توسط سردبیر در
2

تغییر اندازه فونت:

رامين عبدالهى

قيام بهمن پنجاه و هفت در شرايطى به وقوع پيوست، كه كارگران سراسر كشور براى سرنگونى رژيم سلطنتى سرمايه در حال اعتصاب، تحصن، تظاهرات و اشكال ديگر مبارزه بودند. با عروج جمهورى اسلامى به قدرت، حركت‌هاى اعتراضى طبقه‌ى كارگر عليه محروميت‌ها و بى حقوقى‌هاى گسترده‌ى اقتصادى، سياسى و اجتماعى‌اش‏ تداوم يافت. كارگران بيكار با متحصن شدن در وزرات كار، خواستار برقرارى بيمه‌ى بيكارى گرديدند و كارگران سراسر كشور در مراكز توليد و كار اقدام به تاسيس‏ شوراهاى خود نمودند. ذكر اين نكته مهم است كه در قيام پنجاه و هفت، كارگران با گوشت و پوست لـمس‏ نموده بودند كه اگر با هم متحد باشند، مى‌توانند عظيم‌ترين سدهاى بتونى را هم از پيش‏ روى خود بردارند و رو به جلو حركت كنند. آنان با داشتن اين تجربيات گران بود، كه خواستار تشكيل شوارها و اعمال قدرت اين شوراها عليه كارفرمايان شدند.
يك خواست مهم اين شوراها، حضور كارگران در برنامه ريزى كار و توليد كارخانه بود. در سال پنجاه و هشت، شوراى كفش‏ ملى، شوراى كارخانه‌ى مينو، شوراى شركت خانه سازى آريا و گروه صنعتى رنا _ كه خود شامل كارخانجات گروه توليدى زر و ولوو و زامياد بود _ از طريق تماس‏ با ساير كارخانجات و مراكز توليد توانستند اولين مجمع عمومى را در كارخانه‌ى كفش‏ ملى برگزار نمايند. در اين مجمع عمومى بيش‏ از سی هزار نفر از كارگران غرب تهران شركت كردند. اين اجلاس‏ يكى از بزرگ‌ترين گردهم آيى‌هاى كارگرى در اين دوران بود و در همين گردهم آيى بود كه سنگ بناى «شوراهاى متحده غرب تهران» استوار شد. كارگران با برقرارى انتخابات آزاد، اعضاى اصلى شوراى متحده را برگزيدند. در اين جلسه، كارگران زيادى با شورى زايدالوصف در مورد اهميت شورا و ضرورت هم بستگى كارگران با يك ديگر سخن گفتند و با هم تبادل نظر نمودند.
«شوراى متحده غرب تهران» توانست به مرور زمان نقش‏ رهبرى و هدايت كننده‌ى جنبش‏ كارگرى در غرب تهران را ايفا كند. به طورى كه كارگران مشكلات‌شان را با اين شورا مطرح مى‌كردند و در مجامع عمومى، راه حل‌هاى مناسب براى آن مشكلات پيدا مى‌نمودند. شوراى متحده با طرح خواست‌هاى كارگران (از قبيل چهل ساعت كار در هفته، حق اعتصاب، تغيير قانون كار، طرح طبقه بندى مشاغل، شركت شوراها در مديريت، ملـى كردن كارخانه ها، سود ويژه، پاداش‏، حق بيمه‌ى بيكارى و غيره) به فعاليت خود ادامه داد.
شوراى متحده در مدت زمان كوتاهى توانست تقربيا تمامى كارگران كارخانه‌هاى غرب تهران را به خود متمايل سازد و در اولين انتخابات مجلس‏ شوراى اسلامى شركت كند و دو كارگر _ يكى از كارگاه مترو و ديگرى از كارخانه‌ى ساكا _ را به عنوان كانديداهاى مستقل معرفى نمايد.

شورا در جلسات و سخن رانى‌هاى متعدد، لزوم معرفى اين كانديداها را براى عموم توضيح داد و خواستار حمايت نيروهاى چپ از كانديداهاى خود شد. موضوعى كه البته با استقبال چپ مواجه نشد و تقريبا هيچ گروهى از آن‌ها به كانديداهاى شوراى متحده راى ندادند. آن‌ها هر كدام كانديداى مستقل خود را داشتند و به اين خاطر از هم كارى با شورا سر باز زدند.

در اين دوره، كارگران ساكا و برخى واحدهاى ديگر با تلاش‏ فعال و بى دريغ، تمامى پلاكاردهاى ستاد تبليغاتى شوراى متحده را تامين مى‌نمودند و كارگران چاپ با كوشش‏ شبانه روزى به چاپ اطلاعيه‌هاى شورا همت مى‌نمودند. شوراى متحده نقش‏ وسيعى در مساله‌ى انتخابات ايفا كرد. تقريبا تمامى كارخانه‌ها با تشكيل ستاد انتخاباتى و حمايت‌هاى مالـى و معنوى خود شوراى متحده را تقويت كردند. جالب توجه است، كه وقتى نيروهاى چماق به دست به ستاد انتخاباتى شورا حمله مى‌كردند، با مقاومت سخت كارگران مستقر در ستاد روبرو مى‌شدند و پا به فرار مى‌گذاشتند.
بعد از انتخابات، درگيرى‌ها و اعتصابات متعددى در غرب تهران به وقوع پيوست. از جمله اعتصاب كارگران كارخانه‌ى مينو، اعتصاب كارگران استارلايت، اعتصاب كارگران خانه سازى ايران و كارخانه‌ى دوزندگى ناظمى و غيره… اين اعتصابات همگى در روزهايى به وقوع مى‌پيوست، كه رژيم اسلامى سرمايه دارى با تمامى توان و ظرفيت در تدارك سازمان دهى براى سركوب جنبش‏ كارگرى بود.

رژيم اسلامى سرمايه با اوج گيرى اعترضات كارگرى و توسعه‌ى اعتصابات در كارخانه‌هاى جاده‌ى مخصوص‏ و در جاده‌ى قديم كرج و… در منطقه‌اى به نام «دپو»، نيروهاى ويژه‌اى براى سركوب تاسيس‏ نمود. رژيم از اين طريق در سريع‌ترين زمان، نيروى لازم براى سركوب اعتراضات را گسيل مى‌داشت.
يكى از بحث‌هاى اساسى در «شوراى متحده غرب تهران»، پيوند كارگران شاغل و كارگران بيكار بود. در آن زمان ما شاهد حركت‌هاى متعدد اعتراضى بيكاران در تهران و ساير شهرها بوديم. آن‌ها بارها به راه پيمايى و تحصن متوسل شده بودند، اما نتوانسته بودند به خواست‌هاى خود _ يعنى حق بيمه‌ى بيكارى يا گرفتن كار _ دست يابند. بحثى كه مطرح شد، اين بود كه بايد ميان مبارزات بيكاران و كارگران شاغل و در واقع كل طبقه‌ى كارگر پيوندى محكم به وجود آيد. تنها در اين صورت، كارگران بيكار مى‌توانند به حقوق خود دست يابند. در اواخر سال پنجاه و هشت، دولت با يورش‏ به شوراهاى كارگرى در سراسر ايران مى‌خواست كه اين شوراها را منحل و به جاى آن‌ها انجمن اسلامى و يا شوراى اسلامى خود را جايگزين نمايد، كه با مقاومت كارگران در بيش‏تر مراكز توليد روبرو گشت و نتوانست به مقصود خود برسد.
نقش‏ انجمن‌هاى اسلامى كارخانه‌ها درست مانند نقش‏ ساواک در دوران رژيم شاه بود. اين انجمن‌ها با تهيه‌ گزارش‏ از محيط كار و هم چنين از وضعيت كارگران فعال و دادن اين گزارشات به مديريت كارخانه _ كه همگى دولتى و حزب الهى بودند _ زمينه‌هاى يك سركوب حساب شده و گسترده را آماده مى‌نمودند. در همين زمان، مساله‌ى سفارت آمريكا مطرح شد و رژيم توانست با اين بهانه خيلـى از شوراها را منحل اعلام نمايد. گروه‌هاى چپ در آن روزها به سختى درگير انقلابى خواندن يا غير انقلابى ناميدن اين اقدام رژيم بودند و اين بحث‌ها در شوراى متحده نيز مطرح بود.

دولت سرمايه با حربه‌ى گروگان گيرى افراد سفارت آمريكا و دامن زدن به توهمات كارگران توانست بخشى از نيروى تشكل‌هاى كارگرى را به سمت خود بكشد و از اين طريق واحدهاى كارگرى خاص‏ خود را تشكيل داده و به آن‌ها سمت و سو دهد. در اين رابطه بايد از محجوب، كه يكى از پايه گزاران اين سازمان دهى ضد كارگرى بود، نام برد. عده‌اى از كاركنان كارخانه‌ى ايرانيت نيز در اين كار نقش‏ فعال داشتند. در كارخانه‌ى ايرانيت، كميته‌اى متشكل از واحدهاى انجمن اسلامى و نيروهاى سياسى كار رژيم، خط و ربط انجمن‌هاى اسلامى و شوراهاى اسلامى را تدوين مى‌كردند. مركز كار اين عده بعدها به كميته‌ى تحقيق و بازجويى از كارگران در خيابان جمهورى، ساختمان هواشناسى، انتقال داده شد.

خواست‌هاى كارگران در شوراى متحده:


در سال پنجاه و هشت، اعتراض‏هاى كارگرى بيش‏تر حول هفت مطالبه دور مى‌زد. اين مطالبات عبارت بودند از:
1_ ملـى شدن كارخانه‌ها؛
2_ تشكيل شوراها و حضور اين شوراها در برنامه ريزى و مديريت كارخانه؛
3_ چهل ساعت كار در هفته و سی و شش ساعت براى كارهاى سخت؛
4_ طرح طبقه بندى مشاغل در همه‌ى سطوح كارى؛
5_ تغيير قانون كار و شركت نمايندگان كارگران در تهيه‌ى قانون كار جديد؛
6_ دريافت سود ويژه‌ى سال‌هاى پنجاه و هفت و پنجاه و هشت؛
7_ افزايش‏ دست مزد؛

شوراى متحده و اعتراضات كارگرى از سال پنجاه و نه به بعد

با شروع سال پنجاه و نه، شوراى متحده غرب تهران در تدارك راه پيمايى اول ماه مه بود. در هماهنگى با كانون شوراهاى شرق تهران و كارگران بيكار از طريق برگزارى جلسات متعدد، قرار شد اول ماه مه توسط اين سه نهاد با شعارهاى مشخص‏ برگزار گردد. در تدارك اول ماه مه اين سال، تمامى كارخانجات نقش‏ فعال و سازنده‌اى از خود نشان دادند. در راه پيمايى اول ماه مه، حدود هفتاد الـى نود هزار كارگر شركت نمودند و شعارهاى خاص‏ خود را سر دادند. نكته‌ى قابل توجه اين بود، كه گروه‌هاى چپ صف جداگانه‌ى خود را داشتند و هيچ گونه حمايتى از صف كارگران نكردند. آن‌ها هر كدام راه پيمايى مجزايى براى خود ترتيب داده بودند. در سال پنجاه و نه، در رابطه با ادامه‌ى اعتصابات كارگرى، بايد به اين نكته اشاره شود كه بيش‏تر خواست‌هاى كارگران اقتصادى بود. در اسفند پنجاه و هشت، اكثر كارخانه‌ها هيچ سود ويژه و حق پاداشى به كارگران نپرداختند و رژيم اعلام داشت كه سود حرام است، اسلام سود ويژه ندارد، و از اين قبيل مسايل.
اعتراضات كارگرى بيش‏تر بر سر سود ويژه و حق پاداش‏ ادامه يافت، تا اين كه در آخر شهريور سال پنجاه و نه جنگ ارتجاعى بين رژيم‌هاى ايران و عراق در گرفت و رژيم سرمايه توانست از اين مساله بيش‏ترين بهره بردارى را براى سركوب كارگران و منحل كردن شوراهاى كارگرى بنمايد. رژيم توانست فشار خود را بر طبقه‌ى كارگر روز به روز بيش‏تر سازد. با منحل نمودن بسيارى از شوراها در كارخانجات، شوراى متحده نيز نيروى بسيارى را از دست داد، فشار روى آن روز به روز بيش‏تر شد و شوراهايى كه با شوراى متحده هم كارى مى‌كردند، تحت پيگرد قانونى قرار گرفتند.
در نيمه‌ى اول سال پنجاه و نه، طرح طبقه بندى مشاغل يكى از موضوعات مهم اعتراضات كارگرى شد و شوراى متحده نيز طرحى بر اساس‏ شناخت خود از كارخانجات تهيه كرده و در اختيار شوراهاى كارخانه‌ها گذاشت، كه از طرف وزارت كار مورد قبول واقع نشد. با شروع سال شصت، شوراى متحده در تدارك روز اول ماه مه بود، اما شمار زيادى از شوراهاى كارخانجات را از دست داده بود و تنها تعداد اندكى از شوراها در جلسات مجمع عمومى شركت مى‌كردند. شوراى متحده تصميم گرفت با رانندگان كاميون روز اول ماه مه را برگزار نمايد. راه پيمايى اول ماه مه اين سال از كيلومتر بیست و دو جاده‌ى كرج آغاز شد. در اين راه پيمايى تعداد كمى از كارگران شركت كردند و در ميدان ولـى عصر با خواندن قطع نامه‌اى به راه پيمايى خود پايان دادند.
با تهاجم سراسرى جمهورى اسلامى عليه جنبش‏ كارگرى و چپ در خرداد شصت، تمامى شوراهاى كارگرى منحل گرديد و انجمن‌هاى اسلامى كه قبلا كارگران مبارز و پيش‏ رو و فعال را شناسايى كرده بودند، به طور همه جانبه وارد ميدان شدند. نيروهاى سركوب گر رژيم تمامى فعالين جنبش‏ كارگرى را دستگير و روانه‌ى زندان‌ها ساختند. عده‌ى زيادى از كارگران كارخانه‌ها، كه از اعضاى گروه هاى چپ بودند، به اسارت رژيم در آمدند.
جنبش‏ كارگرى ايران يكى از وحشت ناك‌ترين ضربات تاريخ خود را تحمل نمود، بدون اين كه از شرايط سال‌هاى پنجاه و هفت تا پنجاه و نه هيچ استفاده‌اى براى گذاشتن خشتى بر روى خشت در جهت تحكيم صف مستقل طبقاتى و مبارزه‌ى خود عليه كار مزدورى بنمايد. چپ ايران در اين زمان مستاصل‌ترين، بى پاسخ‌ترين و بى راه حل‌ترين نيرو در قبال نيازهاى واقعى سازمان دهى طبقاتى جنبش‏ كارگرى بود.

——————————————————————————-

پی نوشت یکم : متن توسط سردبیر ویرایش و خلاصه شده است .

پی نوشت دوم: اصل متن در سایت نگاه موجود می باشد.


2 دیدگاه

  1. سلام خسته نباشید. بهتر بود بدون خلاصه کردن عین مطلب را میآوردید تا نیازی به مراجعه به سایت دیگری نباشد. مرسی

  2. سلام آقای ناصر و با تشکر از اعلام نظر.

    دلیل اصلی “خلاصه کردن” دو چیز است.
    یک- گاهی بخش هایی از متن هست که اساسا به دلایل مختلف به موضوع اصلی بی ربط است، بنابراین چون هدف ما ایجاد ادبیاتی مفید و روان است که مخاطبان حوصله آن را داشته باشند؛ گاهی متن را اندکی حلاصه، ویرایش و روان می کنیم.
    دوم- گاهی در یک متن شخص نویسنده به تمجید و تعریف از جریانی که به آن متعلق است پرداخته است که برای حفظ بی طرفی آن ستایش ها را حذف می کنیم.

    و نهایتا اینکه لینک را می گذاریم برای
    یک- احترام به منتشر کننده اصلی.
    دوم- مخاطب هم آزادی لازم برای خواندن متن اصلی را داشته باشد.

    پی نوشت :

    مطالب این سایت تحت مجوز Creative Commons Attribution-NonCommercial-ShareAlike 3.0 منتشر می‌شوند.

    تحت این مجوز، امکان استفاده غیرتجاری از مطالب – با یا بدون تغییر در اصل مطلب – به شما داده می‌شود. به شرط آن که نوشتار جدید شما نام این منبع را ذکر کرده و تحت همین مجوز منتشر شود.

دیدگاه خود را بنویسید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: