توسط سردبیر در
0

تغییر اندازه فونت:

کمیته انتشارات بنیاد پاک

تعریف شورا

نوعی از تشکل که کارگران برای دفاع از حقوق خویش در محل تولید تشکیل می دهند و در آن رهبران خود را به عنوان «کمیته اجرایی» شورا جهت تصمیم گیری و اجرای سیاست های کارگری انتخاب می کنند.

ضرورت و کارکردهای شورا

1- رهبری مبارزات اقتصادی – سیاسی کارگران

کارگران علاوه بر خواست های اقتصادی و رفاهی ، مطالبات مهم اجتماعی – سیاسی نیز دارند چون این که دولت و سیاست هایش در خدمت چه طبقه ای باشد در زندگی آن ها تاثیر مستقیم و عمیقی دارد .

حتی رسیدن به تمامی خواست های اقتصادی و رفاهی نیز در شرایطی که دولت حاکم به نمایندگی طبقه سرمایه دار بر کشور حکومت می کند ، ممکن و شدنی نخواهد بود.

اما برای رسیدن به خواست های اجتماعی-سیاسی و کسب قدرت سیاسی به دست طبقه کارگر، نیاز به مبارزه و تشکل در ابعاد سراسری است.

سندیکا به طور معمول یک سازمان صنفی و رشته ای است که هر رشته ای سندیکای خود را دارد ، مثل سندیکای کارگران برق و … . علاوه بر این سندیکا تنها شامل اعضای خود یعنی کسانی که حق عضویت می پردازند می باشد. اما شورا تشکلی غیر صنفی و متعلق به همه کارگران یک مرکز تولید است و همه کارگران در مجمع عمومی آن دارند.

به دلیل همین ویژگی ها شورا به راحتی می تواند تبدیل به تشکل سراسری کارگران شود. تشکلی که «کمیته اجرایی» و «مجمع عمومی» آن در سطح سراسری نماینده همه کارگران یک کشور باشد .

مسلما بعد از تشکیل مجمع عمومی شوراهای سراسر کشور، هیات اجرایی منتخب آن که نماینده تمام کارگران کشور است ، قدرت اجتماعی طبقه کارگر را در ابعاد سراسری پشت سر خود خواهد داشت و بنابراین قادر خواهد بود ، تا مطالبات و خواست های اجتماعی –سیاسی کارگران را پیگیری کند.

2- تشکیلات کنترل کارگری در مراکز تولید

هر جا کارگران موفق به کنترل بر مراکز تولید می شوند ، کسانی را به نمایندگی از خود برای برای مدیریت و کنترل تولید انتخاب می کنند .

در مرکز تولیدی که تشکل شورا فعال است ، «کمیته اجرایی » به نمایندگی از همه کارگران آن جا می تواند ، مدیریت و کنترل مرکز تولید را در دست بگیرد .

علاوه بر این از تشکل «شورا» می توان برای اعمال کنترل کارگری استفاده کرد. مگر نه اینکه اعضای «کمیته اجرایی» منتخب همه کارگران برای رهبری شورای کارگری هستند ، بنابراین می توانند از طرف کارگران بخش هایی از مدیریت و کنترل بر تولید را برعهده بگیرند .

به عنوان مثال می توان از کارفرما خواست تا استخدام و اخراج تنها با اجازه «کمیته اجرایی» شورا رسمیت پیدا کند.

3- برخورداری از ویژگی سراسری

شورا به دلیل خصلت غیر صنفی خود به راحتی می تواند به تشکل کارگران همه کشور تبدیل شود. علاوه بر این در کشورهایی که شورا در مراکز تولید شکل گرفته است ، شاهد تشکیل آن در محله ها ، سربازخانه ها و تقریبا همه جای یک کشور بوده ایم .

به طوری که مدت کوتاهی پس از شکل گیری آن در مراکز تولید و خیلی سریع ، «شورا» تبدیل به بزرگترین نهاد و تشکل سراسری شده است ، حتی بزرگتر از دولت که معمولا بزرگترین نهاد هر کشور است.

سازماندهی شورا در ابعاد سراسری آن به شکل هرمی است و هر شورایی در انتخاب شورای سطح بالاتر نقش مستقیم دارد.

4- نهاد های یک دولت کارگری

در «شورا» همه سیاست گذاری ها ، با رای مستقیم کارگران انجام می شود و کارگران با حضور درکمیسیون های تخصصی در اجرای تصمیمات خود مشارکت دارند.

بنابراین شوراها ، نهادهای دموکراتیک تصمیم گیری و اجرایی مراکز تولید هستند که مشروعیت خود را از رای کارگران می گیرند.

شوراها مدلی از اداره جامعه در دوره تثبیت یک دولت کارگری را ارائه می دهند. بهترین شیوه برای تضمین مشارکت مردم در انتخاب مدیران شهری و منطقه ای و انتخاب اعضای پارلمان قانونگذاری کشور ، استفاده از سیستم شورایی است .

برای مطالعه بیشتر در این زمینه به فصل طبقه کارگر و قدرت سیاسی از این کتاب و بخش ساختار اداری دولت کارگری در دوران تثبیت مراجعه کنید .

اصول تشکیلات شورا    

شورا یک تشکل دموکراتیک کارگری است . نهادهای رهبری و جهت گیری های اساسی شورا با رای مستقیم کارگران انتخاب می شوند و کارگران در تمام فعالیت های شورا مشارکت گسترده و مستقیم دارند .

الف- «شورا» تشکل همه کارگران یک مرکز تولید است.

برخلاف سندیکا که فقط اعضای آن حق رای دارند ، در مجمع عمومی «شورا» همه کارگران یک مرکز تولید دارای حق رای می باشند و می توانند در تعیین سیاست ها ، تصویب و تغییر اساساسنامه و انتخاب «کمیته اجرایی» و بازرسان شورا دخالت موثر و مستقیم داشته باشند.

همه نهادهای تشکیلاتی شورا با رای مستقیم کارگران انتخاب می شوند و قابل نظارت و عزل در مجمع عمومی شورا می باشند.

 ب – مجمع عمومی بالاترین مرجع تصمیم گیری شورا است.

مجمع عمومی  بالاترین نهاد و مرجع تصمیم گیری شورا است. رهبری شورا موظف به پیگیری و فعالیت در راستای جهت گیری ها و سیاست های اساسی تصویب شده در مجمع عمومی شورا است.

در مجمع عمومی شورا برای مسائل زیر تصمیم گرفته می شود :

1- انتخاب اعضای «کمیته اجرایی» شورا.

2- تصویب و تغییر اساسنامه.

3-  تصویب سیاست ها و جهت گیری های اساسی شورا.

4- بررسی عملکرد و نظارت بر فعالیت کمیته اجرایی.

5- انتخاب بازرسان شورا برای نظارت بر فعالیت «کمیته اجرایی» شورا.

6-بررسی تراز و حساب های مالی شورا.

7- انتخاب یا برکناری نمایندگان شورا در مجمع عمومی شورای منطقه.

ج- اساسنامه مجموعه قوانین حاکم بر شورا است.

در تشکل «مجمع عمومی» کارگران به طور مستقیم در مجمع عمومی های هفتگی یا ماهانه رهبری تشکل خود را در دست دارند و با رای مستقیم خود در مورد همه مسائل تصمیم گیری می کنند.

اما در«شورا» کارگران با رای خود ، رهبری و تصمیم گیری را به تعدادی  از رفقای کارگر به عنوان «کمیته اجرایی» واگذار می کنند (مانند سندیکا).

بنابراین باید قوانینی برای «شورا» وجود داشته باشند که بر اساس آن ها قدرت و اختیارات رهبران «شورا» تعریف و محدود شود و تحت نظارت بازرسان مجمع عمومی قرار گیرند.

اساسنامه «شورا» ، مجموعه قوانینی برای ایجاد اتحاد و سازماندهی تشکیلاتی کارگران در چهارچوب شورا است .

اساسنامه شورا ، اهداف و حدود اختیارات و وظایف رهبران شورا را مشخص می کند. اساسنامه شورا باید طوری باشد که اولا قابل تفسیر و تعبیر نباشد و تشکیلات شورا به شکلی دقیق در آن تعریف شده باشد و ثانیا به بهترین شکلی دخالت و مشارکت کارگران در تصمیم گیری ها و فعالیت های شورایی را تضمین نماید.

د- کمیته اجرایی نهاد رهبری و اجرایی «شورا» است.

شوراها در هر سطحی که باشند از میان خود جمعی را به عنوان «کمیته اجرایی» انتخاب و معرفی می کنند. اعضای کمیته اجرایی در واقع بدنه مدیریتی و اجرایی یک شورا هستند و هدایت و پیش برد فعالیت های عملی و مبارزاتی شورا را در تمام ابعاد برعهده دارند.

وظایف و اختیارات «کمیته اجرایی» شورا

1-تصمیم گیری مبارزات و مسائل کارگری در چهارچوب جهت گیری های مجمع عمومی شورا.

2- سازمان دهی اعتصاب ، تجمع ، راهپیمایی و هرگونه اعتراض کارگری.

3- سازماندهی مراسم های کارگری.

4- برنامه ریزی و برگزاری مجمع عمومی شورا در موعد مشخص.

6- تدوین و تصویب بیانیه های کارگری.

7- تدوین و تصویب آیین نامه های داخلی شورا منطبق بر اساسنامه.

8- انتشار نشریه ارگان شورای مربوطه

«دبیر شورا»

اعضای «کمیته اجرایی» از بین خود شخصی را به عنوان «دبیر شورا» انتخاب می کنند . دبیر شورا وظایف زیر را برعهده دارد :

1- برنامه ریزی و انجام هماهنگی های لازم جهت برگزاری جلسات شورا.

2- تنظیم دستور جلسات و جمع بندی تصمیمات و صورت جلسه های شورا.

2-ارائه گزارش از عملکرد «هیات اجرایی» به مجمع عمومی شورا.

3- امضای حساب های مالی شورا.

ه- بازرسان نهاد نظارتی شورا هستند .

کارگران در مجمع عمومی «شورا» اشخاصی را به عنوان بازرس و مستقل از «کمیته اجرایی» شورا انتخاب می کنند که وظیفه نظارت بر عملکرد نهاد های شورا از طرف همه کارگران را بر عهده می گیرند. بازرسان بر طبق اساسنامه ، توسط مجمع عمومی «شورا» قابل عزل می باشند.

وظایف و اختیارات بازرسان «شورا»

1- نظارت بر اجرای دقیق اساسنامه شورا.

2- ارائه گزارش از وضعیت شورا و اجرای اساسنامه به  مجمع عمومی «شورا».

3- نظارت بر حساب های مالی شورا.

4- فراخوان و برگزاری مجمع عمومی فوق العاده شورا.

و- کمیسیون های تخصصی تضمین کننده مشارکت کارگران هستند.

بر طبق اساسنامه شورا کمیسیون های تخصصی برای امور تصمیم گیری و سازماندهی امور مختلف شورا شکل می گیرند. تدوین آیین نامه هر یک از کمیسیون های شورا بر عهده «کمیته اجرایی» شورا می باشد. آیین نامه ها نباید با اصول اساسنامه شورا  تضاد و مغایرتی داشته باشد.

هر کمیسیون تخصصی کارگری یک دبیر دارد که توسط «کمیته اجرایی» انتخاب می شود و کارگران می توانند بر اساس علاقه و داوطلبانه در کمیسیون ها عضو شوند.

کمیسیون ها بازوهای تصمیم گیری «کمیته اجرایی» هستند که در هر موارد خاص خود تصمیم گیری  و سیاست گذاری می کنند و نتیجه تصمیمات خود را برای تصویب نهایی به «کمیته اجرایی» ارائه می دهند .

علاوه بر این کمیسیون ها بازوهای اجرایی شورا نیز هستند و اجرای تصمیمات «هیات اجرایی» را در موارد مشخص و تخصصی خود برعهده دارند .

به عنوان مثال کمیسیون آموزشی «شورا» که شامل دبیر منتخب «کمیته اجرایی» و اعضای داوطلب کارگر است ، به طور تخصصی  جهت گیری ها و برنامه های آموزشی شورا و نیز جزوات و نشریات آموزشی را تهیه و برای تصویب به «کمیته اجرایی» ارائه می دهد .

پس از تصویب موارد بالا توسط «کمیته اجرایی»، کمیسیون آموزشی ، بر اساس سیاست ها و  برنامه های تصویب شده  شروع به فعالیت آموزشی خود برای کارگران می کند و جزوات و نشریات آموزشی مصوب را چاپ و منتشر می نماید .

«کمیته اجرایی » بر حسب ضرورت و نیاز می تواند کمیسیون های تخصصی مختلفی را تشکیل دهد . برخی از کمیته های تخصصی لازم برای شوراها به شرح زیر می باشند .

کمیسیون آموزشی – کمیسیون تدوین آیین نامه- کمیسیون تبلیغات – کمیسیون مراسم های کارگری – کمیسیون بهداشت محیط کار – کمیسیون اعتصاب – کمیسیون روابط عمومی و ….

شورا در ابعاد سراسری

قدرت گیری  شوراها مشروط به ارتباط و اتحاد آن ها با یکدیگر است . قدرت هر شورا به تنهایی تنها در محدوده همان مرکز تولید است و سرکوب پلیسی یک شورای کارگری بسیار راحت تر از شورای منطقه ای و استانی است .

علاه بر این «کمیته اجرایی» یک شورا ، رهبران محلی کارگران در آن مرکز تولید هستند ، در حالی که کارگران به رهبران منطقه ای و فراتر از آن رهبرانی سرشناس در ابعاد سراسری نیاز دارند. چون بسیاری از خواست ها و نیازهای  کارگری شکلی سراسری دارند و تنها با پیروزی در یک مبارزه سراسری می توان به آن ها دست یافت.

بهترین شیوه برای داشتن رهبران سراسری ، ایجاد شورا در ابعاد منطقه ای ، استانی و نهایتا سراسری است و ایجاد ارتباط بین تمام شوراها از طریق سیستم هرمی است.

الف – شورای منطقه

منطقه به محدوده ای کوچکتر از استان می گوییم و تقریبا شهرستان های هر استان را شامل می شوند . مثلا استان تهران از منطقه های کرج ، ورامین ، تهران و فیروزکوه تشکیل شده است.

در هر منطقه مراکز تولید مختلفی وجود دارند که هر یک از آن ها می توانند شورای کارگری داشته باشند. شورای منطقه از اتحاد شورای مراکز تولید واقع در آن منطقه ایجاد می شود.

مجمع عمومی شورای منطقه با شرکت نمایندگان هر مرکز تولید برگزار می شود . تعداد نمایندگان هر مرکز تولید در مجمع عمومی به نسبت تعداد کارگران آن مرکز تولید می باشد .

مثلا یک کارخانه با 300 کارگر دو برابر یک اتوبوسرانی با 150 کارگر نماینده خواهد داشت.

در مجمع عمومی ، اساسنامه شورای منطقه به تصویب می رسد و اعضای «کمیته اجرایی» و بازرسان شورای منطقه انتخاب می شوند .همه چیزهایی که درباره ساختار تشکیلاتی یک شورای یک مرکز تولید گفتیم در شورای منطقه و در ابعاد منطقه ای وجود دارد.

مانند کمیسیون های شورای منطقه که اعضای مجمع عمومی هر یک بر اساس علاقه و به طور داوطلب در یکی از کمیسیون ها عضو می شوند.

هر شورای منطقه نماینده تعداد کارگرانی است که مراکز تولید آن ها در شورای منطقه نمایندگانی دارند و شرکت کرده اند.

ب- شورای استان 

شورای استان از اتحاد شوراهای مناطق مختلف آن استان تشکیل می شود و مجمع عمومی بالاترین مرجع تصمیم گیری آن است.

«مجمع عمومی شورای استان» محل حضور نمایندگان شوراهای مناطق است. هر شورای منطقه به نسبت  تعداد کارگران مراکز تولید تحت رهبری خود در شورای استان نماینده خواهد داشت.

مثلا شورای منطقه ای که منتخب 100 هزار کارگر است ، 5 برابر شورای منطقه ای که منتخب  20 هزار کارگر است ،  در شورای استان نماینده خواهد داشت.

در «مجمع عمومی شورای استان» اساسنامه شورای استان به تصویب می رسد و اعضای «کمیته اجرایی» و بازرسان شورای استان انتخاب می شوند.

ساختار اساسنامه ای و تشکیلاتی شورای استان دقیقا مشابه شورای مناطق و شورای  یک مرکز تولید است.

ج- شورای سراسری کارگران ایران

«شورای سراسری کارگران ایران» از اتحاد شورای استان های مختلف کشور تشکیل می شود و در آن مجمع عمومی ، بالاترین مرجع تصمیم گیری است.

«مجمع عمومی شورای سراسری کارگران ایران» ، محل حضور نمایندگان شورای استان های مختلف کشوری است . هر شورای استانی به نسبت تعداد کارگران مراکز تولید تحت رهبری خود در شورای سراسری کارگران ایران نماینده خواهد داشت.

مثلا شورای منطقه ای که منتخب یک میلیون کارگر است ، 2  برابر شورای منطقه ای که منتخب  500 هزار کارگر است ،  در شورای استان نماینده خواهد داشت.

در اولین جلسه «شورای سراسری کارگران ایران» ،  اساسنامه شورای سراسری کارگران به به تصویب می رسد و اعضای «کمیته اجرایی» و بازرسان شورای سراسری کارگران انتخاب می شوند.

ساختار اساسنامه ای و تشکیلاتی شورای سراسری دقیقا مشابه شورای استان ها ، مناطق و شورای یک مرکز تولید است.

ساسله مراتب عضویت و تصمیم گیری در شوراها

سلسله مراتب تصمیم گیری در شوراها از بالا به پایین است . تصمیمات و جهت گیری های تصویب شده در یک شورای سطح بالا ، برای شوراهای زیر مجموعه اش لازم الاجرا است .

با تشکیل شورایی در سطح بالاتر ، تصمیم گیری درباره برخی از مسائل کارگری به این شورا منتقل می شود و از حدود اختیارات شورای های زیر مجموعه اش خارج  می گردد.

به عنوان مثال در صورت تشکیل «شورای سراسری کارگران ایران» تصمیم گیری درباره سیاست های کلان و کشوری کارگران از محدوده اختیارات شورای های استان خارج شده و در اختیار شورای سراسری قرار می گردد.

تصمیمات شورای منطقه برای شوراهای مراکز تولید آن منطقه ، تصمیمات شورای استان برای شورای مناطق و شورای مراکز تولید زیر مجموعه اش و تصمیمات شورای سراسری کارگران برای تمام شوراهای استان ها ، مناطق و مراکز تولید لازم الاجرا است.

اما در سیستم شورایی هر چه در سطح  بالاتر می رویم ، نوع تصمیمات کلی تر می شود و بیشتر به تعیین جهت گیری و تاکتیک های مشترک مبارزه معطوف می شود.

در زمینه مبارزات محلی مثل اعتصاب در یک مرکز تولید یا یک منطقه ، «هیات اجرایی»  شورای آن مرکز تولید یا منطقه تصمیم گیری و سازماندهی مبارزه محلی را برعهده دارند.

 در عین حال وقتی تصمیم به مبارزه یا اعتصاب در سطح سراسری گرفته می شود، شوراهای پایین تر خود را با شورای سراسری هماهنگ می کنند.

نمایندگان مجمع عمومی شورای منطقه ها ، توسط مجمع عمومی شورای مراکز تولید، نمایندگان مجمع عمومی شورای استان ها ، توسط مجمع عمومی شورای منطقه ها و نمایندگان مجمع عمومی «شورای سراسری کارگران ایران» ، توسط مجمع عمومی شورای استان ها انتخاب می شوند.

نمایندگان توسط همان شورایی که انتخاب می شوند ، قابل عزل و برکناری هم هستند. به عنوان مثال مجمع عمومی شورای یک استان که از نماینده خود در مجمع عمومی شورای سراسری کارگران رضایت ندارد ، می تواند در مجمع عمومی خود آن نماینده را عزل و شخص دیگری را انتخاب و به شورای سراسری معرفی نماید.

شرط عضویت در مجمع عمومی هر شورای بالاتر علاوه بر انتخاب از طرف مجمع شورای پایینی، تایید او از طرف اکثریت همان شورای بالایی است. یعنی عضویت هر شخص در مجمع عمومی شورای مناطق ، استان ها و شورای سراسری باید به تصویب اکثریت اعضای مجمع عمومی آن شورا در اولین جلسه مجمع برسد ، که آن را تصویب اعتبارنامه نمایندگان می نامیم .

نمایندگان مجمع عمومی شورای مناطق ، استان ها و سراسری می توانند دلایل خود را برای صلاحیت یا عدم صلاحیت نمایندگان دیگر عنوان کنند و درباره صلاحیت  نماینده مورد بحث در اولین جلسه مجمع عمومی رای گیری به عمل می آید.

مجمع عمومی یک شورا پس از تصویب اعتبارنامه همه نمایندگان رسمیت می یابد و بعد از آن مشروعیت بررسی و تصویب اساسنامه ، جهت گیری ها و انتخاب هیات اجرایی و بازرسان شورا را خواهد داشت.

فقط در مجمع عمومی شورای مراکز تولید است که همه کارگران حق عضویت و رای دارند و نیاز به تایید صلاحیت و اعتبارنامه کسی نیست .

به عنوان مثال کسی که از طرف مجمع عمومی شورای کارخانه آلومینیوم اراک برای عضویت در مجمع عمومی شورای منطقه اراک انتخاب و معرفی شده است ، علاوه بر این به رای نصف به علاوه یک دیگر اعضای مجمع عمومی شورای منطقه اراک برای تصویب صلاحیت و اعتبارنامه خود نیاز دارد.

کارکردهای شورای  سراسری کارگران ایران

برخی از کارکردهایی یک شورای سراسری می تواند به شرح زیر می باشد:

1-صدور قطعنامه های و بیانیه های سراسری که استراتژی و تاکتیک طبقه کارگر در مورد مسائل مهم و مشترک در آن مطرح می شود.

مثلا شورای سراسری بیانیه ای صادر کند و مسئله بیکاری که مشکل مشترک همه طبقه کارگر است ، مطرح کند و بر روی « بیمه بیکاری بدون قید و شرط و کافی به همه افراد بالای 18 سال» به عنوان تاکتیک سراسری طبقه کارگر در مبارزات محلی تاکید نماید .

مسلما بعد از این بیانیه که تصمیم آن در شورای سراسری کارگران گرفته شده است ، همه شوراهای استان ، مناطق و مراکز تولید ، تاکتیک و جهت گیری های درخواست بیمه بیکاری را در مبارزه خود علیه بیکاری به کار خواهند برد.

2- صدور بیانیه طبقه کارگر به مناسبت روز جهانی کار

روز جهانی کارگر ، روز همبستگی و اتحاد طبقه کارگر علیه شرایط سرمایه داری و در تمام نقاط جهان است . در این روز باید بر خواست ها و مشکلات مشترک طبقه کارگر در ابعاد  سراسری و حتی بین المللی تاکید کرد.

بنابراین بهتر است که این بیانیه در بالاترین سطح شورا و در صورت امکان در شورای سراسری کارگران ایران تصویب شود و به عنوان بیانیه سراسری کارگران ایران در همه مراسم های روز جهانی کارگر و در همه مراکز تولید مطرح گردد.

3-رهبری مبازرات سراسری مانند اعتصاب های و تظاهرات سراسری بر اساس اهداف و مسائل مشترک طبقه کارگر ایران.

خیلی از اهداف ومسائل طبقه کارگر ایران مشترک هستند. یک مبارزه مشترک شیوه مناسب تری برای رسیدن به چنین اهدافی است.

وظیفه شورای سراسری برنامه ریزی وسازماندهی مبارزات و اعتصاب های سراسری برای خواست ها و اهداف مشترک طبقه کارگر است .

مثلا درابتدای هر سال حداقل دستمزد دریافتی کارگران از طرف دولت تعیین و تصویب می گردد که  معمولا خیلی ناچیز است و هیچ گاه نظر تشکل های طبقه کارگر درباره آن پرسیده نمی شود.

شورای سراسری کارگران ایران می تواند ، یک اعتصاب سراسری چند روزه را برای افزایش حداقل دستمزد فراخوان دهد و سازماندهی کند.

تصمیم «کمیته اجرایی» شورای سراسری مبنی بر شروع یک اعتصاب سراسری به همه شوراهای استان ها و در نتیجه شورای مناطق و مراکز تولید کشور ابلاغ می شود .

برنامه ریزی ، سازماندهی و تبلیغ محلی برای اعتصاب سراسری بر عهده شوراهای سطوح پایین تر مانند شورای استان ها و مناطق و بیشتر از همه بر عهده شورای مراکز تولید است که در همان مرکز هستند  و با شرایط همان محل بیشتر از هر کسی آشنایی دارند .

کارکردهای شورای منطقه و استان

الف- برخی از مسائل و مشکلات برای کارگران یک منطقه یا استان به طور مشترک و یکسان مطرح می باشند. شورای منطقه یا استان می تواند درباره چنین مسائلی بیانیه های صادر کند و بر اتخاذ تاکتیک های مبارزه مشترک در آن منطقه یا استان تاکید کند.

علاوه بر این شورای منطقه یا استان می تواند فعالیت های اعتراضی (مانند تجمع و راهپیمایی) و اعتصاب را برای بدست آوردن خواسته های مشترک کارگری در سراسر منطقه و استان سازماندهی و به اجرا در آورد.

به عنوان مثال فرض کنیم که وضع وخیم فاضلاب صنعتی در یک شهر صنعتی ساوه باعث بیماری تعداد زیادی از کارگران این شهرک شده است.

شورای منطقه ساوه یا شورای استان مرکزی می تواند یک اعتصاب یا تجمع کارگری هماهنگ  با هدف مجبور کردن مسئولین شهرک صنعتی به اصلاح سیستم فاضلاب شهرک برگزار کند و در بیانیه خود به وضع بهداشتی شهرک صنعتی اعتراض کند و کارگران را به اقدام مشترک جهت ایجاد فشار به دولت و برطرف کردن این مشکل فرابخواند.

ب- «کمیته اجرایی» شورای منطقه یا استان می تواند با ایجاد کمیسیون های تخصصی مسائل و مشکلات مشترک کارگران منطقه و استان را مورد بررسی دقیق و تخصصی قرار داده و تاکتیک ها و روش هایی سودمند برای مبارزه و دستیابی به خواست های مشخص کارگری را تدوین و به تصویب رساند.

تفاوت «شورا» و «مجمع عمومی»

1- مجمع عمومی شکل پایه ای و ابتدایی تشکل است که سازمان دهی و نظم خیلی دقیقی ندارد، در حالی که «شورا» تشکل سازمانیافته و منظم کارگری  است .

2- در تشکل «مجمع عمومی» رهبری کارگران مستقیم و دست جمعی است . در «مجمع عمومی» کارگران نمایندگان خود را  انتخاب می کنند که این انتخاب موقتی و مخصوص مذاکره با نمایندگان  دولت یا کارفرما است .

اما در «شورا» کارگران رهبران خود را به عنوان «کمیته اجرایی» و به مدتی مشخص برای هرگونه تصمیم گیری و اجرای تصمیمات انتخاب می کنند و قدرت تصمیم گیری و رهبری را تا مجمع عمومی بعدی به آن ها واگذار می کنند.

3- نهادهای سازمانی تعریف شده در «مجمع عمومی» محدود و مربوط به برگزاری منظم مجمع عمومی و شامل «هیات اجرایی» و «گروه انتظامات» هستند ، در حالی که در «شورا» نهادها و کمیسیون های مختلف تصمیم گیری و اجرا وجود دارند که ساختار پیچیده تری از سازماندهی کارگری را در برمی گیرند.

تفاوت شورا و سندیکا

1- رهبران شورا با رای تمام کارگران یک واحد تولیدی انتخاب می شوند در حالی که در سندیکا تنها کارگران عضو سندیکا حق رای دارند.

2- سازمان دهی سندیکا معمولا صنفی و رشته ای است و کارگران هر صنف و رشته سندیکای مخصوص خود را دارند، مانند سندیکای فلزکاران ، کفاشان و غیره .

در حالی که در سیستم شورایی همه کارگران یک مرکز تولید عضو شورا هستند و سازماندهی از نوع منطقه ای است که می تواند در تکامل هرمی خود به شورای استان و در سطحی بالاتر به شورای سراسری کارگران ایران تبدیل شود.

3- سندیکا بنا بر تعریف و کارکرد تاکنونی اش ، تشکلی برای دستیابی به خواست های صنفی و اقتصادی طبقه کارگر بوده است در حالی که از طریق «شورا» پیگیری خواست های سیاسی- اجتماعی کارگران نیز ممکن است و معمولا به مسائل اقتصادی کارگران محدود نمی شود.

4- سندیکا از نظر مالی بیشتر با حق عضویت اعضا اداره می شود و تمام اعضا موظف به ارائه حق عضویت هستند به طوری که ندادن حق عضویت باعث سلب عضویت و حق رای شخص می شود. بنابراین در سندیکا عضویت و حق رای با ارائه حق عضویت مترادف و هم معنی است.

 اما در شورا حق عضویتی دریافت نمی شود و همه کارگران یک مرکز تولید در مجمع عمومی شورا حق رای  دارند. مسائل مالی شورا با کمک داوطلبانه کارگران ، مردم و تشکل های غیردولتی اداره می شود.

رابطه شورا و سندیکا

شورا و سندیکا هیچ گونه تضادی با هم ندارند ، بلکه مکمل و یاری رسان یکدیگرند. هر تشکلی که کارگران را برای مبارزه متحد سازد ، مفید و قابل دفاع است.  کارگران عضو شورا و سندیکا ضمن نقد هایی که ممکن است به نوع سیاست ها و عملکرد هم داشته باشند ، رفیق و هم سنگر یکدیگر هستند و هیچ وقت نباید به تعطیلی تشکل دیگری فراخوان دهند.

شورا به دلیل ساختار آن و اتکا به رای مستقیم توده کارگران می تواند محلی برای اتحاد دیگر تشکل های طبقه کارگر نیز باشد. سندیکاهای صنفی کارگران می توانند ، نمایندگانی را به مجمع عمومی شوراهای منطقه ای ، استانی و حتی سراسری بفرستند.

رهبران شورا در هر سطحی باید با تصویب آیین نامه های مشخص و مناسب ، عضویت نمایندگان سندیکاهای صنفی را در مجمع عمومی شوراها رسمیت بخشند ، رهبران سندیکایی را برای عضویت در شوراها تشویق کنند و راه را برای مبارزه مشترک هموار سازند.

 ———————————————————————————————-

متن توسط سردبیر ویرایش شده است .

متن برگرفته از فصل ششم کتاب “الفبای مبارزه کارگری” منتشر شده توسط بنیاد پژوهشی – آموزشی کارگران (بنیاد پاک) است.

 


دیدگاه خود را بنویسید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: