهای کوچک و روستاها ساكن هستند. طبق آمار بانک جهانی چهل و سومین اقتصاد بزرگ جهان است، با بودجه دویست و شانزده بیلیون در سال است .

  http://en.wikipedia.org/wiki/Philippines

مهم ترین منابع طبیعی این كشور چوب، نفت، نیکل، نقره، طلا، نمک، مس ، مهمترین محصولات کشاورزی و دامی نیشکر، نارگیل، برنج، ذرت، موز، آناناس، انبه، گوشت، تخم مرغ، ماهی و مهم ترین صنایع آن مونتاژ کالاهای الکترونیک، پوشاک، کفش، محصولات دارویی، مواد شیمیایی، محصولات چوبی، مواد غذایی، پالایش نفت، شیلات است. حجم مبادلات تجاری:112میلیارد دلار (51میلیارد دلار صادرات و 61 میلیارد دلار واردات)

http://enncomplex.com/?page_id=163

http://www.tni.org/article/activists-across-asia-explain-how-eu%E2%80%99s-free-trade-agenda-affects-them-3-labour-rights-phili-

AFL-CIO’s Secret War againstDeveloping Country Workers: Solidarity or Sabotage? (Lanham, MD: Lexington Books, 2010) *

http://en.wikipedia.org/wiki/U.S._Naval_Base_Subic_Bay#Philippine-American_War

Dilemmas of Domination, The Unmaske of theAmerican Empire – Walden Bello Metropolitan Books 2005

(Kilusang Mayo Uno, or May FirstLabour Movement

2- http://en.wikipedia.org/wiki/U.S._Naval_Base_Subic_Bay

3- http://en.wikipedia.org/wiki/U.S._Naval_Base_Subic_Bay

4-http://en.wikipedia.org/wiki/Special_economic_zone#List_of_SEZs_in_the_Philippines

5- http://www.dof.gov.ph/?page_id=1318)

6- http://www.skyinet.net/~courage/position/private1.htm)

7-http://www.global-arena.com/en/Location-Directory/Asia/South-Eastern-Asia/Philippines/philippine-economic-zone/

8-http://www.philippine-history.org/

9- گفتگوی زارامجیدپور با نینوتچکا روسکا، روزنامه نگار و فمینیست فیلیپینی٢٥ فروردین ١٣٨٩

-http://zara-majidpour.blogspot.de/2010/04/blog-post_17.html

10-http://www.iranzanan.com/women_studies/cat_19/002399.php?q=save

11-http://www.alighapo.com/post-10.aspx

12-http://hanafimohamad.blogfa.com/cat-16.aspx

13-http://www.ausaid.gov.au/publications/focus/focuspdfs/childlbr.pdf

14- http://zanestan.es/issue10/06,08,24,11,45,48

-15http://zara-majidpour.blogspot.de/2010/04/blog-post_17.html

16- http://www.humantrafficking.org/countries/philippines

17-http://zara-majidpour.blogspot.de/2010/04/blog-post_17.html

18-http://www.ravandno.net/Do_art_print.php?aid=30

http://irna.ir/NewsShow.aspx?NID=30475562

19 – وضعیت کارگران خارجی در کردستان عراق شرمآور است – مایکل کمبر- نیویورک تایمز-ترجمه: فرح طاهری

20- کنفرانس کسی غیرقانونی نیست- یدی محمودی -

www.hambastegi.org/farsi/maqalat/ham187-YadiM.htm

21-http://businessaccent.com/2009/10/18/philippine-labor-laws-that-employers-must-know

22-http://www.kittelsoncarpo.com/philippines-labor-employment/termination-of-employment)

23- theUnion Obrera Democratica (UOD)

24-http://ro.uow.edu.au/cgi/viewcontent.cgi?article=1005&context=unity&sei-redir=1&referer=http%3A%2F%2Fwww.google.ca%2Furl%3Fsa%3Dt%26rct%3Dj%26q%3Dchurch%2520support%2520labour%2520movement%2520in%2520philippine%26source%3Dweb%26cd%3D4%26ved%3D0CDUQFjAD%26url%3Dhttp%253A%252F%252Fro.uow.edu.au%252Fcgi%252Fviewcontent.cgi%253Farticle%253D1005%2526context%253Dunity%26ei%3DoOPzTpL8LsTq0gHF1cm-Ag%26usg%3DAFQjCNGk3UhHx2S4uNqOjAAXWMswsay_0Q#search=%22church%20support%20labour%20movement%20philippine%22

25- The Collective Labor Movement (CLM)

26- the Confederate Worker’s Alliance (Communist Wing) and the NationalFederation of Labor (conservative wing).

27-http://survey07.ituc-csi.org/getcountry.php?IDCountry=PHL&IDLang=EN

28- شناختجنبش های جدید کارگری در جهان سوم، كیم سایپس، نسرین ابراهیمی

29- http://en.wikipedia.org/wiki/Crispin_Beltran

30-http://www.kilusangmayouno.org/

31- the Union Impresores y Litografos de Filipinas in1892 and the

Congressof Labor Organizations (CLO) of the 1950’s

32- Citizens’Action Party – Akbayan

33-http://www.docstoc.com/docs/6245661/Tiananmen_Square_protests_of_1989

34- The Alliance for ProgressiveLabor(APL)

35- The Association of Southeast Asian Nations,or ASEAN

http://www.aseansec.org/1217.htmhttp://www.apl.org.ph/

36- http://www.apl.org.ph/?s=May+day

37-Kilusang Magbubukid ng Pilipinas (PeasantMovement of the Philippines

38-http://kilusangmagbubukid.weebly.com/about.html

39- Workers Assistance Center (WAC, Philippines

40-http://www.wacphilippines.com/

41-http://en.wikipedia.org/wiki/Hukbalahaps

42-http://www.solidaritycenter.org/content.asp?contentid=452

http://www.trafficking.org.ph/v5/

43-http://www.ilo.org/manila/info/public/pr/WCMS_174681/lang—en/index.htm

http://jobmarketonline.com/popups/view/3579

44-http://icls.or.kr/bbs/view.php?id=en_reports&page=1&sn1=&divpage=1&sn=off&ss=on&sc=on&select_arrange=subject&desc=desc

45-http://www.bulatlat.com/news/6-9/6-9-readerpetras.htm

46- – http://www.solidarity-us.org/node/64

كانون مدافعان حقوق كارگر

 

اصل متن در سایت جتبش کارگری موجود می باشد .


دیدگاه خود را بنویسید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: