توسط سردبیر در
0

تغییر اندازه فونت:

 پیاده سازی بخش هفتم مصاحبه : کمیته انتشارات بنیاد پاک

فتاحی: اجازه بدهید به دوره پس از انقلاب و مسئله روابط شورها و دولت جدید بپردازیم. در آن دوره شوراها چقدر به مسائلی مانند بسته شدن دانشگاه ها ، کردستان و ترکمن صحرا توجه کردند؟

خسروشاهی: ببینید در رابطه با شوراهای نفت به طور مشخص ، شوراها در رابطه با حمله دولت به کردستان خیلی فعال عمل کردند و در تمام آبادان چادرهای کمک به خلق کرد را تشکیل دادند. شورای سراسری تصمیم گرفت که تمام سهمیه لباس زمستانی را مستقیما از انبار به کردستان بفرستد و این کار را هم انجام داد. به علاوه با پول جمع آوری شده در شوراها چند تا چرخ بافندگی خریدند و به کردستان فرستاند. نسبت به مسئله خلق ها کاملا حساس بودند و حمایت می کردند.

فتاحی: درباره بستن دانشگاه ها چطور؟

خسروشاهی: درباره بستن دانشگاه ها ، تنها جلسه ای که نمایندگان کارگران صنعت نفت با هوشنگ انصاری و کمیسیون اصل نود داشتند و توسط تلویزیون برای پخش ضبط می شد ، مصادف با 13 آبان و حمله به دانشگاه و سرکوب دانشجویان شد. در این جلسه علاوه بر خواسته های اقتصادی که مطرح بود ، نمایندگان شوراهای کارگران اعلام کردند که ما حمله به دانشگاه را محکوم می کنیم و عوامل این اقدام باید به مردم معرفی و محاکمه شوند. به همین دلیل جلسه به هم خورد و توسط تلویزیون ضبط نشد.ما قبل از انقلاب که نیاز مالی داشتیم اولین بار به دانشگاه مراجعه کردیم و در دانشگاه بود که دو و نیم میلیون جمع آوری شد که البته خیلی کم بود. وسع مالی دانشگاه هم همین بود.

 در هر صورت یک همچنین چشم اندازی بود.منتهی اینکه کارگران بتوانند یک پیوند مشترک حرکتی با جنبش های اجتماعی  زنان ، معلمان و دانشجویان برقرار کنند نبود. معلمان در آبادان خواست هایی داشتند و وقتی کارگران نفت اعتصاب کردند یکی از خواسته هایشان تحقق خواست های معلمان بود. منتهی یک جنبشی نبود که پیوند مشترکی بین تمام این بخش ها ایجاد کند و همه را با هم به پیش ببرد. جنبش های زنان ، دانشجویان ، دهقانان و کارگران یک پیوندی نداشتند که با هم به جلو بروند. هر کدام جدا از هم بودند اگر چه حمایت هایی هم می کردند. دید نسبت به جنبش زنان خیلی ضعیف بود به نسبت بقیه جنبش ها.همان طور که گفتید درباره مسئله زنان ، جنبش کارگری در این مسئله کاری نکرده است.

فتاحی: اگر اجازه دهید برگردیم به مسئله رابطه شوراها و دولت جدید بعد از انقلاب.شوراها تا چه سالی با قدرت به کار خود ادامه دادند.

خسروشاهی: پس از انقلاب شوراها مشغول به بررسی مشکلات و مسائل داخلی نفت و گاز و پتروشیمی شدند.

فتاحی: می شود تصویری بدهید که شوراها چه می کردند؟

خسروشاهی: عده ای از مدیران بودن که کارشکنی می کردند . این ها عوض شدند و شورای هر بخشی مدیر خودش را انتخاب کرد. مثلا شورای مالی مدیر خودش را انتخاب کرد یا شورای تعمیرات ، مدیر بخش تعمیرات را انتخاب کرد. تعداد زیادی از زندانیان سیاسی بودند که با نامه شورا به سرکار برگشتند و حقوق آن مدت زندان را دریافت کردند. شرکت حفاری های نفت که زیر نظر کنسرسیوم نفت بود کارکنان قرارداد موقت شرکت های خارجی داشت که با نامه شورا به طور رسمی استخدام شدند. محاکمه ساواکی ها و افراد ضد کارگر، افزایش مزد، استخدام جدید، وضعیت کارگران موقت و دانم و حتی صادرات نفت همه زیر نظر شوراها بود.  دولت بازرگان که سرکار آمد ، شوراها فشار آوردند که ما خودمان باید وزیر نفت را انتخاب کنیم که آقای تندگویان را با معرفی شورا انتخاب کردند. تندگویان همان ماه اول در جاده اسیر عراقی ها شد و بعدها در عراق کشته شد.

فتاحی: تندگویان از فعالین کارگری شرکت نفت بود؟

خسروشاهی: کارمند سطح پایین نفت بود که در دوره شاه زندانی شده بود. در آن دوره انسان رادیکال و مبارزی بود که  مذهبی بود و در رابطه با کتاب شمس آبادی درباره حسین (امام حسین) دستگیر شده بود. البته مذهبی بودنش نمود بیرونی نداشت. یعنی مدیری مثل نذیر که به نفت فرستاده شد توسط شورا نفی شد.  بعد یک مسئله اساسی این بود که  در آن موقع ارتباط شورای نفت با بقیه کارگران در سطح جامعه و فعالین بقیه بخش های طبقه کارگر که به تشکل یا شورای سراسری بینجامد ، عملا وجود نداشت. در آن موقع فروهر (که بعدها در قتل های زنجیره ای به همراه همسرش کشته شد) وزیر نفت شده بود و فروهر طرفدار سرمایه دار و سندیکالیزم ( نه سندیکا به طور واقعی) بود. آن موقع شعار سازمان های سیاسی و شوراهای کارگران این بود که ” قانون کار باید توسط خود کارگران نوشته شود” . فروهر هم از این مسئله سوءاستفاده کرده بود و از نمایندکان کارگران دعوت می کرد که به وزارت کار بیایید و قانون کار را بنویسید. من خودم شخصا سه بار رفتم . بعدا که سلطه بیشتر شد و گفتند که انجمن های اسلامی هم باید افراد را برای تدوین قانون کار معرفی کنند، دیگر من نرفتم و بقیه رفقا را برای این کار می فرستادم.

می خواستم این را بگویم که ما در شوراها در رابطه با تشکل های کارگری فراقانونی فعالیت می کردیم.چون سندیکا یک محدوده خاصی را پیش  می برد. ما فراقانونی حرکت می کردیم.

فتاحی: یعنی آن ها سندیکاها را شکل داده بودند؟

خسروشاهی: نه .  شکل نداده بودند.

فتاحی: سندیکا را طرد کرده بودند؟

خسروشاهی: بله طرد کرده بودند.

فتاحی: شما تا چه زمانی در پروسه جمع فعالین مشغول به تدوین قانون کار شرکت داشتید؟

خسروشاهی: به هم خورد . چون پس از چند جلسه که من رفتم از انجمن اسلامی خواستند که نماینده معرفی کند و آن موقع انجمن اسلامی هم شکل نگرفته بود و شورا بود.این را تایید می کنم که فروهر می خواست این را به طبقه کارگر بفهماند که دولت، دولت سرمایه است و قانون کار باید نوشته شود تا حدود حقوق سرمایه و کارگر را تعیین کند. ما آن موقع شورا داشتیم و تمام این چیزها را نفی کرده بودیم . ما با یک اطلاعیه حقوق تمام کارگران زندانی را پرداخت کرده بودیم و با یک اطلاعیه صدها کارگر را استخدام رسمی کرده بودیم در حالی استخدام حتی یک کارگر نیازمند طی مراحل مختلف قانونی در شرایط سرمایه داری است. فروهر داشت به طبقه کارگر تلقین می کرد که دولت ، دولت سرمایه است و شما هم کارگر هستید بیایید حداقل دستمزد و قانون کار را تعیین کنیم.

فتاحی: سندیکا را هم در مقابل شورا قرار داده بود؟ در حالی که شما شورا داشتید.

خسروشاهی: سندیکا را هم درمقابل شورا علم کرده بود. چون در آن زمان شورا گامی به جلو بود و خودش را در چهارچوب قانون دولتی تعریف نمی کرد و قانون را قبول نداشت.  اساسنامه اش را خودش را تعریف کرده بود.بنابراین سندیکا گامی به پس بود. حالا عده ای می گویند که ما همان موقع از سندیکا دفاع کردیم.خب آن موقع شما راست بودید که از سندیکا دفاع می کردید. سندیکای انقلابی هم داشتیم. مثل سندیکای پروژه آبادان ، سندیکای چاپ خانه ها.

فتاحی: پایه های این سندیکاها متکی بر مجمع عمومی بود؟

خسروشاهی: بله .همه چیز بود.حزب توده تبلیغ سندیکا می کرد و الان می گوید ما آن موقع می گفتیم. آن موقع این حرف ارتجاعی بود. آن روز بازگشت به عقب بود. ما در شوراها هزار گام جلوتر بودیم و مدیر را خودمان انتخاب می کردیم.

فتاحی: بعد ادامه شوراها به کجا رسید؟

خسروشاهی:  سال شصت با شروع جنگ شورا ها تضعیف شد. پایگاه اصلی رزمنده کارگران در خوزستان تخریب شد و همه آواره شهرهای دیگر شدند. تعداد کارکنان در هر قسمت فنی خیلی بیش تر از حد لازم شد. مثلا اگر 20 نفر در چارت سازمانی در تراشکاری نیاز بود ، 500 تراش کار در پالایشگاه مشغول کار بود. رژیم از این قضیه سوءاستفاده کرد. قانون دادگاه های بدوی و تجدیدنظر درون کارخانجات و صنایع طی قانونی توسط دولت تصویب شد که به این بهانه  توسط افراد انجمن اسلامی کارگران مبارز را شناسایی ، اخراج ، بازنشسته ، دستگیر و گاهی حتی اعدام کردند.از این زمان تصفیه ها شروع شد.در اوائل سال 60 ، بنی صدر برای بازدید از صنعت نفت آمد و گفت “شورا مورا نه ” و ما از یک تابلوی گردش به راست ممنوع  در خیابان ازش عکس گرفتیم و در صفحه اول نشریه مان به نام پیشتاز نوشتیم :” بنی صدر ، گردش به راست ممنوع” بعد در زیرش هم نوشتیم که “شورای بی قدرت مثل تفنگ بی فشنگ است”.مخالف با شورا در هیات وزیران و دولت بازرگان هم وجود داشت. بازرگان گفته بود که ما باد می خواستیم طوفان شد.به هر حال طوفان بود.

فتاحی: آن ها می خواستند به آرامی قدرت را تحویل بگیرند.

خسروشاهی: دقیقا . که ارتش بماند و خبری نشود.بعد قدرت کارگران را هم در انقلاب دیده بودند که اگر واقعا به میدان بیایند کسی جلودارشان نیست . بنابرین از همان ابتدا برای سرکوب جنبش کارگری برنامه ریزی کردند. به قول مسئول خانه کارگر حسن صادقی با دستور بهشتی ، خامنه ای و رفسنجان(حزب جمهوری اسلامی) به خانه کارگر حمله کردند و فعالین کارگران را از آن جا بیرون کردند و سرکوب کردند. عده ای هم کشته شدند. مصاحبه صادقی در روزنامه کار و کارگر موجود است. آقای غرضی وزیر نفت و توکلی وزیر کار با بخش نامه ای همه شوراهای کارگری را غیرقانونی اعلام کردند و در اواخر سال شصت حمله کردند و همه فعالین شوراها را از تبریز ، اصفهان و  نقاط دیگر دستگیر کردند و به اوین بردند.

فتاحی: آمار تقریبی از تعداد کسانی که از فعالین شوراها دستگیر شدند ندارید؟

خسروشاهی: حدود 140 نفر را دستگیر و به اوین بردند و نگه داشتند. آخرین افراد بعد از هفت سال آزاد شدند. از یک ماه تا هفت سال در زندان نگه داشتند.

فتاحی: شما در چه دوره ای به زندان رفتید ؟ آیا جزو سری اول دستگیرشدگان بودید؟

خسروشاهی: همان روز اول من را جمعه دستگیر کردند و در اوین نگه داشتند. در آن مقطع شوراها یک حرکت القا شده به طبقه کارگر بود. ما تصمیم نگرفتیم که شورا درست کنیم ، موقعیت جامعه این را به ما تحمیل کرد که تشکلی درست کنیم و آن را شورا بنامیم . حالا اینکه چرا اسمش را شورا گذاشتیم باید سرش بحث کرد. ولی همان موقع سازمان هایی بودند که تبلیغ سندیکا می کردند. دولت بازرگان هم به طور مشخص تبلیغ سندیکا می کرد و می خواست به طبقه کارگر بقبولاند که از اعمال قدرت در محیط کار دست بردارد و قانون کار را تصویب کند و زیر چتر سرمایه داری برود.

فتاحی: آیا به این دلیل از سندیکا سخن می گفتند که بدنه جنبش کارگری از موقعیت تصمیم گیری و دخالت گری عقب رود و کسانی به عنوان مسئول سندیکا با دولت مذاکره کنند و دولت بتواند در پروسه ای خواست خود را به آن ها بقبولاند و این با وجود شوراها برای دولت سخت بود؟

خسروشاهی: دقیقا. جامعه سرمایه داری. وقتی که مسئله سندیکا را قبول کنی، اساسنامه اش باید به تصویب برسد و باید در چهارچوب اساسنامه حرکت کرد. به علاوه رژیم ، دولت و وزارت کار را باید قبول داشته باشی. شورا همچنین چیزی نبود و نه رژیم و نه دولت را قبول نداشت.اساسنامه خودش را داشت و حرکت خودش را پیش می برد. بازرگان آن موقع مدیریت را عوض می کرد که در شرکت نفت و گاز زورش نرسید.بعد از سرکوب شصت دوباره شروع شد و چون هنوز جو انقلابی در شرکت نفت وجود داشت ، وقتی مجبور شدند که مدیران انقلابی منصوب شوراها را عوض کنند ، ناچار شدند دوباره از کارگران عضو انجمن اسلامی به عنوان مدیران نفت انتخاب کنند.نتوانستند دوباره از طاغوتی ها استفاده کنند.

فتاحی: وقتی شما را دستگیر کردند ، عکس العمل جنبش کارگری به دستگیری شما چگونه بود؟

خسروشاهی: به طور کلی این امر همزمان با سی خرداد و سرکوب عمومی جامعه شده بود که ترور ، انفجار و وحشت در جامعه فراگیر بود. از این جو استفاده کردند و در ماه دهم سال شصت انحلال شورای نفت را اعلام کردند.خرداد شصت را در نظر بگیرید و وضعی که بر جامعه حاکم بود. بر خیلی از کارخانه ها مسلط شده بودند اما هنوز بر نفت ، گاز و پتروشیمی مسلط نبودند که این امر در ماه دهم سال شصت صورت گرفت. در این زمان شوراها را منحل و فعالین آن را دستگیر و راهی زندان نمودند. ما ستاد اصلی مان را از دست داده بودیم و خوزستان را نداشتیم. همه در هتل ها بدون غذا آواره بودیم.

فتاحی: علت تاکید شما بر نفت جنوب چیست؟ چون خودتان اصالتا جنوبی بودید؟

خسروشاهی: نه قدرت واقعی ما  در جنوب بود. صادرات ، واردات تمام اسکله ها آنجا متمرکز بود. پالایشگاه آبادان روزی 650 هزار بشکه تولید می کرد. چهار پالایشگاه تبریز ، تهران ، شیراز و اصفهان  400 هزار بشکه جمعا تولید می کردند. تمام قدرت بسیج ، سازماندهی و تجربیات کارگری هم در خوزستان بود.

فتاحی: جنگ خیلی لطمه زد؟

خسروشاهی:  این جنگ که به قول خمینی نعمت الهی بود بیشترین لطمه را زد و مصیبت واقعی برای مردم ایران و طبقه کارگر بود. جنگ تاثیر بسیار منفی داشت. واقعیت این است که کل خوزستان بر روی نفت ایستاده بود و وقتی جنگ کارگران را آواره کرد ما هم فهمیدیم که قدرت واقعی خود را از دست داده ایم. ما به ضعف کشیده شدیم و از این ضعف استفاده کردند.مثلا در تعمیرات پالایشگاه تهران که 300 کارگر می خواست ، 800 کارگر نشسته بودند ، چون از جاهای دیگر آمده بودند، که شروع به تصفیه کردن ، اخراج و بازنشستگی کارگران کردند.

————————————————————————————————————————————————————-

پی نوشت اول : بخش هفتم مصاحبه با یدالله خسرو شاهی توسط کمیته انتشارات بنیاد پاک پیاده سازی شده است و بقیه مصاحبه  به تدریج منتشر خواهد شد .

 پی نوشت دوم : یدالله خسروشاهی، یکی از بنیانگذاران اصلی سندیکای کارگران صنعت نفت در سال 1349، از سازماندهان مبارزات کارگران این رشته در دهه 50، و از رهبران اعتصاب بزرگ صنایع نفت کشور در پاییز سال 1357 بود که پس از انقلاب 57 از ایران خارج شد و در 15 بهمن 1388 در لندن درگذشت .

پی نوشت سوم : بخش اول تا ششم مصاحبه در سایت بنیاد پژوهشی – آموزشی کارگران (پاک) موجود است.

http://b-pak.org/

پی نوشت چهارم: برای دیدن ویدئوی کامل این مصاحبه می توانید به  کانال یوتیوب بنیاد پاک مراجعه فرمایید.

پی نوشت پنجم : این سری مصاحبه ارزشمند توسط محمد فتاحی مجری تلویزیون پرتو در زمان حیات یدالله خسروشاهی صورت گرفته است که از زحمات ایشان سپاسگزاریم .


دیدگاه خود را بنویسید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: