توسط سردبیر در
0

تغییر اندازه فونت:

ترجمه کمیته انتشارات بنیاد پاک

بستن معادن اعلام می شود

در ماه مارچ 1984 هیات مدیره زغال سنگ ملی اعلام می کند که توافق نامه پس از اعتصاب 1974 باطل می باشد و آنان به منظور منطقی کردن سوبسید دولت به صنایع قصد دارند تا 20 معدن زغال سنگ را ببندند، امری که به از دست دادن 20 هزار شغل و نیز فقدان منبع اشتغال برای بسیاری از جوامع انگلیس شمالی ، اسکاتلند و ولز می انجامید. این مسئله در آن زمان به طور گسترده ای بازتاب عمومی پیدا نکرد اما دولت تاچر با انباشت زغال سنگ خود را علیه تکرار عواقب اعتصاب موثر 1974 آماده کرد ، همچنین سوخت برخی از ایستگاه های برق قدرت را به نفت سنگین تبدیل کردند و نیز ناوگان حمل و نقل جاده ای را برای انتقال زغال سنگ به خدمت گرفتند تا در صورتی که کارگران قطار در حمایت از معدن چیان دست از کار کشیدند ؛ از آنان استفاده کنند.

اعتصاب آغاز می شود

در واکنش به تاثیر بستن معادن در ناحیه خودشان ، معدن چیان بخش های مختلف معادن زغال سنگ شروع به اعتصاب کردند.در میدان زغال سنگ یورکشایر عمل اعتصاب وقتی شروع شد که کارگران “مانورز” بدون هیچ مشورتی به راه افتادند. بیش از 6 هزار معدنچی در حال اعتصاب بودند وقتی که یک رای گیری محلی به عمل اعتصاب روز 5 مارچ در معادن “کورتون وود” واقع در “برمتون بیرلو” و نیز معادن  “بولکلیف وود” در نزدیکی “است” انجامید. اعتصاب 5 مارچ شدت بیشتری یافت وقتی اطلاعیه بعدی ای از جانب هیات مدیره معدن منتشر شد.اطلاعیه ای که اعلام می کرد پنج معدن برای بسته شدن سریع ظرف مدت پنج هفته انتخاب شده اند ، سه تای دیگر در “هرینگتون” بخش دورهام ، “اسنودن” در کنت و پالمیز در اسکاتلند  بودند.

روز بعد اعتصابیون منطقه یورکشایر در معادن واقع در حوزه زغال سنگ “ناتینگهام شایر” ظاهر شدند (یکی از مناطقی که کمترین خطر بسته شدن تهدیدش می کرد). در 12 مارچ 1984 ، آرتور اسکارگیل رییس “اتحادیه ملی معدن کاران” اعلام کرد که اعتصاب در حوزه های مختلف زغال سنگ ، یک اعتصاب ملی (سراسری) خواهد بود و تمام اعضای اتحادیه را به اعتصاب در حوزه های زغال سنگ فراخواند.

انجمن ملی روسا ، معاونان و منفجرکنندگان معادن (NACODS)

تصمیم NACODS  مبنی بر عدم اعتصاب باعث تنش در معادن شد و آن ها از طرف رهبران پیشروی سندیکا اعتصاب شکن نامیده شدند. در روز 23 اکتبر یک هزار کارگر اعتصابی از ورود یک تخت حمام به یک معدن تهدید شده در “املی مور” جلوگیری کردند. بعضی از اعضای NACODS  استدلال می کردند که اقدام به اعتصاب بر خلاف هدف خواهد بود، چون فقدان ذخایر زیر زمینی می تواند به شرایط زمین شناسی اجازه دهد تا وضع خراب تر از این شود و از بازگشایی معدن جلوگیری شود و تمام هدف مقابله با بستن معادن به خطر بیفتد. به هر حال کارگران پیشرو و مبارز با این خط مشخص همدلی نشان نمی دادند.

دو معدن اولی که در سال 1985 بسته شدند یکی معدن “بارو” در “ورسبورو بریج” بود و دیگری معدن “آکتن هل” در “فیترستن” بود. هر دوی این معادن به بهانه اینکه محل امنی برای کار معدنچیان نیستند بسته شدند نه به این خاطر که ادامه کار در آن ها مقرون به صرفه نیست.

ظهور اعتصاب

در ابتدا اعتصاب تقریبا و عموما در حوزه های معدنی یورکشایر ، اسکاتلند ، شمال شرق و “کنت” مشاهده شد. معدنچیان “لنکشایر” از اساس نسبت به اعتصاب بی اشتیاق و دودل بودند، اما بی اعتنا به خواست اعضای کارگر ، رهبری سندیکا در تاریخ 22 مارچ به طور رسمی اعلام اعتصاب کرد. بسیاری از معدنچیان ولز جنوبی هنوز ابراز دلخوری می کردند که چطور تلاش قبلی آن ها در برپایی اعتصاب برای حمایت از کارگران فولاد و بهداشت تا حد زیادی حمایت نشده بود ، اما به هر حال تعداد کافی از معادن منطقه تحت خطر بسته شدن بودند تا جنبش لازم برای اعتصاب در ناحیه ایجاد شود. حمایت در مناطق “میدلندز” و “ولز شمالی” کمتر قدرتمند بود.

در “ناتینگهام شایر” اکثر معادن تجهیزات مدرن و انبوهی از ذخیره زغال داشتند؛  اکثر معدن چیان ناتینگهام شایر بر سر کار باقی ماندند و شاخه “ناتینگام شایر” اتحادیه ملی معدن کاران با تصمیم مبنی بر برپایی اعتصاب سراسری بدون برگزاری رای گیری مخالفت کرد. بسیاری از همراهان اتحادیه ملی معدن کاران آن ها را به اعتصاب شکنی محکوم کردند و شاخه ناتینگهام شایر به طور ناگهانی جدا شد تا هسته اولیه ” اتحادیه معدن چیان دموکراتیک” را تشکیل دهد.

درگیری ای – که بعدها به نام “جنگ اورگریو” شناخته شد- در 18 ژوئن 1984 در کارخانه کک سازی “اورگریو” نزدیک “رترهام” به وقوع پیوست ، جایی که کارگران معدنچی تلاش کردند تا راه را مسدود کنند. این مواجهه که بین حدود 5000 معدنچی و تعداد برابری از پلیس رخ داد وقتی به خشونت کشیده شد که نیروهای سوار بر اسب پلیس با باتوم کشیده به کارگران یورش بردند – در اثر این درگیری 51 کارگر اعتصابی و 72 نیروی پلیس زخمی شدند. چنانچه بعدها “پلیس یورکشایر جنوبی” مبلغ غرامتی معادل 425 هزار پوند به 39 معدنچی ای که در جریان این حادثه دستگیر شده بودند پرداخت.این به خاطر این حقیقت بود که کسانی که دستگیر شده بودند به جرائم خلاف قانون متهم شده بودند.

 دیگر حمله کمتر معروف اما خونبار پلیس به عنوان مثال در “مالتبی” در جنوب یورکشایر رخ داد. حوادثی که در پایان دادن به اعتصاب نقش داشت یکی حمله ماه نوامبر به یک کارگر معدنچی در “کاسل فورد” بود و دیگری قتل یک راننده تاکسی در ماه دسامبر بود که اعتصاب شکنی را به سر کارش در ولز جنوبی می برد.

اعتصاب نتوانست تاثیر گسترده توقف های قبلی دهه  1970 که منجر به خاموشی و قطع برق می شد را داشته باشد.شرکت  های برق قادر شدند که حتی در زمستان که بالاترین تقاضا وجود دارد برق را تامین کنند. بودجه اتحادیه هم برای پرداخت هزینه حمل و نقل کارگران اعتصابی بسیار کم بود و بسیاری از معدن چیان حتی قادر به پرداخت هزینه های حرارتی خود در طول زمستان نبودند. بسیاری از خانواده معدن چیان به جارو کردن زغال ها در معادن خراب شده پرداختند. حرکتی که از روی ناچاری و درماندگی بود ، چرا که اکثر این معادن تخریب شده خیلی خطرناک و لغزنده بودند. سه کودک جان خود را در همین جستجوها از دست دادند. بسیاری نیز به اتهام تعدی و دزدی دستگیر شدند.

پایان رسمی اعتصاب

اعتصاب نزدیک یک سال پس از شروع اش در سه مارچ 1985 به پایان رسید. بعضی از کارگران به کار خود بر اساس قرارداد قبلی شان برگشته بودند که یک پیروزی سمبولیک برای مدیریت هیات مدیره معادن بود ، اگر چه بعدها وزیران دولت تایید کردند که برای ضربه زدن به روحیه کارگران در آمار کارگرانی که به سرکار برگشتند ، اغراق شده بود.

برای نجات سندیکا ، اتحادیه ملی معدن چیان  با اکثریت ناچیزی به بازگشت به سر کار بدون یک قرارداد جدید رای داد. در یک کنفرانس ویژه که به اعتصاب پایان داد ، فقط کارگران “کنت” به ادامه اعتصاب رای دادند. “ناتینگهام” ، “لسترشایر” و جنوب “دربی شایر” هیچ نماینده ای به کنفرانس نفرستادند.

انتهای اعتصاب به عنوان یک فاجعه برای اعضای وفادار “اتحادیه ملی معدن چیان” تلقی شد، اگر چه بسیاری دانسته بودند فقر شدیدی که پس از یک سال زندگی بدون مزد از آن رنج می بردند به سختی قابل تحمل بود. در حقیقت در بسیاری از زمینه ها کارگران معدنچی بین آن هایی که بعد از فقط دو هفته اعتصاب به سر کار بر گشتند و کسانی که به برای نجات فرزندان خود مجبور به کار شدند ، تفاوت قائل می شدند.

در چند معدن گروه هایی از همسران معدن چیان در روز برگشت کارگران توزیع گل رز را در درب معادن سازماندهی کردند، گلی که نمادی از قهرمانی است. در بسیاری از معادن کارگران طی یک راهپیمایی و پشت سر یک گروه نوازنده مارش به سرکار خود برگشتند، راهپیمایی ای که به عنوان ” رژه وفاداری” نامیده شد.

ادامه دارد …

منبع: ویکی پدیا


دیدگاه خود را بنویسید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: