توسط سردبیر در
0

تغییر اندازه فونت:

بهمن ٥٨ اتحاد شوراهاى گيلان که حدود سى و شش کارخانه با ٢٥٠٠٠ کارگر را در بر ميگرفت تشکيل شد. شوراى متحد گيلان شورايى منطقه اى و متکى بر شوراهاى کارخانجات بود. شوراى متحد گيلان اکثر شوراهاى منطقه گيلان از جمله کارخانه هاى پوشش، توشيبا، ايربرسلان، فيبر ايران، فرش گيلان، ايران برک را در بر ميگرفت. با پيوستن شوراى هر يک از اين کارخانه ها به شوراى متحد، کارگران آن نيز تحت پوش اين شورا قرار مي گرفتند.

طرح برسميت شناختن اين شورا بعنوان نهادى تصميم گيرنده در امر توليد و توزيع، لغو قانون کار شاه و به اجرا درآوردن طرح سود ويژه از مصوبات شوراى متحد گيلان بود. اولين جلسه عمومى شوراى متحد گيلان با شرکت ١٨ کارخانه در ٢١ بهمن ماه در کارخانه پوشش تشکيل شد. در اين جلسه مشکلات کارگران پوشش و شوراهاى ديگر کارخانجات مورد بحث قرار گرفت. در همين زمان رژيم اعلام کرد که سود ويژه کارگران به همان ميزان سال ٥٦ خواهد بود. اين موضوع به خشم و اعتراض کارگران دامن زد.

شوراى متحد گيلان از ٨ تا ١٣ اسفند ماه را به مقامات رژيم مهلت داد تا در تصميم خود تجديد نظر کند و به خواست کارگران پاسخ دهد. در ١٥ اسفند ماه به دعوت اتحاد شوراى متحد گيلان، کارگران در ٣٦ کارخانه دست به يک ساعت اعتصاب اخطارى زدند. اما بازهم به خواست آنان پاسخى داده نشد. شوراى متحد گيلان خواهان پرداخت سود ويژه مطابق قانون سود ويژه و نيز پرداخت ١٠٠٠٠ تومان به کارگران کارخانجاتى که توليد آنها تعطيل بوده است، بود. شورا تصميم گرفت که با برگزارى ميتينگى اعتراضى خواست کارگران را بصورت قطعنامه اى به تصويب کليه کارگران برساند و آنرا مبناى مذاکرات خود با مقامات رژيم تبديل کند. ٢٠ اسفند ماه ٥٨ تجمع اعتراضى با شکوهى در ميدان ورزشى تختى برگزار شد. در اين ميتينگ اعتراضى رهبران کارگران سخنرانى هاى پرشورى کردند. در اين سخنرانى ها به ضرورت تصويب يک قانون کار کارگرى اشاره شد و همانجا قطعنامه شوراى متحد گيلان به تصويب کارگران درآمد.

بدنبال آن نمايندگان شورا با بنى صدر رئيس جمهور وقت به مذاکره نشستند. اما رژيم از موضع خود عقب ننشست. اين دوره از مبارزات شوراى متحد کارگران گيلان نقطه اوج قدرتگيرى اين شورا بود و هر روز بر محبوبيت آن در ميان کارگران افزوده مي شد.

قدرتگيرى شوراى متحد گيلان موجب نگرانى رژيم شده بود. از اينرو سرکوب اين شورا و دستگيرى و تهديد رهبران آن در دستور کار رژيم قرار گرفت. انجمن هاى اسلامى در کارخانجات تحت پوشش اين شورا در مخالفت با شوراهاى کارگرى و شوراى متحد گيلان فعال شدند. فشار به شوراهاى کارخانجات براى انحلال شوراها بالا گرفت. در برابر اين فشارها مقاومت و اعتراض بالا گرفت. اما عليرغم اعتراضات کارگران شوراها يکى بعد از ديگرى منحل شد.

در پايان تنها نمايندگان ١٠ کارخانه در شوراى متحد گيلان باقى مانده بود. از اينرو برگزارى جلسات براى آن دشوار شده و هر روز فشارها بيشتر ميشد. تا سرانجام شوراى متحد کارگران گيلان به انحلال کامل کشيده شد و انجمنهاى اسلامى بر کليه اين کارخانجات مسلط شدند. در مجموع فشار رژيم بر شوراهاى کارگرى باعث کند شدن و در بسيارى جاها قطع ارتباط آنها با مجامع عمومى کارگرى شد و آنها را ضربه پذير تر ساخت. با تهاجم وسيع جمهورى اسلامى به انقلاب شوراى متحد گيلان نيز مانند ديگر شوراهاى سراسرى کارگرى به انحلال کشيده شد.

در حالي که انقلاب به شکست کشيده شده شد و رژيم نوپای اسلامى سنگر به سنگر مردم را از دستاوردهايشان به عقب راند، عمر شوراهاى واقعى کارگرى که از دل انقلاب سر بلند کرده بودند به پايان رسيد. اما جنبش شورايى در انقلاب ٥٧ درسهاى گرانبهايى از خود بجا گذاشت که آموختنى است.

منبع : نشریه کارگر کمونیست – شماره ۶ و ۷ – ژانویه 2005

—————————————————————————————————————————–

پی نوشت اول : متن توسط سردبیر ویراش شده است.

پی نوشت دوم : اصل متن در سایت نشریه کارگر کمونیست موجود است .

 


دیدگاه خود را بنویسید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: