بایگانی دسته: سندیکا


مبارزه‌ی طبقاتی در آفریقای جنوبی از جنگ جهانی دوم تا اوسط دهه‌ی 1970

توسط سردبیر در

ترجمه پویان فرد ویراستار: محسن لاهوتی متن اصلی ما در مقاله‌ی قبلی به‌عنوان «تاریخ مختصرِ مبارزه طبقاتی در آفریقای جنوبی ـ قسمت اول» به‌مسائلی هم‌چون پیدایش سرمایه‌داری، تولد طبقه‌ی کارگر، نظام آپارتاید و اولین جنبش‌های کارگری در آفریقای جنوبی پرداختیم. و مقاله را با این نتیجه‌گیری به‌پایان رساندیم که جنبش کارگری در سال‌های‌ 1920 متحمل شکست شد، و بورژوازی (که در آن زمان توسط حزب کارگر و حزب ملی آفریقایی نمایندگی می‌شد)، موفق به‌سرکوبِ تمام کنش‌گری‌های مبارزه‌ی طبقاتی پرولتاریا گردید، و این سرکوب‌ها تا آن‌جایی مؤثر واقع گردید که طبقه‌ی کارگر [پس از گذشت سال‌ها] در آستانه‌ی جنگ جهانی دوم

خواندن را ادامه دهید


شکل‌گیری سندیکا در آفریقای جنوبی

توسط سردبیر در

نوشته‌ی: باروخ هیرسون ترجمه: پویان فرد اولین سوسیالیست‌ها در آفریقای جنوبی (به‌هنگام گذار به‌قرن بیستم) غالباً افرادی بودند که ایده‌‌های دگرگونی اجتماعی را از اروپایی‌ها گرفته بودند. آن‌ها یهودی‌های بوندیست Bundists{*2} از روسیه، سوسیال دموکرات‌ها و آنارشیست‌ها از بریتانیا و قاره اروپا، و دیگران از مکان‌های دوری مانند نیوزیلند و استرالیا آمده بودند[1]. چنین به‌نظر می‌رسد که انتقال محافل [و ایده‌های] سوسیالیستی از «خارج» به‌گروه‌های محلیِ گسترده‌تر در آفریقای جنوبی به‌طور جدی مورد بررسی قرار نگرفته است؛ و خاطرات محدود (و یا اسناد دیگرِ) موجودْ فقط فعالیتِ نخستین گروه‌های سوسیالیست را مورد بحث قرار داده‌اند. در نهایت، هنگامی که گروه‌بندی‌های

خواندن را ادامه دهید


داستان تشکیل سندیکای هفت تپه در سال 87

توسط سردبیر در

کارخانه‌ی نیشکر هفت‌تپه در نزدیکی شهر شوش (استان خوزستان) و در منطقه ی هفت‌تپه‬ قرار دارد و در حدود 50 سال است که کارگران این کارخانه نسل به نسل مشغول تولید‬ ‫شکرهستند. بیش از 20 هزار هکتار زمین بسیار حاصلخیز و ﺁب فراوان برای ﺁبیاری نیزارها‬ ‫و کارخانه ای که محصول کشاورزی را نهایت به شکر تبدیل میکند وضعیت این شرکت را ‫بسیار خاص می کند. تفاله های گارخانه نیشکر نیز مورد استفادﻩ قرار میگیرد و در کارخانه‌ی‬ خوراک دام و تولید کاﻏذ و دستمال کاﻏذی‌سازی از ﺁنها استفادﻩ می‌شود. سود‬های چشمگیری که به حساب‌های شرکت نیشکر و از ﺁنجا

خواندن را ادامه دهید


تاریخچه سنديكای كارگران شركت واحد

توسط سردبیر در

مقدمه: راننده‌گان شركت واحد از اقشار پركار و كم‌درآمد شهر تهران هستند. اكثریت آن‌ها مستأجر هستند و در حاشیه‌های تهران زندگی می‌كنند؛ این كارگران، روزانه هزاران نفر را در سطح شهر تهران جابه‌جا می‌كنند، آن‌هم در شرایط غیر‌استاندارد آلودگی هوا، آلودگی صوتی، ترافیك و بسیاری معضلات دیگر این شهر و به همین دلیل است که این کار را در دسته‌ی «مشاغل سخت و زیان‌آور» قرار داده‌اند. راننده‌گان تمام ساعت‌های كاری‌شان را به صورت مفید کار می‌کنند اما در عوض از كم‌ترین حقوق و مزایا بهره‌مند هستند. شورای اسلامی كار شرکت واحد مانند دیگر شوراهای اسلامی مراکز کاری، بدون هیچ‌گونه نظرخواهی

خواندن را ادامه دهید


جنبش سندیکایی ایران از 1285 تا 1301

توسط سردبیر در

آوتیس سلطان زاده مقدمه: آوتیس سلطان‌زاده یا آوتیس میکائیلیان در سال 1268 ، در شهر مراغه به دنیا آمد وی فعال سیاسی کمونیست ایرانی بودکه او حزب عدالت را پایه گذاشت و رهبری کرد.سلطان زاده از مؤسسین حزب کمونیست ایران بود و رهبری نخستین کنگره را بر عهده داشت.او در دوره استالین در شوروی به سال 1314 تیرباران شد. او در این دو مقاله به وضعیت سندیکاهای ایران بین سالهای انقلاب مشروطه (1907) 1285  تا اندکی پیش از نخست وزیری رضاخان  (1922)1301 می پردازد. مقاله یکم: جنبش‏ سنديكايى در ايران در كشورهاى عقب افتاده‌اى چون ايران كه در آن فئوداليسم هنوز ريشه

خواندن را ادامه دهید


تاریخچه سندیکای کارگران فلز کار و مکانیک

توسط سردبیر در

مازیار گیلانی‌نژاد بعد از تشکیل شورای متحده مرکزی اتحادیه های کارگران و زحمتکشان ایران (شورای متحده مرکزی) در بهار سال ۱۳۲۳، شورا با عضوگیری کارگران منفرد و متشکل کردن آنها در صنف مربوطه، پایه ایجاد تعدادی از سندیکاهای کارگری را بنیان گذاشت. در همین سالها با تلاش شورای متحده مرکزی جمعی از کارگران تراشکار که بیشتر آنها از ارامنه بودند، سندیکای فلز کار مکانیک را تشکیل دادند بعد از غیر قانونی شدن شورای متحده در بهمن سال ۱۳۲۷ سندیکای فلز کار مکانیک نیز به طور غیر علنی و توسط آقای بهاری که کارگر آهنگر و رابط بین سندیکا و شورای

خواندن را ادامه دهید


تاریخچه کوتاه «اتحادیه کارگران خوزستان» از 1306 تا 1308

توسط سردبیر در

یوسف افتخاری بازنویسی از محمود قزوینی اعتصاب خوزستان کلیه محرومیتها و ناکامیهایی که در صفحات گذشته شرح دادم، عدم رضایت و دشمنی و کینه کارگران را نسبت به شرکت نفت و رژیم فراهم آورده بود. هر وقت کارگران دور هم جمع میشدند، صحبت از بیرحمیها و بیعدالیتها و ظلم و فساد شرکت نفت میامد. کارگان با شرکت نفت مبارزه میکردند ولی مبارزه آنها از حدود فحش و ناسزا و نفرین تجاوز نمیکرد. اکثر اوقات کارگران از خدا مسئلت میکردند که انتقام آنها را از شرکت نفت گرفته و آن شرکت را به خاک مذلت نشاند. کارگران عقب مانده نمیدانستند که

خواندن را ادامه دهید