توسط سردبیر در
0

تغییر اندازه فونت:

کمیته انتشارات بنیاد پاک

در هر مرکز تولید کارگرانی هستند که بیش از بقیه اشتیاق و آگاهی مبارزه و اعتصاب دارند. اینان کارگران را به اعتصاب تشویق می کنند ، برای مبارزه و اعتصاب تصمیم می گیرند، مراسم های کارگری را برگزار می کنند و برای ایجاد تشکل کارگری برنامه ریزی می کنند.

این ها رهبران واقعی و علنی طبقه کارگر هستند و به طور معمول در هر مرکز تولید همدیگر را می شناسند و با هم رفاقت دارند.

اما آشنایی کافی نیست ، رهبران کارگری  قبل از هر چیز باید خود متحد و متشکل شوند.

هر مبارزه ای برای موفقیت نیاز به رهبرانی متشکل دارد ، که با همفکری یکدیگر، کارگران را تا رسیدن به اهدافشان رهبری کنند.

برای تشکل و اتحاد رهبران کارگری روش های مختلفی وجود دارد. اما چیزی که ما پیشنهاد می کنیم یک جمع غیر رسمی و غیر علنی به نام «کمیته رهبران کارگری» است.

«کمیته رهبران کارگری» ، جمعی از رهبران کارگران در هر مرکز تولید هستند که به طور متحد مبارزات کارگری را در جهت بدست آوردن حقوق کارگری اعم از افزایش دستمزد، ایجاد تشکل ، کنترل بر تولید و … رهبری و هدایت می کنند.

«کمیته رهبران کارگری» یک جمع غیر رسمی و غیر انتخابی از کارگران هر مرکز تولید هستند که به طور آگاهانه ، وظیفه رهبری کارگران را بر عهده  گرفته اند.

از آن جایی که کارفرما و پلیس سیاسی همیشه سعی دارند تا رهبران ، طراحان و مشوقان مبارزات کارگری را  شناسایی کنند و با اخراج یا دستگیری آن ها جنبش کارگری را سرکوب و بی اثر کنند ، مخفی بودن و غیر علنی بودن «کمیته رهبران کارگری» اهمیت زیادی دارد.

این رهبران باید سعی کنند تا هر چه بیش تر از چشم پلیس و کارفرما دور بمانند و به اصطلاح خودمانی تابلو نشوند.

این ها رهبران با تجربه ، زبده و آموزش دیده  طبقه کارگر هستند و بود و نبودشان در یک مرکز تولید ، سرنوشت ساز و تعیین کننده است.

به همین دلیل بهتر است تا در جریان مبارزات ، ترکیب اعضای «نمایندگان کارگران» که به مذاکره با پلیس و کارفرما می پردازند ، متفاوت با اعضای «کمیته رهبران کارگری» باشد تا  «کمیته رهبران کارگری» برای دشمنان کارگران مخفی و ناشناخته بماند.

مهمترین وظیفه اعضای «کمیته رهبران کارگری» رعایت اصول امنیتی و مخفی نگه داشتن هویت و اعضای کمیته مورد نظر می باشد.

حتی بقیه کارگران شاغل در یک مرکز تولید نیز نباید از وجود چنین کمیته ای و ترکیب اعضای آن باخبر شوند.

وظایف اساسی «کمیته رهبران کارگری»

1- متحد ساختن کارگران.

2- رفع مسائل و مشکل های کارگری در محل تولید.

3- زمینه سازی و تاسیس تشکل های کارگری.

4- رهبری غیر رسمی مبازرات کارگری نظیر اعتصاب ،  تحصن و تجمع های کارگری.

5- آموزش کارگران مستعد و جذب آن ها به «کمیته رهبران کارگری»

نحوه اداره«کمیته رهبران کارگری»

اعضای این کمیته باید به شکل مخفی  و حداقل هفته ای یک بار به دور هم جمع شوند و درباره مسائل و مبارزات کارگری تصمیم گیری کنند. روش اطلاع رسانی به اعضا درباره زمان و محل جلسه کمیته باید حضوری و غیر تلفنی باشد.

چون تلفن به هیچ وجه وسیله امنی برای اطلاع رسانی اعضای کمیته به یکدیگر نمی باشد و تنها برای احوالپرسی و امور شخصی اعضای کمیته باید بکار برده شود.

موضوع فعالیت های کمیته

اول) انتخاب دبیر کمیته

 کمیته باید در اولین جلسه خود یک نفر از اعضا را به عنوان «دبیر کمیته» انتخاب کند. وظایف دبیر کمیته ، هماهنگی اعضای کمیته، اداره جلسات و جمع بندی مصوبات می باشد.

جمع بندی مصوبات به شکل صورت جلسه است . در صورت جلسه ، تاریخ ، اسم و امضای حاضرین و کلیه مصوبات همان جلسه درج می شود.

مصوبات کمیته با رای اکثریت (نصف به علاوه یک نفر) حاضرین در جلسه به تصویب می رسد. تعیین اینکه جلسه با حضور چند نفر از اعضای کمیته رسمی است ، به تصمیم اعضای کمیته در جلسه اول آن بستگی دارد.

بنا بر ملاحظات امنیتی کلمه «کمیته» و اسامی غائبین به هیچ عنوان درج نمی شود و متن به عنوان صورت جلسه معمولی نوشته می شود، به گونه ای که گویا چند نفر کارگر دور هم جمع شدند و تصمیماتی گرفتند و هیچ تشکیلاتی وجود ندارد.

مخفی نگه داشتن صورت جلسه ها به نحوی که بعدها با دستگیری احتمالی و تفتیش منزل به هیچ شکلی در اختیار پلیس سیاسی قرار نگیرد ، برعهده دبیر کمیته است و به خلاقیت او بستگی دارد.

 به عنوان مثال می توان صورت جلسه ها را تبدیل به فایل مخفی کامپیوتری کرد.

دوم) بررسی تحلیلی رخدادها ، اخبار کارگری و گزارش اعضا

این بررسی  شامل موارد زیر می باشد:

1-رخدادها و اعتراض های محل تولید.

2- اخبار کارگری و سیاسی کشور.

3- گزارش هر یک از اعضای کمیته از فعالیت خویش طی هفته گذشته.

کمیته باید کاملا از اخبار و رویدادهای کارگری-سیاسی در ابعاد محلی و کشوری مطلع باشد و آن ها را از تاثیر بر سرنوشت و منافع کارگران همان مرکز و کلیت طبقه کارگر تحلیل کند و به یک جمع بندی درونی بین اعضای کمیته برسد.

برنامه ریزی و سازمان دهی مبارزه کارگری بدون داشتن تحلیل کامل از شرایط ، مانند راه رفتن با چشمان بسته است.

سوم) برنامه ریزی جهت ایجاد و گسترش اتحاد و همبستگی کارگری.

اتحاد و همبستگی کارگری مقوله ای فراتر از تشکل کارگری است . تشکل کارگری یکی از نمود های اتحاد و گامی در راه تقویت آن است.

جایی که کارگران متحد نباشند ، شرایط برای ایجاد تشکل کارگری فراهم نیست . تنها اتحاد کارگری در شکل های ابتدایی آن می تواند زمینه ساز ایجاد تشکل کارگری در مرکز تولید گردد.

در مراکزی که هنوز تشکل کارگری وجود ندارد ، کارهای مختلفی برای ایجاد همبستگی و اتحاد بین کارگران می توان انجام داد.

- برگزاری اردوهای تفریحی برای کارگران و خانواده هایشان در روزهای تعطیلات.

- تاسیس صندوق مالی کارگری و ارائه وام بدون بهره به کارگران.

- برگزاری مراسم ها و جشن ها برای کارگران و خانواده هایشان.

- و ….

 بنابر اولویت و شرایط همه این ها اقدامات جهت عمق بخشیدن به همبستگی و اتحاد کارگری می تواند در دستور کار کمیته قرار گیرد.

چهارم ) زمینه سازی برای تاسیس تشکل های کارگری.

اگر شرایط آزادی برای ایجاد تشکل های مستقل کارگری وجود داشت ، نیازی به تشکل مخفی  «کمیته رهبران کارگری» نبود.

اما غیر قانونی بودن تشکل های مستقل و رسمی کارگری مانند سندیکا ، مجمع عمومی ، شورا و سرکوب خشن و پلیسی سرمایه داری وجود «کمیته رهبران کارگری» را ضروری ساخته است.

در شرایطی که در یک مرکز تولید تشکل رسمی و علنی کارگری وجود ندارد ، وجود کمیته مخفی متشکل از رهبران کارگری برای هدایت و پیشبرد اعتصاب های و مبارزات کارگری ضروری است.

در عین حال غیر قانونی بودن تشکل های مستقل کارگری نباید مانعی برای ما کارگران باشد. قانونی که سرمایه داران برای حفظ منافع خود نوشته اند ، برای ما به اندازه پشیزی ارزش و احترام ندارد .  قانونی که در آن حتی حق تشکل نداریم ، قانون ما نیست و حتی ذره ای رسمیت و مشروعیت ندارد.

یکی از وظایف کمیته زمینه سازی برای ایجاد تشکل های علنی کارگری علی رغم غیر قانونی اعلام شدن آن ها است .

بخشی از فعالیت «کمیته رهبران کارگری» برای ایجاد یک تشکل کارگری ایجاد گروه تبلیغ برای شناساندن آن به کارگران و بخش دیگر آماده ساختن زمینه برای ایجاد و تاسیس تشکل کارگری است .

تعدادی از اعضای کمیته باید سعی کنند تا با کسب رای کارگران به عنوان رهبران تشکل علنی کارگران انتخاب شوند. این تلفیق مبارزه علنی و مخفی است که در شرایط سرکوب ضروری است.

کمیته که چکیده ای از رهبران آگاه و آموزش دیده کارگری است با حضور برخی اعضایش در رهبری تشکل علنی کارگری می تواند در انتخاب جهت گیری ها و تاکتیک های درست کارگری نقش مهمی ایفا کند.

البته نباید همه اعضای کمیته وارد رهبری تشکل کارگری شوند ، چرا که در صورت دستگیری یا اخراج اعضای رهبری تشکل ، «کمیته رهبران کارگری» نیز متلاشی می شود و کارگران  همه رهبران علنی و مخفی خود را از دست می دهند.

در مبحث مربوط به سندیکا ، مجمع عمومی و شورا مفصل به وظایف «کمیته رهبران کارگری» در جهت زمینه سازی ایجاد و تاسیس این تشکل ها پرداخته ایم.

اما مسئله این است که در شرایط فعلی اگر کارگران یک مرکز تولید موفق به تاسیس تشکل کارگری علنی خود شوند ، آیا وجود «کمیته رهبران کارگری» منتفی است و به آن نیازی نمی باشد؟

جواب به دلایل زیر منفی است:

1- اگر کارگران موفق به تاسیس تشکلی علنی بشوند ، زیر ضرب و حمله پلیس قرار خواهند گرفت و باید برای تثبیت شان به تشکل و رهبران آن کمک کرد. برای این کار، وجود «کمیته رهبران کارگری» به عنوان یک جمع رهبری مخفی و دور از چشم پلیس ، بسیار مفید است.

2- تشکل های علنی کارگری به خاطر تحت فشار و سرکوب بودن ، قادر به ارتباط راحت و علنی با  تشکل های مراکز دیگر تولید نیستند. کمیته های مخفی کارگری می توانند به عنوان مفاصل ارتباطی تشکل های کارگری ، سراسری شدن تشکل ها و مبارزات کارگری را ممکن کنند.

3- کادر سازی ، آموزش کارگران مستعد و انتشار برخی جزوات آموزشی نمی تواند توسط یک تشکل علنی کارگری که تحت نظر و سرکوب پلیس سیاسی است ، به راحتی انجام شود . دادن  چنین آموزش هایی توسط «کمیته رهبران کارگری» و در شکل مخفی آن راحت تر است.

پنجم ) تصمیم گیری درباره مسائل و مشکلات کارگری.

کارگران در محیط کار مسائل و مشکلات متنوعی دارند که برای حل آن ها نیاز به مبارزه مشترک و متحد دارند. اعضای کمیته مسلما مشکلات و مسائل کارگری را می شناسند.

اما باید مسائل کارگری را طبقه بندی کرد و برای حل هر کدام آن ها برنامه ریزی مشخص داشت.  مشکلات کارگری در دسته های اصلی زیر قرار می گیرند:

- دستمزد و اضافه کاری.

-استخدام و اخراج کارگران.

- بهداشت و سلامت محیط کار.

- تغذیه مناسب در محیط کار(صبحانه ، نهار ، شام ، چای ، شیر).

- ساعات کار در روز و هفته.

برخی مشکلات کارگران بیش از بقیه سراسری هستند و کلیت طبقه کارگر به شکلی تقریبا  یکسان با آن ها درگیر هستند . مانند دستمزد.

طبیعتا برای حل مسائلی نظیر دستمزد بیش تر نیاز به مبارزه سراسری طبقه کارگر است. اما تا آن زمان لازم است که با توجه به شرایط و درهر محیط کار بر سر این گونه مسائل مبارزه کرد و همزمان به لحاظ ذهنی و عینی شرایط را برای مبارزه ای سراسری فراهم نمود.

یعنی اولا کمیته ها به رفقای کارگر خود در محیط تولید بفهمانند که مثلا دستمزد مشکل این و آن مرکز تولید نیست ، بلکه مسئله همه طبقه کارگر است (شرایط ذهنی) و ثانیا کمیته ها با ایجاد ارتباط و اتحاد میان خود و دیگر رهبران و تشکل های کارگری زمینه را برای مبارزه سراسری فراهم آورند(شرایط عینی).

برخی از مشکلات و خواست های  کارگران بیش تر جنبه محلی دارند و برای هر مرکز تولید به  شکل خاصی مطرح می باشند مانند بهداشت محیط کار.

البته حتی همین مشکلات محلی نیز ریشه در شرایط کلی طبقه کارگر و محرومیت اش از قدرت سیاسی دارد ولی به هر حال کمیته باید مبارزه برای این گونه خواسته ها را با توجه به شرایط همان مرکز تولید و تناسب قوا برنامه ریزی کرده و پیش ببرد.

ششم) بررسی و تصویب برنامه کاری.

هر کمیته ای برای انجام وظایف و اهداف خود باید برنامه ریزی بلند مدت و کوتاه مدت داشته باشد.

برنامه ریزی بلند مدت:

شامل فعالیت هایی  است که یک کمیته ظرف سه ماه (یک فصل) تصمیم به انجام آن ها می گیرد. این برنامه ریزی در اول هر فصل و برای سه ماه آینده صورت می پذیرد.

به عنوان مثال ، کمیته ای در فصل بهار و برای سه ماه ابتدایی سال تصمیم می گیرد که اواخر فروردین با رهبران کارگری مراکز تولید X  و Y جهت برگزاری مراسم مشترک ارتباط و جلسه مشترک برقرار کند، 11 اردیبهشت مراسم روز جهانی کارگر را برگزار کند ، تا انتهای اردیبهشت سه نفر از کارگران را در سطح کادر مبارزه آموزش دهد، در ده روز اول خرداد یک نشریه اخبار و تحلیل کارگری منتشر کند و به دست کارگران برساند و در نیمه خرداد برای بهبود وضعیت بهداشتی آن مرکز یک اعتصاب کارگری را رهبری کند.

این همان برنامه ریزی بلند مدت کمیته است که البته ممکن است ، امور جزئی یا کلی آن با توجه به شرایط روزعوض شود. مثلا کمیته در خرداد ماه به این نتیجه برسد که شرایط برای اعتصاب فعلا فراهم نیست یا اینکه با رهبران کارخانه Y به توافق برای جلسه مشترک نرسد. اما هر کمیته قطعا باید این برنامه را در اول هر فصل داشته باشد.

بعضی اهداف کمیته ها مانند تاسیس تشکل کارگری در محیط تولید ، قابل بیان در یک برنامه بلند مدت نیستند اما می توان در یک برنامه بلند مدت کارهای لازم برای زمینه سازی چنین اهدافی را تعریف کرد و گنجاند.

به عنوان مثال فعالیت تبلیغی برای ضروت وجود تشکل کارگری و برگزاری مجمع عمومی کارگران در همان مرکز، می توانند برنامه های بلند مدت (سه ماهه) در راستای ایجاد شرایط تاسیس یک تشکل کارگری باشد.

برنامه ریزی کوتاه مدت :

شامل فعالیت هایی است که یک کمیته در جهت رسیدن به اهداف بلند مدت (سه ماهه) خود ، ظرف هفته آینده تصمیم به انجام آن ها می گیرد. این برنامه ریزی در اول هر هفته و برای روزهای هفته پیش رو انجام می شود.

کمیته باید برنامه هفتگی و  کوتاه مدت خود را هر جلسه بررسی کند و جزئیات اجرای آن را به تصویب اکثریت اعضای حاضر خود برساند.

کمیته ابتدا باید مناسب ترین نوع تشکل برای شرایط موجود در محل تولید را انتخاب کند و بعد برای زمینه سازی و تاسیس آن تشکل مشخص برنامه ریزی کند.

هقتم) تعیین وظایف هفتگی اعضای کمیته 

بر اساس برنامه کوتاه مدت (هفتگی) باید وظایف هر یک از اعضای کمیته در هفته آینده تعیین گردد و به تصویب کمیته برسد .

بهتر آن است که هر عضوی برای پذیرفتن مسئولیت و انجام فعالیت مشخص داوطلب شود و پیشنهاد کند. کمیته بنا بر توانایی عضو جهت انجام آن فعالیت و بر اساس رای اکثریت ، وظایفی را برعهده عضو خود قرار می دهد.

وظیفه هفتگی ای که برعهده یک عضو قرار می گیرد ، باید به شکل دقیق و مشخص تعریف شده باشد و از کلی گویی هایی که باعث تفاسیر و تعبیرهای مختلف می گردد ، پرهیز شود.

در جلسه بعد ، اعضای کمیته درباره چگونگی اجرای وظیفه برعهده خود و پیشرفت کار به دیگر اعضا گزارش می دهند و می بایست در مقابل کمیته پاسخگو باشند.

هشتم) آموزش و اطلاع رسانی برای همه کارگران

یکی از وظایف کمیته کارگری آموزش و اطلاع رسانی برای همه کارگران مرکز تولید و درباره مسائل کارگری است این آموزش و اطلاع رسانی می تواند شامل موارد زیر باشد:

- حقوق اساسی کارگران.

- آشنایی با قانون کار فعلی.

- تاریخچه طبقه کارگر و مبارزات آن در سطح ایران و جهان.

- آشنایی کلی با تشکل های مختلف کارگری مانند سندیکا ، مجمع عمومی ، شورا و  ….

- اطلاع رسانی درباره اخبار کارگری ملی و بین المللی.

- اطلاع رسانی درباره تحولات و اخبار مرکز تولید.

- آشنایی با خاطرات و تجریبات مفید مبارزات کارگری.

کمیته برای ارائه اطلاع رسانی و آموزش ها به همه کارگران یک مرکز تولید از روش های زیر می تواند بهره گیرد:

- انتشار نشریه و مقاله کارگری.

- برگزاری جلسات سخنرانی و سمینارهای کارگری.

-برگزاری مراسم های کارگری.

-خبر رسانی به شکل شفاهی و دهان به دهان.

- ایجاد وبلاگ و سایت اینترنتی ویژه آن مرکز تولید.

نهم) آموزش کارگران مستعد به منظور کادر سازی

لازم است تا کسانی از میان کارگران آموزش های ویژه ای جهت مبارزه کارگری ببینند و با تاکتیک ها و تکنیک های مبارزه کارگری آشنا شوند.

کارگران آموزش دیده در واقع کادرهای مبارزه کارگری هستند که آگاهی و مهارت لازم جهت رهبری اعتصاب های و مبارزات کارگری را خواهند داشت.

این کادرها می توانند نمایندگان خوب کارگران در تشکل های کارگری باشند، اعتصاب های کارگری را در محل سازمان دهی و رهبری کنند ، اعضای کمیته را برای انجام فعالیت های هفتگی کمک کنند و در صورت لزوم عضو کمیته رهبران کارگری شوند.

در بین اعضای «کمیته رهبران کارگری»، چند نفر باید مسئولیت آموزش را بر عهده گیرند و وظایف زیر را انجام دهند:

1-در محل تولید بررسی و تحقیق کرده و کارگران مستعد آموزش ویژه کادر را جهت تصمیم گیری و تصویب به کمیته معرفی کنند.

2- جهت آموزش ویژه کارگران مستعد برنامه ریزی کنند و برنامه خود را برای بررسی و تصویب به کمیته ارائه دهند.

3- جزوات و کتابهای آموزشی مناسب برای رهبری کارگران، را تهیه نموده و جهت بررسی و تصویب به کمیته ارائه دهند.

4- در هر جلسه کمیته گزارشی از فعالیت آموزشی خود ارائه دهند.

«کمیته رهبران کارگری» به دلایل صرفا امنیتی و اختناق سیاسی حاکم یک جمع محدود از کادر ها و رهبران کارگری است . بنابراین کادرهایی که با فعالیت کمیته آموزش می بینند ، عضو کمیته نمی شوند ، در حالی که اگر شرایط آزادی بود ، قطعا عضو کمیته می شدند.

کمیته باید از همکاری و فعالیت کادرها ، خارج از چهارچوب کمیته و در صحنه مبارزات و فعالیت های کارگری استفاده کند.

«کمیته رهبران کارگری» فقط وقتی از کادر آموزش دیده جهت عضویت در کمیته دعوت خواهد کرد که یکی از سه مورد زیر اتفاق بیفتد:

1- فقدان یکی از اعضای کمیته به نحوی که جایگزین کردن ضروری باشد.

2- یک کادر کارگری نوع خاصی از توانایی و مهارت مبارزه را داشته باشد که برای استفاده از آن حتما نیاز به عضویت آن شخص در کمیته باشد.

3- حجم بالای فعالیت های کمیته برای افراد حاضر در کمیته حتی با همکاری کادر های خارج  از کمیته نیز قابل انجام نباشد وعضویت کادر جدیدی را در کمیته ضروری کند.

 ———————————————————————————————-

متن توسط سردبیر ویرایش شده است .

متن برگرفته از فصل سوم  کتاب “الفبای مبارزه کارگری” منتشر شده توسط بنیاد پژوهشی – آموزشی کارگران (پاک) است .

 


دیدگاه خود را بنویسید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: