توسط سردبیر در
0

تغییر اندازه فونت:

کمیته انتشارات بنیاد پاک

به تجربه یِ سال ها مبارزه کارگری در ایران ثابت شده است که جمع آوری تومارهایی با چندین هزار امضا و کمپین های اینترنتی چاره افزایش دستمزدها نیست. در واقع این گونه اقدامات کوچکترین فشاری بر روی کارفرما و دولت وارد نمی کند و نهایتا هر سال حداقل دستمزدها با حضور نمایندگان دولت، کارفرمایان و شوارهای اسلامی کار و بدور از دخالت کارگران تعیین می شود. چنانکه می دانیم در ایران همواره دستمزدها کمتر از خط رسمی فقر و افزایشِ آن پایین تر از نرخِ تورم سالیانه بوده است . نتیجه اینکه هر سال کارگر فقیرتر شده و قیمتِ نیرویِ کار به ویژه در سال های اخیر و با نرخ شدید تورم کاهشی بی سابقه یافته است. باید به این سوال پاسخ داد که چرا جمع آوری امضا و کمپین های اینترنتی به جایی نمی رسد و راه حل چیست.

قدرت کارگران در مراکز تولید است.

کارگران به صورت اتم های منفرد قدرتی ندارند. امضای یک کارگر خارج از مناسبات تولیدی هیچ گونه فشاری به سرمایه دار یا دولت وارد نمی کند. کارگر در مرکز تولید (کارخانه و …) و به واسطه نقش حیاتی اش در روند تولید دارای قدرت است. قدرت کارگر جایی است که می تواند با توقف تولید ، چرخه سود دهی را متوقف کند و کارفرما را اجبارا پای میز مذاکره بنشاند.

دولت نیز هیچ کس را بر اساس تعدادی امضا جدی نمی گیرد. این امضاها فشاری به دولت و کارفرما وارد نمی کند. اولا اینکه تعداد سی هزار امضا در مقابل جمعیت چند میلیونی طبقه کارگر ایران ناچیز است و هیج جمعی بر این اساس نمی تواند کل طبقه را نمایندگی کند و ثانیا جمعی که می توانند سی هزار امضا جمع کنند اما قادر به پیشبرد حتی یک اعتصاب کارگری در دفاع از این امضاها نیستند را هیچ دولت و کارفرمایی جدی نمی گیرد.

مبارزه اصولی برای افزایش حداقل دستمزد ها در سه بعد محلی ، صنفی- منطقه ای و سراسری می تواند باشد.

مبارزه محلی

مبنای این مبارزه کارگران یک واحد تولیدی مشخص هستند. در یک واحد تولیدی (به عنوان مثال ذوب آهن اصفهان) کارگران قبل از شروع سال جدید (بهمن ماه) نمایندگانی را انتخاب می کنند و برای مذاکره جهت افزایش دستمزد به کارفرما معرفی می کنند. اگر تشکل مستقلی مانند انجمن صنفی یا سندیکا در محل وجود دارد و اکثریت کارگران عضوش هستند، به طور خودبخودی رهبران تشکل، نماینده کارگران برای مذاکره هستند. اما اگر چنین تشکلی وجود ندارد، می توان مجمع عمومی کارگران را تشکیل داد و نمایندگانی را برای مذاکره جهت تعیین جزییات دستمزد سال بعد و یا تدوین قرارداد دست جمعی به کارفرما معرفی کرد. پشتوانه این نمایندگان رای مستقیم کارگران همان مرکز تولید است.

در چنین روشی:

الف- معمولا کارفرما توجیهی در عدم پذیرش نمایندگان ندارد و ملزم به مذاکره با آنان جهت تعیین حداقل دستمزد است. نمایندگان متکی به آرای کارگران در مجمع عمومی هستند و از آنان قدرت می گیرند.

ب- برگزاری مجمع عمومی و انتخاب نمایندگان کارگری زمینه ساز ایجاد تشکل و سازماندهی کارگری در آینده است، سطح آگاهی و اتحاد کارگران را بالاتر می برد و آن ها را برای ایجاد تشکل های منظم تری مثل شورا و سندیکا آماده می کند.

ج- مهمترین امری که به نمایندگان کارگران قدرت می بخشد، نقش کارگران در تولید است. کارفرما می داند که اگر در مذاکرات انعطاف نشان ندهد؛ با اعتصاب و کم کاری کارگران، تولید می تواند متوقف شود و چرخه سود به خطر افتد. “خطرِ اعتصاب و قطع سود”، ابزار قدرتِ نمایندگان کارگری علیه کارفرما در زمان مذاکرات دوجانبه است.

مبارزه منطقه ای- صنفی

کارگران یک صنف (مثل “کارگران نساجی” یا “کارگران معادن مس”) یا یک منطقه (مثل “کارگران شهر صنعتی رشت”) نمایندگانی را برای مذاکره بر سرِ دستمزدها انتخاب می کنند. این امر مستلزم سازماندهی و اتحاد بین کارگران یک صنف یا منطقه تولیدی مشخص است. در چنین مبارزه ای:

الف- حداقل دستمزد یک صنف یا یک منطقه (َشهرک) تولیدی در مذاکره بین نمایندگان کارگران (صنف یا منطقه) و نمایندگان کارفرما(صنف یا منطقه) تعیین می شود و یا قراردادی دست جمعی بین نمایندگان کارگران و کارفرمایان به امضا می رسد.

ب- پیشبرد چنین مبارزه ای می تواند نویدبخش ایجاد تشکل های صنفی سراسری (به عنوان مثال “اتحادیه ملی معدن چیان”) یا تشکل های منطقه ای (مثل “اتحادیه کارگران شهر صنعتی رشت”) باشد.

مبارزه سراسری

مبنای این شکل از مبارزه، نمایندگان کارگرانِ کشور هستند. در این روش نمایندگان کارگران کشور طی اجلاسی نمایندگانِ طبقه کارگر ایران را برای مذاکره با دولت و سندیکای کارفرمایان جهت تعیین حداقل دستمزد سالیانه تعیین می کنند. نمایندگانِ طبقه اگر چه به طور غیر مستقیم انتخاب شده اند اما از طرف کلیت طبقه کارگر این نمایندگی و قدرت را دارند تا بر سر افزایش دستمزد با دولت و سرمایه داران مذاکره کنند.

در این روش:

الف- طی مذاکرات سه جانبه بین نمایندگان کارگران، دولت و کارفرما حداقل دستمزد ماهانه و ساعتی در سراسر کشور به تصویب می رسد. مذاکرات به قدرتِ رهبران و نمانیدگانی پیش می رود که توانایی و اعتماد به نفس لازم برای فراخوانی اعتصاب سراسری را دارند.

ب- مبارزه در ابعاد سراسری بدون تردید شکل پیچیده و بالاتری از مبارزه کارگری است .پیش نیاز چنین مبارزه ای ارتقای سطح آگاهی ، همبستگی و سازماندهی کارگران در کوران سال ها مبارزه یِ متشکل و قدرتمند است.

ج- اگر در این مذاکرات حداقل دستمزد کشوری به تصویب رسیده است اما همچنان دست کارگران در صنف ها و مراکز تولیدی برای فشار و چانه زنی جداگانه جهت افزایش دستمزد باز است.

جمع بندی

در شرایط فعلی طبقه کارگر ایران و با توجه به شدت سرکوب و اختناق که عملا مانع وجود تشکل های کارگری مستقل و واقعی در اکثریت مطلق مراکز تولید شده است، بهترین راه مبارزه برای افزایش دستمزد ها تشکیل مجمع عمومی در مراکز محلی تولید ، انتخاب نمایندگان کارگری و معرفی آنان برای مذاکره با کارفرما است. کمپین های اینترنتی و تومارهای امضا راه به جایی نمی برد. قدرت کارگران در مراکز تولیدی و در رابطه آنان با مناسبات تولیدی تعریف می شود، جایی که کارگران می توانند تولید و جریان سوددهی را به قدرتِ اعتصاب متوقف کنند.


دیدگاه خود را بنویسید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: