توسط سردبیر در
0

تغییر اندازه فونت:

پیاده سازی بخش ششم مصاحبه : کمیته انتشارات بنیاد پاک

فتاحی: شما اشاره کردید که پس از جریان سینما رکس اعتصاب نفت جنوب شکل گرفت. اگر باخبر باشید همان زمان مسجد کرمان هم به آتش کشیده شد و اگر یادتان باشد مردم شعار می دادند که ” رکس آبادان را مسجد کرمان را شاه به آتش کشید” در حالی که بعدها مشخص شد هر دوی این آتش سوزی ها کار اسلامی ها بود تا مردم را تحریک کنند که به دنبال پرچم آن ها بیایند.در آن مقطع کسی نبود که شک کند که این قضیه کار اسلامی ها بوده است؟

خسروشاهی: به طور فردی ممکن است اینطوری باشد اما در سطح جامعه و مخصوصا آبادان اینطوری مطرح شد که سینما رکس را شاه به آتش کشیده است و چون فیلم گوزن ها هم که در این سینما پخش می شد که جنبه سیاسی رادیکال داشت به همین خاطر مطرح شد که از روی قصد مسئولین وقت کشور چنین کاری کردندو آنان متهم شدند. اما بعدا در بازجویی ها معلوم شد که تیمی زیر نظر چند ملا و مسئولیت عده ای آن جا را آتش زده اند. به طور واقعی مسئله سینما رکس تاثیر زیادی روی مردم گذاشت چون می گفتند رژیم آن را انجام داده است. مردم آرام آرام شروع به اعتراض کردند . از مهرماه اعتصابات کارگران اداره مرکزی نفت شروع شد که به سایر بخش ها کشیده شد.در مهرماه به دلیل ضعف سازماندهی اعتصابات ادامه نیافت و نظامی ها در پالایشگاه مستقر بودند تا اینکه در آبان ماه با تقویت سازماندهی اعتصابات شروع شد و تا انقلاب ادامه پیدا کرد.تولید پالایشگاه که  600 هزار بشکه در روز بود به صفر رسید و با پیوستن خارک به اعتصاب صادرات نفت هم متوقف شد. در پالایشگاه آبادان مردم با شعار “از بهر ملک و ملت ما شیر نفتو بستیم تا مرگ شاه خائن در انقلاب هستیم” راهپیمایی کردند و تا سرنگونی شاه جنبش را ادامه دادند. اینجا بود که یک کمیته اعتصاب سراسری در آبان 57 تشکیل شد ، کمک های مالی به خوزستان ارسال شد و مشکل مالی از طریق بازار به طور کلی برطرف شد.

فتاحی: این کمک مالی فقط به صنعت نفت مرتبط است؟

خسروشاهی: بله . فقط صنعت نفت. ببینید در اصفهان و شهرهای دیگه کارگران می آمدند و سخنرانی می کردند و پول جمع آوری می کردند منتهی چون پول زیادی از بازار می آمد به مسئله جمع آوری کمک مالی توجهی نشد.یکی از نقاط ضعف همین وابستگی مالی جنبش کارگران بود به نظرم می شد که طی یک برنامه ریزی از مردم کمک مالی جمع آوری شود نه از یک قشر خاص (بازار) که بیاید و پرچم خودش را در میان جنبش بزند و یکی از اعضای خود را در کمیته مخفی اعتصاب منصوب کند و به قول یکی از رفقا دستور گرفتن از زیر درخت سیب(منظور خمینی است) از همان جا شروع شد. این یکی از ضعف های اعتصاب نفت بود و قطعا ضعف های دیگری هم داشت.

فتاحی: چه ضعف های مثلا؟

خسروشاهی: خیلی از ضعف ها…

فتاحی: شما فکر نمی کنید یکی از مشکلات عدم توجه کارگران نفت به کارگران بخش های دیگر بود؟

خسروشاهی:این هم بود. به طور کلی یک خودمحوربینی وحشتناکی بر کارگران نفت حاکم بود. همان طور که گفتید فقط بخش نفت را می دیدند. حالا وقتی به مسائل بعد از انقلاب و بعد از اینکه شوراها تشکیل شد به مسئله تشکل یابی هم که امر حیاتی و مهمی است می پردازیم.مخصوصا الان می بینیم که هر گونه تشکل را سازماندهی را سرکوب ، دستگیر و زندانی می کنند. یک مسئله اساسی که در رابطه با نفت وجود داشت عدم داشتن یک دید تسخیر قدرت سیاسی بود. در کارگران شرکت نفت به طور واقعی هیچ نگرشی در باره کسب قدرت سیاسی وجود نداشت.نهایت خواسته کارگران حضور یک نفر از کارگران در شورای انقلاب یا انتخاب وزیر نفت از طرف کارگران بود. خوب حالا گیرم که انتخاب کردند قدرت سیاسی نداشتند.

فتاحی: فکر می کنید کارگران نفت باید این کار را می کردند یا اینکه باید سازمان سیاسی ای بود که این خواست را سازمان می داد؟

خسروشاهی: یکی از نقاط ضعف اساسی همین عدم وجود یک دید سوسیالیستی مسلط در بین جنبش کارگری بود. ضعف دیگر نبود یک حزب سیاسی سوسیالیستی بود.کارگران حزب سوسیالیستی خود را نداشتند.

فتاحی: اما همان دوره سازمان فدائیان در بخشی از کارگران نفوذ داشت و هم حزب توده تشکیلاتی داشت.فکر نمی کنید یک دلیل همین بود که  خود این جریانات توده و فدایی مرزبندی اساسی ای با خمینی به دلیل مخالفت او با شاه نداشتند؟

خسروشاهی: حمایت از خمینی در کل جو جامعه حاکم بود. مجموع 95 درصد. ممکن بود چند گروه کوچک هم نسبت به این مسئله نقد داشته باشند و قبول نداشته باشند ، اما نفوذ واقعی در جامعه نداشتند. اما چیزی که بر جامعه مسلط بود پیروی از خمینی بین مجاهد و فدایی و بقیه گروه ها مسئله مشترکی بود. مثلا در مسئله تسخیر سفارت آمریکا توسط جمهوری اسلامی ، مجاهدین خلق از میدان فردوسی تا سفارت سینه خیز و خزیده رفتند.

فتاحی:تسخیر سفارت توسط دانشجویان خط امام؟

خسروشاهی: آفرین.آره.مجاهدین از میدان فردوسی تا سفارت خزیده و سینه خیز رفتند.کل جو این طوری بود. آن هایی که به اصطلاح خودشان پیشرو بودند و تشکیلاتی و دیدی داشتند و به مسائل جامعه و  منطقه تسلط داشتند از خمینی حمایت می کردند.یادم می آید که فدایی ها یک راهپیمایی به طرف خانه خمینی در مدرسه رفاه برگزار کردند که خمینی راهشان نداد. یعنی مشکل این بود که کسانی که به قول شما حزب سیاسی بودند خمینی را به عنوان رهبری انقلاب پذیرفته بودند. انتخابات را پذیرفته بودند و برای آن کاندید معرفی می کردند. با شناسنامه و عکس و تفضیلات. مشکل چیز دیگری بود. مشکل عدم وجود یک حزب سیاسی واقعی از کارگران سوسیالیست در جامعه بود.کارگران دید سوسیالیستی و چشم انداز تسخیر قدرت سیاسی را نداشتند. اگر این چیز ها بود که نبود ، اتفاقات دیگری می افتاد.

اگر خاطرتان باشد بعد از انقلاب شورای کشاورزان ، سربازان و کارگران بود  که نتوانستند یکی شوند. همه این ها مسائل است. جنبش کارگری ضعف های اساسی از جمله مسئله مالی را داشت . مشکلات دیگر عدم وجود حزب کارگران سوسیالیست ، نبود یک دید سوسیالیستی در جامعه و نبود یک برنامه مشخص بود.  حتی خود ملا ها هم برنامه نداشتند و دیدی که آمدند و بازرگان، جبهه ملی و نهضت آزادی برایشان تشکیلات درست کردند. شما اگر به دوره اول انقلاب نگاه کنید تمام نمایندگان مجلس ، نمایندگان سرمایه داری بودند. ملایی در این بین نبود. ولی بعدا بازرگان را کنار زدند و خودشان همه قدرت را گرفتند.

فتاحی: در این فضا هست که طالقانی، “پدر طالقانی” می شود و جایگاهی پیدا می کند؟

خسروشاهی: دقیقا.

فتاحی: فضایی که همه مرزی با اسلامی ها ندارند و پشت خمینی هستند.

خسروشاهی: دقیقا.من خودم در زندان با طالقانی رابطه ای داشتم . طالقانی شخصی بود که در زندان مورد احترام همه زندانیان از چپ  و راست بود. خیلی رادیکال بود و با مجاهد و فدایی هیچ مشکلی نداشت. گروه ها رابطه خوبی داشتند و به او احترام می گذاشتند. مجاهدین طالقانی را رهبر خودشان می دانستند. مشکل این چیز ها بود . مثلا فدایی ها در گنبد و کردستان می جنگیدند و مجاهدین امام امام می گفتند. وقتی مجاهدین به آن طرف چرخید، بخشی از فدایی ها طرفدار خمینی شدند. خب تمام این ها در ذهنیت کارگران تاثیر می گذاشت.

فتاحی: اجازه دهید این ناروشنی جریانات مختلف مقابل اسلامی ها را اینجا رها کنیم و به مسئله سندیکاها و کمیته اعتصاب بپردازیم . از چه وقتی به بعد کمیته اعتصاب به مسئله تشکیل شوراها در صنعت نفت تمایل پیدا کرد ؟

خسروشاهی: ببینید کمیته اعتصاب شکل گرفت و یک دوره ای افرادش مخفی و تحت تعقیب بودند و حکم تیر داشتند و در خانه ها مخفی می شدند.

فتاحی: افراد کمیته اعتصاب شناسایی شده بودند؟

خسروشاهی: بله. مشخص بود چون در راس حرکت بودند. بعد حکومت نظامی بود. وقتی که فضا کمی باز شد و مخصوصا آبادان به اعتصاب پیوست کمیته اعتصاب علنی شد و سندیکای کارگران صنعت نفت ایران تشکیل شد.

فتاحی: این در چه مقطعی بود؟

خسروشاهی: یکی دو ماه قبل از انقلاب. حدود دی ماه . سندیکای کارگران نفت اعلام شد که پتروشیمی و گاز هم شامل اش می شد و همه با هم بودند. نشریه ای هم به همین نام داشتند. اخبار پراکنده و ضد و نقیض بود. این نشریه کمک کرد اعتصاب سازماندهی شود و کارگران اخبار واقعی را بخوانند تا شایعات بی مورد  در بین کارگران تفرقه ایجاد نکند.این نشریه کار خوبی بود که تا سال شصت هم ادامه پیدا کرد که بعد توقیفش کردند.

فتاحی: اسمش چه بود؟

خسروشاهی: نشریه کارکنان صنایع نفت. به اسم همین سندیکای مشترک کارکنان صنایع نفت بود.

فتاحی: این سندیکایی که ایجاد شد تا چه حد به تجمعات کارگری و به فرض اعتصابات متکی بود؟

خسروشاهی:اینطوری نبود. اسمش سندیکا بود اما به طور واقعی کمیته های کارخانه بود. مثلا پالایشگاه ،گاز، پخش ،آبادان ، شیراز اصفهان و تبریز هر یک کمیته خود را داشتند.

فتاحی : این کمیته ها علنی یا مخفی بودند؟

خسروشاهی:این کمیته ها پس از حذف حکومت نظامی علنی و انتخابی کارگران بودند. جلسه برگزار می کردند و اطلاعیه و نشریه منتشر می کردند.

فتاحی: در کارخانه کارگران کمیته خود را انتخاب می کردند؟

خسروشاهی: انتخاب به معنی برگزاری مجمع عمومی و انتخابات به معنی رسمی آن نبود. در هر کارخانه ای عده ای از کارگران جلودار بودند و مورد تایید کارگران بودند.مثلا در پالایشگاه تهران ده نفر از کارگران بودند که از ابتدا جلودار بودند ، تقسیم کار می کردند ، فعالیت کرده بودند و مورد تایید کارگران بودند. در خوزستان همین طور در بقیه جاها هم به همین نحو. در آبادان قضیه یک مقدار فرق می کرد. چون یک عده می رفتند و مماشات می کردند کار به انتخابات کشیده شد و عوض شدند.در مجمع این کمیته های کارخانه بود که به اسم سندیکا در سطح سراسری کارگران را رهبری می کرد.

پس از انقلاب و برگشت کارگران به سر کار مسئله شوراهای کارگران مطرح شد.

فتاحی: یعنی شوراها بعد از قیام مطرح شدند؟

خسروشاهی: می شود بگوییم قبل از انقلاب . چون زمینه برگشت به سرکار …

فتاحی: این شوراها چقدر متکی به مجامع عمومی منظم بودند؟ جمعی اسم خودشون رو شورا گذاشتند یا اینکه واقعا شورایی تشکیل شد؟

خسروشاهی: از پایین شکل گرفت. کارگران ابزار دقیق ، تراش کاری و جوشکاری مجمع عمومی می گذاشتند و چند نفر را انتخاب و معرفی می کردند.کارمندان دفاتر و آتش نشانی و بقیه هم همینطور. با جمع این نمایندگان شورای کارگران پالایشگاه تهران شکل گرفت.در پالایشگاه سه تا شورا بود. یک شورای تعمیرات بود ، یک شورای نوبت کاری بود و سومی هم شورای متحده که شامل آتش نشانی و کارمندان دفتری بود. جاهای دیگر هم همینطوری انتخاب کردند و یک شورای سراسری در سطح نفت با اتحاد پالایشگاه ها ، گاز ، پتروشیمی و پخش شکل گرفت و سازماندهی شد که تا سال شصت هم به کار خود ادامه داد.

فتاحی: اگر اجازه دهید برگردیم به همان مقطعی که کارگران کمیته های کارخانه و در سطح سراسری سندیکای کارکنان نفت را تشکیل داده اند. در آن مقطع چقدر کارگر نفت متوجه شده بود که باید به سراغ بخش های دیگر طبقه کارگر برود و اتحاد سراسری تشکیل دهد؟

خسروشاهی: اصلا چنین فرصتی نبود. ممکن بود که در خیابان با هم تظاهرات کنند. ببینید مثلا در انقلاب کمیته مخفی سراغ کارکنان تلویزیون یا اداره برق رفت.مثلا برق را قطع می کردند. چنین ارتباطاتی با کارکنان جاهی دیگر بود ولی اینکه برود و با بقیه کارگران یک تشکل سراسری تشکیل بدهد این طور نبود و این یکی از ضعف های اساسی همین بود.حالا در رابطه با تشکل به این می رسیم .

فتاحی: شما بهتر می دانید که در جنبش کارگری گرایشات مختلفی است . گرایشاتی سندیکالیست هستند که به دستاوردهای مقطعی دلخوش می کنند و تغییرات اساسی و پایه ای در دستورشان نیست. فکر نمی کنید این سنت تاثیر گذار بود؟

خسروشاهی: دوران انقلاب خیلی کوتاه بود. شما نگاه کنید . بین سال 58 تا جنگ فقط یک سال فرصت بود. آن قدر مشکلات نفت زیاد بود که تا سندیکا آمد به خودش بیاید جنگ شد و سندیکا تعطیل شد.

فتاحی: مشکل فقط سندیکای نفت نبود. شما اگر در کفش ملی بودید یا ذوب آهن عین همین سوال را می پرسیدم که شما چرا از ذوب آهن با نفتی ها تماس نگرفتید؟

خسروشاهی: نه من این حرف را نمی زدم. ستاد اصلی مبارزه خوزستان بود. در پالایشگاه اگر کار می خوابید این یک ضربه ای بود اما اگر کار در خوزستان می خوابید ، صادرات نفت قطع می شد.وقتی جنگ شد ما اتحاد مبارزاتی را از دست دادیم . یعنی خوزستان ، آبادان و اهواز بمباران شد. این را باید در نظر داشته باشیم.

—————————————————————————————-

پی نوشت اول : بخش ششم مصاحبه با یدالله خسرو شاهی توسط کمیته انتشارات بنیاد پاک پیاده سازی شده است و بقیه مصاحبه  به تدریج منتشر خواهد شد .

 پی نوشت دوم : یدالله خسروشاهی، یکی از بنیانگذاران اصلی سندیکای کارگران صنعت نفت در سال 1349، از سازماندهان مبارزات کارگران این رشته در دهه 50، و از رهبران اعتصاب بزرگ صنایع نفت کشور در پاییز سال 1357 بود که پس از انقلاب 57 از ایران خارج شد و در 15 بهمن 1388 در لندن درگذشت .

پی نوشت سوم : بخش اول تا پنجم مصاحبه در سایت بنیاد پژوهشی – آموزشی کارگران (پاک) موجود است.

http://b-pak.org/

پی نوشت چهارم: برای دیدن ویدئوی کامل این مصاحبه می توانید به  کانال یوتیوب بنیاد پاک مراجعه فرمایید.

پی نوشت پنجم : این سری مصاحبه ارزشمند توسط محمد فتاحی مجری تلویزیون پرتو در زمان حیات یدالله خسروشاهی صورت گرفته است که از زحمات ایشان سپاسگزاریم .


دیدگاه خود را بنویسید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: