توسط سردبیر در
0

تغییر اندازه فونت:

ترجمه کمیته انتشارات بنیاد پاک

مقدمه: اعتصاب کبیر راه آهن آمریکا در سال 1877 که از مهمترین اعتصاب های تاریخ آمریکا است بیش از هر چیز قیامی خودجوش علیه ستم روز افزون بر کارگران بود. اعتصابی که تاثیری عمیق بر شرایط طبقه کارگر آمریکا گذاشت. این متن داستان خلاصه ای از این اعتصاب و بررسی تاثیراتش است.

اعتصاب 1877 راه آهن که از آن به عنوان تحول کبیر یاد می شود در تاریخ 14 جولای در مارتینزبرگ، ویرجینیای غربی آمریکا شروع شد و پس از 45 روز با حمله نظامیان محلی و دولتی ، و نیز نیروهای فدرال به پایان رسید. اتحادیه های کارگری در این اعتصاب درگیر نبودند این بیشتر طغیان خود بخودی در شهرهایی بود که شاهد خشونت علیه کارگران راه آهن بودند.

شرایط اقتصادی 1870

سال 1870 شاهد رکود اقتصادی قابل توجهی در اروپا بود. آثار این رکود در 18 سپتامبر 1873 با ورشکستگی بانکی شرکت “جیم کوک و شرکا” به آمریکا هم رسید. به این خاطر که “کوک” بالاترین بانک سرمایه گذار بود که حامی اصلی راه آهن اقیانوس آرام شمالی و همچنین نخستین سرمایه گذار در دیگر خطوط راه آهن بود و به این علت که این شرکت بسیاری از وام های دوره جنگ دولت را به کار گرفته بود ، این ورشکستگی فاجعه بود. به همین دلیل اقتصاد آمریکا نابسامان شد و سپس فرو ریخت. مدت کوتاهی پس از مرگ کوک بورس نیویورک به مدت ده روز بسته شد، از بین رفتن اعتبارات ، سلب مالکیت به دلیل عدم پرداخت اقساط و بسته شدن کارخانه رایج شد. از 364 راه آهن کشور 89 تای آن ها ورشکست شدند و 18 هزار کسب و کار بین سال های 1873 و 1875 ورشکست شدند. نرخ بیکاری در سال 1876 به 14 درصد رسید در حالی که کارگرانی که شغل خود را نگه داشتند فقط برای 6 ماه کار داشتند و با 45 درصد کاهش حقوق روزانه حدود یک دلار حقوق می گرفتند. از این تحولات ناگهانی و عمده اقتصادی به عنوان “وحشت 1873″ یاد می شود.

در حالی که مردم، رییس جمهور گرانت و کنگره آمریکا را برای مدیریت نادرست اقتصاد و مخصوصا سیاست های پولی گرانت در کمبود عرضه پول را سرزنش می کردند، علل وحشت در واقع عمیق تر از این ها بود. با پایان جنگ داخلی کشور رشد تب دار و ناموزونی را به ویژه در صنعت راه آهن تجربه کرد، چرا که دولت به اهدای گسترده زمین و یارانه فراوان به شرکت های راه آهن پرداخت. بنابرین با ساخت و ساز عظیم در خطوط راه آهن کشور و سرمایه گذاری بیش از حد بانک داران از وجوه سپرده شده بانکی در راه آهن ، پایه و اساس این هراس و رکود گذاشته شد. بهبود کامل اقتصادی تا سالهای 1978 الی 1979 دیده نشد.

دلایل اعتصاب

وقتی جنگ داخلی به پایان رسید، رونقی در ساخت و ساز راه آهن ایجاد شد چرا که حدود 55 هزار کیلومتر از مسیر جدید ساحل به ساحل بین سال های 1866 و 1873 کشیده شد.خطوط راه آهن به عنوان دومین کارفرمای بزرگ خارج از بخش کشاورزی به مقدار زیادی سرمایه گذاری نیاز داشت و بنابراین مستلزم ریسک مالی گسترده ای بود. بورس بازان با تزریق مقادیر زیادی از پول به داخل صنعت باعث رشد غیر طبیعی و گسترش بیش از حد شدند. شرکت “جی کوک” مانند بسیاری از دیگر شرکت های بانکی سهم نامتناسبی از وجوه سپرده گذاران را در راه آهن سرمایه گذاری کرد که در نتیجه راه را برای فروپاشی اقتصادی هموار ساخت.

به علاوه ی تزریق مستقیم سرمایه “کوک” در راه آهن، شرکت اش تبدیل به عامل فدرال دولت در تامین مالی مستقیم جهت ساخت و ساز راه آهن هم شده بود.از آن جایی که ساخت مسیر تازه در مناطقی که زمین هنوز پاکسازی و آماده نشده بود نیاز به کمک و وام هایی داشت که تنها دولت قادر به تامین آن ها بود، استفاده از شرکت “جی کوک” به عنوان تامین کننده مالی دولتی تاثیرات ورشکستگی “کوک” را بر اقتصاد کشور بدتر کرد.

با آگاهی از هراس سال 1873 تضاد بین کارگران و رهبران صنایع گسترش یافت. در سال 1877 ده درصد از دستمزدها کاسته شد و بی اعتمادی به سرمایه داران و نیز شرایط بد کاری به تعدادی اعتصاب در راه آهن انجامید که حرکت قطارها را متوقف کرد. این تضاد پس از پایان رکود سالهای 1978 – 1979 به پایان رسید و نهایتا به شورش های کارگری دهه های بعد انجامید که تولد اتحادیه های کارگری در آمریکا را به همراه داشت.

به علاوه انتخابات ریاست جمهوری 1876 بین “ساموئل جی تیلدن” و “رادرفورد بی هِیز” به پیروزی لب مرزی برای “تیلدن” در آرای مردمی انجامید؛ اما به خاطر تکثر آرای الکترال تیلدن نتوانست که اکثریت مورد نیاز را بر اساس قانون اساسی آمریکا بدست آورد. بنابراین انتخاب به مجلس نمایندگان آمریکا واگذار شد که قادر به توافق نبودند. در 29 ژانویه سال 1877 کنگره آمریکا قانونی را وضع کرد که کمیسیون 15 نفره الکترال را برای تصمیم گیری در مورد برنده انتخابات تشکیل می داد.از هر یک از دو مجلس کنگره آمریکا پنج عضو می آمدند و پنج عضو دیگر هم از دادگاه عالی آمریکا انتخاب شدند. از “توماس الکساندر اسکات” بابت میانجیگیری قدردانی شد (به عنوان چهره ای که در طول اعتصاب ظاهر شده بود) و آرای کمیسون هِیز را به عنوان برنده انتخابات معرفی کرد. شرایط کشور افسرده شد و کسانی که به تیلدن رای داده بودند احساس محرومیت کردند.

اعتصاب

اعتصاب کبیر راه آهن در 14 جولای 1877 و در مارتینزبورگ واقع در غرب ویرجینیا در پاسخ به سومین کاهش دستمزد ها طی یک سال توسط شرکت راه آهن بالتیمور و اوهایو شروع شد. کارگران اعتصابی اجازه حرکت ذخایر را ندادند تا وقتی که کاهش سوم دستمزدها لغو شود. فرماندار “هنری ام متیو” واحد های شبه نظامی دولت را برای راه اندازی خدمات قطار فرستاد، اما سربازان از اعمال زور علیه اعتصاب کنندگان سرباز زدند و فرماندار نیروهای نظامی فدرال را فراخواند.

همزمان اعتصاب به کامبرلندِ مریلند گسترش یافت که باعث توقف حمل و نقل و ترافیک مسافر شد. وقتی فرماندار مریلند جان کرول هنگ های 5 و 6 گارد ملی را برای سرکوب اعتصاب روانه ساخت ، شهروندانی از بالتیمور به شبه نظامیان حمله کردند.هنگای که نیروهای نظامی از زراد خانه های خود به سمت ایستگاه کمدن برای قطار کامبرلند راه افتادند درگیریهای خشونت بار خیابانی بین کارگران اعتصابی و شبه نظامیان مریلندی رخ داد. وقتی که تعداد کثیری از نیروهای هنگ شش به روی جمعیت مهاجم شلیک کردند، 10 نفر کشته و 25 نفر زخمی شدند. معترضان به تعدادی از اعضای شب نظامیان آسیب زندند ، موتور ها و واگن های قطار را تخریب کردند و بخش هایی از ایستگاه قطار را به آتش کشیدند. شبه نظامیان که در محوطه “کمدن” به دام افتادند تا 22 جولای تحت محاصره معترضان بودند تا اینکه رییس جمهور نیروهای فدرال و تفنگداران دریایی را برای سرکوب به بالتیمور فرستاد.

پنسیلوانیا

پیتزبورگِ پنسیلوانیا مرکز شدیدترین خشونت ها بود. “توماس الکساندر اسکات” از راه آهن پنسیلوانیا که عمدتا از جانب کارگران به عنوان اولین غارتگر شناخته می شد پشنهاد کرد که به کارگران اعتصابی “برای چند روز رژیم غذایی تفنگ بدهند تا ببینند چگونه این جور نان را دوست دارند”. با این حال مامورین محلیِ اجرای قانون از شلیک به کارگران سرباز زدند.

با این حال این درخواست در تاریخ 21 جولای اجرا شد، هنگامی که مردان شبه مسلح با تیراندازی به سمت کارگران اعتصابی سنگ انداز 20 نفر را کشته و 29 نفر را زخمی نمودند. با این وجود سرکوب قیام اعتصاب کنندگان را خشمگین نمود و آن ها مردان مسلح را مجبور به پناه بردن به انتهای راه آهن کردند و سپس حدود 39 ساختمان ویران شده را آنش زدند و 104 لوکوموتیو و 1245 اتومبیل حمل و نقل مسافر را تخریب نمودند. در 22 جولای شبه نظامیان دوباره به اعتصاب کنندگان حمله کردند، شلیک کردند و 20 نفر دیگر را در راه خروج از شهر کشتند. پس از یک ماه شورش و خون ریزی، رییس جمهور “رادرفورد هِیز” نیروهای فدرال را برای پایان دادن به اعتصاب فرستاد. سیصد مایل آنطرف تر در شرق قبل از این که نیروهای فدرال دخالت و قیام را سرکوب کنند، کارگران اعتصابی فیلادلفیا به شبه نظامیان محلی حمله کردند و بخش اعظمی از مرکز شهر را به آتش کشیدند.

همچنین “ریدینگ” سومین شهر صنعتی بزرگ پنسیلوانیا در آن زمان توسط اعتصاب کنندگان خشمگین به آتش کشیده شد. این شهر همچنین محل کارگاه ها و فروشگاه های موتور قطار بود که به “راه آهن ریدینگ” نام گذاری شده بود، جایی که مهندسان از آوریل 1877 در اعتصاب بودند. 16 کارگر توسط شبه نظامیان دولتی در “کشتار راه آهن ریدینگ” با گلوله کشته شدند. مقدمات این کشتار عبارت بودند از توقف کار همه کارگران از هر رتبه، راه پیمایی دست جمعی، مسدود کردن مسیر راه آهن، آتش زدن محوطه ایستگاه و سوزاندن پلی که تنها محل اتصال به غرب بود.(این پل برای جلوگیری از انتقال شبه نظامیان محلی به “هریسبورگ” یا “پیتزبورگ” آتش زده شد) این شبه نظامیان مسئول در تیراندازی ها نه توسط مقامات رسمی محلی بلکه توسط مدیریت راه آهن ریدینگ بسیج شده بودند.

قیام 1877 “شاموکین” در 25 جولای رخ داد، هنگامی که 100 مرد و پسر که بسیاری از آن ها کارگران معدن بودند به سمت انبار راه آهن “ریدینگ” در شاموکین پنسیلوانیا راهپیمایی کردند.وقتی شهرداری اعلام کرد که برای کار در خدمات عمومی اضطراری به آن ها روزانه فقط یک دلار می پردازد آن ها انبار راه آهن را مصادره کردند. شهردار که مالک یک معدن زغال سنگ بود گروه اوباشی تشکیل دادند که بر اثر تیراندازی آن 2 نفر از 14 نفر کارگر زخمی کشته شدند.

در یک آگوست 1877 در “اسکرانتون” گروه اوباشی شامل 200 نفر مرد مسلح با تفنگ های جدید از طرف صاحبان شرکت آهن اسکرانتون به سمت جمعیت غیر مسلح و معدن چیان اعتصابی آتش گشودند که سه نفر کشته و تعداد نامشخصی از کارگران زخمی شدند. شهر حکومت نظامی و توسط نیروهای دولتی و فدرال مسلح اشغال شد. فرمانده نیروها به اوباش چنین دستور داده بود:”شلیک به هدف کشتن!” وی و 51 نفر از اعضای گروهش به قتل متهم شدند. همه آن ها بعدها تبرئه شدند. با تیراندازی و اشغال نظامی اعتصاب معدن چیان به پایان رسید و اعتصاب کنندگان به هیچ یک از خواسته های خود نرسیدند.

ایلینوی

در 24 جولای هنگامی که کارگران خشمگین بیکار محوطه راه آهن را تخریب کردند و هر دو راه آهن بالتیمور و اوهایو و نیز راه آهن مرکزی ایلینوی را از کار انداختند، مسیر راه آهن شیکاگو به طور کلی بسته شد. خیلی زود دیگر خطوط راه آهن نیز متوقف شد، چرا که تظاهرکنندگان خطوط راه آهن در بلومینگتون، آرورا، پیوریکا، دیکیتور، اوربانا و دیگر مراکز راه آهن در سراسر ایلینوی را از کار انداختند. برای همبستگی ، کارگران معادن واقع در بریدوود، لاساله، اسپرینگ فیلد و کربندیل به اعتصاب دست زدند. در شیکاگو حزب کارگران تظاهراتی بیست هزار نفره را سازمان داد.

قاضی توماس دروموند قاضی دادگاه تجدید نظر ایالات متحده، که بارها شاهد اعلام ورشکستگی تعداد زیادی از شرکت های راه آهن طی دوره هراس سال 1873 بود حکم داد که ” اعتصاب و یا هر گونه دخالت غیر قانونی در حرکت قطارها نقض قانون آمریکا است و دادگاه موظف به اخطار و اجرای مجازات است.” دروموند به مارشال فدرال درباره محافظت از خطوط راه آهن دستور داد و نیروهای فدرال را ملزم به اجرای تصمیم خود کرد: وی پس از آن اعتصاب کنندگان را دستگیر و به شکلی تحقیر آمیز در دادگاه محاکمه می کرد.

شهردار شیکاگو “مونرو هیث” برای برقراری نظم از پنج هزار نفر اوباش کمک گرفت (که تا حدی موفق بودند) و در مدت کوتاهی پس از آن گارد ملی و نیروهای فدرال وارد شدند. در 25 جولای خشونت بین پلیس و معترضین حوادثی را رقم زد که به نقطه اوج خود در روزهای بعد رسید. از این برخورد های خونبار بین پلیس و مردم خشمگین به عنوان “نبرد پل راه آهن” یاد می شود.(به خاطر نزدیکی اش به پل راه آهن خیابان هالستد) همچنین برخوردهایی نیز در نزدیکی خیابان 16 ، خیابان 12 و “خیابان کانال” رخ داد.

فرادایش تیتر روزنامه شیگاگو تایمز چنین بود “حکومت ترور، اوباش زوزه کشِ دزد و جنایتکار در خیابان های شیکاگو”. روزنامه شیکاگو تایمز کارگران اعتصابی را اوباش و دزد نامید. سرانجام دولت موفق به سرکوب شد و نزدیک به 20 مرد و پسر کشته شدند. هیچکدام از کشته شدگان عضو نیروهای نظامی نبودند و تعداد زخمی ها به مراتب بیشتر بود. یک میلیون دلار هم صدمه به اموال عمومی وارد شده بود.

میسوری

در 21 جولای 1877 کارگران ناراضی در مرکز راه آهن صنعتی سنت لوییس شرقیِ ایلینوی تمام خطوط حمل و نقل را متوقف کردند و کنترل شهر را به مدت یک هفته در اختیار گرفتند.

در پاسخ، حزب کارگران سنت لوییس گروهی 500 نفر از مردم را در سراسر رودخانه میسوری رهبری کرد که در همبستگی با 1000 کارگر اعتصابی دست به فعالیت زدند. بعدها اعتصاب کارگران راه آهن مقدمه ساز اولین اعتصاب سراسری تاریخ آمریکا با حضور هزاران کارگران از صنایع مختلف برای هشت ساعت کار و ممنوعیت کار کودکان شد. وقتی که حدود 3000 نفر از نیروهای فدرال و نیز 5000 نفر از نیروهای پلیس ویژه حداقل هیجده نفر از کارگران را در درگیری های اطراف شهر به قتل رساندند، اعتصاب در هر دوطرف رودخانه به پایان رسید. در 28 جولای نیروهای نظامی کنترل انبار “رلی” و مرکز فرماندهی کمون را در دست گرفتند و حدود 70 نفر از اعتصاب کنندگان را دستگیر کردند.

پایان اعتصاب

وقتی رییس جمهور “هِیز” نیروهای فدرال را شهر به شهر فرستاد، اعتصاب کبیر 1877 نیز سرکوب شد و از جنب و جوش افتاد. این نیروها تمامی اعتصاب ها را یکی پس از دیگری سرکوب کردند و اعتصاب کبیر راه آهن در سال 1877 و حدود 45 روز پس از شروعش به پایان رسید.

چه عواملی متهم شدند؟

بیگانه هراسی: اغلب آلمانی هایِ آژیتاتور مورد اتهام قرار گرفتند، اما در بعضی شهرها گروه های قومی اقلیت نیز مقصر شناخته شدند.

دست های بیکار: “شلبی کالوم” فرماندار ایلینوی گفت:” آواره ها و بیکارها عامل اصلی اغتشاشات بودند” فرض او مبنی بر این بود که بیکاری انتخاب کارگران بوده است و آن ها به دلیل کمبود شغل بیکار نشده اند.

کمونیسم : هنوز دیگرانی ادعا می کردند که دلیل اعتصاب کبیر راه آهن نفوذ کمونیست ها بود.روزنامه جهان نیویورک “دستهای مردان تحت تسلط روح شیطانی کمونیسم” را مقصر دانست. آلن پینکرتون در کتاب خود در سال 1877 به نام “اعتصاب کنندگان، کمونیست ها، ولگردها و کاراگاهان” ترکیبی از هواداران کمون پاریس و درجه بالای آشفتگی طبقه کارگر آن زمان را مقصر این اعتصاب دانست.

عدم وجود اتحادیه های کارگری: اگرچه برخی فعالیت های سندیکایی به ویژه از طرف “انجمن برادری مهندسان لوکوموتیو” و “انجمن برادری آتش نشانان لوکوموتیو” وجود داشت، بسیاری از اعتصاب کنندگان هنوز به سازماندهی نیاز داشتند. یک اتحادیه قابل توجه آن زمان “سندیکای کارگران قطار” به رهبری “روبرت آمون” بود.

معامله انتخاباتی 1876: توماس اسکات از شرکت راه آهن پنسیلوانیا در ازای کمک مالی فدرال برای سرمایه گذاری شکست خورده در راه آهن تگزاس و اقیانوس آرام، آرای مورد اختلاف کنگره خود را به “هیز”(رییس جمهور) داده بود.

آثار اقتصادی

در حالی که هیچ حسابرسی دقیقی از خسارت مالی اعتصاب وجود ندارد، مشخص است که سندیکای مهندسان و آتش نشانان حدود 600 هزار دلار را ظرف مدت 45 روز اعتصاب از دست دادند در حالی که خسارت راه آهن برلینگتون در حدود 2 میلیون و صد هزار دلار بود.

در پیتزبورگ صدمه به اموال عمومی حدود پنج میلیون دلار تخمین زده شد، در شیکاگو، بالتیمور و دیگر شهرها خسارت در همین حدود بود.

تاثیر اعتصاب بر روابط کارگری

پس از اعتصاب کبیر راه آهن سال 1877، سازماندگان اتحادیه ها برای نبرد بعدی برنامه ریزی می کردند در حالی که سیاستمداران و رهبران تجاری قدم هایی بر می داشتند تا مطمئن شوند که چنین هرج و مرجی دوباره رخ نمی دهد. بسیاری از ایالت ها قوانین توطئه وضع می کردند. ایالت ها نیروهای جدید شبه نظامی تشکیل دادند و زرادخانه های گارد ملی در تعدادی از شهرها ساخته شد. برای کارگران و کارفرمایان به طور یکسان، اعتصاب قدرت کارگران را در چالش کشیدن وضع موجود نشان داده بود. آنها رهبری شده بودند، همان گونه که یک شبه نظامیِ دولتیِ پیتزبورگ که مامور سرکوب اعتصاب بوده عنوان کرده است:” یک روح و یک هدف در بین آن ها(کارگران) ، آن ها استفاده از هر وسیله ای را برای در هم شکستن قدرت شرکت ها خود حق خود می دانستند”

بنابراین پس از اعتصاب اتحادیه ها سازمان یافته تر و لایق تر شدند و تعدادشان افزایش یافت. در دهه 1880 حدود ده هزار اعتصاب رخ داد و در سال 1886 حدود 700 هزار کارگر دست از کار کشیدند. چنانچه انتظار می رفت رهبران تجاری موضع سفت و سختری علیه اتحادیه ها اتخاذ کردند. با این حال و احتمالا به دلیل همین سخت گیری ها جنبش کارگری به رشد خود ادامه داد.

یکی از نتایج اعتصاب آگاهی عمومی نسبت به نارضایتی کارگران راه آهن بود. در سال 1880 شرکت راه آهن “بی اندو” که پایین ترین نرخ دستمزد را بین راه آهن های اصلی داشت؛ انجمن درمان کارمندان بالتیمور و اوهایو را تاسیس کرد که هزینه بیماری، آسیب ناشی از تصادفات و بیمه مرگ را پوشش می داد. در سال 1884 همین شرکت تبدیل به اولین کارفرمای بزرگی شد که حقوق بازنشستگی ارائه می داد.

در سال 1884 یک اعتصاب سراسری به هدف کاهش ساعات روزانه کار از 12 ساعت به 8 ساعت برگزار شد که طی آن 340 هزار کارگر در 12 هزار کمپانی سراسر کشور دست از کار کشیدند. در شیکاگو پلیس تلاش می کرد که یک جلسه بزرگ کارگری را در میدان “هایمارکت” در هم بشکند که ناگهان بمبی بدون هشدار منفجر شد که به مرگ یک افسر پلیس انجامید. پلیس ها به جمعیت شلیک کردند که یک نفر کشته و تعداد زیادی زخمی شدند. به دلیل این شورش چهار نفر از کارگران سازمانده به دار آویخته شدند. اعدام این سازماندهان باعث کاهش قدرت جنبش سراسری کارگران و انرژی یافتن مدیران شد. در سال 1890 تعداد اعضای “شوالیه های کارگر” ده درصد کاهش یافت.(“شوالیه های کارگر” بزرگترین و مهم ترین تشکیلات کارگری دهه 1880 آمریکا بود)

بین سال 1893 و 1894 رکود شدیدی رخ داد و آمریکا شاهد یکی از بزرگترین اعتصاب های تاریخش شد که شامل شرکت اتومبیل سازی “پلِس پلمن” هم می شد. اعتصاب که به دلیل کاهش شدید دستمزدها رخ داد، خطوط راه آهن را متوقف کرد و با نبردی بین نیروهای نظامی و اعتصاب کنندگان در بیست وشش ایالت آمریکا همراه بود. شکست اعتصاب پلمن به جدالی در جنبش کارگری بین اتحادیه های پیشه وری و صنعتی انجامید که این بحث دهه ها ادامه داشت.

منبع: ویکی پدیا


دیدگاه خود را بنویسید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: