توسط سردبیر در
1

تغییر اندازه فونت:

 کمیته انتشارات بنیاد پاک

تعریف «ضروریات تولید»

آن چه برای  تولید (اعم از تولید کالا یا خدمات) لازم و ضروری باشد را «ضروریات تولید» می نامیم . که شامل موارد زیر می باشد:

1- مالکیت بر ابزار تولید شامل مواد خام ، ماشین ، زمین و ساختمان.

ابزار تولید می تواند شامل چند یا تمام موارد فوق باشد که معمولا وجود همه موارد برای تولید کالا یا خدمات ضروری است.

مثال1- برای تولید خدمات حمل و نقل شهری از نوع اتوبوس ، داشتن مواد خام (بنزین ، گازوئیل ، روغن موتور و .. ) ، ماشین (اتوبوس) و زمین (پارکینگ و ترمینال ها) ضروری است ، اما وجود ساختمان برای این تولید لازم نمی باشد.

مثال 2- برای تولید در یک کارخانه نساجی ، همه ابزارها یعنی مواد خام (پنبه، برق ، روغن دستگاه ها و … ) ، ماشین (ماشین آلات ریسندگی و بافندگی و …)، زمین (زمین کارخانه) و ساختمان(سوله های کارخانه) ، برای این تولید ضروری هستند.

2- تنظیم و سازمان دهی تولید.

برای تولید هر کالا یا خدمات ،  باید در موارد زیادی سازماندهی و برنامه ریزی های مشخص انجام گیرد که عموما به شرح زیر می باشد:

الف- تعیین انواع تولیدات ارائه شده و سطح کیفیت آن ها.

ب- تعیین فرایندها و مراحل تولید کالا یا خدمات.

به این معنی که ترتیب و جزییات مراحل مختلفی که به وسیله ماشین و روی مواد خام برای تولید کالا یا خدمات  انجام می پذیرد ، تعیین و مشخص شود.

ج-  «تقسیم کار» به معنی تعیین وظیفه و جایگاه هر کارگر در فرایند و مراحل تولید.

مثال اول- در یک بیمارستان ، پرستاران ، پزشکان ، نظافتچی ها ، آشپزان و دیگران با وظایف مختلف به تولید خدمات بهداشتی می پردازند.

مثال دوم- در یک کارخانه ، کارگران ساده ، مهندسین ، کنترل کیفی ها ، تکنسین ها ، تعمیرات و دیگران با وظایف مختلف به تولید کالا مشغول می باشند.

د- حفظ کرامت و شخصیت انسانی همه کارگران به نحوی که محیط تولید ، انسانی و عاری  از هر گونه تبعیض و تحقیر باشد.

ح- تعیین میزان دستمزد به نحوی که هر کارگر متناسب با سودمندی و تلاش خود مزد مشخصی را دریافت کند.

و- بهداشت و رفاه کارگران در محل تولید، به این معنی که کار و زندگی کارگران در مرکز تولید کم ترین ضرر ممکن را به سلامت جسمی و روحی آن ها برساند.

ه- حفظ محیط زیست ، به شکلی که از طریق تولید ، کم ترین ضرر به محیط زیست به عنوان میراث اجتماعی انسان ، وارد شود.

3 – برنامه ریزی درباره فروش یا توزیع تولیدات (کالا یا خدمات)

یک تذکر:

بدیهی است که درمورد«ضروریات تولید»، نظر ما به عنوان بخشی از طبقه کارگر با عقیده سرمایه داران متفاوت است.

به عنوان مثال ، ما حفظ کرامت و شخصیت انسانی کارگران در محیط کار را جزیی از «ضروریات تولید» می دانیم ، در حالی که این مسئله برای سرمایه داران اهمیت و ضرورتی ندارد.

تعریف مدیریت سرمایه داری

آنچه امروز به عنوان علم مدیریت شناخته شده و در دانشگاه ها و مراکز آموزشی تدریس می شود ، مجموعه روش هایی است که با کاربرد آن ها ، بیش ترین سود حاصل از تولید در اختیار سرمایه دار(مالک ابزار تولید) قرار می گیرد.

تعریف کنترل کارگری

اعمال قدرت کارگران در سازماندهی ضروریات تولید به شکلی که بیش ترین میزان ممکن از سود بدست آمده در اختیار کارگران شاغل در مرکز تولید قرار گیرد.

بنابراین کنترل کارگری ،  نقطه مقابل مدیریت سرمایه داری است. کارگران برای کنترل کارگری باید سازمان دهی و برنامه ریزی «ضروریات تولید» را در اختیار بگیرند.

عالی ترین نوع کنترل کارگری هنگامی است که کارگران تمامی «ضروریات تولید» را تحت کنترل و قدرت خویش بگیرند و درباره همه مسائل تولید تصمیم بگیرند.

اما قبل آن هر گونه اعمال قدرت کارگران بر هر کدام از اجزای ضروریات  تولید، نوعی کنترل کارگری به حساب می آید.

تعریف سرمایه داری از کنترل کارگری

در برخی کشورهای سرمایه داری ، نوعی کنترل کارگری به معنی مشارکت کارگران و کارفرمایان در مدیریت مراکز تولید شکل گرفت.

به عنوان مثال در بند 49 قانون کار آلمان در سال 1952 چنین آمده بود:«در چهارچوب توافقات مشترک قابل اجرا ، کارفرما و شورای کارگری با حسن نیت همکاری کرده  و همراه با اتحادیه های کارگری و انجمن های کارفرمایان که در بنگاه اقتصادی حضور دارند ، برای منافع آن بنگاه و کارکنانش و با در نظر گرفتن رفاه مشترک کار می کنند. کارفرما و شورای کارگری نباید کاری کنند که احیانا کار و آرامش در بنگاه اقتصادی را به خطر بیندازند.

 به خصوص کارفرما و شورای کارگری نباید هیچ گونه اقدامی برای مبارزه کاری علیه همدیگر کنند.این امر بر احزاب مبارزاتی کارگری که محق اند تعهدات جمعی را منعقد کنند تاثیری ندارد.»

در قانون بالا می بینیم که در این روش کنترل کارگری ، از کارگران فقط برای ارائه مشورت یا مشارکت ظاهری در مدیریت تولید استفاده می شود و حتی کارفرما هیچ الزامی در پذیرش خواسته های کارگران ندارد. مخصوصا اگر این خواسته ها مخالف سود بیش تر سرمایه دار باشد و به قول آن « آرامش بنگاه اقتصادی را به خطر اندازد».

چنین برنامه هایی از جانب سرمایه داران و تحت نام مشارکت در مدیریت با اهداف زیر صورت می پذیرد:

1- سرمایه داران به بهانه این که کارگران نیز در مدیریت مراکز تولید مشارکت دارند ، در مواقع بحرانی از عنوان مقصر اصلی شانه خالی کنند و بحران ها را به مدیریت مشترک کارفرما و کارگر ربط دهند.

2- از مشارکت ظاهری و توخالی کارگری به عنوان سوپاپ اطمینان و آب نبات چوبی برای جلوگیری از اعتراض استفاده و کارگران را به آن دلخوش کنند.

3- با دخالت دادن برخی کارگران در مدیریت مراکز تولید ، از آن ها جهت پیشبرد سیاست های خود استفاده کنند و کارگر را به دست رفیق کارگرش سرکوب و تحمیق نمایند.

4- با استفاده تبلیغاتی از روش مشارکتی به کارگر بقبولانند که هرگونه تغییر ریشه ای در سازماندهی تولید غیرممکن است و باید به همین اصلاحات سطحی و نمایشی رضایت داد.

خصوصیات اساسی جنبش کنترل کارگری

1- جنبش همیشگی و مداوم

طبقه کارگر به دلیل شرایط کار و زندگی ، همواره مشغول مبارزه برای مجبور کردن کارفرما به قبول اهداف خویش و تغییر در وضعیت مراکز تولید است.

هر حرکتی که کارگران با هدف تغییر شرایط تولید و کسب خواست های خود انجام می دهند، مبارزه ای برای اعمال قدرت بر بخشی از ضروریات تولید است و به همین دلیل نوعی کنترل کارگری به حساب می آید.

به همین دلیل کنترل کارگری ، جنبشی مداوم ، همیشگی و جدا نشدنی از زندگی و مبارزه کارگران در سراسر جهان است.

2- جنبش سلبی

کنترل کارگری جنبشی سلبی است ، چون اعمال قدرت کارگران بدون گرفتن حق مدیریت و کنترل تولید از دست کارفرما ممکن نمی باشد.

نمی شود هم کارگر و هم کارفرما بر اجزای تولید کنترل و تسلط  داشته باشند . کنترل کارگری بدون کوتاه کردن دست کارفرما از ضروریات تولید ممکن نیست.

مثال یکم –  کارفرمای یک مرکز تولید کارگرانی را اخراج می کند. بقیه کارگران واکنش نشان می دهند و برای بازگشت رفقای خود اعتصاب می کنند.

می دانیم که اخراج کارگر به طور معمول از اختیارات مدیریتی کارفرما است ، بنابراین  کارگرانی اعتصابی که خواستار بازگشت رفقای خویش به سر کار می شوند، قدرت مدیریت کارفرما را به چالش می کشند و در صورت موفقیت ، می توانند کنترل اخراج یا عدم اخراج کارگران را به دست خود بگیرند.

هرچند این اقدام در سطح پایینی از کنترل کارگری قرار گیرد و شامل اعمال قدرت بر بخش کوچکی از ضروریات تولید شود.

مثال دوم- کارگران یک مرکز تولید با هدف اعتراض به وضعیت دستمزد و خواست افزایش دستمزدها اعتصاب می کنند. می دانیم که تعیین دستمزد هر کارگر به طور معمول از اختیارات کارفرما است.

این کارگران اعتصابی در واقع خواهان خارج شدن اختیار تعیین سطح دستمزد از دست کارفرما شده اند و در صورت موفقیت می توانند کنترل دستمزد را به عنوان یکی از ضروریات تولید در دست خویش گیرند.

کنترل کارگری در چهارچوب سرمایه داری نهایتا محکوم به شکست است

در شرایطی که قدرت سیاسی متعلق به طبقه سرمایه دار است و طبقه کارگر توانا به کسب قدرت سیاسی نمی باشد ، کنترل کارگری در درازمدت  شکست می خورد و مضمحل می گردد. به دو دلیل کنترل کارگری تحت حاکمیت سرمایه داری شکل پایدار و شکست ناپذیری نخواهد داشت :

1- اساس نظام سرمایه داری رقابت جهت دستیابی به سود و ارزش اضافه ای بیشتر است.

در چنین سیستمی میزان دستمزد کارگران نقش تعیین کننده ای در سوددهی مراکز  تولید دارد.

 فرض کنید چند کارخانه در سطح مشابهی از تکنولوژی و تعداد کارگر قرار دارند . در چنین وضعیتی کارخانه ای برنده رقابت سود و سرمایه است که کارگرانش دستمزد پایین تری دریافت کنند.

به عنوان مثال کالاهای چینی به دلیل دستمزد خیلی پایین کارگرانش با قیمت بسیار ارزانتری به بازار جهانی ارائه می شوند و چین در بسیاری از زمینه های سوددهی در مراتب بالاتری از رقبای اروپایی و آمریکایی اش قرار گرفته است.

این بار فرض می کنیم که دو مرکز با تولید کالای مشابه ، یک سطح تکنولوژی و تعداد یکسان کارگر در شرایط سرمایه داری موجود هستند ، در حالی که کنترل و مدیریت یکی با رهبران کارگران و دیگری  در اختیار کارفرمای سرمایه دار است.

مرکز تولیدی که تحت کنترل کارگران اداره می شود ، برای برتری در رقابت با دیگری و عدم ورشکستگی فقط دو راه پیش روی خود دارد:

الف –  بر اساس اصول اساسی کنترل کارگری رفتار کند ، یعنی دستمزد بالاتری به کارگرانش بپردازد.در این صورت هزینه هایش بیشتر و به اجبار کالای تولیدی اش گران تر از رقیب عرضه می شود و سرنوشت آن ورشکستگی خواهد بود.

ب- برای پیروزی در رقابت پیش رو ، هزینه ها و نیز دستمزد را کاهش دهد. چنین حالتی عملا بر خلاف اصول کنترل کارگری (مبنی بر تعلق بیش ترین سود ممکن از تولید به کارگران) می باشد.

 در چنین مرکز تولیدی  فقط شکل ظاهری کنترل کارگری موجود می باشد و در عمل کارگران به دست خود همدیگر را استثمار می کنند.

2- در نظام سرمایه داری هیچ چیزی مقدس تر از «مالکیت بر ابزار تولید» نیست . تمام نهادهای حکومت سرمایه داری(شامل دولت ، دادگستری، پلیس و … ) در خدمت حفظ و نگهبانی مالکیت سرمایه داران بر ابزار تولید شکل گرفته اند.

کنترل کارگری بر تمام «ضروریات تولید» و تصرف مراکز تولید به عنوان برترین نمود اعمال قدرت طبقه کارگر ، چیزی نیست که توسط دولت مدافع سرمایه دار و دارو دسته پلیس مزدورش تحمل گردد.

بنابراین کارگرانی که کنترل برخی یا تمام اجزای «ضروریات تولید» را به دست می گیرند،  باید منتظر سرکوب گسترده و خشونت بار پلیس و دستگاه قضایی باشند.

اگر چه ممکن است با قدرت طبقه کارگر ، کنترل و تصرف مراکز تولید را در کوتاه مدت به سرمایه داران و دولتشان تحمیل کرد، اما چنان چه قدرت سیاسی (شامل دولت ، دادگاه ها ، پلیس و …) کماکان در اختیار سرمایه داران باشد ، کارگران در برابر سرکوب و کارشکنی دولت ، در دراز مدت توانا به کنترل و نگهداری مراکز تولید نخواهند بود.

بنابر دلایل بالا جنبش کنترل کارگری فقط به عنوان مقدمه کسب قدرت سیاسی توسط طبقه کارگر قابل تعریف و دوام است.

کنترل کارگری و قدرت سیاسی

جنبش کنترل کارگری و کسب قدرت سیاسی توسط طبقه کارگر در رابطه ای متقابل و مستقیم قرار دارند.

الف – کارگران در دو حالت می توانند ، کنترل مراکز تولید را کاملا به دست گیرند:

اول- قدرت سیاسی را تصرف کنند و دولت کارگری تشکیل دهند.

دوم – دولت حاکم سرمایه داری به دلیل ضعف و یا بی ثباتی سیاسی (حاکمیت دوگانه) ، توان سرکوب گسترده و منظم کارگران را نداشته باشد.

با وجود دولت با ثبات و مقتدر سرمایه داری ، کنترل و نگهداری کامل مراکز تولید توسط کارگران عملی نیست ، چون هر تلاشی در این زمینه با سرکوب شدید پلیس دولتی مواجه خواهد شد.

بنابراین یکی از پیش زمینه های تحقق کامل کنترل کارگری ، کسب قدرت سیاسی توسط طبقه کارگر و تشکیل دولت موقت کارگری است.

ب – کنترل کارگری می تواند عاملی جهت کسب قدرت سیاسی توسط طبقه کارگر باشد و روند قدرت گیری دولت کارگری را شتاب بخشد ، در صورتی که :

اول- رهبران کارگری در مراکز تولید فقط به سازمان دهی تولید و توزیع اکتفا نکنند و توده های عظیم طبقه کارگر را برای مبارزه سیاسی جهت تضعیف قدرت حاکم و تشکیل دولت کارگری به میدان آورند و رهبری کنند.

دوم-  کنترل کارگری شیوه ای برای اداره مراکز تولید در یک حکومت کارگری است.

حکومت و دولت کارگری هیچ نقش و دخالتی در تولید و توزیع نخواهد داشت . تولید کالا یا خدمات در کنترل کارگران و با مدیریت تشکل های کارگری خواهد بود.

بنابراین اگر رهبران سیاسی کارگران ، بر کنترل کارگری به عنوان مدل اداره تولید و اقتصاد جامعه تاکید کنند ، حمایت توده های عظیم کارگران را پشت سر خود خواهند داشت و همین قدرت گیری و تثبیت دولت کارگری را ممکن می سازد.

بنابراین کنترل کارگری به خودی خود عامل مهمی جهت کسب قدرت سیاسی توسط طبقه کارگر نیست و تنها بر اساس شروط بالا می تواند نقش سرنوشت ساز و سیاسی خود را به انجام رساند.

همان طور که کنترل کارگری می تواند عامل پیش برنده ای در تحقق دولت کارگری شود، کسب قدرت سیاسی توسط کارگران و سرنگونی دولت حامی سرمایه داری ، پیش شرط  کنترل سراسری و کامل کارگری بر مراکز تولید است.

تجربه انقلابات کارگری گواه است که به محض قدرت گیری سیاسی بخشی از طبقه کارگر، اقدامات گسترده ای برای کنترل کارگری در تمام مراکز تولید شکل گرفته است.

سطوح مختلف کنترل کارگری

الف- سطوح پایین کنترل کارگری(داخلی)

سطوح پایین کنترل کارگری درمورد اجزایی از تولید است که مربوط به امور داخلی یک مرکز تولید می باشند. سطوح پایین کنترل کارگری شامل موارد ذیل می باشد:

- دستمزد

- جذب یا اخراج نیروی کار

- بهداشت محیط کار

- تقسیم وظایف تولیدی بین کارگران و …

اگر چه مبارزه با هدف کنترل کارگری بر اجزای فوق ، دشواری ها و پیچیدگی های خاص خود را دارد ، اما ساده تر و دست یافتنی تر است و می تواند مقدمه ای برای مبارزه جهت سطوح بالای کنترل کارگری باشد.

نکته مهم این جاست که مبارزه برای کنترل کارگری بر موارد فوق و به عبارتی مبارزات اصلاح طلبانه ضروری است، اما محدود شدن به این خواست ها و تعریف آن ها به عنوان هدف نهایی کارگران گام برداشتن در جهت دلخواه سرمایه داری است.

تا وقتی کارگران ، کنترل تمام «ضروریات تولید» را به دست نگیرند ، هیچ اصلاحات تولیدی قابل دوام و ماندگار نخواهد بود و سرمایه دار در اولین فرصت ممکن کنترل موارد فوق را از دست کارگران خارج خواهد کرد.

ب- سطوح بالای کنترل کارگری

سطوح بالای کنترل کارگری شامل موارد ذیل می باشد:

- مالکیت کامل کارگران بر ابزار تولید شامل مواد خام ، ماشین ، زمین و ساختمان.

- مدیریت خرید مواد خام و ماشین آلات ضروری برای تولید که با بازار خرید مواد خام و ماشین ارتباط مستقیم دارد.(کنترل بر ورودی های مرکز تولید)

- مدیریت فروش تولیدات که شامل تعیین انواع کالا و خدمات ، برنامه ریزی مشخصات کیفیتی و نیز تعیین قیمت عرضه می شود که با بازار فروش کالا و خدمات ارتباط مستقیم پیدا می کند.(کنترل بر خروجی های مرکز تولید)

بدیهی است که مالکیت بر ابزار تولید و کنترل ورودی و خروجی مرکز تولید ، بالاترین سطح کنترل کارگری است و با مالکیت و مدیریت سرمایه داری در تناقض کامل قرار دارد. مسلما هیچ کارفرمایی حاضر به واگذاری این ضروریات اساسی تولید به کارگران نمی باشد.

کنترل در این سطح از تولید به معنی کنترل کامل کارگری می باشد. کارگرانی که قادر به اعمال چنین سطحی از کنترل کارگری می شوند ، حتما بر سطوح پایین تری مانند دستمزد و بهداشت محیط تولید نیز کنترل و نظارت دارند.«چون که صد آمد نود هم پیش ماست.»  

تاکتیک های کنترل کارگری

الف – ایجاد تشکل های کارگری

اعمال قدرت کارگری و کنترل بر ضروریات تولید ، نیازمند تلاشی مستمر، مداوم و گاه مرحله ای است. چنین مبارزه ای برای موفقیت نیازمند تشکل و اتحاد کارگری است.

کارگران منفرد و غیر متشکل ، توانایی تدوام مبارزه ای مستمر و دشوار را نخواهند داشت و پیش از هر چیز بی نظمی و تفرقه باعث شکستشان خواهد شد.

بنابراین وجود نوعی از تشکل میان کارگران ، مانند مجمع عمومی، سندیکا یا شورا، پیش زمینه مبارزه برای کنترل کارگری است.

این مبارزه باید توسط تشکل منظم و علنی کارگران برنامه ریزی و رهبری شود. رهبران تشکل های کارگری می توانند با برنامه ریزی و هدایت مبارزات کارگری به شکلی هدفمند کارفرما را عقب برانند و کنترل «ضروریات تولید» را در دست گیرند.

علاوه بر این خود کنترل کارگری نوعی مدیریت و نظم بخشی مراکز تولید از طرف کارگران است. چنین نظمی نمی تواند توسط کارگران غیرمتشکل و منفرد صورت پذیرد.

بنابراین طبیعی است که کنترل و مدیریت بر مراکز تولید توسط تشکل های منظم کارگری به نمایندگی از کارگران صورت پذیرد.

کنترل کارگری و تشکل کارگری در رابطه ای متقابل و دوسویه هستند، یعنی همان طور که وجود تشکل و اتحاد پیش برنده کنترل کارگری است ، هر میزان که کارگران بر «ضروریات تولید» مسلط شوند، قدرت تشکل کارگری در مرکز تولید بیش تر می شود و نقش برجسته تری در مدیریت تولید برعهده می گیرد.

ب- نمایندگی کارگران

با کنترل بر هر یک از «ضروریات تولید» ، رهبران تشکل کارگری به نمایندگی کارگران،  هدایت و مدیریت آن بخش تولید را برعهده می گیرند.

در این روش ، کارگران قدرت خود را به نمایندگان خود یا رهبران تشکل های کارگری واگذار می نمایند.

به عنوان مثال در مرکز تولیدی ، کارگران کنترل استخدام و اخراج را از اختیار کارفرما خارج کرده  و به دست خود گرفته اند.

بدیهی است که کارگران منفرد نمی توانند در مورد استخدام و اخراج تصمیم گیری کنند و ممکن است هر کدام نظر و دیدگاه خاصی داشته باشند.

بنابراین لازم است قدرت کارگران به نمایندگان آنان که رهبران منتخب تشکل کارگری می باشند ، واگذار شود تا از طرف همه تصمیم گیری کنند.

نمایندگان ، منتخب اکثریت کارگران آن مرکز تولید هستند و درباره تصمیم گیری ها و اقدامات خویش در مقابل همه کارگران پاسخگو می باشند.

نمایندگان توسط مجمع عمومی کارگران انتخاب می شوند و از طرف کارگران در مدتی مشخص (مثلا یک سال) مدیریت و کنترل تمام امور مرکز تولید را برعهده می گیرند.

نمایندگان در طی این یک سال ، قابل استیضاح ، برکناری و عزل توسط مجمع عمومی  کارگران مرکز تولید می باشند.

موازین انتخاب ، عزل  و اختیارات نمایندگان باید به شیوه ای دقیق و غیرقابل تفسیر در اساسنامه تشکل کارگری تصویب و درج گردد.

ج- ایجاد تشکل های سراسری

وقتی کنترل کارگری در یک یا چند مرکز محدود تولید اتفاق می افتد، زمینه سرکوب توسط دولت و یا تحریم توسط سرمایه داران فراهم تر است.

اما اگر کنترل کارگری دربرگیرنده مراکز تولید سراسر کشور باشد ، مقابله با آن توسط دولت و سرمایه داران دشوارتر خواهد بود.

گسترش و فراگیری کشوری کنترل کارگری ، نیازمند تشکل سراسری کارگری (مانند شورا یا سندیکای سراسری) است که رهبرانش به شکلی هماهنگ ، مبارزات و اعتصاب های کارگری را تا حد تسلط بر تمام «ضروریات تولید» هدایت کنند.

در جنبشی که توسط تشکل های سراسری رهبری می شود ، کارگران می توانند مبارزه ای   مرحله ای و هماهنگ را برای کنترل بر اجزای مختلف ضروریات تولید پیش ببرند.

مثلا در مراحل اولیه مبارزه ، برای کنترل بر استخدام و اخراج ، اعتصابی سراسری سازمان دهند و به طور هماهنگ بر خواست های خود پافشاری  کنند.

کارگران می توانند در اعتصاب سراسری خود از کارفرمایان بخواهند که تصمیم گیری اخراج و استخدام  را به تشکل های کارگران در مراکز تولید واگذار کنند.

بدیهی است که با اعتصاب سراسری و متحد ، رسیدن به خواست های کنترل کارگری آسان تر خواهد بود و همه می دانیم که اعتصاب سراسری بیش از هر چیز نتیجه سازمان دهی رهبران تشکل های بزرگ و سراسری است.

د-اعتصاب

اعتصاب ، مهمترین ابزار قدرت کارگران در اعمال کنترل و تحمیل خواست های کارگری  به کارفرمایان است.

کارگران با اعتصاب می توانند تسلط و کنترل کارفرما بر تولید را از دست او خارج کنند و در اختیار خویش گیرند. سازمان دهی اعتصاب ، پیروزی آن و حفظ دستاوردها با هدایت رهبران کارگری ممکن و شدنی است.

کنترل کارگری و جامعه

اگر کنترل کارگری ، محدود به امور مدیریتی مراکز تولید باشد، امکان فراگیری و گسترش آن کاهش می یابد و از اهداف اساسی خود دور می شود.

باید فواید کنترل کارگری و اثرات خوشایند آن بر زندگی خانواده های کارگران و فراتر از آن همه مردم شهر و منطقه معلوم و مشخص گردد.

به همین منظور باید اقدامات زیر در دستور کار نمایندگان و تشکل های کارگری مراکز تولید قرار گیرد:

الف- ارتقای منزلت انسانی کارگران ، دستمزد، بهداشت محیط کار و … می تواند از اولین تصمیمات نمایندگان کارگران باشد. همه کارگران باید سریعا اثر بخشی و فواید کنترل کارگری را در محیط کار خود ببینند و باور کنند.

ب- ایجاد نهادهای خدماتی و رفاهی مانند درمانگاه ، مدرسه ، مهدکودک و … در کنار مراکز تولید و توسط تشکل های کارگری (با سود حاصل از تولید) ، باعث آشنایی مردم و خانواده های کارگران با اثرات واقعی و سودمند کنترل کارگری بر رفاه آنان می شود.

عملکرد تشکل های کارگری بعد از تسلط و مدیریت بر تولید باید به گونه ای باشد که  کارگران مرکز تولید و خانواده هایشان در مدت کوتاهی تغییرات عینی و خوشایند را بر زندگی خود احساس کنند و در نتیجه به ادامه مبارزه و تلاش برای کنترل کارگری و حفظ دستاوردهایش امیدوارتر گردند .

در واقع هدف کنترل کارگری نیز غیر این نیست : « رفاه و خوشبختی بیش تر کارگران و خانواده هایشان»  و اگر خواست ما جز این باشد بهتر است که کنترل و مدیریت کارخانه ها کماکان در اختیار سرمایه داران باشد.

ج- سخنرانی رهبران کارگری در شهر و مراکز دیگر تولید و توضیح پیرامون ضرورت و مطلوبیت کنترل کارگری .

باید جلسات و تجمعات مشخصی در سالن ها ، پارک ها و اماکن عمومی شهری برای سخنرانی نمایندگان و رهبران کارگری سازمان داد تا به گفتگو درباره تجربیات ، فواید و دستاوردهای کنترل کارگری بپردازند و کارگران مراکز دیگر تولید را به مبارزه و تلاش در این مسیر تشویق کنند.

پخش بروشورها و خبرنامه های تبلیغی درباره دستاوردهای و ضروریات کنترل کارگری می تواند بخش حاشیه ایی چنین تجمعات و سخنرانی هایی باشد.

تجربه ها و نمونه هایی از کنترل کارگری

روسیه

تشکل هایی که در جریان انقلاب روسیه نقش پیش برنده ای در کنترل کارگری داشتند ، «کمیته های کارخانه» نامیده می شدند . این کمیته ها ابتدا در مراکز تولید سلاح و مهمات شکل گرفتند.

در کارخانه های تولید سلاح ، کارفرمایان عمدتا فرماندهان ارتش بودند که برخورد وحشیانه و نظامی  با کارگران زیر دست خود داشتند.

در شرایطی ضعف دولت مرکزی ، «کمیته های کارخانه» کنترل کامل امور تولید را در کارخانه های دولتی برعهده گرفتند و در بعضی نقاط علاوه بر این اداره امور شهرها نیز به دست کمیته های کارخانه افتاد.

 کمی قبل از انقلاب نوامبر1917 ، اولین کنگره «کمیته‌های کارخانه‌های سراسر روسیه» برگزار شد و بعد از آن شورای کنترل کارگران ، متشکل از نمایندگان کمیته‌های کارخانه و نمایندگان سندیکاهای کارگری ، هدایت و کنترل تولید در کارخانه ها را بر عهده گرفتند.

«جان رید» در کتاب «ریشه‌های کنترل کار بر صنایع در روسیه» (ترجمه ناصر اصغری) چنین می نویسد:

«کمیته‌های تازه تأسیس برای تعیین دستمزد کارگران، برای تنظیم دسیپلینی برای برخورد با کارگران و استخدام و یا بیکارسازی، مجبور بودند ، مواردی چون تعداد تقاضاهایی که کارخانه دریافت کرده بود، چقدر سوخت در اختیار دارد، چه درآمدی از خرید و فروش حاصل می شود و غیره را به دقت در نظر بگیرند.

 در کارخانه‌هائی که صاحبکاران بطور جدی بهانه می آوردند که نمیتوانند کارخانه را باز نگه دارند، کارگران مجبور بودند خود مسئولیت اداره آن ها را به عهده بگیرند و کار و بار را به بهترین نحوی که ممکن بود به دست بگیرند.

بعضی از تجارب بسیار جالب هستند. برای نمونه، کارخانه نساجی‌ای در شهر  Novgord که صاحبش آن را به حال خود رها کرده بود، کارگران بدون کوچکترین تجربه‌ای مسئولیت اداره آن را به عهده گرفتند. اولین کاری که کردند، تولید لباس کافی برای استفاده خودشان و بعد برای تمام کارگران Novgord بود.

بعد از آن کمیته کارخانه نمایندگانی به کارخانه‌های دیگر شهرها برای مبادله پارچه با تولیدات آن کارخانه‌ها فرستاد. لباس با کفش در کفاشی‌ها و یا با نان با دهقانان مبادله میشد. و در آخر شروع به گرفتن سفارشات از شرکتهای بازرگانی کردند.

 برای به دست آوردن مواد اولیه، باید نمایندگانی به مناطق پنبه خیز جنوبی میفرستادند و بعد با اتحادیه کارکنان راه آهن قرار پرداخت هزینه حمل و نقل مواد اولیه را با پرداخت لباس بستند. عین همین سیستم را هم درباره سوخت مورد نیاز و ذغال سنگ معادن “دون” بکار بردند.

در بخش عظیمی از صنایع بخش خصوصی که به تعطیلی کشانده نشدند، کمیته‌های کارخانه نمایندگانی را برای مشورت با مدیران برای تهیه سوخت، مواد اولیه و حتی سفارشات تعیین کردند.

می بایست حساب و کتاب تمام آنچه را که به کارخانه وارد میشد و آنچه را که از آن خارج میشد، میداشتند. برای آنکه برآورد کنند که موسسه چقدر می‌ارزد، چقدر سهام دارد و سود حاصله چقدر است، باید تمام موسسه را ارزیابی میکردند.

همه جا بزرگترین مشکل کمیته‌ها برخورد با صاحبکارانی بود که سود حاصله را پنهان میکردند، سفارشات را رد میکردند و برای بی‌اعتبار کردن تشکلهای کارگران دست به هر کاری میزدند تا بازدهی موسسه را پایین بیاورند. تمام سرکارگرها، مهندسین، کارمندان دفتری و غیره ضد انقلابی و ضد دمکراتیک که توسط کمیته‌های کارخانه اخراج می شدند، نمی توانستند وارد هیچ کارخانه دیگری، بدون معرفی‌نامه کمیته کارخانه محل کار پیشین خود بشوند. کارگران قبل از استخدام ملزم بودند به اتحادیه بپیوندند و کمیته‌های کارخانه بر تمام مقررات و حدود و ثغور نظارت داشتند.

هر کمیته کارخانه ای دارای ۵ بخش بود :  تولید و توزیع، سوخت، مواد اولیه، سازمان فنی صنعت، و مرخص کردن (تغییر دادن از مبنای جنگی به مبنای صلح). در هر منطقه‌ای تمام کارخانجات یک رشته صنعت مجموعا ٢ نماینده به شورای منطقه و هر شورای منطقه یک نماینده به شورای شهر و آن هم به نوبه خود نمایندگانی در شورای سراسر روسیه، کمیته مرکزی اتحادیه‌های حرفه‌ای و در شوراها (soviets) داشتند….»

آرژانتین

یکی از برجسته ترین نمونه های جنبش کنترل کارگری ، تجربه آرژانتین می باشد.

کنترل کارگری در آرژانتین ، جنبش «احیای کارخانه ها» و در انگلیسی ، جنبش «اشغال کارخانه ها» نامیده می شود.

اما کنترل کارگری در آرژانتین بر خلاف اصطلاح «احیای کارخانه» ، تنها کارخانه ها را در بر نمی گیرد ، بلکه شامل دیگر مراکز تولید مانند کشتی سازی ، بیمارستان، درمانگاه ، معدن، کارگاه بستنی سازی، چاپ، نانوایی، شیرینی پزی و… نیز می شود.

از سال 2001 ، ٣٩٠٠ مرکز تولیدی به دلایلی مانند«بحران» و «عدم سوددهی» اعلام ورشکستگی کردند. کارفرمایان این مراکز کارگران را اخراج می کردند و یا دستمزد آن ها  را پرداخت نمی نمودند.

توجیه کارفرمایان برای سیاست اخراج یا عدم پرداخت دستمزد به این خلاصه می شد: «کارخانه در بحران است ، پول برای دستمزد کارگر نداریم.» کارگران در شرایط کمبود کار تنها جوابشان این بود:«ما هم جایی نمی رویم».

در چنین شرایطی ، کارگران حدود ٢٠٠ مرکز تولید ورشکسته شده ، دست به اشغال آن ها زدند . بدین ترتیب جنبش معروف به «احیای کارخانه» در آرژانتین شکل گرفت.

البته اشغال مراکز تولید معمولا بدون مقدمه چینی نبود. از قبل برخی رهبران کارگری در اجتماع مردم درباره عواقب بسته شدن مراکز تولید سخنرانی می کردند و ذهن ها را برای چنین اقداماتی آماده می نمودند.

در شرایط سخت بحران اقتصادی ، بیکاری میلیونی ، دستمزدهای ناچیز ، فقر و فلاکت ، تنها راه نجات کارگران چنین مراکز تولیدی ، اشغال ، راه اندازی و اداره آن ها بود، تا حداقل بیش از این بدبخت و سیه روز نشوند.

اگر چه کنترل کارگری نسبتا در تعداد کمی از مراکز تولید اتفاق افتاد ، اما باعث شور ، شوق و امید طبقه کارگر و حفظ دستاوردهای جنبش کارگری آرژانتین شد.

انواع کنترل کارگری در آرژانتین

1- شورا یا مجمع عمومی

نوعی از کنترل کارگری که مراکز تولید توسط «مجمع عمومی کارگران» یا «شورای کارگری» اداره می شود.

اولین اقدام بعد اشغال مرکز تولید، تشکیل مجمع عمومی (به عنوان بالاترین مرجع تصمیم گیری ) و شورای کارگری برای کنترل کارگری  و اداره امور تولید بود. هر کارگری یک رای داشت و کارگران معمولا دستمزد و مسئولیت های برابری داشتند.

کارگران در مجمع عمومی ، نمایندگانی برای اداره امور انتخاب می کردند، که موظف به گزارش دهی در مجمع و قابل عزل و تغییر بودند.

همچنین بر مبنای درآمد خالص مرکز تولید ، مقدار دستمزدها در مجمع عمومی تصویب می شد که بر اساس درآمد خالص هر ماه متغیر بود.

2- تعاونی

 تعاونی‌هایی که با مشارکت برخی مالکان مراکز تولید ، کلیساها و سندیکاهای کارگری درست شده اند.

در «تعاونی» ‌ها به جز کارگران ، معمولا مالک کارخانه ، کلیسا و دولت نیز شرکت داشتند.

 تفاوت مهم بین دو شیوه «مجمع عمومی» و «تعاونی» ، در مسئله دستمزد می باشد ، چرا که در شیوه مجمع عمومی دستمزد بالای کارگران در اولویت است اما در تعاونی ها دستمزد را با توجه به قرض هایی که دولت یا کارفرما باید هر ماه بپردازند ، محاسبه می کنند که اولا  مقدار کم تری می شود و ثانیا معمولا برای همه کارگران برابر نمی باشد.

مراکز تولید  تحت کنترل و اشغال کارگران ، عمدتا شامل صنایع ذوب فلز، نساجی ، مدارس، شرکتهای حمل و نقل ، چاپ و صنایع غذایی هستند .

جدول صفحه بعد تعداد کارگران مراکز تولید تحت اشغال و کنترل کارگری آرژانتین را در مقایسه با درصد کل این مراکز نشان می دهد و گویای این مسئله است که کنترل کارگری عمدتا در مرکز تولید کوچک و متوسط اتفاق افتاده است .

تعداد کارگران

درصد مراکز تولید تحت اشغال کارگری

کم تر از 10 نفر

13

11 تا 20 نفر

23

21 تا 50 نفر

40

بیش از 50 نفر

24

کل

100 درصد

اگر چه کارگران این مراکز تولید حق اداره و کنترل تولید را از اختیار کارفرما و مالک آن خارج کرده اند ، اما کماکان مالک قانونی زمین و ماشین آلات کارفرما می باشد.

برخی مراکز تولید در اجاره کارگران اند و در دیگران که توسط دولت مصادره شده اند، کارگران طی دو سال موظف به پرداخت قسط های خرید ماشین آلات به دولت می باشند.

بر اساس قانون ، طلبکاران سابق یک مرکز تولید می توانند طلب خود را از مجمع عمومی کارگران نیز دریافت کنند.

هر چند مطابق قانون آرژانتین ، پرداخت دستمزد بر پرداخت قسط طلبکاران در اولویت قرار دارد ، با این وجود معمولا مراکز تولید توانایی مالی تعویض ماشین آلات فرسوده و قدیمی با نو را ندارند و فقط  قادر به پرداخت قروض و دستمزدها می باشند.

اگرچه در اکثر اوقات ، دادگاه با فشار کارگران و اشغال مرکز تولید  توسط آنان ، با واگذاری مرکز موافقت کرده است ، اما می تواند در پایان دوسال اجاره ، دستور تخلیه را صادر کرده  و مرکز تولید را به مالکانش برگرداند.

علاوه بر این ، قانون عموما علیه اشغال و کنترل کارگری است . به عنوان مثال در یکی از مواد قانون ورشکستگی، بدون هیچ  امتیاز و حق تقدمی  برای کارگران، بازخرید شرکت توسط سرمایه گذاران پیش بینی شده است.

تا کنون، رهبران کارگری مراکز تولید تحت کنترل و اشغال شده ، اقدامات هماهنگ زیر را انجام داده اند:

الف- تلاش برای تصویب قانونی که کارگران را به عنوان مالک مراکزتحت اشغال به رسمیت شناسد.

ب- کمک متقابل به شکل وام و فروش تولیدات به یکدیگر.

ج- ایجاد صندوق مالی ویژه برای کمک به کارگران مراکز تازه اشغال شده.

کارگران آرژانتینی در جنبش کنترل کارگری با مشکلات عدیده ای روبرو هستند که عمده ترین آن ها به شرح زیر است :

1- جلب اعتماد تامین کنندگان و مشتریان قبلی مرکز تولید.

2- عدم اعتماد به نفس و خودباوری کارگران.

3- مقابله با فشارهای قانونی کارفرمایان جهت بازپس گیری مراکز تولید.

چند مثال از کنترل کارگری در آرژانتین

هتل بوین

هتل بوین در مرکز شهر بوینس آیرس که ورشکسته و در سال 2001 توسط صاحبانش تعطیل شده بود ؛ در 20 مارس 2003 به به اشغال کارکنان آن درآمد.

در این روز حدود ٣٠ نفر از کارکنان هتل ، درهای این هتل ٥ ستاره و٢٠ طبقه‌ را شکستند و وارد شدند.

اکثر کارگران شورشی از کارمندان رده پایین هتل٬ مانند نظافتچی‌ها و کارگران غذاخوری بودند. بعد از بدست گرفتن کنترل هتل توسط کارگران ، نه تنها همه بر سر کار خود بر نگشتند که علاوه بر آن حدود ١٤٠ کارگر جدید استخدام شدند.

سپس کارکنان هتل برای انجام خدمات جهت مسافران خارجی ، در کلاس های آموزش زبان انگلیسی شرکت کردند، آموزش رکن اساسی هتل شد و کارگران فهمیدند که ظرفیت  یادگیری هر نوع کاری را دارند.

در این هتل همه کارگران به طور متناوب در انجام کارهای مختلف شرکت می کردند. مطابق تصمیم مجمع عمومی ، دستمزد کارکنان دفتری با دیگر کارگران مانند نظافتچی ها و …  مساوی بود.

شورای کارگری ٬ سالن جلسات هتل را برای برگزاری مجامع عمومی در اختیار دیگر کارگران مراکز اشغال شده بوینس آیرس قرار می داد.

روزهای آخر  سال ٢٠٠٥ ، شهرداری شهر بوینس آیرس در جلسه غیرعلنی خود تصمیم به بازگرداندن هتل به صاحبان پیشین آن کرد.

بیمارستان «یهودی»

در سال 2004، بیمارستان «یهودی» با 400  کارگر و طی حکم دادگاه اعلام ورشکستگی کرد. اکثریت  ٤٠٠ کارمند بیمارستان ، دنبال کار دیگری رفتند ، اما حدود ١٦٠ نفر از کارگران با تشکیل یک تعاونی ، اداره بیمارستان را در دست گرفتند .

این تعاونی متشکل از پرستاران،تکنسین های آزمایشگاه،نظافتچی ها و کارمندان اداری بود.

پزشکان عضو نبودند بلکه توسط تعاونی استخدام می شدند و دستمزدی بسیار بالاتر از اعضای تعاونی دریافت می کردند.

اعضای تعاونی حدود ٢٥٠ دلار درآمد ماهیانه داشتند ، در حالی که دو سال پیش از ورشکستگی تقریبا هیچ دستمزدی دریافت نمی کردند.

کارگران پس از اشغال بیمارستان ، مجبور به پرداخت قروض به جا مانده از گذشته شدند که  بخش عظیمی از درامد بیمارستان را شامل می شد.

نانوائی و شیرنی پزی هریسینوپولی

از سال 2000 ، نانوایی و شیرینی پزی هریسینوپولی (Grissinopoli) به سمت ورشکستگی پیش رفت. حقوق  کارگران به طور رسمی حدود 400 پزو در ماه بود و با این وجود دستمزد خود را کامل دریافت نمی کردند و اکثریت کارگران دو سال طلب دستمزد داشتند.

در سال ٢٠٠٢ ، دستمزد کارگران از 400 پزو در ماه به 40 پزو کاهش یافت . کارگران در اعتراض به این مسئله اعتصاب  و نانوایی را اشغال کردند.

نانوایی به مدت  ٧ ماه در اشغال کارگرانی بود که بعضا شب ها را آنجا می گذراندند. مالکان قبلی  فراری شدند و تولید متوقف شد. در تمام مدت اعتصاب ، همسایه‌ها و کارگران کارخانه‌های دیگر از آن ها به شکل مالی حمایت کردند.

با شروع تولید در نانوایی تحت اشغال ، اگر چه بخش عظیمی از درامد صرف پرداخت بدهی های قبلی می شد ، اما کارگران چیزی حدود ١٣٠٠ پزو یا ٤٤٥ دلار آمریکا دستمزد ماهیانه داشتند.

کارخانه زانون

«زانون» کارخانه ای بزرگ در شهر کوچکی  به نام «نئوکن» است و در زمان اوج خود ۶۸۰ نفر کارگر داشت که بر اثر بحران این تعداد به  ۲۸۰ تا ۳۰۰ کارگر رسید.

در ماه مه ٢٠٠١ ، مدیریت کارخانه کاملا از پرداخت دستمزدها سر باز زد و ادعا کرد کارخانه سوددهی ندارد. کارگران این ادعا را رد کردند و خواهان بررسی دفاتر حسابداری شرکت شدند.

کارگران پس از اعتصابی  ٣٤ روزه ، موفق به کسب حق بررسی تمام دفاتر حسابداری کارخانه شدند که این امر نشان داد بر خلاف ادعای کارفرما ، کارخانه سوددهی بدی نداشته است.

در ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۱، مدیریت کارخانه زانون با ارسال تلگرافی همه کارگران خود را اخراج کرد. کارگران در اعتراض راهپیمایی کردند و حکم های اخراج را مقابل شهرداری نئوکن به آتش انداختند.

 همان جا سرکوب پلیسی شروع شد و ۱۹ نفر از کارگران دستگیر شدند. بعد از ظهر آن روز، رهبران کارگران کنفرانسی مطبوعاتی ترتیب دادند و 4 هزار نفر در شهرستانی نسبتا کوچک به خیابان ریختند.

دو روز بعد از اخراج دست جمعی (اول اکتبر) ، کارگران کارخانه را اشغال و در مارس ۲۰۰۲ ، اولین خط تولید را راه اندازی کردند.

«مجمع عمومی» کارگران به عنوان بالاترین مرجع تصمیم گیری در کارخانه تشکیل شد که با شرکت همه کارگران برگزار و درباره همه چیز تصمیم گرفته می شد.

 در مجمع عمومی ، کارگران راجع به هر چه لازم بود ، بحث می کردند. هر قسمت یا واحد ، نماینده‌ای انتخاب می کرد تا مسائل و مشکلات آن بخش را به مجمع عمومی ارائه کند.

کارگران در ارتباط با جامعه ، موفق به جذب حمایت مردم شهر در بهترین شکل ممکن شدند.

مردم طی اعتصاب های ، برای کارگران غذا و میوه می آوردند و با تشکیل صندوق مالی اعتصاب و جمع آوری کمک از سراسر کشور به کارگران کارخانه کمک می کردند.

در مقابل کارگران با تصمیم مجمع عمومی ، برای منطقه همجوار و فقیرنشین «نوآ اسپانا» (که فاقد یک مرکز درمانی بود) درمانگاهی روبروی کارخانه تاسیس کردند.

مجمع عمومی کارخانه تصویب کرد که ۳۰۰ متر از تولیدات هر ماهش را به مدارس ، مهد کودک ها، مراکز درمانی و غذاخوری های مختلف هدیه کند.

 پس از تصرف و کنترل کارخانه توسط کارگران ، دستمزدها افزایش یافت و تا آوریل  ۲۰۰۵ ، ۱۷۰ کارگر جدید استخدام شدند.

مالک قبلی کارخانه که  در سال 2001 ، ۱۷۰ میلیون دلار بدهی بالا آورده و از آرژانتین فرار کرده بود ،  با مشاهده روبراه شدن اوضاع تولید و با ادعای مالکیت مجدد کارخانه به آرژانتین برگشت.

دادگاه خواهان فروش کارخانه و پرداخت پول طلب کاران است و کارگران را به رسمیت نمی شناسد. فقط تنها پلیس و دادگاه ، دشمن کارگران نیستند ، نیروگاه برق نیز که با کارفرمایان قبلی خیلی مهربان تر بود ، کارگران را تحت فشار گذاشت .

کارگران بارها در برابر حکم قضایی تخلیه کارخانه و یورش پلیس مقاومت کرده و پیروز شده اند. تشکل های مردمی با هدف حمایت از کارگران زانون اعلام کردند که در صورت اخراج کارگران ، اعتصابی سراسری سازمان خواهند داد.

منابع :

1-«مروري بر جنبش کنترل کارخانه ها توسط کارگران در آرژانتين» ، نوشته ناصر اصغري.

2- «ريشه‌هاي کنترل کار بر صنايع در روسيه» ، نوشته جان ريد ، ترجمه از ناصر اصغري.

3- «کارخانه بدون کارفرما سيري در جنبش کنترل کارگري آرژانتين و اشغال کارخانه ها توسط کارگران» ، نوشته ناصر اصغري ، اسفند 1384.

4- «مديريت و کنترل کارگري تجربه ي انقلاب روسيه» ، نوشته پرويز گويا.

5- «کنترل کارگري» ، نوشته پل ماتيک ، ترجمه وحيد تقوي.

—————————————————————————————————————————-

متن توسط سردبیر ویرایش شده است .

متن برگرفته از فصل سیزدهم کتاب “الفبای مبارزه کارگری” منتشر شده توسط بنیاد پژوهشی – آموزشی کارگران (بنیاد پاک) است.


1 دیدگاه

  1. درود بر شما
    مجاز هستید از وبلاگ من استفاده کنید. شاد باشید.

برای س پاسخی بگذارید لغو پاسخ

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: