توسط سردبیر در
0

تغییر اندازه فونت:

کمیته انتشارات بنیاد پاک 

سه اعتصاب چادرملو در سال 1392 که نهایتا با پیروزی کارگران پایان رسیدند درس های مهمی برای طبقه کارگر داشت. در مطلب قبلی بنیاد داستان اجمالی اعتصاب به روایت سایت خبرگزاری ایلنا را مرور کردیم که روزشماری از وقایع سه اعتصاب چادرملو بود. در این مقاله به تحلیل درسهای آن می پردازیم.

یک- استفاده از ظرفیت های قانون کار

قانون کار فعلی به نفع کارفرما و نه کارگران نوشته شده است. اما گاهی از ظرفیت های همین قانون کار نیز می توان و باید برای سازماندهی و مبارزه کارگری استفاده نمود. امری که کارگران چادرملو به بهترین شیوه انجام دادند.

در قانون کار فعلی ایران ایجاد سندیکا های مستقل کارگری به رسمیت شناخته نشده است و ترجیح قانون گزار بر استفاده کارگران از شوراهای اسلامی و انجمن های اسلامی مندرج در قانون کار بوده است. اما در ماده 131 قانون کار آمده است: “در اجرای اصل بیست و ششم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و به منظور حفظ حقوق و منافع مشروع و قانونی و بهبود وضع اقتصادی کارگران و کارفرمایان که خود متضمن حفظ منافع جامعه باشد, کارگران مشمول قانون کاروکارفرمایان یک حرفه یا صنعت میتوانند مبادرت به تشکیل انجمنهای صنفی نمایند. ” اگر چه در تبصره 4 همین ماده برای محدود کردن آزادی تشکل کارگران نوشته است که ” کارگران یک واحد، فقط می‌توانند یکی از سه مورد شورای اسلامی کار، انجمن صنفی یا نماینده کارگران را داشته باشند.” بنابراین امکانی وجود دارد که کارگران در مراکز تولید فاقد شورای اسلامی کار، به ایجاد انجمن صنفی اقدام کنند. همان کاری که کارگران چادرملو کردند. آنان زیرکانه از ظرفیت های همین قانون کار فعلی در جهت ایجاد وحدت و تشکل بین خود استفاده کردند.

قطعا می توان اساسنامه انجمن صنفی و سازمان اش را به نحوی ترتیب داد که کارکردی مشابه سندیکا داشته باشد، گرچه اسمش انجمن صنفی است. اهمیت چنین کاری در این است که بهانه سرکوب آن محدودتر است. این انجمن صنفی کارگران است و طبق قانون کار مصوبِ مجمع تشخیص مصلحت نظام ، کاملا قانونی ست.

آن ها همچنین در دفاع از حق اعتصاب به ‌ماده 142 قانون کار اشاره کردند که به طور تلویحی اعتصاب را تحت عنوان “تعطیل کار” یا “کاهش عمدی تولید” به رسمیت شناخته است . ماده 142 چنین می گوید” در صورتی که اختلاف نظر در مورد مواد مختلف این قانون و یا پیمانهای قبلی و یا هر یک از موضوعات مورد درخواست طرفین برای‌انعقاد پیمان جدید، منجر به تعطیل کار ضمن حضور کارگر در کارگاه و یا کاهش عمدی تولید از سوی کارگران شود، هیأت تشخیص موظف است بر‌اساس در خواست هر یک از طرفین اختلاف و یا سازمانهای کارگری و کارفرمایی، موضوع اختلاف را سریعاً مورد رسیدگی قرار داده و اعلام نظر نماید.”

همچنین در اعتراض به اخراج “حسنی نژاد” کارگران بارها به به ماده ۲۷ قانون کار اشاره کردند که اخراج کارگر را به نظر مثبت نهاد صنفی کارگاه مربوطه منوط کرده است و از آن جایی که برای صدور حکم اخراج حسنی‌نژاد از انجمن صنفی کارگران شرکت آسفالت طوس (که تنها نهاد صنفی این شرکت پیمانکاری است) نظرخواهی نشده بود، خواهان بازگشت به کار وی شدند.

دو- ایستادگی در حمایت از رهبران کارگری

طبقه گفته کارگران، «بهرام حسنی‌نژاد» دبیر انجمن صنفی کارگران چادرملو به دلیل پی گیری حقوق کارگران و آشنایی کامل با قوانین کار از معدن اخراج شده بود. در هر سه اعتصاب چادرملو بازگشت به کار “حسنی نژاد” بخشی از مطالبات کارگری بود. کارگران هرگز رهبر و سازمانده خود را تنها نگذاشتند و در هر سه اعتصاب قاطعانه از وی حمایت کردند و سرانجام پس از اعتصاب سوم و با پیگیری های قانونی موفق به لغو حکم اخراج حسنی نژاد شدند.

وقتی اعتصاب سوم با دستگیری 28 تن از رهبران کارگری همراه شد و دولت عملا سیاست چماق را در دستور کار قرار داد، ایستادگی کارگران اعتصابی به مدت هفت روز و مرعوب نشدن از شرایط پلیسی دستگیری ها کمر سرکوب را شکست و آزادی رهبران کارگری را به قدرت خود کارگران ممکن ساخت.

اگر قبل از آزادی کارگران و بر اساس وعده های کارفرما یا پلیس اعتصاب خاتمه می یافت، قطعا تمام دستاوردهای کارگران و رهبرانشان مورد تهدید جدی قرار می گرفت، شکستی جدی بر کارگران تحمیل می شد و حتی باید منتظر احکام اخراج و زندان رهبران کارگری نیز می بودند.

سه- همبستگی کارگری

در اواسط اعتصاب دوم جمعی از فعالان کارگری معادن شهرستان بافق با ارسال نامه‌ای به نماینده اردکان در مجلس، به حمایت از اعتصاب کارگران معادن چادرملو پرداختند. آنان در نامه خود به به »محمدرضا تابش» چنین نوشتند : “آنچه باعث شد برای جنابعالی نامه بنویسیم این است که متوجه شدیم کارگران شریف اما مظلوم چادرملو پس از ماهها پیگیری خواسته های کارگری خود نه تنها به جوابی نرسیده اند بلکه در کمال تعجب دبیر محترم انجمن صنفی خود را که پیگیر این گونه مسائل کارگری بود نیز اخراج شده می بینند و ناگزیر شده اند به نشانه اعتراض تا بازگشت دبیر خود دست از کار بکشند… کارگران زمانی مجبور شدند دست از کار بکشند که بایستی به مسئولین می فهماندند که کارگران هم انسانند و طالب انسانیت و مستحق احترام و عدالت. [آنان] با اخراج دبیرشان به این نتیجه رسیده اند که تحقیر شده اند و در واقع به آنها توهین شده است. آیا درست است کارگرانی که در ان شرایط سخت، وسط بیابان مجبورند روزها و شبهای زیادی به دور از کانون گرم خانواده کارکنند تا چرخهای مملکت جمهوری اسلامی را بچرخانند، از کمترین حقوق کارگری خود بهرمند نباشند و مجبور شوند برای نداشتن امنیت شغلی(هراس از اخراج بی دلیل)، قراردادهای موقت، دستمزدهای بشدت زیر خط فقر و تورم و گرانی اعتراض نمایند؟”

معادن شهرستان بافق فاصله زیادی از معادن چادرملو ندارند. اینکه کارگران به مبارزات اطراف خود و دیگر مراکز تولید حساس باشند و اعلام همبستگی کنند، در ارتقای روحیه اعتصاب کنندگان تاثیر بسزایی دارد. آنچه در چادرملو اتفاق افتاد می تواند در معادن دیگر کشور نیز رخ دهد. مسلما همبستگی کارگران معدن در آینده می تواند نوید بخش ایجاد اتحادیه ملی معدن چیان شود.

چهار- استفاده مناسب از رسانه های موجود

در طی مدت اعتصاب همیشه بخشی از رهبران کارگری چادرملو با خبرگزاری ایلنا مصاحبه کردند و خواسته های کارگران را مطرح و بر آن پای فشردند. همواره تلاش بر این است که اعتصاب ها با بایکوت و سانسور خبری مواجه شوند و انعکاس اجتماعی نیابند. استفاده مداوم رهبران کارگری از رسانه ها، مصاحبه و خبر رسانی درباره اهداف اعتصاب به کارگران برای رسیدن به اهدافشان یاری می رساند.همچنین افراد مختلفی به عنوان اعضای انجمن صنفی با رسانه ها مصاحبه کردند و اعتصاب ها سخنگوی مشخص و یکتایی نداشت.این گاهی سیاستی درست از جانب رهبران کارگری است تا فرد مشخصی به عنوان سخنگو زیر ضرب پلیس نرود.

پنج- دولت بی طرف نیست.

بار دیگر در همین اعتصاب به تجربه مشخص شد که دولت نهادِ بی طرفِ مدافعِ حقوق مردم نیست و به طور مشخص در کنار سرمایه داران ایستاده است. مصاحبه فرماندار اردکان نمونه ای از همین واقعیت را نشان می دهد.

“احمد کمالی” فرماندار اردکان در تاریخ 9 بهمن 1392 و پس از دستگیری گسترده کارگران به ایلنا می گوید: “تحریک کارگران به اعتصاب توسط عده محدودی صورت می‌گیرد که نمی‌دانم چه سودی از اقدامات خود می‌برند. این در حالی است که حقوق کارگران معدن چادرملو از حقوق بسیاری از مسئولان دولتی بیشتر است. تا زمانی که مراجع قانونی برای رسیدگی به اعتراضات کارگران وجود دارند، تحریک کارگران به اعتصاب شیوه درستی برای بیان اعتراض نیست.”(تاکید از ماست)

به این ترتیب او رهبران کارگری را “عده ای محدود که کارگران را تحریک می کنند”، می نامد و از معدن چیان می خواهد از طریق مراجع قانونی اقدام کنند. در حالی که اگر از طریق قانون به مطالبات کارگران رسیدگی می شد، کارگران اعتصاب نمی کردند. اعتصاب عملی هزینه بار و دشوار است. ثانیا کارگران هم می دانند که نه قانون و نه مجری قانون (دولت) بی طرف نیستند و همواره از کارفرما حمایت می کنند.

علاوه براین مسئول حراست همین فرماندار رهبران کارگری را عوامل اغتتشاش می خواند و می گوید:” سه نفر که در این کارخانه باعث اغتشاش و بی‌نظمی می‌شدند به صورت قانونی و با توافق اداره کار اخراج شده بودند و دلیل اعتراض کارگران نیز همین بود و آن‌ها خواستار بازگشت افراد اخراجی بودند.” البته منظور از اغتشاش و بی نظمی در اینجا دفاع از حقوق خود و سازماندهی کارگران در انجمن صنفی است.هر کس از دریچه منافع خود وقایع را درک و تحلیل می کند.

در این اعتصاب همکاری و اتحاد نهادهای امنیتی، اجرایی و قضایی درکنار کارفرما برای سرکوب حرکت کارگران را می توان کاملا مشاهده کرد. برای نمونه “غلامحسین محسنی اژه‌ای” سخنگوی قوه قضائیه در تاریخ 14 بهمن 1392 درباره بازداشت ۲۸ کارگر معدن چادرملو و ۳ کارگر کارخانه پلی‌اکریل چنین می گوید: هیچ تغییر رویه‌ای نسبت به اعتراضات صنفی کارگران صورت نگرفته است اما اگر افرادی به اسم اعتراضات صنفی اقدامی برخلاف نظم عمومی و امنیت ملی انجام بدهند با آن‌ها برخورد می‌شود.” جمله اول سخنان او کاملا درست است. هیچ تغییر رویه ای صورت نگرفته است، رویه موجود، کماکان استفاده از چماق در برابر حق طلبی است. اما اینکه او اتهام کارگران را بر هم زدن نظم عمومی و امنیت ملی عنوان می کند، مورد سوال است. اینجا نیز تعاریف مهم است. برای محسنی اژه ای نظم عمومی، همان نظم تولید است که باید چرخش به هر قیمتی بچرخد تا سود ایجاد کند. امنیت ملی نیز امنیت سرمایه یِ کارفرما است که مسلما با اعتصاب کارگران مختل می شود.

محسنی اژه ای در ادامه جواب خود به سوال خبرنگار ایلنا می گوید:” اما اگر بروند جلوی کسی را بگیرند و در نظم عمومی اخلال ایجاد کنند این یک اقدام غیرقانونی است و ما با وی برخورد می‌کنیم.” عبارت “جلوی کسی را گرفتن” احتمالا به راه بندان (پیکت) کارگران اشاره دارد که اقدامی کاملا اصولی و درست در حین اعتصاب است. در “راه بندان” کارگران اعتصابی در کنار یکدیگر می ایستند و مسیر خط تولید را سد می کنند تا مانع برگشت اعتصاب شکنان به سر کار شوند. آنچه از نظر محسنی اژه ای بر هم زدن نظم نامیده می شود، برای کارگران معنایی جز دفاع از اعتصاب ندارد.

با خواندن داستان این اعتصاب دریافتیم که چقدر فاصله “منافع کارگران” و “منافع دولت” زیاد است. دریافتیم که دولت نماینده همه مردم نیست، حامی کارفرمایان است. پلیس، قوه قضاییه و همه نهادهای دیگر نیز ابزارهای تضمین سود سرمایه دار هستند. اعتصاب همچون مدرسه ای به ما آموخت که تا زمانی که دولت، “دولتِ طبقه سرمایه دار” است، اعتراض صرفا صنفی نمی تواند به رهایی کامل کارگران بیانجامد.

منبع: سرگذشت سه اعتصاب معادن چادرملو 1392


دیدگاه خود را بنویسید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: