توسط سردبیر در
0

تغییر اندازه فونت:

کارخانه‌ی نیشکر هفت‌تپه در نزدیکی شهر شوش (استان خوزستان) و در منطقه ی هفت‌تپه‬ قرار دارد و در حدود 50 سال است که کارگران این کارخانه نسل به نسل مشغول تولید‬ ‫شکرهستند. بیش از 20 هزار هکتار زمین بسیار حاصلخیز و ﺁب فراوان برای ﺁبیاری نیزارها‬ ‫و کارخانه ای که محصول کشاورزی را نهایت به شکر تبدیل میکند وضعیت این شرکت را ‫بسیار خاص می کند. تفاله های گارخانه نیشکر نیز مورد استفادﻩ قرار میگیرد و در کارخانه‌ی‬ خوراک دام و تولید کاﻏذ و دستمال کاﻏذی‌سازی از ﺁنها استفادﻩ می‌شود.

سود‬های چشمگیری که به حساب‌های شرکت نیشکر و از ﺁنجا به حسابهای دولتی و خصوصی واریزشدﻩاست. در عوض ﺁنچه نصیب کارگران هفت تپه بوده، زندگی بخور و نمیر، کمر درد و‬ ‫یا از کارافتادگی برای کارگران پیر، قطع دست و انگشتان و تحمل حوادث کارخانه و جان کندن زیر بمباران و موشکباران دوران جنگ بوده است.

‫در سال های اخیر به دلیل واردات گسترده، قیمت شکر در بازار داخل ارزان شد. کارفرمای دولتی کارخانه هفت‌تپه اعلام کرد که دیگر تولید شکر از نظر اقتصادی به صرفه نیست‬ و باید کارخانه تعطیل شود و زمین‌ها‌یش به فروش برسد و در نتیجه همه کارگران هفت‌تپه بیکار‬ شوند. عواقب واگذاری به بخش خصوصی هم مشخص بود: بخش خصوصی تعداد زیادی از کارگران را اخراج می کرد. نهایتا‫ قدرت شان کارگران با کاهش تعداشان کمتر می‌شد، بخش اعظم دستگاﻩها فروخته می شد و از زمین های حاصلخیز استفاده سودآور می شد.

‫در سال های 85 و 86 و 87 در چند مرحله، پرداخت حقوق کارگران را به تعویق انداختند و‬‫ اعلام کردند که داریم ورشکسته می شویم! کارگران هم به‬‫ نپرداختن حقوق های معوقه خود اعتراض می‌کردند. در چند مرحله جلوی ساختمان اداری‬‫تجمع کردند و اعتراض خودشان را اعلام کردند. برخی از کارگران تصور می‌کردند که با‬‫تعویض مدیر شرکت، مشکل حل می شود. اما واقعیت اینطور بود که مدیران شرکت ممکن بود برای مدت کوتاهی جهت ساکت کردن‬ ‫کارگران اقدامی کنند، اما تفاوت زیادی در کل ماجرای تاخیر در پرداخت حقوق و نهایت اخراج کارگران وجود نداشت.‬

‫در سال 86 اعتراض کارگران شدت بیشتری یافت. چند تن از کارگران بازداشت شدند اما کارگران‬‫همچنان، خواهان پرداخت حقوق معوقه‌شان بودند؛ بنابراین اعتراض ادامه یافت. باﻻخرﻩ در‬بهار و تابستان 87 ماجراها شکل تندتری به خود گرفت.‬ ‫کارگران به مقامات مختلف نامه نوشتند که ما گرسنه‌ایم و چرا شش ماﻩ ‬‫پرداخت ِ حقوق ما به تعویق می‌افتد؟ کارگران بعد از مدتی متوجه شدند انتظار همراهی داشتن از مدیران بی فایدﻩ است. کارگران حتی با فرماندار صحبت و نامه نگاری کردند اما فایدﻩ‌ای نکرد.

سرانجام کارگران به این نتیجه رسیدند ‫که برای نشان دادن اعتراض خود به داخل شهر بیایند و راهپیمایی کنند. کارگران به داخل شهر ﺁمدند و شعار دادند «” کارگر هفت‌تپه‫ایم / گرسنه‌ایم گرسنه‌ایم» اما مورد تهاجم‬ ‫نیروی انتظامی قرار گرفتند.‫کارگران هفت‌تپه که تحت فشار اقتصادی شدیدی بودند، جادﻩی بین‌المللی شوش- اهواز را مسدود‬‫کردند و در نتیجه رفت و ﺁمد این محور ِحمل و نقل مختل شد.

در مراحل مختلف ِ اعتراض، به ویژﻩ مواقعی که اعتراضات در بیرون از محیط شرکت بود تعداد ‫زیادﯼ ازهمسران و افراد دیگر خانوادﻩﯼ کارگران در اعتراضات شرکت می‌کردند که کمک بسیار مفیدی در اعتراض کارگری بود. در نتیجهﯼ اعتراض‌ها، کارفرما برنامه خود برای تعطیلی کارخانه را به تعویق انداخت.

‫کارگران هفت‌تپه به دلیل دریافت نکردن چندین ماﻩ دستمزد، در شرایط به شدت سختی به سر می بردند. کارگران از تاریخ 16 اردیبهشت‬ 87 و به مدت بیش از 50 روز اعتصاب کردند و برای اینکه بهانه دست کارفرما ندهند برخی روزها نیمی از کارگران سر کار می ماندند و نیم دیگر به محل ‫تحصن و تجمع میرفتند. در حین تعویض شیفت هم ﺁخرین اخبار و تصمیم‌ها را به‌ ‫شیفت بعدی منتقل می کردند.

در میان کارگران، معمولا چند نفری بودند که در محل تحصن‬‫ صحبت میکردند و معتمد و مورد قبول بقیه بودند و یا اگر مدیری می‌‌‌آمد، ﺁنها از جانب‬‌ ‫کارگران حرف میزدند.‬‫‌ کارگران هفت‌تپه مثل تمام کارگران، نیاز داشتند از طریق تشکلشان خواسته‌ها و مطالباتشان ‬را طرح کنند. از طرفی در طول این سال ها متوجه شدﻩ بودند شورای اسلامی کار نمی تواند‬ ‫پاسخگوی نیاز ﺁنها باشد چرا که افراد شورای اسلامی مطابق قانون باید به مورد تایید کارفرما و ادارﻩ کار می بودند.

در مراحل بعدی اعتراض، کارگران ِهفت‌تپه چند بار تجمع و طی طوماری که به امضای چند‬ ‫هزار کارگر رسیدﻩ بود و به مقامات دولتی و اداری تحویل دادﻩ شدﻩ بود، اعلام کردند شورای‬ ‫اسلامی کار را نمی‌خواهند. ﺁنها همچنین اعلام کردند که می‌خواهند چند نفر از کارگران‬‫ معتمدشان پی‌گیر ایجاد تشکلی دیگرباشند. در میان این چند کارگر ِمعتمد، بحث انجمن صنفی یا سندیکا به عنوان تشکل جایگزین شورای اسلامی کار مطرح بود.

‫کارگران معتمد هفت‌تپه، طی مراحل مختلف گفتگو و نیز چند بار نامه‌نگاری که با مقامات دولتی‫ از جمله ادارﻩ کار شوش و استان کردﻩ بودند، یک بار درخواست تشکیل انجمن صنفی،‬ ‫یک بار سندیکا و یا یک بار ایجاد تشکل ﺁزاد را مطرح کردﻩ بودند و از مقامات‬ دولتی خواسته بودند تا با ﺁنها همکاری کنند که تشکل‌شان را راﻩ بیاندازند؛ از جمله درخواست مجوز و‫ارسال ناﻇر ادارﻩ کار برای مجمع عمومی جهت ایجاد انجمن صنفی در چهارچوب قانون کار‬‫ کردﻩ بودند.

پاسخ مسوولین این بود که این افراد خاص (یعنی کارگران معتمد) حتا اگر‬‫ بخواهند نمایندﻩ شورای اسلامی کار هم بشوند، رد صلاحیت خواهند شد! همچنین اعلام کردند ایجاد هرگونه تشکلی به ‌جز شورای اسلامی کار توسط کارگران ﻏیرقانونی است.‬

‫کارگران معتمد و از طریق ﺁن‌ها بخشی از کارگران هفت تپه متوجه شدند که مقامات دولتی باز ‬هم خواهان برپایی همان تشکل وابسته هستند و نمی‌خواهند نمایندگان مورد اعتماد کارگران‬انتخاب شوند. کارگران معتمد(هیات موسس) نهایتا به این نتیجه رسیدند که با این وضعیت، باید بدون کسب اجازﻩ از مقامات دولتی، تشکل خودشان را ایجاد کنند.‬

‫در پاییز سال 87 و باﻻخرﻩ بعد از بحث‌های متفاوت، هیات موسس، تصمیم گرفتند از میان چند‬‫ اساسنامه ی پیشنهادی از جمله یک اساسنامه ی شورای کارگری و چند اساسنامه ی مربوط به تشکل‌های موجود دیگر، یکی را که مورد قبول و توافق خودشان بود، مدنظر قرار دهند.‬ آ‌ن‌ها روزی را برای مهلت اعلام کاندیداتوری و روزی را هم برای انتخاب نمایندگان کارگری‫ تعیین کردند. ٧٢ کارگر کاندیدا شدند و در روز یکم ﺁبانماﻩ سال ٧٨ انتخابات برگزار شد.

نام‬ تشکل را در اعلامیه‌ی پیش از برگزاری انتخابات، «انجمن صنفی- سندیکایی» گذاشتند که بعد از در مکاتبه‌ها و نیز در میان کارگران به همان نام «سندیکا» معرفی و شناخته شد. زیرا قبلا (پیش از‬‫انقلاب 57)، در این شرکت سندیکای کارگری تاسیس شدﻩ بود و این نام در شرکت و در میان‬ ‫بخشهایی از کارگران سابقه داشت.

در روز انتخابات، علاوﻩ بر صندوق ﺛابت، صندوق سیار‫هم درسراسر نقاط شرکت که بسیار وسیع و بزرگ بود و از جمله در بخش‌های زیادی از زمین‌های وسیع کشاورزی گرداندﻩ و نزد کارگران بردﻩ شد. در شرایط فشار و تهدید و تنها ‫در۴ ساعت، اکثریت کارگران حاضر در یک شیفت کاری(تقریبا 1100 نفر از مجموع حدود1300 کارگر ِ حاضر در شیفت) رای خود را در ۴ صندوق انتخابات ریختند.

مدیر شرکت با ‫نصب اطلاعیه‌های زیادی در سطﺢ شرکت، انتخابات را ﻏیر قانونی اعلام کردﻩ و گفته بود‬ ‫برگزاری و شرکت در این انتخابات موجب برخورد قانونی خواهد شد. همچنین چند تا از‬ماشینهای نیروهای امنیتی در اطراف محیط شرکت گشت می‌زدند اما با ارادﻩی کارگران و به‬خاطر اعتمادی که ﺁنها به کارگران معتمد (هیات موسس تشکل) داشتند به دعوت هیات موسس ‫برای ایجاد تشکلی بدون اجازﻩ و تعیین تکلیف دولت و کارفرما پاسخ مثبت دادﻩ و با شادمانی و‬جرات در انتخابات شرکت کردند. کارگران به ٩ نفر که اکثرشان تقریبا همان کارگران معتمد ‫بودند بیشترین رای را دادند و ﺁنان به عنوان نمایندﻩ و اعضای هیات مدیرﻩ انجمن صنفی-‬‫سندیکایی کارگران نیشکر هفت‌تپه انتخاب کردند.

اگرچه اکثر کارگران به خاطر اعتماد به هیات‬ ‫موسس و نوع تشکلی که ﺁنها پیشنهاد دادﻩ بودند در انتخابات شرکت کردﻩبودند اما از طرفی ‬‫درصدی از کارگران هم دربارﻩی حق و حقوق خود و لزوم ایجاد تشکل تا حدودی ﺁگاهی پیدا ‬‫کردﻩ بودند زیرا در ماه‌های قبل و نیز تا حدودی، بعد از تشکیل سندیکا در میان کارگران ‫برگه هایی توزیع شدﻩ بود که در بارﻩی حق و حقوق کارگران به ﺁنها ﺁموزش می داد.

کارفرما که از این اقدام جدید کارگران، یعنی ایجاد تشکل مستقل بدون تایید خودش ترسیدﻩ‬ بود توسط نیروهای امنیتی اقدام به تهدید نمایندگان کارگران می‌کرد. کارگران هم که قبلا با‬‫ راهپیمایی در شهر و یا مسدود کردن جادﻩ و یا برپایی اعتصاب طوﻻنی و این بار با یک قدم‬ ‫جدی تر و حرکت برای پیگیری مطالباتشان به روش متحدانه و منظم‌تر یعنی اقدام به برپایی‬‫ انتخابات ﺁزاد سندیکا نشان دادﻩ بودند که برای پیگیری حق و حقوقشان‬‫تلاش و مبارزﻩ می‌کنند، مدیران و به طور کلی دولت را هراسان نموده بودند. برای مدتی، دیگر صحبت از فروش کارخانه نمی‌شد. حقوق معوقه کارگران پرداخت‬‫ شد و چند ماﻩ بعد حتی حدود 70 هزار تومان به حقوق کارگران اضافه شد.

تعدادی از کارگران‬ قراردادی استخدام شدند. نمایندگان کارگران، پیگیر اجرای طرح طبقه بندی مشاﻏل بودند که ‬خواست کارگران بود. در مجموع مبارزﻩی کارگران تا حدود زیادی با پیروزی همراﻩ شدﻩ‬ بود، اما کمبودهایی هم داشت که کم‌کم اﺛرات خودش را نشان داد.

‫یکی از مواردی که بسیار مهم و حیاتی بود و به خاطر نداشتن ‬‫تجربه‌ی کافی از آن غفلت شد، برگزاری جلسات ﺁموزشی توسط سندیکا بود. در واقع با وجود تاکید برخی‬‫ از دوستان فعال، تنها یکی دو جلسه‌ی مختصر آموزش سندیکایی برگزار شد و این کلاس‌ها ادامه پیدا نکرد.‬

همچنین کارگران که خواسته‌ی اصلی‌شان در اعتراضات، پرداخت حقوق معوقه بود پس از‬‫دریافت حقوق‌های معوقه، چندان پیگیر گسترش ﻇرفیت‌ها و وﻇایف و امکانات عملی ِ سندیکا نشدند. فعالیت سندیکا تا حدودی منحصر به اقدامات همان چند نفر‬منتخب شدﻩ بود.‬

‫به دلیل مواردی از جمله برخی ارتباطات چند از‬‫اعضای مدیر سندیکا با برخی نهادهای جهانی کارگری و اتلاف وقت و انرژی و سرگرم شدن برخی نمایندگان به آن وقت موثری صرف مساﺋل روز کارگران نمی شد. همچنین به دلیل نداشتن تجربه‌ی قبلی، بخشی از زمان و انرژی نمایندگان‬‫ کارگران صرف مساﺋلی شد که ﺁنها را از بدنه‌ی کارگری دور کرد؛ در صورتی که نیاز بود ﺁنها مراحل بعدی مبارزه برای مطالبات بیشتر، مساﺋل معیشتی و ملموس کارگران را قدم‬‫ به قدم و با همراهی کارگران پیش ببرند. ﻻزم بود بیش از هر کار ‬‫دیگری، با فعالیت خود در میان خود کارگران نشان بدهند که ایجاد تشکل فقط رای ‬‫دادن و یا به قصد کسب یک خواسته(مثلا دستمزد معوقه)نیست؛ بلکه ﻻزم است به صورت متحد و‬‫همراﻩ با ﺁموزش و ارتباط مداوم تشکیلاتی مطالبه های دیگر کارگری را نیز ‬‫پیش برد.

‬ البته این کمبود تنها مربوط به نمایندگان کارگران نبود بلکه در اساس به سطﺢ ﺁگاهی عمومی ‬‫کارگران هم بازمی‌گشت.‬‫ اضافه بر این کمبودها مشکل دیگری هموارﻩ ‬سد راﻩ می‌شد و ﺁن سرکوب نمایندگان کارگران و فضای تهدید و ناامنی فعالیتی و شغلی بود.

چند ماﻩ از تشکیل سندیکا نگذشته بود که در ماﻩهای ﺁخر سال 87 اکثر نمایندگان و اعضای‬‫هیات‌مدیرﻩ سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه بازداشت شدند و بعد ها چند نفر از ﺁنان به نام‫های علی نجاتی، فریدون نیکوفرد، جلیل احمدی، محمد حیدری مهر، رضا رخشان، و قربان‬‫علی‌پور هرکدام به چند ماﻩ زندان محکوم شدند که در سال های بعد در زندان دزفول حکم‬ حبس خود را تحمل کردند. ﺁنها همچنین از کار اخراج شدند. کارفرما بعدها یکی از‬‫نمایندگان کارگران به نام علی نجاتی را بار دیگر و این بار به بهانه‌ای دیگر به یک سال حبس محکوم کرد.‬‫هنگامی که ۵ نفر نمایندﻩی کارگران و اعضای هیات مدیرﻩی سندیکای کارگران نیشکرهفت‌تپه‌ ‬‫در سال ٨٨ زندانی بودند، تعدادی از کارگران هفت‌تپه و البته در سطﺢ باﻻتری، کارگران‬‫‌ جاهای دیگر به خاطر دفاع از مبارزه‌ی کارگران هفت‌تپه و حمایت از کارگران زندانی‌ ‬شروع به جمع ﺁوری کمک مالی برای خانوادﻩهای ﺁنان کردند.

جمع آوری کمک برای خانواده زندانیان پیشروی ‬و تجربه‌ی بزرگی برای جنبش کارگری بود؛ زیرا در مقابل ِ برخی که کمک‌های مالی ‫از منابع ﻏیر شفاف و معمولا ﻏیر کارگری را مد نظر داشتند، افرادی دیگر در جنبش کارگری توانستند این موضوع را عملا جا‬‫ بیاندازند که باید از تعداد زیادی از کارگران و از منابع مالی کارگری، کمک مالی شفاف جمعﺁوری کرد و همین کار را نیز کردند. در موفقیت این کار، علاوﻩ بر‫تلاش فعالین کارگری، فراخوان عمومی و شفاف یکی از کارگران ِزندانی(علی نجاتی) ، خطاب به همه‌ی کارگران، تاﺛیر گذار بود. در فراخوان مالی وی اعلام کردﻩ بود که ﻻزم‬ است به جای نهادها و جریان‌های ﻏیر کارگری، خانوادﻩهای کارگران زندانی توسط عموم ‬کارگران در سراسر کشور، مورد حمایت قرار بگیرند. کارگران و فعالین با این کار ضمن تقابل با روش‌های غیرشفاف و غلط کمک مالی، همچنین به سرمایه‌داری اعلام‬‫ می‌کنند که ما کارگران ِ با اسامی مشخص و اگر چه با مقادیر کم، حاضریم از هم ‬‫طبقه‌ای‌های خودمان دفاع کنیم و این شیوﻩ، تاﺛیر مهمی در حفظ استقلال مالی طبقه کارگری خواهد داشت.‬

‫کارفرما اقدام دیگری برای مقابله با سندیکای کارگران انجام داد. ﺁنها چند ماﻩ بعد از انتخابات ﺁزاد کارگران و برپایی سندیکای کارگری،‫ اقدام به برگزاری انتخابات برای تشکیل مجدد شورای اسلامی کار کردند تا کارگران مورد تایید خود به عنوان نمایندگان کارگران تحمیل کنند و همچنین اعلام کنند که این‬ کارخانه، تشکل کارگری دارد و نیازی به فعالیت سندیکا نیست. جالب اینجاست که از حدود4000 کارگر و با وجود حمایت مدیران و مقامات اداری-امنیتی ، تنها عدﻩی اندکی از کارگران در انتخابات شورای اسلامی کار شرکت کردند.‬

*************************************************

پی‌نوشت:‌ متن برگرفته از سایت کمیته هماهنگی است و توسط سردبیر ویرایش و خلاصه شده است.

 


دیدگاه خود را بنویسید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: