توسط سردبیر در
0

تغییر اندازه فونت:

کمیته انتشارات بنیاد پاک

مهمترین قدرتی که طبقه کارگر برای رسیدن به منافع خویش به آن متکی است، تشکیلات است .

تشکیلات ، اتحاد و همبستگی می بخشد و طبقه کارگر را قدرتمند می سازد و باعث پیروزی اعتصاب و مبارزه کارگری می شود.

متاسفانه در شرایط فعلی ، طبقه کارگر ایران فاقد تشکیلات موثر و قدرتمند کارگری است . در حال حاضر هیچ سازمان ، حزب ، شورا ، مجمع و سندیکای کارگری قدرتمند وتاثیرگذاری درشرایط طبقه کارگر ایران وجود ندارد.

سندیکاها یا سازمان های کوچک کارگری وجود دارند، اما موثر، سراسری و با دوام  نیستند. پاسخ به این سوال که «چرا طبقه کارگر ایران دچار ضعف تشکیلاتی است؟» می تواند تا حدی راهگشای طبقه ما در ایجاد تشکل های قدرتمند کارگری باشد.

چرا طبقه کارگر ایران ، متشکل نیست؟

عامل ذهنی (عدم آگاهی طبقاتی)

کارگران در ایران عموما خود را به نام طبقه کارگر نمی شناسند. به این معنا که هر یک خود را یک کارگر می بینند و احساس تعلق به یک طبقه سراسری و هم سرنوشت را ندارند.

به این دلیل که کارگران ایرانی به طور معمول از وقتی که وارد محیط کار می شوند، همین وضعیت بی تشکلی ، پراکندگی و انفراد طبقه را به چشم می بینند و هیچگاه تجربه فعالیت متشکل ندارند و بنابراین ضرورت تشکل و اتحاد را به خوبی نمی فهمند.

به عنوان مثال ، کارگری که از ابتدای کار خود هرگز سندیکا را ندیده و نه شنیده است و با مفهوم آن کوچکترین آشنایی ندارد ، مطمئنا به لحاظ ذهنی با فواید و ضرورت های داشتن تشکلی کارگری مانند سندیکا آشنا نیست. دقیقا مانند کسی که فلان غذا را اصلا نخورده باشد و اسمش را هم نشنیده باشد.

برطرف کردن موانع ذهنی در کارگران و ایجاد آگاهی طبقاتی نسبت به مزیت ها و فواید یک تشکل کارگری مستلزم دو چیز است.

1-رهبران آگاه ِ کارگری ، ضرورت تشکل جهت بهبود وضعیت اقتصادی و سیاسی طبقه کارگر را توضیح داده و کارگران را با انواع تشکل های کارگری مانند سندیکا ، شورا ، مجمع عمومی  و … از نظر نوع سازمان دهی و تاریخچه آشنا کنند .  رهبران طبقه کارگر باید فعالیت آموزشی- تبلیغی خود درباره فواید تشکل های کارگری را در مراکز تولید به شدت پیگیری نمایند.

2- برای تشکل کارگری هیچ تبلیغی بهتر از ایجاد آن نیست ، همانطور که بهترین تبلیغ برای سیب ارائه آن جهت خوردن است.

اگر تشکل های کارگری علنی در واحد های تولیدی مهم کشور، به صورت موفق تاسیس شوند، در ادامه کار خود با نتایج مفیدی که برای مبارزات کارگری دارند ؛ به سرمشق و نمونه ای برای کارگران سراسر کشور تبدیل می شود .

اینجا با یک گل بهار خواهد شد و از یک گل صدها خواهد شکفت. یک تشکل موفق و مبارز در یک مرکز مهم تولید، باعث ایجاد صدها تشکل کارگری مشابه در ایران خواهد شد.

طبقه کارگر ایران تشنه تشکل ، اتحاد ، مبارزه و پیروزی است. فقط باید ایجاد عملی تشکل های کارگری را از جایی شروع کرد که این برعهده رهبران کارگری است.

عوامل عینی

1-سرکوب تاریخی

 اولین مانع عینی ایجاد تشکل های کارگری ، سرکوب و اختناق ایجاد شده توسط دولت های  حاکم مدافع سرمایه داری است که از ابتدای ایجاد طبقه کارگر تا امروز و به جز دوران های خیلی کوتاه در تاریخ ایران وجود داشته است.

سرکوب تشکل های کارگری ، البته مخصوص فقط ایران نیست و لطف دولت های سرمایه داری ، کم و بیش شامل رفقای کارگر ما در دیگر کشور های فقیر و توسعه نیافته هم می شود.

اما از حق نگذریم . جمهوری اسلامی سرآمد خشونت علیه کارگران و در این زمینه بی رقیب و بی همتا است . شدیدترین نوع سرکوب طبقه کارگر ایران در دوران جمهوری اسلامی تجربه شده است.

این رژیم از ابتدای پیدایش خود ، انواع تشکل های کارگری مستقل را ممنوع کرده ، رهبران کارگری را به زندان انداخته و هرگونه تلاش برای ایجاد تشکل های کارگری را در نطفه خفه کرده است.

در سال های اخیر مهمترین نمایش این سرکوب را ، در نحوه برخورد جمهوری اسلامی با سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران ، دیدیم . رژیم این سندیکای کارگری را در همان بدو تشکیل به شدیدترین شکل سرکوب  و منصور اسانلو و دیگر رهبران سندیکا را با محکومیت های سنگین روانه زندان کرد.

علت این سرکوب ، بدجنسی و رذالت اخلاقی حاکمان یا کمبود تمرین دموکراسی نیست و به شرایط سرمایه داری در کشورهای توسعه نیافته نظیر ایران بر می گردد.

در کشورهای توسعه یافته ِ صنعتی به دلیل سطح تکنولوژی بالا و حجم عظیم سرمایه ، تولیدات  با قیمتی ارزان تر از کشورهای فقیری مانند ایران روانه بازار مصرف می شوند.

در کشورهای توسعه نیافته مانند ایران سرمایه دار به علت ضعف ِ سرمایه و نداشتن ِ تکنولوژی پیشرفته ، قادر به رقابت با تولیدات کشورهای پیشرفته صنعتی نیست ، مگر اینکه برای کاهش هزینه های تولید دستمزد بسیار پایین و «بخور و نمیری»  به کارگر بدهد.

به عبارت دیگر سرمایه دار داخل ایران برای ورشکست نشدن ، افزایش هزینه های تولید را که  به دلیل ضعف تکنولوژی و سرمایه است  با ارائه دستمزد بسیار پایین به کارگران جبران می کند.

همه می دانیم که دستمزد پایین معنایی جز فقر و بدبختی برای کارگران ندارد.

بنابراین ما به عنوان عنوان اکثریت موثر جامعه ناچار به اعتراض و مبارزه هستیم و اعتراض هم با اتحاد و تشکل ممکن و شدنی است. سرمایه دار نمی تواند به کارگری که متحد و متشکل است ، چنین دستمزد هایی پایینی بدهد.

سرمایه داران میان خود چنین می گویند: «اگر سندیکا ، شورا و مجمع کارگری موجود باشد که سنگ روی سنگ بند نمی شود ، کارگر طلبکار می شود ، هر چقدر که مزد بدهی باز هم می گوید کم است ، بیش ترش کن!»

در چنین شرایطی اعتراض، اعتصاب ، اتحاد و تشکل کارگران ، برای طبقه سرمایه دار و دولت حامی اش خطرناک و بر هم زننده امنیت سرمایه داری است.

به همین دلیل سرمایه دارِ کشور هایی مثل ایران با دولت و پلیسی که در اختیار دارد ، کارگران را سرکوب می کند و از ایجاد هر گونه تشکل کارگری اعم از سندیکا، سازمان و حزب ِکارگری جلوگیری می کند تا بتواند کماکان همان دستمزد «بخور و نمیر» را به کارگر بدهد و ماندگاری سود خود را  به پشتوانه سرکوب دولتی تضمین کند.

جمهوری اسلامی در این سی سال حکومتش ، وظیفه خود در دفاع از سرمایه داری را به بهترین شکل انجام داده و هر گونه تشکل کارگری مستقل را تحت بهانه هایی مانند توطئه ، اقدام علیه امنیت ملی و ضدانقلاب سرکوب کرده است.

2- دستمزد بسیار پایین و نا امنی شغلی

کارگر با دستمزد «بخور و نمیر» ، فاقد  پس انداز مناسب است و در صورت بیکاری قادر به اداره زندگی خود و خانواده اش در مدت طولانی نمی باشد. می دانیم که مدت زمان و مقدار دریافت بیمه بیکاری نیز ناچیز و محدود است.

 به همین خاطر  ادامه زندگی کارگر و خانواده اش در صورت اخراج شدنش توسط کارفرما بسیار سخت و مشکل است .

 هر کارگری می داند که مبارزه و تلاش برای ایجاد تشکل کارگری ممکن است باعث برخوردهای  پلیسی و یا حداقل اخراج از کارخانه شود.

علاوه بر این ، تعداد بسیار زیاد کارگران بیکار و «قراردادهای موقت کار» دست کارفرمایان را  در اخراج کارگران معترض و خواهان تشکل باز گذاشته است.

متاسفانه در شرایط فعلی ایران ، برای هر شغلی در مراکز تولید ، صدها و هزاران کارگر بیکار وجود دارند که در مواقع لازم توسط کارفرما جایگزین می شوند.

همه این مسائل باعث می شود که جسارت طبقه کارگر در مبارزه برای ایجاد تشکل کارگری پایین بیاید و کارگر در حین مبارزه وضعیت خانواده اش را در صورت بیکاری و زندانی شدن خود در نظر گیرد.

در مبارزه کارگری برای حق تشکل این محدودیت های واقعی را نمی توان نادیده گرفت ، بلکه باید تاکتیک های مبارزه را با توجه به تمام ملاحظات طراحی کرد و پیش برد.

3-«قانون ضد کارگری کار»:

در «قانون کار» جمهوری اسلامی غیر از تشکل های فرمایشی و دولتی (بسیج-شورای اسلامی-انجمن اسلامی) اجازه ایجاد هیچ گونه تشکل مستقل کارگری داده نشده است.

غیر از این هم بود جای تعجب داشت ، چرا که به هر حال فلسفه وجودی این قانون دفاع همه جانبه از منفعت سرمایه داران است و ما کارگران در نوشتن و تصویب آن هیچ نقشی نداشته ایم .

به هر صورت همین «بهانه غیرقانونی بودن» ، دست کارفرما ، سرمایه دار و پلیس را برای سرکوب رهبران کارگری خواهان تشکل مستقل ، باز گذاشته است.

طبقه معمول قضات بیدادگستری هم فعال هستند تا کارگران مبارز را به جرم ایجاد تشکل غیرقانونی روانه زندان کنند.

موارد عنوان شده ، مهمترین موانع بر سر ایجاد تشکل های کارگری هستند . ایجاد تشکل های مستقل طبقه کارگر در ایران کار ابدا ساده ای نیست . اما هنر و قدرت رهبر کارگری در این است که علیرغم همه این موانع ، اوضاع را به نفع ایجاد تشکل های کارگری تغییر دهد. طبقه کارگر ایران چاره ای ندارد جز اینکه با در نظر گرفتن تمام موارد فوق به مسئله زیر پاسخ تاکتیکی و واقع بینانه دهد:

ایجاد تشکل و اتحاد میان طبقه کارگر چگونه ممکن است؟

1) سرمایه داران از نهادهای بسیار متنوعی برای استمرار بهره کشی و سرکوب طبقه کارگر بهره می گیرند. ارتش، پلیس ، دادگاه ، تلویزیون ، احزاب و …  همه و همه ابزارها و نهاد های مختلف نظام سرمایه داری برای ادامه حیات خود و سرکوب طبقه کارگر هستند.

در مقابل چنین شبکه گسترده ای از ابزار سرکوب و قدرت ، طبقه کارگر نیز نباید خود را به نوع خاصی از روش مبارزه محدود سازد و باید در حد توان و امکان خود و با توجه به شرایط از تاکتیک های متنوع و گسترده مبارزاتی استفاده کند.

یکی از مهمترین  ابزارهای مبارزه تشکل های کارگری هستند. برخی از سازمان ها و احزاب ، مبارزه را به یک نوع خاص از تشکل کارگری محدود می کنند و گونه های دیگر تشکل را محکوم و طرد می کنند.

این نگاه محدود و جزئی نگر به شکل ملزم کردن طبقه کارگر به یک تشکل خاص و طرد کردن انواع دیگر تشکل ها در حقیقت محروم کردن کارگر از ابزارهای متنوع و گسترده اش در مبارزه دشوار طبقاتی است.

در حالی که انواع مختلفی از تشکل های مستقل کارگری مانند مجمع عمومی ، شورا، سندیکا و غیره وجود دارند ، که با توجه به شرایط مشخص محل تولید ممکن است یک یا ترکیبی از آن ها برای مبارزه کارگری کارآمدتر باشند.

مهم آن است که رهبران کارگری در هر مرکز تولید نوعی از تشکلی را انتخاب نمایند که منافع کارگران را از هرجهت به شکلی بهتر و مطلوب تر نمایندگی و تامین کند. برای انتخاب نوع تشکل هیچ ملاک و شاخصی به جز منفعت طبقه کارگر وجود ندارد.

2) هیچ تاکتیک و فرمول از پیش تعیین شده و سرراستی برای ایجاد تشکل کارگری وجود ندارد.  بنا بر شرایط هر محیط تولیدی و تناسب قوا در محل ، طبقه کارگر می تواند روش های مختلفی برای ایجاد تشکل کارگری در پیش بگیرد.

برای انتخاب تاکتیک مبارزه جهت ایجاد تشکل کارگری توجه به شرایط خاص هر مرکز تولید بسیار مهم است. نوع تولید ، تعداد کارگران ، تاریخچه مبارزات کارگری آن مرکز، کیفیت شناخت توده کارگران از مفهوم  تشکل و گونه های مختلف آن ، میزان نفوذ رهبران کارگری و غیره همه و همه در انتخاب روش مبارزه و نوع تشکل کارگری نقش تعیین کننده و مهمی دارند.

بنابراین نمی توان و نباید برای همه مراکز کارگری نسخه یکسانی تجویز کرد . همه چیز به آگاهی و خلاقیت رهبران کارگری در همان محل تولید برمی گردد.

 برای نمونه در محیطی که سنت مبارزاتی چنان قدرتمند است که رهبران کارگری مجبور به اقدامات ابتدایی نیستند ، می توان  مثلا سندیکا را به عنوان شکل پیشرفته ای از تشکل ایجاد کرد  و به عنوان مثال در مرکز تولید دیگری ، که طبقه کارگر از نظر سازمان دهی فاقد هر گونه تجربه می باشد ، برای شروع می توان کارگران را ابتدا به دور هم جمع کرد و مجمع عمومی راه انداخت و در بعد از چند مدت با ادامه تجربه مجمع عمومی و تقویت سازمانیافتگی کارگران، شورای کارگری را تاسیس نمود.

3) قبل از سازمان دهی کارگران برای ایجاد تشکل در یک واحد تولیدی ، لازم است کسانی که رهبری چنین کاری را پذیرفته اند ، خودشان متحد و متشکل شوند.

 تا زمانی که رهبران آگاه کارگری ، متشکل نباشند ؛ قادر به انجام هیچ کاری علی الخصوص سازمان دهی و ایجاد تشکل میان کارگران نیستند.

 پس قبل از هر چیز به ایجاد تشکل میان رهبران کارگری به عنوان مقدمه ایجاد هر نوع تشکل کارگری می پردازیم و در ادامه مبحث ، به انواع تشکل های کارگری ، تاریخچه شکل گیری و استمرار آن ها در ایران و جهان ، نحوه تاسیس و کارکرد آن ها ،  نقاط قدرت و ضعفشان و اینکه هر یک در چه شرایطی می توانند مفیدتر باشند ؛ خواهیم پرداخت.

 ———————————————————————————————-

متن توسط سردبیر ویرایش شده است .

متن برگرفته از فصل دوم کتاب “الفبای مبارزه کارگری” منتشر شده توسط بنیاد پژوهشی – آموزشی کارگران (بنیاد پاک) است .


نوشتن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *