توسط سردبیر در
0

تغییر اندازه فونت:

 پیاده سازی بخش هشتم مصاحبه : کمیته انتشارات بنیاد پاک

فتاحی: اجازه دهید به مسئله قانون کار جدید برگردیم که شما هم در تدوین آن چند جلسه ای شرکت داشتید. می شود توضیح دهید وقتی به شما اجازه حضور در جلسات تدوین قانون کار را ندادند، چه کسانی متصدی کار شدند و قانون کار را نوشتند؟

خسروشاهی: وقتی رژیم سرکار آمد با توجه به تسلط و قدرت شوراهای کارگری روی محیط های کار به طور واقعی رژیم به این نتیجه رسید که طی چند مرحله شوراها را به عقب نشینی وادار کند.در مرحله اول ، اگر به یاد داشته باشید در روز 23 بهمن خمینی از کارگران خواست تا به سرکار خود برگردند ، به اعتصاب پایان دهند  و اسلحه ها را هم تحویل دهند. کارگران به سرکار برگشتند.منتهی کارگران در صنایع بزرگ کماکان شورا داشتند و اعمال قدرت می کردند. بنابرین رژیم تصمیم گرفت که در مرحله بعدی محیط های کار را تصفیه کنند و از این وضعیت خارج کنند.برای این هدف انجمن های اسلامی را تاسیس کردند و از برخی کارگران مذهبی برای تصفیه بقیه استفاده کنند. بدین ترتیب بتوانند کارگران مبارز را از محیط های کار تصفیه کنند. علاوه بر این زمینه نظری چنین تحرکاتی نیز باید ایجاد می شد. می بایست به کارگران می فهماندند که جامعه ، جامعه سرمایه داری است و شورا متعلق به این جامعه نیست، ابزار دیگری نیاز است.

اکثر سازمان های سیاسی در آن موقع طرفدار شورا بودند و برخی هم نه.آن ها که طرفدار شورا بودند خیلی دیرتر به طرف پذیرش قطعی حاکمیت در محیط کار رفتند. اما سازمان هایی مانند حزب توده و فدایی اکثریت از همان ابتدا رژیم سرمایه را پذیرفتند و در مسائل کارگری هم مبلغ پیشبرد سندیکا بودند.چند سندیکای انقلابی هم بود که فراتر از این ها مثل یک شورا عمل می کردند. پروژه پذیرش نظری سرمایه داری از طرف کارگران و تن دادن به مدیران دولتی و دولت از کانال وزارت کار پیش می رفت. آن موقع آقای فروهر خیلی کارگران مبارز را تشویق به سندیکا می کرد و در خانه کارگر سخنرانی می کرد. به شورا حمله نمی کرد ولی در عین حال مبلغ رسمی سندیکا بود و می گفت این است که به درد شما می خورد.

فتاحی: شما فکر می کنید سندیکا مناسب برای سیستم سرمایه داری است و کارگری که در سندیکا مشغول است نمی تواند سیستم را زیر پا بگذارد؟

خسروشاهی: نه ما در مرحله انقلاب سندیکای انقلابی هم داشتیم.

فتاحی: منظورم آن ها نیست . منظورم سندیکاهایی است که فروهر مبلغ اش بود.

خسروشاهی: دقیقا. اون نگاهش به سرمایه داری و تسلط اش بر جامعه بود و می خواست که طبقه کارگر را وارد محدوده قانونی خفه کند که پایش را از آن فراتر نگذارد و به طبقه کارگر بفهماند که قدرت حاکمیت و کارخانه متعلق به سرمایه است نه طبقه کارگر. در جامعه سرمایه داری دموکراسی در کنار درب کارخانه می ایستد. در همین کشورهای پیشرفته صنعتی، تظاهرات و اعتراض در سطح جامعه است اما در کارخانه باید مطیع باشی.می توانی اعتصاب کنی اما دموکراسی وارد کارخانه نمی شود. حاکمیت کارگر در کارخانه صفر است.سرمایه و سود بورژوازی از دست طبقه کارگر محفوظ است و اساسا به کارگر اجازه حاکمیت را نمی دهند.

فتاحی: لابد شما می خواستید این را به بحث قانون کار مرتبط کنید.

خسروشاهی: می خواستم بگم که داشتند زمینه نظری قانون کار را هم در جامعه ایجاد می کردند و به کارگر می فهماندند که تو باید در جامعه سرمایه داری کار کنی و جامعه سرمایه داری هم قوانین خاص خودش را دارد که این است. فروهر هم تبلیغ می کرد که حالا بیایید قانون کار را تدوین کنیم.یک عده ای هم می رفتند و من هم خودم سه جلسه رفتم که ماده به ماده قوانین را می خواندند و درباره آن بحث می کردند. می خواستند تصویبش کنند. اما پس از مسائل دیگر و سرکوب ها دیگر قضیه منتفی شد و بعد هم اعلام شد که انجمن اسلامی باید افراد را با نامه معرفی کند، چون هنوز خانه کارگر در اختیار فعالین کارگری بود. بعد یک عده کارگران کارخانه های دیگر از طریق انجمن اسلامی به این جلسات رفتند. چون در شرکت نفت انجمن اسلامی نبود و شورا بود ، عده ای هم از شرکت نفت با کارت شورا شرکت می کردند. این قضیه تدوین قانون کار معلق شد.با اتمام دوره دولت موقت ، برکناری فروهر و آمدن توکلی به عنوان وزیر کار،  توکلی مطرح کرد که ما در جامعه خود سرمایه دار و کارگر نداریم . ما کارپذیر و کارآفرین داریم.سرمایه داران را کارآفرین و کارگران را کارپذیر نامید.حتی می خواست اسم کارگر را هم از جامعه حذف کند.توکلی گفت که اساسا ما نیازی به قانون کار نداریم و بر اساس قانون اجاره اسلامی عمل می کنیم. توکلی گفت که بر اساس باب اجاره ، کارگر و کارفرما به شکل فردی صحبت کنند و بر سر مزد و شرایط توافق کنند.  بنابرین دیگر به قانون کار نیازی نمی باشد.

فتاحی: انجمن اسلامی هم حمایت کرد؟

خسروشاهی: دقیقا.

فتاحی: اولین تقابل کارگران در بعد اجتماعی با این پیشنهاد قانون اجاره جمهوری اسلامی چه بود؟

خسروشاهی: در جامعه علی رغم سرکوب ها هنوز جو انقلابی وجود داشت. کارگران نسبت به حرکات و جانفشانی هایی که کرده بودند ، انتظارات وسیعی داشتند. کارگران هنوز در کارخانه عقب نشینی نکرده بودند و مدیران دولتی را قبول نمی کردند.بنابراین در مقابل این حرکت طغیانی شکل گرفت و تومارهای وسیعی در صنایع مختلف علیه توکلی امضا شد. به همین دلیل مجلس قانون کار توکلی را پس فرستاد. قانون کار دیگری هم نوشته شد که آن هم پس فرستاده شد و این روند کماکان ادامه پیدا کرد تا جایی که …

فتاحی: چند بار این رفت و برگشت های قانون کار اتفاق افتاد؟

خسروشاهی: هفت یا هشت بار.این کشمکش ها دوازده سال طول کشید.آخرین بار که قانون کار در مجلس تصویب شد ، چندین بار توسط شورای نگهبان قانون اساسی رد شد و قانون کار برای اصلاح به مجلس فرستاده شد. این روند رفت و برگشت ادامه یافت تا اینکه خمینی شورای تشخیص مصلحت نظام را مطرح کرد و گفت شورایی باید تشکیل شود تا اختلاف بین شورای نگهبان و مجلس شورای اسلامی را حل کند. بخش زیادی از قانون کار توسط مجمع تشخیص نظام حذف شد و نهایتا قانون کار ارتجاعی فعلی تصویب شد.تازه همین قانون فعلی کار هم از روز اول تاکنون اجرا نشده است.

فتاحی: یعنی موارد مثبتی داخل قانون کار است؟

 خسروشاهی: اساسا بنیاد قانون کار اشتباه و ارتجاعی است چون حق کارگر را برای تشکل به رسمیت نشناخته است. فقط گفته است که باید شورای اسلامی یا انجمن اسلامی یا انجمن های صنفی می توانید تشکیل دهید.در این قانون تمام اختیارات به شورای اسلامی کار واگذار شده است.مثلا در قانون کار آمده است که اخراج کارگر با توافق شورای اسلامی کار ممکن است و چنانچه می دانیم همیشه شورای اسلامی بازوی راست دولت سرمایه بوده و هنوز هم هست.بنابراین می بینیم که کارگران را فله ای اخراج می کنند و خبری هم نمی شود.

فتاحی: قانون کار حدود سال 69 تصویب می شد یعنی در دوره ای که انقلاب سرکوب ، جنگ تمام و فضای جامعه عوض شده است.مسئله دیگری که شما اشاره کردید مسئله تشکیل شوراهای اسلامی ، انجمن های اسلامی و خانه کارگر است. می خواهم بپرسم که پروسه شکل گیری شوراهای اسلامی و خانه کارگر چگونه بود؟ آیا اول انجمن های اسلامی شکل گرفتند؟

خسروشاهی: خمینی گفت که همه کارگر هستند و خدا هم کارگر است و همه روزها هم روز کارگر است. توکلی هم که گفت اساسا قانون کار را قبول نداریم.منتهی تحت فشار مبارزه کارگران ، اولا دولت مجبور به قبول این واقعیت شد که در جامعه دو طبقه کارگر و سرمایه دار وجود دارد و باید یک قانونی بین این دو تصویب شد. مسئله دیگر این بود که جمهوری اسلامی  ناچار شد که روز اول ماه می را به عنوان روز جهانی کارگر به رسمیت بشناسد. این دو جنبه مثبت از این قانون کار فعلی بود. به این مسئله برگردیم.

با توجه به وضعیت انقلابی و این که رژیم جدید موقعیت کارگر را در انقلاب مشاهده کرد ، از روز اول برای تضعیف موقعیت کارگر برنامه ریزی کرد. در جنبه تشکل یابی یه قول حسن صادقی از طریق حزب جمهوری اسلامی و به دستور رفسنجانی ، خامنه ای  و بهشتی اینها خانه کارگر را از دست فعالین کارگری گرفتند و افراد انجمن اسلامی را داخل کارخانجات و صنایع سازماندهی کردند . قانون ضد کارگری درون صنایع و کارخانجات را برای تصفیه کارگران فعال تصویب کردند و از طریق اعضای انجمن اسلامی  کارگران مبارز را شناسایی و دستگیر و زندانی کردند. در جو سرکوب و حفقانی که برای نیروهای سیاسی وجود داشت ، بیشتر کارخانه ها را تعطیل کردند. طی یک نمازجمعه هم به خانه کارگر حمله کردند و آن را از دست فعالین کارگری خارج ساختند. در این بحبوحه خلا قدرت در کارخانجات و صنایع مختلف و تفوق جو پلیسی و وحشت ، از طریق انجمن اسلامی ، شوراهای اسلامی را در کارخانه های متوسط سازماندهی کردند، چون طبق قانون ، شورای اسلامی کار در کارخانه های بالای 35 نفر می تواند شکل بگیرد. از ابتدا داستان شورای اسلامی این بود و الان هم که حقوق بگیر دولت شده اند.

 از طریق انجمن اسلامی شورای اسلامی را سازمان داند که به ابزار سرکوب طبقه کارگر طی سی سال تا به امروز تبدیل شد.جلوگیری از هرگونه حرکت کارگری ، جلوگیری از تشکل یابی کارگران و شناسایی کارگران مبارز از وظایف شورای اسلامی کار است. آخرین نمونه واضح اش حمله به کارگران سندیکای شرکت واحد ، بریدن زبان اسانلو و ایجاد پرونده برایش بود.

فتاحی: پروسه تشکیل خانه کارگر فعلی چقدر طول کشید و آیا توسط شورای اسلامی به یک نهاد دولتی تبدیل شد؟

خسروشاهی: خانه کارگر در دست فعالین کارگری بود و بعد که به آن حمله شد همان اعضای انجمن اسلامی مانند محجوب ، توکلی و بقیه جایگزین شدند و مسئولین خانه کارگر شدند و مخصوصا در دوره رفسنجانی در شهرستان ها هم سازماندهی ایجاد کردند. الان هم رفسنجانی پشت سر انجمن اسلامی و شورای اسلامی کار است. به طور مشخص بودجه هنگفتی در اختیارشان گذاشتند و سازماندهی کردند. از همان ابتدا با خلا مبارزین در واحد های کار ، این تشکل ها را سازماندهی کردند ، پیش بردند و تا به همین امروز هم سرکوب کردند.

منتهی همان طور  که می دانید ، در سال های اخیر با توجه به اختلافات درونی شان و آگاه شدن کارگران از ماهیت اساسی شوراهای اسلامی ، این ها دیگر هیچ چیزی به جز عده ای حقوق بگیر نیستند که در واحد های مختلف خود را شورای اسلامی کار نامیده اند.

فتاحی: در دوره هایی قابل توجه ، فعالین کارگری می گفتند حالا که شوراهای واقعی نیست ، بگذار بیاییم و از طریق شوراهای اسلامی کار به خود و همکاران مان خدمت کنیم. این دوره چقدر طول کشید و شما شاهدش بودید؟

خسروشاهی:  طبق قانون شورای اسلامی کار ، غیر مسلمان حق کاندید شدن ندارد و این شامل ارمنی ها ، یهودی ها و سایر اقلیت های مذهبی هم می شود که نمی توانند عضو شورای اسلامی کار باشند. باید حتما مسلمان باشی. بعد هم طبق یکی از همین مواد باید التزام عملی به ولایت فقیه را ثابت کرده باشی.حتی اگر کسی بخواهد با طینت پاک وارد شورای اسلامی کار بشود تا به کارگر خدمت کند در آن جا حل می شود. این تفکر اشتباهی است که از طریق شورای اسلامی کار به کارگران خدمت کرد. ممکن است حتی الان هم عده ای اینطور فکر کنند و بخواهند شوراهای اسلامی را احیا کنند، در حالی که این یک خیانت به طبقه کارگر است. کسی که با این نگاه و از کانال یک تشکل پوسیده و گندیده که توسط کارگران نفی شده است می خواهد به کارگران خدمت کند، بهتر است تا در بین کارگران مشوق آنان برای تشکل مستقل خودشان باشد. چرا باید تشکل سرکوب گری را که سال های سال کارگران را سرکوب و کشته است و از هرگونه حرکت کارگری جلوگیری کرده است ، دوباره زنده کرد؟ این تفکر اشتباه بوده است و الان هم نادرست می باشد.

فتاحی: به عنوان آخرین سوال، وقتی که کارگران در پروسه ای متوجه نقش شوراهای اسلامی و انجمن اسلامی می شوند ، در کل این دوره چه راه های جدیدی را برای تشکل یابی و پیشبرد مبارزه برمی گزینند؟

خسروشاهی: بعد از جنگ ، کارگران در مراکز تولیدی مختلف قطعا ایجاد ارتباط کردند و محافل خاص خودشان را به وجود آوردند.نمونه روشن و واضحش ، اعتصابات وسیع کارگری در صنایع مختلف از بعد از جنگ تا به حالا بود که روز به روز هم افزایش پیدا کرده است.شاید اعتصابات همین دو سال چند برابر کل اعتصابات بین سال 1320 تا 1357  است. این حجم عظیم از اعتصابات کارگری در ایران اتفاق افتاده است. به عنوان مثال اعتصابات تمام کارخانجات نساجی سراسر ایران در اصفهان ، گیلان و غیره. بنابراین با ایجاد محافل مخفی توانستند برای خواسته های کوتاه مدت کارگری سازماندهی به وجود آوردند. این پروسه جایی رسید که کارگران مجبور شدند برای شکستن سد سانسور و رساندن صدای خود به مردم به از درون کارخانه ها به خیابان بیایند.بعد از این وقتی کارگران دیدند محافل مخفی جواب نمی دهد ، اعلام تشکل های علنی در سطح جامعه با چهره های علنی می کنند.

فتاحی: مرسی جناب خسروشاهی.اجازه بدهید بحث را ببندیم.

خسروشاهی: خواهش می کنم.

 ———————————————————————————————————————————————

پی نوشت اول : بخش هشتم مصاحبه با یدالله خسرو شاهی توسط کمیته انتشارات بنیاد پاک پیاده سازی شده است.

 پی نوشت دوم : یدالله خسروشاهی، یکی از بنیانگذاران اصلی سندیکای کارگران صنعت نفت در سال 1349، از سازماندهان مبارزات کارگران این رشته در دهه 50، و از رهبران اعتصاب بزرگ صنایع نفت کشور در پاییز سال 1357 بود که پس از انقلاب 57 از ایران خارج شد و در 15 بهمن 1388 در لندن درگذشت .

پی نوشت سوم : بخش اول تا هفتم مصاحبه در سایت بنیاد پژوهشی – آموزشی کارگران (پاک) موجود است.

http://b-pak.org/

پی نوشت چهارم: برای دیدن ویدئوی کامل این مصاحبه می توانید به  کانال یوتیوب بنیاد پاک مراجعه فرمایید.

پی نوشت پنجم : این سری مصاحبه ارزشمند توسط محمد فتاحی مجری تلویزیون پرتو در زمان حیات یدالله خسروشاهی صورت گرفته است که از زحمات ایشان سپاسگزاریم .


دیدگاه خود را بنویسید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: